نام کاربری:    رمز عبور:






مهر مهتاب: و

جستجو پیرامون این موضوع:    
[ برگشت به صفحه اصلی | انتخاب موضوع جدید ]



لطايف عارفانه استاد يعقوب قمري شريف آبادي: حروف (و) برگرفته از كتاب (لطايف عارفانه) و كتاب (زن طائر فردوس يا ساحر دوزخ)

نكته: لطايفي كه داراي علامت ( * ) ستاره هستند برگرفته از كتاب (زن طائر فردوس يا ساحر دوزخ) مي باشند و لطايفي كه اين علامت را ندارند برگرفته از كتاب (لطايف عارفانه) هستند.

 

نكته هاي معنوي و كلمات حكيمانه استاد

* وابستگی

ـ اکثریت‌ مردم‌ به‌ دلیل‌ وابستگی‌ به‌ زیبایی‌ و شرمگاه‌ زنان‌، به‌ اولیای‌ الهی‌ شرک ‌می‌ورزند.

 

 

واحديت

126. دنیا تجلی‌گاه واحدیت است. چنانچه در این واحدیت، رهرو حقیقت باشیم، راهبر طریقت می‌گردیم.

953. الله، نامي است درخشنده در احديت كه اسما را توسط انوارش در واحديت به ظهور مي‌رساند.

*- دنیا تجلی‌گاه‌ مخلوقات‌ خدا و سجده‌گاه‌ واحدیت‌ پروردگار است‌. چنانچه‌ در این ‌واحدیت‌ پروردگار، ساجد پیران‌ حقیقت‌ باشیم‌، مسجود جوانان‌ طریقت‌ گردیم‌.

 

 

وادي حيرت

286. وادی حیرت برای مريد نسبت به مراد، مانند بیابان پهناوری است که در آنْ فرزند، دست از دست پدر رها کرده.

 

 

وادي خاكدان

161. ناخدایان سفینه‌های ولایت به اتفاق ملوانانِ ابرار در سواحل دریای عشق و فنا لنگر انداخته تا در این وادی خاکدان، به جستجوی رهروان کوی معنا از بین مردمان باشند؛ سفینه‌هایی که با دَم مسیحایی به حرکت در می‌آیند و برای رسیدن به سرمنزل جمال بی‌نهایت رهسپار می‌گردند.

 

 

وادي مقدس

193. چون سرآغاز خلقت از عالم نباتی می‌باشد، تورات در وادي مقدس از شجره طور نازل گرديد.

 

 

وارث نعمات آخرت

844. همان‌گونه كه مستكبران وارث نعمات دنيايند، مستضعفان هم وارث نعمات آخرت مي‌باشند.

 

 

وارث نعمات دنيا

844. همان‌گونه كه مستكبران وارث نعمات دنيايند، مستضعفان هم وارث نعمات آخرت مي‌باشند.

 

 

واصل

4. چنانچه عقل به کمال برسد، مولودی به نام عشق تولد می‌یابد و چون عشق به کمال نایل شود، عارف به حقیقت خود واصل گردد.

5. همان‌گونه که عوالم هستی از اسفل سافلین تا اعلی علیین به همدیگر مرتبط می‌باشند، عوالم انسانی هم از جمادی تا وجه نورانی مرتبط می‌باشند. پس عاقل باشیم تا عاشق باشیم و عاشق باشیم تا عارف باشیم و عارف باشیم تا به جمال بی‌نهایت واصل گردیم.

 

 

واقعيت صورت ها

679. پيغام‌هاي الهي و ندا‌هاي رحماني از عالم غيب به عالم شهود منتقل گشت. روش‌ها توسط ديدار‌ها و گفتارها، سرشت‌ها را تكميل كرد و در پشت نقاب ظلمت واقعيت صورت‌ها را مخفي كرد.

 

 

والدين

501. مؤمنان در برابر اوليا همانند كودكان در مقابل والدينشان مي‌باشند.

512. مؤمنان در نزد سابقان همچون كودكان در نزد والدين خود مي‌باشند.

514. همان‌گونه كه والدين ناظر كودكان‌اند، سابقان هم ناظر مؤمنان مي‌باشند.

1027. علت برتری اسماعیل(ع) نسبت به ابراهیم(ع)، والدین آنان می‌باشد.

 

 

والدين باطني

1048. به ملكوت آسمان‌ها و زمين دست نمي‌يابد، مگر كسي كه جسمش توسط والدين ظاهري و روحش به واسطه والدين باطني متولد شده باشد.

 

 

والدين جسماني

766. كثيري از اسماي فرزندان آدم(ع) را والدين جسماني و قليلي را پدران روحاني مي‌گذارند.

 

 

والدين ظاهري

1048. به ملكوت آسمان‌ها و زمين دست نمي‌يابد، مگر كسي كه جسمش توسط والدين ظاهري و روحش به واسطه والدين باطني متولد شده باشد.

