نام کاربری:    رمز عبور:






مهر مهتاب: مقالات ا

جستجو پیرامون این موضوع:    
[ برگشت به صفحه اصلی | انتخاب موضوع جدید ]



اشاره

نویسنده فرزانه: استاد یعقوب قمری شریف آبادی

کتاب، تجسم روح و روان نویسنده و نشان‌دهنده نوع اندیشه و میزان شناخت او است و خوانندگان با مطالعه هر کتاب در حقیقت، فروغ هدایت و یا ظلمت ضلالت را در صحیفه وجود خویشتن ترسیم می کنند و طریق صعود یا هبوط را می­ پیمایند. هر روزه در سراسر دنیا شاهد چاپ و نشر هزاران عنوان کتاب در رشته‌ های گوناگون علمی، روحی و غیره به زبان‌های مختلف هستیم که برای خوانندگان و پژوهشگران تأثیرات مثبت و انسان‌ ساز و یا پیامدهای منفی و مخرّب به همراه دارند.



ادامه مطلب ...






نویسنده: استاد یعقوب قمری شریف آبادی

نسيان‌ آدم‌(ع‌) و نداشتن‌ اراده‌ راسخ‌ در مراقبت‌ از نهر زلال‌ وجود حوا(س‌) كه‌ (وَ لَقَدْعَهِدْنا اِلي‌' آدَم‌َ مِن‌ْ قَبْل‌ُ فَنَسِي‌َ وَ لَم‌ْ نَجِدْ لَه‌ُ عَزْماً)،[1] به‌ اين‌ موضوع‌ بازگشت‌ مي‌نمايد كه‌ او درطليعه‌ عهد رسالت‌ صرفاً عالم‌ و آگاه‌ به‌ اسماي‌ الهي‌ بوده‌ و هنوز اسرار و معارف‌ اسمايي‌نهفته‌ در گنجينه‌ قلبش‌ تجلي‌ نكرده‌ بود؛ چه‌ اينكه‌ تجلي‌ حقايق‌ اسما و دريافت‌ معارف‌اذكار، نياز به‌ گذر زمان‌ و طي‌ مراحل‌ رشد و تعالي‌ تحت‌ تربيت‌ انسان‌ كامل‌ دارد تا آدمي‌ باسير و سلوكي‌ سرشار از صدق‌ و اخلاص‌، طي‌ سالياني‌ فرخنده‌، توام‌ با صبر و استقامت‌عاشقانه‌ در مكتب‌ ولايت‌ به‌ كمال‌ مطلق‌ نايل‌ گشته‌، موجب‌ شكوفايي‌ مهتاب‌ عقل‌رحماني‌ و مايه‌ تجلي‌ مكاشفات‌ و مشاهدات‌ روحاني‌ در مرآت‌ جهان‌نماي‌ دل‌ او گردد وحريم‌ جانش‌ از وساوس‌ نفساني‌ امان‌ يابد.



ادامه مطلب ...






نویسنده: استاد یعقوب قمری شریف آبادی

چنان‌ كه‌ واقعه‌ ذبح‌ فرزندش‌، حضرت‌ اسماعيل‌(ع‌)، خود اشاره‌ لطيفي‌ به‌ چگونگي‌موت‌ از آمال‌ و آرزهاي‌ ناسوتي‌ و فناي‌ از خواهشهاي‌ نفساني‌ حضرت‌ ابراهيم‌ خليل‌الرحمن‌(ع‌) مي‌باشد؛[1] چرا كه‌ يگانه‌ طريق‌ رهايي‌ از كمند اسارت‌ نفس‌ و گرداب‌ هولناك‌وسواس‌ خنّاس‌، قدم‌ نهادن‌ عاشقانه‌ بر سفينه‌ نجات‌ ولايت‌ براي‌ نيل‌ به‌ فناي‌ في‌ اللّه‌ وبقاي‌ به‌ وجه‌ اللّه‌ مي‌باشد؛ (وَلَه‌ُ الْجَو'ارِ الْمُنْشَئات‌ُ فِي‌الْبَحْرِ كَالْاَعْلام‌ِ... كُل‌ُّ مَن‌ْ عَلَيْها فان‌ٍ وَ يَبْقي'وَجْه‌ُ رَبِّك‌َ ذُوالْجَلال‌ِ وَ الْاءِكْرام‌ِ)؛[2] «و از آن‌ِ اوست‌ كشتيهاي‌ رونده‌ در دريا همچون‌ كوه‌ها...هر كسي‌ كه‌ بر آن‌ است‌، فاني‌است‌ و وجه‌ پروردگار صاحب‌ جلال‌ و اكرامت‌ باقي‌ است‌».



ادامه مطلب ...






نویسنده: استاد یعقوب قمری شریف آبادی

جلوه‌هاي‌ جلال‌ و جمال‌ الهي‌، آدم‌(ع‌) و حوا(س‌) كه‌ در بهشت‌ نعيم‌ ربوبي‌ دامان‌ عفاف‌و پاكي‌شان‌ به‌ آلايش‌ نفس‌ شيطاني‌ و لذت‌ شجره‌ تمتع‌ نفساني‌ مبتلا گرديده‌ بود، برق‌ تنبه‌و بيداري‌ در آسمان‌ وجودشان‌ جهيد و چون‌ پرده‌ غفلت‌ از ديده‌ بصيرتشان‌ فرو افتاد، به‌زشتي‌ عمل‌ خويش‌ واقف‌ گشته‌ و در پناه‌ برگهاي‌ سبزينه‌ ولايي‌، شرمگين‌ و پشيمان‌، آه‌حسرت‌ و ناله‌ سوزناك‌ ندامت‌ را از ژرفاي‌ قلب‌ خويش‌ سر دادند و پس‌ از هبوطي‌جان‌سوز، با طينتي‌ سرشار از نهايت‌ ارادت‌ و سرشتي‌ آكنده‌ از مهر و صداقت‌، معتكف‌حرم‌ امن‌ رحماني‌ شده‌ و در حريم‌ كوهسار استوار ولايت‌، خيمه‌ توبه‌ و انابه‌ افراشتند وروزگاران‌ مديد در مامن‌ ولا و صفا محرم‌ گشته‌، ديده‌ تعلق‌ از جاذبه‌ حيواني‌ و شهوات‌پست‌ جسماني‌ برگرفته‌ و لباس‌ وارستگي‌ و احرام‌ برتن‌، و جامه‌ تسليم‌ و اسلام‌ برجان‌بياراستند.

