نام کاربری:    رمز عبور:






مهر مهتاب: مقالات ا

جستجو پیرامون این موضوع:    
[ برگشت به صفحه اصلی | انتخاب موضوع جدید ]



نویسنده: استاد یعقوب قمری شریف آبادی

نتيجه‌ ابواب‌ پيشين‌

در پگاه‌ فرخندة‌ الهي‌ و مطلع‌ صبح‌ ازلي‌ كه‌ انوار پرفروغ‌ لاهوتي‌، طريق‌ ظهور و بروزاسمايي‌ را در پيش‌ گرفت‌ و حب‌ ذات‌ احدي‌ به‌ دلالت‌ قدسي‌ «أَحْبَبْت‌ُ أَن‌ْ أُعْرَف‌َ»[1] ازسراپرده‌ «كُنْت‌ُ كَنزاً مَخْفِيّاً»[2] به‌ جلوه‌گشايي‌ جمال‌ و جلال‌ خويش‌ پرداخته‌ و زلف‌ مشكين‌و طره‌ سمن‌سايش‌ را سايه‌گستر مناهج‌ و معارج‌ انساني‌ در دو قوس‌ نزول‌ و صعود نمود،نخستين‌ زوج‌ مبارك‌ در ملا اعلا، انوار قدسي‌ علي‌ اعلا(ع‌) و منصوره‌ زهرا(س‌)، پرتوافشان‌سراير ذات‌ و گل‌افشان‌ اسرار سر به‌ مهر لاهوت‌ گرديد و موج‌ شور و حيات‌ بر بستر قافله‌كائنات‌ روان‌ گشت‌.

از فيضان‌ باران‌ رحمت‌ و تجلي‌ نور علي‌ اعلا(ع‌)، عرش‌ رحماني‌ و كرسي‌ ولايي‌جلوه‌گر شده‌ و از تلالو نور مطهر منصوره‌ زهرا(س‌) كرانه‌هاي‌ عالم‌، و مشرق‌ و مغرب‌هستي‌ از ظلمت‌ و تاريكي‌ رهايي‌ يافته‌، به‌ فروغ‌ عالم‌آراي‌ حضرتش‌ مزين‌ گرديد.



ادامه مطلب ...






نویسنده: استاد یعقوب قمری شریف آبادی

تكرار اين‌ حكايت‌ نغز روحاني‌ و قصه‌ پرراز و رمز معنوي‌ در هفت‌ سوره‌ از قرآن‌مجيد،[1] نشانگر تاكيد و اهتمام‌ وحي‌ آسماني‌ بر ماجرايي‌ است‌ كه‌ تلخ‌كاميها وشيرين‌كاميهايش‌، بهترين‌ آيينه‌ عبرت‌ و عالي‌ترين‌ درس‌ زندگي‌ براي‌ كمال‌ انساني‌ است‌كه‌ به‌ دلالت‌ «اَلْاِعْتِبارُ يُفيدُ الرَّشادَ»[2] راه‌ عروج‌ آدمي‌ را فراسوي‌ شيفتگان‌ جلال‌ و جمال‌مطلق‌ گسترده‌ و مشعل‌دار فراز و نشيب‌ پرمخاطره‌ طريقشان‌ مي‌گردد، و نكات‌ و ظرايف‌روح‌پرور چنين‌ داستان‌ نماديني‌، خود دائره‌المعارف‌ حقايق‌ و معاني‌ است‌ كه‌ يكايك‌حروف‌ و كلماتش‌، رازگشاي‌ سراير رشد و كمال‌ بوده‌ و هر صفحه‌ از قاموس‌ دل‌انگيزش‌،برگي‌ از دفتر حسن‌ و جمال‌ را بر قلوب‌ مشتاقان‌ و جانهاي‌ مهذب‌ و وارسته‌ مي‌گشايد.