 

 

وبال

1141. علم اندوزي و ثروت‌اندوزي كه براي جامعه نباشد، وبال است.

 

 

وبال جسم

1031. علم بی‌عمل، وبال جسم است و معرفت بی‌عمل، عذاب روح می‌باشد.

 

 

وجد

946. خورشيد درخشيد،  ماه منور شد، زهره به وجد آمد و كواكب به سماع افتادند.

1224. وجد و سُرور برای عارف، و کشف و شهود برای سالک می‌باشد.

 

 

وجود

54. در وجود ما، بذر حقايق است كه با کوثر بی‌رنگ عشق می‌توانیم رؤیت کننده تجلیات خوشرنگ آن باشیم.

344. اگر گِل انسان با حرارت شعله عشق گداخته گردد، از آن طلایي به وجود می‌آید که توسط زرگر به جواهری زیبا مبدل می‌گردد.

483. عشق توسط زيبايي، و عرش توسط عشق به وجود مي‌آيد.

617. همان‌گونه كه با طلوع خورشيدْ زمين خنك، هوايش تميز و موجوداتش نمايان مي‌شود، آدمي‌ هم با تجلي عشقْ وجودش شاد، روحش پاك و حقايقش آشكار مي‌گردد.

733. انساني كه وجودش بهشت الهي، قلبش عرش رحماني و ضميرش كوثر رحيمي است، همچون يتيمي تنها در گِل و لاي طبيعت مي‌باشد.

 

 

وجود آدميان

406. عقل و عشق، دو نیروی مقدسی است که هر کدام در وجود آدمیان جایگاه و مکان خاص خود را دارند؛ عقل همچون وزیری اندیشمند در مغز برای حفظ و حراست کشور وجود از بیگانگان، و عشق همانند سلطانی قدرتمند در دل برای حفظ و حراست ملکه در حرمسرای کاخ می‌باشد.

 

 

وجود جسماني

1147. وجود جسماني ما توسط شمس، و وجود روحاني ما به واسطه قمر، سالم مي‌گردد.

 

 

وجود روحاني

1147. وجود جسماني ما توسط شمس، و وجود روحاني ما به واسطه قمر، سالم مي‌گردد.

 

 

وجود مكدر جن و انس

835. وجوه منور ملائكه و روح در اوايل قرآن، و وجود مكدر جن و انس در اواخر آن آشكار مي‌باشد.

 

 

وجود ناشناخته

118. اولیای رحمانی بر خلاف پیامبران الهی، وجودشان ناشناخته و شعارشان پوشیده می‌باشد. آن‌هایی که از نور آنان حیات و از روحشان شفا می‌گیرند، ساجدان سحر و محبان قمرند.

 

 

وجوه

717. سُرور آدميان در صعودشان و صعودشان در وجوهشان مي‌باشد.

 

 

وجوه زيبنده رحيميت

698. كلمات الهي و رحماني، دو نور گرم و سرد متقابلي است مانند آفتاب و مهتاب كه سرشت جسم و روح عاقلان و عاشقان را از مُلك و ملكوت به وجوه زيبنده رحيميت عبور مي‌دهد.

 

 

وجوه منور ملائكه و روح

835. وجوه منور ملائكه و روح در اوايل قرآن، و وجود مكدر جن و انس در اواخر آن آشكار مي‌باشد.

 

 

وجه

147. چهار چیز در عالم کثرت، نشانه وحدت است: خاک، آب، آتش و باد. خاک، پاک کننده مرغ؛ آب، پاک کننده مرغابی؛ آتش، پاک کننده پروانه؛ و باد پاك كننده گُل مي‌باشد. مرغ به منزله نفس، مرغابي به منزله عقل، پروانه به منزله عشق، و گُل به منزله وجه می‌باشد.

428. وجه، پل زيبايي است به سوي مه‌رويان ملكوت. فرج، پل زشتي است به سمت زشت‌رويان مُلك.

476. از بزرگ‌ترين تفضل پروردگار است كه وجه خود را در صورت بندگانش آشكار كرده.

545. عاشق توسط وجه و پروانه به واسطه شهد، به زيبايي دست مي‌يابند.

546. همان‌گونه كه زنبور توسط شهد به عسل مي‌رسد، مؤمن هم به واسطه وجه به معرفت مي‌رسد.

565. نور توسط الله، روح توسط رحمان، وجه توسط رحيم معنا مي‌یابد.

638. سير آدميان از آتش به سوي نور، و از گِل به سوي وجه مي‌باشد.

1033. قرآن، ظاهرش عقل، باطنش عشق و سِرّش وجه می‌باشد.

1050. خداپرستان سه گروه‌اند: كثيري به واسطه آتش، قليلي توسط نور و معدودي به سبب وجه پاك‌كننده خود مي‌باشند.