و اين‌ گونه‌، درد فراق‌ و جدايي‌ از يكديگر، سينه‌ دردمند و مجروحشان‌ را سرشار از آه‌و ناله‌اي‌ سوزان‌ نمود؛ چنان‌ كه‌ آدم‌ صفي‌الله‌(ع‌) در ايام‌ هجران‌ و فراق‌ از همسرش‌حوا(س‌)، هرگز بر او نظر نيفكند و ديده‌ از خواهش‌ جسماني‌ و تمتع‌ ملكي‌ نفس‌ فروبست‌[1] تا ضمير اميدوارشان‌ از زنگار غفلت‌ و نسيان‌، مطهر شود و نهاد خدايي‌شان‌ به‌ نوررحمانيت‌ و فروغ‌ رحيميت‌ منوّر، و صورت‌ الهي‌شان‌ به‌ سيرت‌ رحماني‌ و زينت‌ رحيمي‌زيور يابد. بدان‌ اميد كه‌ اين‌ حكايت‌ الهي‌ آيينه‌ تمام‌نماي‌ معنوي‌ و تجربه‌ عروج‌ روحاني‌بشر گردد.



ادامه مطلب ...






نویسنده: استاد یعقوب قمری شریف آبادی

شيث‌ هبه‌الله‌(ع‌) آن‌ وليده‌ مطهر الهي‌ و ذريه‌ مومن‌ حواي‌ بهشتي‌ كه‌ به‌ افتخار (وَ لَقَدْكَرَّمْنا بَني‌ 'ادَم‌َ)[1] مفتخر بود، وصيت‌ رحماني‌ و توصيه‌ معنوي‌ آدم‌(ع‌) را از زبان‌ دل‌ نغمه‌سازنمود و براي‌ حفظ‌ و صيانت‌ حريم‌ ايماني‌ و ضمير روحاني‌ خود و همسرش‌، نزله‌، ازظلمت‌ و ضلالت‌ قابيلي‌، پيوسته‌ ترنم‌ ربّاني‌ آدم‌ صفي‌الله‌(ع‌) را در گوش‌ جان‌، طنين‌افكن‌مي‌ساخت‌ و به‌ هدايت‌ آسماني‌ (اَلطَّيِّبات‌ُ لِلطَّيِّبين‌َ وَ الطَّيِّبُون‌َ لِلطَّيِّبات‌ِ)[2] تنها به‌ وجودپاكان‌ رحماني‌ دل‌ مي‌سپرد و فقط‌ دست‌ ارادت‌ و محبت‌ در حلقه‌ دوستي‌ با طيبان‌ ومومنان‌ هابيلي‌ مي‌آويخت‌ و به‌ اشارت‌ قدسي‌ (وَ لا' تُمْسِكُوا بِعِصَم‌ِ الْكَو'افِرِ)[3] از زنان‌ ناپاك‌شيطاني‌ حذر مي‌نمود و همواره‌ از قابيل‌ و ابناي‌ ملكي‌ او گريزان‌ بود و از معاشرت‌ و تناكح‌با آنها پرهيز مي‌كرد تا مبادا روح‌ قدسي‌اش‌ در زندان‌ طبيعت‌، اسير خواهش‌هاي‌ نفساني‌شده‌، ديدگان‌ حق‌بينش‌ از رويت‌ سراير عالم‌ غيب‌ و شهود محروم‌ گردد و وجه‌رحماني‌اش‌ در حجب‌ ظلماني‌ ناسوت‌ پنهان‌ شده‌ و دامان‌ عفاف‌ همسر بهشتي‌اش‌ به‌زنگار ابليسي‌ و ظلمت‌ قابيلي‌ بيالايد.

و اين‌چنين‌، ذريه‌ مومن‌ هابيلي‌ و نسل‌ پاك‌ و طيّب‌ آدم‌(ع‌) و حواي‌ بهشتي‌(س‌) صحيفه‌وجود را به‌ نقش‌ جمال‌ و كمال‌ ربوبي‌ بياراست‌ و سرمنشأ ظهور هابيليان‌ پاك‌طينت‌ ومومنان‌ سلسله‌ حق‌ و حقيقت‌ گرديد و زمزم‌ نورانيت‌ و كوثر روحانيت‌، به‌ حكم‌ آيت‌ (نُورٌعَلي‌' نُورٍ يَهْدِي‌ اللّه‌ُ لِنُورِه‌ِ مَن‌ْ يَشاءُ)[4] بر سينه‌هاي‌ رسته‌ از اسارت‌ طبيعت‌ و پيراسته‌ از بندانانيت‌، روان‌ گشت‌ و اصلاب‌ طاهره‌ و ارحام‌ زاكيه‌، حامل‌ نور آسماني‌ قمر ولا، علي‌مرتضي‌(ع‌) و زهره‌ معنا، فاطمه‌ زهرا(س‌) شدند.[5]



ادامه مطلب ...