آدمي‌ به‌ اشاره‌ قرآني‌ (اِنّا خَلَقْنَا الاِنْسان‌َ مِن‌ْ نُطْفَة‌ٍ أَمْشاج‌ٍ نَبْتَليه‌ِ)[3] تركيبي‌ مخلوط‌ ازخصايص‌ جسماني‌ و ويژگيهاي‌ باطني‌ والدين‌ است‌ كه‌ بذر نيكي‌ و سعادت‌ و يا بدي‌ وشقاوت‌ را از همان‌ ابتدا در نهاد فرزند خويش‌ به‌ جاي‌ گذاشته‌ و زمينه‌ عروج‌ آسماني‌، ياهبوط‌ ظلماني‌ را براي‌ او فراهم‌ مي‌آورند. بدين‌ جهت‌، آدم‌ صفي‌الله‌(ع‌) كه‌ گل‌ مراد را ازبوستان‌ عنايت‌ ربوبي‌ در وجود شيث‌ هبه‌الله‌(ع‌) يافته‌ بود، او و سلاله‌ پاكش‌ را از معاشرت‌و تزويج‌ با قابيل‌ و نسل‌ ظلمت‌پيشه‌ او برحذر داشت‌ كه‌: «اي‌ هبه‌الله‌! از قابيل‌ لعن‌ شده‌ وفرزندانش‌ دوري‌ نما و با آنان‌ ازدواج‌ و معاشرت‌ منماييد».[4]



ادامه مطلب ...






نویسنده: استاد یعقوب قمری شریف آبادی

آن‌گاه‌ كه‌ وجه‌ نگارين‌ الهي‌ پيش‌ از ظهور در سراي‌ شهود در سرادقات‌ عالم‌ غيب‌پنهان‌ بود و لطايف‌ جمال‌ و حقايق‌ جلال‌ احديت‌ در نهانخانه‌ «عماء»[1] قرار داشت‌، لطف‌ واراده‌ ازلي‌ به‌ جلوه‌گشايي‌ عالمي‌ از عوالم‌ بي‌شمار وجود پرداخت‌ و حب‌ ذاتي‌ بارقه ‌عشقي‌ شد تا محبوب‌ احدي‌ از وراي‌ حجاب‌ غيب‌ رخ‌ نمايد و حقيقت‌ نور محمدي‌(ص‌)از گنجينه‌ قدس‌ ربوبي‌ درخشيدن‌ گيرد و به‌ صراحت‌ «لَوْلا'ك‌َ لَما خَلَقْت‌ُ الْأَفْلا'ك‌َ»[2] از فروغ‌هستي‌ مظهر تام‌ اسم‌ اعظم‌ اللّه‌ تعالي‌، حضرت‌ محمد مصطفي‌(ص‌) آسمانهاي‌ هفت‌گانه‌ وزمين‌ پديدار شوند؛ چنان‌ كه‌ خود فرمود: «آن‌ هنگام‌ كه‌ خداوند خواست‌ مخلوقات‌ رابيافريند، پس‌ نور مرا شكافت‌ و از آن‌ آسمانها و زمين‌ را آفريد و به‌ خدا قسم‌! كه‌ من‌ ازآسمانها و زمين‌ بلند مرتبه‌ترم‌».[3]

و آندم‌ كه‌ به‌ گلبانگ‌ قدسي‌ «وَ لَوْ لا' عَلِي‌ٌّ لَم'ا خَلَقْتُك‌َ»[4] از ذات‌ مكنون‌ خداي‌ عالي‌،مظهر تام‌ خداوند رحمان‌، فروغ‌ جان‌بخش‌ علي‌ اعلا جلوه‌گر شد، به‌ دلالت‌ نبوي‌ «أَنْت‌َمِنّي‌ بِمَنْزِلَه‌ِ الرُّوح‌ِ وَ الْجَسَدِ»[5] حقيقت‌ تابناك‌ رسالت‌ حامل‌ روح‌ مطهر ولايت‌ گرديد و آن‌ظاهر نوراني‌ بدان‌ باطن‌ روحاني‌ آراسته‌ شد.