1127. عشق، آتشي است كه توسط شعله به نور و توسط نور به روح و از طريق روح به وجه مي‌رسد.

1138. حقيقت خورشيد آفتاب، حقيقت ماه مهتاب، و حقيقت زهره وجه مي‌باشد.

1145. شيريني عسل زنبور از شهد و شيريني بوسه معشوق از وجه مي‌باشد.

1154. کسی به غیب مؤمن است که توسط عقل به حق و به واسطه عشق به وجه رسیده باشد.

*ـ انسان‌ کامل‌ در مرآت‌ دل‌، نمازگزار وجه‌ پروردگارش‌ می‌باشد.

*ـ اولیای‌ الهی‌ با عرش‌ پروردگار، کامل‌ کنندهء عقل هایند، و با نسیم‌ عرش،‌ سالم‌ کنندهء قلب هایند و با کوثر عرش‌، طاهر کنندهء وجه‌هایند.

*ـ کاروان‌ رسولان‌ الهی‌ و اولیای‌ رحمانی‌، پیروان‌ راستین‌ خود را در حریم‌ رسالت‌ و ولایت‌ خویش‌ قرار می‌دهند تا با محمل‌ عشق‌ به‌ سر منزل‌ جمال‌ برسند و با سفینهء حسنین‌ به‌ وجه‌ بی‌ نهایت‌ رحیمیت‌ نایل‌ شوند.

*ـ هر جلوه‌ای‌ از مظاهر هستی‌، تجلی‌ وجه‌ واحدیت‌ پروردگار می‌باشد.

*ـ ولی‌ّ خدا با دو دست‌ شریعت‌ و معرفت‌، از بین‌ صورت‌ حیوانات‌، تصویر دهندهء‌ وجه‌ انسانی‌ به‌ شیعیان‌ و محبّان‌ خویش‌ می‌باشد؛ همچنان‌ که‌ خداوند با دو چراغ‌ خورشید و ماه‌، از بین‌ صورت‌ ظلمات‌ تجلی‌ دهندهء‌ وجه‌ آسمانی‌ می‌باشد.

 

وجه آدميت

700. از مهم‌ترين نشانه‌هاي قرآن براي نيل به وجه آدميت، آخرين آيه سوره حشر مي‌باشد.

 

 

وجه ابرار

53. طراوت بهشت در وجه ابرار، و حلاوت بهشت در وجه مقربان است.

 

 

وجه اطهار

899. قرآن، ظاهرش شهر الباب، باطنش نهر ابرار و ضميرش وجه اطهار مي‌باشد.

 

 

وجه الرحمان

1069. هر طرف، وجه الله است؛ مگر وجه الرحمن كه در صراط مستقيم نمايان است.

 

 

وجه الله

1069. هر طرف، وجه الله است؛ مگر وجه الرحمن كه در صراط مستقيم نمايان است.

 

 

*وجه اولیای الهی و کلمات آنها

ـ وجه‌ اولیای‌ الهی‌، بهشت‌ خدای‌ رحمان‌ است‌. نعمات‌ بهشت‌ رحمان‌، کلمات‌اولیای‌ خداست‌. گروهی‌ از کلمات‌ اولیای‌ خدا به‌ نفع‌ خود سود برند و عده‌ای‌ از وجه‌اولیای‌ خدا به‌ قلب‌ خود روح‌ دهند.

 

 

وجه بي­نهايت

34.زن‌ به منزله نور، و مرد به منزله روح می‌باشد. چنانچه نور حامل روح گردد، روح همچون فرشته قدسی عروج به سوی وجه بی‌نهایت نماید.

 

 

وجه پيامبران و اوليا

687. همان‌گونه كه خورشيد و ماه همواره با دو گام نور و ظلمت به وجه پيامبران و اوليا مي‌رسند، جن و انس هم پيوسته با دو گام شريعت و معرفت به وجه فرشتگان و قدسيان مي‌رسند.

 

 

وجه جميل

926. الها! وجه جميلت را در مرآت قلبم نگريستم و همچنان اميد دارم كه دگر بار نظاره‌گر آن باشم.

1217. برای رسیدن به وجه جمیل سه مرحله است: در زمین با عقل، در دریا با عشق و در آسمان با فنا.

 

 

وجه جميل محمدي

1097. چراغ شريعت موسوي در مسير طريقت ابراهيمی به سمت معرفت عيسوي در وجه جميل محمدي نمايان مي‌باشد.

 

 

وجه حور

971. همان‌طور كه عسل از شهد گل‌ به دست مي‌آيد، روح نيز از وجه حور به دست مي‌‌آيد.

 

 

وجه خدا

213. همان‌گونه که نقش خورشید در زمین، بدون آب منعکس نمی‌شود، وجه خدا هم در دل بدون کوثر انعکاس نمی‌یابد.

 

 

وجه درخشنده رحيميت

691. از براي راهيان جمال بي‌نهايت، گذرگاهي است به نام «فنا» كه مي‌بايد با دو نور الهيت و رحمانيت از وجه درخشنده رحيميت توسط عشق عبور كرد.

 

 

وجه درخشنده زهره حقيقت

699. با غروب شمس رسالت و طلوع مهتاب ولايت، به وجه درخشنده زهره حقيقت مي‌بايد رسيد.

 

 

وجه دلارام

628. الباب شعله سوزان، ابرار نور فروزان، و مقربان وجه دلارام مي‌باشند.

 

 

وجه رحيمي

326. عشق، حقیقت عظیمی است که هر کس بدان دست یابد، به جمال رحمانی، منور و به وجه رحيمی، مطهر و بر عرش الهی، مستقر می‌گردد.

 

 

وجه رحيميت

866. آسمان‌هاي هفتگانه براي راهيان عشق است كه با سجود و شهود به سوي وجه رحيميت در سيرند.

 

 

وجه زيبا

396. عشق، آتش بی‌دودی است که شعله آن علم و نور آن معرفت و حقيقت آن وجه زيبا می‌باشد.

 

 

وجه زيبنده

365. مرد در برابر زن، عقل است و زن در مقابل مرد، عشق می‌باشد. چنانچه عقل در برابر عشق استقامت ورزد، به وجه زیبنده مبدل می‌گردد.

407. خدا لطیف، ظریف، نظیف؛ خدا محبوب، معبود، معشوق؛ خدا جمال، جمیل، وجیه؛ خدا وجه زیبنده و لیلی زیباروی عشاق می‌باشد.

1153. از بين راه‌هاي بي‌نهايت، صراط مستقيم و صراط حميد تنها صراط انبياي الهی و اولیای رحمانی است.

 

 

وجه زيبنده رحيمي

409. آدمیان صورت‌هاي گوناگونی هستند که مي‌بايد توسط اولياي رحماني به وجه زیبنده رحيمي برسند.

 

 

وجه زيبنده زهره

871. آفتاب تابنده شمس و مهتاب فروزنده قمر، دو چراغ روشنايي‌بخش مُلك و ملكوت است براي رسيدن به وجه زيبنده زهره.

 

 

وجه سلامت

829. پذيرندگان دين سه گروه‌اند: گروهي در آتش جهالت، گروهي در نور هدايت، و گروهي در وجه سلامت مي‌باشند.

 

 

وجه فرشتگان و قدسيان

687. همان‌گونه كه خورشيد و ماه همواره با دو گام نور و ظلمت به وجه پيامبران و اوليا مي‌رسند، جن و انس هم پيوسته با دو گام شريعت و معرفت به وجه فرشتگان و قدسيان مي‌رسند.

 

 

وجه مقربان

53. طراوت بهشت در وجه ابرار، و حلاوت بهشت در وجه مقربان است.

592. شريعت، چراغ الباب، معرفت، نور ابرار، و حقيقت، وجه مقربان مي‌باشد.

1108. همان‌گونه كه زنبورها عسل‌هاي شفابخش خود را از شهد گل‌ها فراهم مي‌كنند، اولياي رحماني نيز معارف حيات‌بخش خود را از وجه مقربان فراهم مي‌كنند.

 

 

وجه مقربان جنّات

755. مؤمنان، فرشتگان شيدايند كه طعامشان وجه مقربان جنّات است؛ همچنان‌كه پروانگان، پرندگان زيبايند كه خوراكشان شهد گل‌هاي بوستان مي‌باشد.

 

 

وجه مقربان رحيمي

693. هنر ربّ، تصويرگري ابرار است همچون وجه مقربان رحيمي.

 

 

وجه منور و مطهر رحيمي

170. انسان در اعلا مرتبه ایمان رهسپار منزلگه خود در بهشت فردوس است تا در آن مکان مقدس، جمال زیبایش را به وجه منور و مطهر رحیمی زینت بخشد.

 

 

وجه نوراني

5.همان‌گونه که عوالم هستی از اسفل سافلین تا اعلی علیین به همدیگر مرتبط می‌باشند، عوالم انسانی هم از جمادی تا وجه نورانی مرتبط می‌باشند. پس عاقل باشیم تا عاشق باشیم و عاشق باشیم تا عارف باشیم و عارف باشیم تا به جمال بی‌نهایت واصل گردیم.