ادامه مطلب ...






نویسنده: استاد یعقوب قمری شریف آبادی

علي‌(ع‌) از پرتو كلام‌ معرفت‌آفرينَش‌ كه‌: «ما مِن‌ْ عِلْم‌ٍ اءِلاّ' وَ أَنَا أَفْتَحُه‌ُ»[1] مفتاح‌ گنجينه‌علوم‌ و حقايق‌ الهي‌ و خزانه‌دار معارف‌ خفيه‌ رحماني‌ و گشاينده‌ اسرار سر به‌ مُهر رحيمي‌است‌ كه‌ ابواب‌ قلوب‌ عاشقان‌ ولايت‌ را بر روي‌ حق‌ و حقيقت‌ گشوده‌ و چشمه‌هاي‌ پاك‌معنويت‌ و معرفت‌ را بر ضمير دلباختگان‌ آستانش‌ روان‌ ساخته‌ و زمزم‌ قدس‌، از ظاهر وباطن‌ وجود مقدسش‌ جوشيده‌ و جان‌ مصفاي‌ اوست‌ كه‌ مرآت‌ تمام‌نماي‌ حقايق‌ غيب‌ وشهود و سرائر ازل‌ و ابد است‌ كه‌ فرمود: «أَنَا الْأَوَّل‌ُ وَالْا'خِرُ وَالظّاهِرُ وَالْباطِن‌ُ وَ أَنَا بِكُل‌ِّ شَي‌ْءٍعَليم‌ٌ؛[2] من‌ اوّل‌ و آخر و ظاهر و باطنم‌ و من‌ به‌ هر چيزي‌ دانا هستم‌».

قاموس‌ حقايق‌ و عجايب‌، علي‌بن‌ابي‌طالب‌(ع‌)، كه‌ در تأويل‌ دلنواز آيات‌ (عَم‌َّيَتَسا´ئَلُون‌َ عَن‌ِ النَّبَأِ الْعَظيم‌ِ)[3] فرمود: «أَنَا النَّبَأُ الْعَظيم‌ُ؛[4] من‌ خبر بسيار بزرگم‌»، عظيم‌ترين‌سروش‌ جبروتي‌ است‌ كه‌ از عالم‌ لاهوت‌، رموزات‌ نهان‌ غيب‌ را در گوش‌ جان‌ ملكوتيان‌نجوا نموده‌ و از محرم‌سراي‌ حضرت‌ محبوب‌، خبر از راز و رمز جمال‌ جميل‌ (لَطيف‌ٌخَبيرٌ) [5]آورده‌ و براي‌ محرمان‌ سرّ ولا، نقاب‌ از رخساره‌ حق‌ برگرفته‌ است‌ و زمزم‌ نورعلوي‌ در جوار فروغ‌ عالم‌تاب‌ محمدي‌ است‌ كه‌ از آن‌ سوي‌ عرش‌ بر ديدگان‌ شهود تمامي‌انبياي‌ الهي‌ همچون‌ ابراهيم‌ خليل‌الرحمن‌(ع‌) روان‌ شده[6]‌ كه‌ خود حكايتگر شرافت‌ وعظمت‌ ولايت‌ اوست‌.[7]



ادامه مطلب ...