 

 

*وجوه ساجدان لقا و مسجودان فردوس

ـ از طریق‌ پیامبران‌ و اولیا، بهشتهای‌ لقا و فردوس‌ آشکار می‌گردد و از طریق‌ علوم ‌الهی‌ و معارف‌ رحمانی‌، وجوه‌ ساجدان‌ لقا و مسجودان‌ فردوس‌ ظاهر می‌گردد. وجوه‌ ساجدان‌، سیمای‌ فرشتگان‌ لقا و وجوه‌ مسجودان‌، سیمای‌ مقربان‌ می‌باشد به‌ صورت‌جلال‌ الهی‌ و جمال‌ رحمانی‌ آشکار می‌شوند. به‌ همین‌ طریق‌، جلال‌ الهی‌ و جمال ‌رحمانی‌ همچون‌ شمس‌ و قمر می‌روند تا به‌ لطایف‌ انوار و ارواح‌ رحیمیت‌ در عوالم ‌بی‌نهایت‌ غیب‌ و شهود واصل‌ گردند.

 



ادامه مطلب ...






وجيه

407. خدا لطیف، ظریف، نظیف؛ خدا محبوب، معبود، معشوق؛ خدا جمال، جمیل، وجیه؛ خدا وجه زیبنده و لیلی زیباروی عشاق می‌باشد.

951. همان‌گونه كه زمين‌ها توسط باغبانان حاذق زيبا مي‌گردد، زن‌ها نيز به واسطه اولياي كامل وجيه مي‌گردند.

 

 

وجيه دنيا و آخرت

674. از بهترين اسماي الهي، اسم رحيم است كه وجيه دنيا و آخرت مي‌باشد.

 

 

وحدت

146. تعداد سلول‌های یک انسان حدود صد هزار میلیارد می‌باشد. اگر به عنوان مثال انسانی که صد کیلوگرم بار بر می‌دارد، بتواند به وحدت و اتحاد سلول‌های وجودش برسد، هر سلول می‌تواند همان صد کیلوگرم بار را بر دارد. چنانچه هر سلولی صد کیلوگرم بار بر دارد، هر ده سلول یک تُن بار را بلند خواهد کرد. بنابراین، یک انسان با اتحاد سلول‌هایش می‌تواند ده هزار میلیارد تُن بار را بلند نماید. اگر هر اتومبیل پنج تُن وزن داشته باشد، یک انسان می‌تواند دو هزار میلیارد اتومبیل را بلند کند. با توجه به مسافت صد و پنجاه میلیون کیلومتری بین زمین و خورشید، اگر هر اتومبیل ده متر باشد، طول این تعداد اتومبیل صد و سی و سه برابر فاصله زمین تا خورشید است.

147. چهار چیز در عالم کثرت، نشانه وحدت است: خاک، آب، آتش و باد. خاک، پاک کننده مرغ؛ آب، پاک کننده مرغابی؛ آتش، پاک کننده پروانه؛ و باد پاك كننده گُل مي‌باشد. مرغ به منزله نفس، مرغابي به منزله عقل، پروانه به منزله عشق، و گُل به منزله وجه می‌باشد.

289. راه یافتن از کثرت به وحدت، همانند راه یافتن از خشکی به دریا است.

349. سیر عقل با دو پا در مُلک به طرف کثرت، و سیر عشق با دو بال در ملکوت به سوی وحدت می‌باشد.

381. دنیا برای آدمیان دو مكان است. اگر در كثرت باشند، از جنیان‌اند و اگر در وحدت باشند، از فرشتگان می‌باشند.

1053. همان‌گونه كه آدميان توسط وحدت به قدرتي عظيم تبديل مي‌شوند، سلول‌ها نيز توسط وحدت به قدرت عظيمي مبدل مي‌گردند.

*ـ انسان‌ بی‌اراده‌ به‌ منزلهء‌ مردهء‌ متحرک‌ است‌. حیات‌ و توانمندی‌ انسان‌ به‌ واسطهء ‌سلولهای‌ زنده‌ می‌باشد. حیات‌ معنوی‌ و هوشیاری‌ سلولها با انرژی‌ جذبهء‌ عشق‌ در معبود حاصل‌ می‌گردد. هرگاه‌، هجوم‌ لشکر خوف‌ در انسان‌ ایجاد ناامنی‌ کند، سلولها با وحدت‌ و اتحادی‌ که‌ از طریق‌ عشق‌ به‌ معبود دارند، با تمرکز فکر آدمی‌ دست‌ به‌ کارهای ‌خارق‌العاده‌ می‌زنند.

 

 

وحدت آسمان

478. وحدت آسمان توسط ماه، و كثرت زمين به واسطه خورشيد نمايان مي‌باشد.

 

 

وحي

1114. معجزه انبياي الهي، و كرامات اولياي رحماني توسط وحي و الهام به انجام مي‌رسد.

 

 

وحي خداوند

345. وحی خداوند بر موسی کلیم الله(ع) از طریق آتش، و بر محمد رسول الله(ص) از طریق نور نازل گردید.

 

 

وديعه نوراني

825. در آ‌ن هنگام كه خورشيد عالم‌تاب، زهره منور خويش را به عنوان امانت به ماه تابانش اهدا فرمود، از او خواست كه به اين نكات مهم گوش فرا دهد: اي ماه عزيز! تو خود آگاهي كه در چه مقام و جايگاهي قرار داري و در اين سراي ظلماني مكلفي كه از اين وديعه نوراني محافظت كني. دوم آنكه در مسافت روز و شب خود، آنچنان رفت و آمد خود را هماهنگ كني كه به زهره محبوب ستم نكني تا او همچون فرشته‌اي زيبا بتواند در عالم كثرت، راغبين مطهرش را در سحرگاهان به سوي ستارگان درخشنده وحدت جذب كند.

 

 

ورود خورشيد

1104. ورود خورشيد در محدوده ماه، محال، و ورود ماه در محدوده خورشيد ممكن مي‌باشد.

 

 

ورود ماه

1104. ورود خورشيد در محدوده ماه، محال، و ورود ماه در محدوده خورشيد ممكن مي‌باشد.

 

 

وزير انديشمند

406. عقل و عشق، دو نیروی مقدسی است که هر کدام در وجود آدمیان جایگاه و مکان خاص خود را دارند؛ عقل همچون وزیری اندیشمند در مغز برای حفظ و حراست کشور وجود از بیگانگان، و عشق همانند سلطانی قدرتمند در دل برای حفظ و حراست ملکه در حرمسرای کاخ می‌باشد.

 

 

وسواس

634. زماني عاشق نسبت به معشوق از وسواس رها مي‌شود كه به زندگي گذشته‌اش توجه كند.

 

 

وسوسه ابراهيم(ع)

942. وسوسه ابراهيم(ع) از آزر و يقين اسماعيل(ع) از ابراهيم(ع) در قربانگاه، نشأت گرفت.

 

 

وصال

172. مؤمن به سبب عقل به کمال، و به سبب عشق به جمال، و به سبب معرفت به وصال می‌رسد.

 

 

وضوخانه آخرت

2. دنیا وضوخانه آخرت و آخرت نمازخانه دنیا است. پس در وضوخانه دنیا با کوثر عشق به نمازخانه آخرت راه یابیم.

 

 

وضوخانه دنيا

2. دنیا وضوخانه آخرت و آخرت نمازخانه دنیا است. پس در وضوخانه دنیا با کوثر عشق به نمازخانه آخرت راه یابیم.

 

 

وضوي عشق

51. براي لقاي معبود، عاقلان وضوي عقل، عاشقان وضوي عشق، و فانيان وضوي فنا مي‌گيرند.

 

 

وضوي عقل

51. براي لقاي معبود، عاقلان وضوي عقل، عاشقان وضوي عشق، و فانيان وضوي فنا مي‌گيرند.

 

 

وضوي فنا

51. براي لقاي معبود، عاقلان وضوي عقل، عاشقان وضوي عشق، و فانيان وضوي فنا مي‌گيرند.

 

 

وعده پروردگار

186. وعده پرودگار فرا رسید و خضرای ظلمات به خشک‌زار شهوات تبدیل گردید.

581. سرمنشأ دجال فريبنده و ستمگر به زمان رسالت موسي كليم الله(ع) باز مي‌گردد كه تا سال‌هاي متمادي رها و ناشناخته بود تا اينكه در زمان سلطنت ذوالقرنين به اسم يأجوج و مأجوج در پشت سد زنداني، و با رسالت محمد رسول الله(ص) به صورت و روشي ديگر با نام دجّال شناسايي شد و با حكومت و ولايت علي وليّ الله(ع) به طور مرموز، گمراهي و ستمگري‌اش را آغاز كرد تا اينكه با تحقق وعده پروردگار در 22 بهمن 1357 سدّ يأجوج و مأجوج شكسته شد و با لباس و لحني فريبنده و در نظر اهل بصيرت همچون اژدهايي يك چشم، از جايگاه خود به حركت درآمد و عوام ملت‌ها را با ترفند عدل و منشش به سمت خود فراخواند.

 

 

ولايت

30. همان‌گونه که نوح(ع) توسط رسالت مردم را به واسطه فسادشان در آب فرو برد، مهدی(ع) نیز توسط ولایت مردم را به واسطه فسادشان به کام آتش خواهد برد.

39. «ابتر» به كساني گويند كه در ولايت،‌ كوثر رسول اكرم(ص) را در خانه علي(ع) همچون ناقه صالح(ع) پي كردند.

413. سرّ تخلف آدم(ع) قبل از ولايت چشیدن از شجره رسالت بود که با خونريزي قابیل مصداق پیدا کرد.

533. همان‌گونه كه بعد از بهار و تابستان درختان غبارآلود و بي‌ثمر مي‌شوند، بعد از رسالت و ولايت مردمان كفرآلود و بي‌هدف مي‌گردند.

543. شريعت بدون معرفت، همانند رسالت بدون ولايت مي‌باشد.