نویسنده: استاد یعقوب قمری شریف آبادی

مقتداي‌ پويندگان‌ صراط‌ معنا و امام‌ سبقت‌گرفتگان‌ به‌ جنت‌ لقا كه‌ انوار عظمت‌روحاني‌اش‌ از بيان‌ «أَنَا قا´ئِدُ السّابِقين‌َ اِلَي‌ الْجَنَّة‌ِ»[1] بر جان‌ خالصان‌ بارگاه‌ ولايي‌اش‌ تابيده‌،سابقان‌ طريق‌ ولايت‌ را به‌ زيور مقربين‌ آراسته‌، به‌ سرچشمه‌ زندگاني‌ نايل‌ نموده‌ و روح‌ ورياحين‌ و جنت‌ نعيم‌ را در ضمير پاكشان‌ جلوه‌گر ساخته‌ است‌ و آنان‌ را هاديان‌ راستين‌اصحاب‌ يمين‌ و ناخدايان‌ سفينه‌ معنويت‌ قرار داده‌ و مهتاب‌ آسمان‌ ولايتش‌ را بر راهيان‌صديق‌ و سابقان‌ مقربش‌ طالع‌ گردانيده‌ و مفتاح‌ ورود ايشان‌ به‌ دارالسلام‌ رحمانيت‌ را درنام‌ مقدسش‌ آشكار نموده‌ است‌؛ همچنان‌ كه‌ هنگام‌ دق‌ّالباب‌ بهشت‌، نداي‌ پررمز و راز «ياعَلِي‌» در گوش‌ جان‌ ارادتمندان‌ مشتاقش‌، طنين‌ عشق‌ مي‌افكند.[2]

از اين‌ رو، اگر تمامي‌ جن‌ّ و انس‌ در حصار امن‌ ولايتش‌ مأوا مي‌گزيدند و از كوثربهشتي‌ آن‌ ساقي‌ باقي‌ مي‌نوشيدند و مشام‌ جانشان‌ از رايحه‌ حقيقت‌ اسم‌ حضرتش‌سرمست‌ مي‌شد، هيچ‌گاه‌ دوزخ‌ خلق‌ نمي‌گشت‌ و انسان‌ همواره‌ در جنت‌ لقا به‌ سر مي‌بردو پيوسته‌ بهشت‌ برين‌ رحماني‌ و كوثر عشق‌ رحيمي‌، نديم‌ آدمي‌ بود؛ چنان‌ كه‌رسول‌اكرم‌(ص‌) دراين‌باره‌ مي‌فرمايد: «لَوِ اجْتَمَع‌َ النّاس‌ُ عَلي‌' حُب‌ِّ عَلِي‌ِّ بْن‌ِ أَبي‌ ط'الِب‌ٍ لَما خَلَق‌َاللّ'‌ُ النّارَ؛[3] اگر همه‌ مردمان‌ بر محبت‌ علي‌بن‌ابي‌طالب‌ اجتماع‌ مي‌كردند، هرگز دوزخ‌آفريده‌ نمي‌شد». علي‌(ع‌) كه‌ به‌ حق‌، تقسيم‌كننده‌ بهشت‌ و دوزخ‌ است‌، تكذيب‌كنندگان‌ولايت‌ را به‌ آتش‌ قهر و غضب‌ رحماني‌ گرفتار كرده‌ و اعراض‌كنندگان‌ از حريم‌ قدس‌ولايي‌ را به‌ شعله‌هاي‌ سوزان‌ ضلالت‌ مبتلا نموده‌ است‌: «من‌ آن‌ كسـي‌ هسـتم‌ كـه‌ تمام‌امتـها به‌ طاعت‌ من‌ دعوت‌ شدند، ولي‌ كفر ورزيـدند و به‌ عـذاب‌ آتـش‌ گرفـتار شدنـد ومن‌ خزانـه‌دار آتـش‌ بر آنها هستم‌»؛[4] چه‌ اينـكه‌ حضرتـش‌ به‌ دلالت‌ «أَنَاقاسِم‌ُ الْجَنَّة‌ِ وَالنّارِ»[5] ملقّب‌ به‌ اسم‌ شريف‌ قاسم‌ و تقسيم‌كننده‌ جنت‌ و نار، و ميزان‌ سنجش‌ بهشتيان‌ ودوزخيان‌، و ملاك‌ تمييز أعلي‌ عليين‌ از اسفل‌ سافلين‌ است‌ و سيماي‌ حقيقتش‌ جداكننده ‌حق‌ّ و باطل‌ بوده‌، پويندگان‌ راه‌ كمال‌ را نور معرفت‌ و آگاهي‌ مي‌بخشد.



ادامه مطلب ...