615. همان‌گونه كه بذر گل در زمين به واسطه باغبان رشد مي‌كند، فطرت آدمي‌ هم در ولايت به واسطه اوليا به كمال مي‌رسد.

678. با غروب خورشيد محمدي(ص) در رسالت، و غروب خورشيد خميني(س) در ولايت، نقاب‌هاي ظلمت بر روي چهره‌ها كشيده شد و صورت‌ها در زير نقاب‌ها توسط روش‌ها به شكل‌هاي گوناگون در آمد.

704. ولايت قبل از رسالت پوشيده و بعد از رسالت ظاهر گشت. در رسالت شرك، و در ولايت شك مي‌آورند.

960. ولايت، خال لب رسالت است كه توسط معرفت رؤيت مي‌گردد.

1107. رسالت در حريم ولايت، محدود، و ولايت در حريم رسالت، نا محدود مي‌باشد.

*ـ آدم‌ در حضور ملائکه‌ توسط‌ رسالت‌ نزد حوّا آمد. بعد از توبه‌ توسط‌ ولایت‌ حوّا را همراهی‌ کرد.

*ـ آن‌ کس‌ که‌ به‌ ولایت‌ تسلیم‌ شد، به‌ نور معرفت‌ تکمیل‌ شد و شک‌ و تردیدش‌ به ‌حق‌الیقین‌ تبدیل‌ شد.

*ـ انبیای‌ الهی‌ در باطن‌، پذیرندهء ولایت‌ رحمانی‌ هستند؛ همچنان‌ که‌ اولیای‌ رحمانی‌ در ظاهر، پذیرندهء‌ رسالت‌ انبیای‌ الهی‌ هستند. از جملهء انبیای‌ الهی‌، موسی‌ کلیم‌ اللّه‌ بود که‌ با وجود عدم‌ استقامت‌ و شنیدن‌ ندای‌ «لن‌ ترانی‌» ولایت‌ خضر را پذیرا شد.

*ـ برای‌ به‌ دست‌ آوردن‌ صورت‌ انسانی‌ باید در ولایت‌ اولیا صوت‌ داوودی‌ آموخت‌.

*ـ بهشت‌ اولیای‌ الهی‌ ولایت‌ آنان‌ می‌باشد. روانهء‌ بهشت‌ اولیای‌ الهی‌ شویم‌ که ‌دارالسلام‌ خدای‌ رحمان‌ است‌.

*ـ جلوهء‌ مهتاب‌ گونهء‌ ولایت‌ در صراط‌ مستقیم‌ مشهود است‌. خواندن‌ ام‌الکتاب‌ دل‌ با طهارت‌ در ولایت‌ الهی‌ ممکن‌ می‌باشد.

*ـ رسالت‌، چراغی‌ برای‌ ولایت‌ است‌ و ولایت‌ چراغی‌ برای‌ رویت‌ جمال‌ الهی‌ می‌باشد.

*ـ رسالت‌، ریشه‌ در عقل‌ دارد. ولایت‌، ریشه‌ در عشق‌ دارد. پیشوایان‌ کوی‌ عقل‌ و عشق‌ انبیا و اولیایند.

*ـ شریعتی‌ که‌ به‌ همراه‌ طریقت‌ باشد، سرانجامش‌ حقیقت‌ است‌ و حقیقتی‌ که‌ به ‌همراه‌ ولایت‌ باشد، سرانجامش‌ سلامت‌ می‌باشد.

*ـ عالی‌ترین‌ شکر ولایت‌، فنای‌ در وجه‌ پروردگار و بقای‌ به‌ او، همچون‌ قطره‌ در دریاست‌.

*ـ همانگونه که روزی زنبوران عسل از گل و گلزارهای دنیا، و عسل شفابخش شان برای مردمان در شکاف کوه می باشد، روزی اولیای الهی نیز از روح و ریاحین بهشت، و کلام شفابخش شان برای مؤمنان در کهف ولایت می باشد.

*ـ علوم‌ فقها در شریعت‌ الهی‌ توسط‌ رسالت‌، و شعور عرفا در معرفت‌ رحمانی ‌توسط‌ ولایت‌ حاصل‌ می‌ گردد. شریعت‌، علوم‌ نفس‌ است‌ برای‌ الباب‌. معرفت‌، شعور نفس‌ است‌ برای‌ ابرار و حقیقت‌، شهود نفس‌ است‌ برای‌ مقربان‌.

*ـ غیرت‌ و جوانمردی‌، شاه‌ کلید ابواب‌ ولایت‌ می‌باشد.

*ـ فرار مردم‌ از ولایت‌، همانند فرار حیوانات‌ وحشی‌ است‌ از شهر.

*ـ معراج‌ رسول‌ اکرم‌(ص‌)، عروج‌ رسولان‌ الهی‌ در ولایت‌ رحمانی‌ می‌باشد.

*ـ هر چیزی‌ که‌ اعتقاد مؤمن‌ را به‌ ولایت‌ ضعیف‌ نماید، گناه‌ محسوب‌ می‌شود.

*ـ همان‌ گونه‌ که‌ نوح‌(ع‌) در رسالت‌ خویش‌ اکثریت‌ مردم‌ را به‌ واسطه‌ ظلم‌ و فساد در آب‌ غرق‌ نمود، مهدی‌ آخر الزمان‌ هم‌ در ولایت‌ خویش‌ اکثریت‌ مردم‌ را به‌ واسطه‌ ظلم‌ و فسادشان‌ به‌ کام‌ آتش‌ خواهد کشید.

*ـ مومنان‌ را عشق‌ بر دو گونه‌ است‌: عشق‌ به‌ آفتاب‌ رسالت‌ و عشق‌ به‌ مهتاب‌ ولایت‌؛ همچنان‌ که‌ عقل‌ بر دو گونه‌ است‌. کمال‌ عقل‌ در آفتاب‌ رسالت‌ و جمال‌ عقل‌ در مهتاب ‌ولایت‌ می‌باشد. به‌ این‌ ترتیب‌، می‌توان‌ از طریق‌ شریعت‌ و معرفت‌ به‌ جلال‌ الهی‌ و جمال ‌رحمانی‌ نایل‌ گردید.

 

 

ولايت اوليا

69. دین، جاذبه و دافعه است. در رسالت انبیا، جاذبه و در ولایت اولیا، دافعه می‌باشد.

425. رسالت پيامبران در مقابل شرك، و ولايت اوليا در برابر شك مي‌باشد.

774. رسالت انبيا و ولايت اوليا همانند آفتاب شمس و مهتاب قمر، حيات‌بخش خاك و‌ روح‌بخش آب مي‌باشد.

880. رسالت انبيا در ظلمت زمين با چراغ شريعت، و ولايت اوليا در تاريكي آسمان با نور معرفت مي‌باشد.

 

 

ولايت اولياي الهي

823. ولايت اولياي الهي همانند مغناطيس است كه تنها جذب كننده بُراده‌هاي آهن مي‌باشد.

 

 

ولايت اولياي رحماني

293. رسالت پیامبران الهی در چهل سالگی، و ولایت اولیای رحمانی در پنجاه سالگی آغاز می‌گردد.

 

 

ولايت علي ولي الله(ع)

581. سرمنشأ دجال فريبنده و ستمگر به زمان رسالت موسي كليم الله(ع) باز مي‌گردد كه تا سال‌هاي متمادي رها و ناشناخته بود تا اينكه در زمان سلطنت ذوالقرنين به اسم يأجوج و مأجوج در پشت سد زنداني، و با رسالت محمد رسول الله(ص) به صورت و روشي ديگر با نام دجّال شناسايي شد و با حكومت و ولايت علي وليّ الله(ع) به طور مرموز، گمراهي و ستمگري‌اش را آغاز كرد تا اينكه با تحقق وعده پروردگار در 22 بهمن 1357 سدّ يأجوج و مأجوج شكسته شد و با لباس و لحني فريبنده و در نظر اهل بصيرت همچون اژدهايي يك چشم، از جايگاه خود به حركت درآمد و عوام ملت‌ها را با ترفند عدل و منشش به سمت خود فراخواند.

 

 

ولايت قمر

‌732. نمازها با روشنايي روز و تاريكي شب اقامه مي‌شود؛ همچنان‌كه شريعت در رسالت شمس و معرفت در ولايت قمر محقق مي‌گردد.

 

 

وليّ

281. همان‌گونه که هر هنرمند نقاشی بهترین اوقات زندگی را در هنرکده خود با دیدن آثار هنری‌اش می‌گذراند، هر ولی‌ای از اولیای الهی نیز شیرین‌ترین اوقات زندگی‌اش را با دیدن پیروان راستین خود می‌گذراند.

574. فرق بين عشق مجازي به همسر خود و عشق الهي به وليّ خود، آن است كه عشق مجازي به فرزند، و عشق الهي به معرفت منتهي مي‌گردد.

1060. هيچ ولي‌اي از اولياي الهي همچون حسين بن علي(ع) افشاي سِرّ ننمود.

 

 

*ولی خدا

ـ همان‌ گونه‌ که‌ میلیونها اسپرم‌ در رحم‌ فدا می‌شوند تا یک‌ اسپرم‌، انسان‌ بشود، میلیونها انسان‌ هم‌ در دنیا فدا می‌شوند تا یک‌ انسان‌، ولیّ‌ خدا بشود.

 

 

ولي كامل

260. تعصب و حساسیتِ دو کس از نادانی است: مریضی که نیازمند طبیب حاذق باشد و معصيت‌کاری که نیازمند ولیّ كامل باشد.



ادامه مطلب ...