نام کاربری:    رمز عبور:






مهر مهتاب: ن

جستجو پیرامون این موضوع:    
[ برگشت به صفحه اصلی | انتخاب موضوع جدید ]



لطايف عارفانه استاد يعقوب قمري شريف آبادي: حروف (ن) برگرفته از كتاب (لطايف عارفانه) و كتاب (زن طائر فردوس يا ساحر دوزخ)

نكته: لطايفي كه داراي علامت ( * ) ستاره هستند برگرفته از كتاب (زن طائر فردوس يا ساحر دوزخ) مي باشند و لطايفي كه اين علامت را ندارند برگرفته از كتاب (لطايف عارفانه) هستند.

 

نكته هاي معنوي و كلمات حكيمانه استاد

 

ناامني

139. اسپرم‌ها نقش مهم‌ترین عامل حیات و توانمندی را برای سلول‌های بدن، به خصوص مغز و قلب دارند. هر انسان فانی با جذبه عشق و تمرکز فکر، مطمئناً به اتحاد سلول‌ها نایل می‌شود و هرگاه در اثر خوف و ناامنی، اراده‌ای از او به وجود آيد و بخواهد از منافذ هر جسمی عبور کند، برای او سهل است؛ هر چند جسم همچون شیشه‌ای قطور باشد، عبور از آن ممکن است.

 

 

نااميد

499. مردم چگونه اميدوارند؛ در حالي كه از اولياي الهي نا اميدند.

 

 

نااهل

256. همان‌گونه که دنیا از نا اهلش فرار می‌کند، آخرت هم از نا اهلش می‌گريزد.

 

 

نابودي آسمان و زمين

727. نابودي آسمان و زمين در هنگام مرگ انسان، همان خاموشي چراغ نفس است.

 

 

نابينا

573. چشم‌هاي ظاهري به واسطه گرد و غبار، و چشم‌هاي باطني توسط شرك و كفر كم‌سو و نابينا مي‌گردد.

 

 

ناپسند

927. همان‌گونه كه نام جن نسبت به ملائكه زشت است، نام اِنس هم نسبت به روح القدس ناپسند است.

 

 

ناخدايان سفينه­هاي ولايت

161. ناخدایان سفینه‌های ولایت به اتفاق ملوانانِ ابرار در سواحل دریای عشق و فنا لنگر انداخته تا در این وادی خاکدان، به جستجوی رهروان کوی معنا از بین مردمان باشند؛ سفینه‌هایی که با دَم مسیحایی به حرکت در می‌آیند و برای رسیدن به سرمنزل جمال بی‌نهایت رهسپار می‌گردند.

 

 

ناخدايان عشق

959. ابرار، ناخدايان عشق‌اند كه از بين مردم، يونس‌ها را به دهان ماهي مي‌اندازند.

 

 

ناخدايان گمراه

1094. دنيا به منزله دريايي است كه اكثريت مردم توسط ناخدايانِ گمراه طعمه موجودات مي‌شوند.

 

 

ناداني

260. تعصب و حساسیتِ دو کس از نادانی است: مریضی که نیازمند طبیب حاذق باشد و معصيت‌کاری که نیازمند ولیّ كامل باشد.

55. از نادانی است که آدمی قبل از شعله عشق، دَم از نور عقل بزند.

 

 

نازل

193. چون سرآغاز خلقت از عالم نباتی می‌باشد، تورات در وادي مقدس از شجره طور نازل گرديد.

234. نور رحمان از عالم انوار، عریان نازل می‌شود تا در عالم ارواح روح قدسی را همچون لباسی مقدس بر قامت خود انتخاب و بسان بُراقی تیزرو به سوی جمال بی‌‌نهایت در عوالم لطافت عروج کند.

345. وحی خداوند بر موسی کلیم الله(ع) از طریق آتش، و بر محمد رسول الله(ص) از طریق نور نازل گردید.

986. آخرين آيه از اولين سوره نازل‌شده، سجده است كه مربوط به آيات فوق آن مي‌باشد.

 

 

* نازل کننده آیات

- روح‌ الامین‌ و روح‌ القدس‌، خادمین‌ درگاه‌ ولایت‌ و نازل‌ کنندهء آیات‌ محکمات‌ و متشابهات‌ قرآن‌ از نزد پروردگارشان‌ در شب‌ قدر می‌باشند.

 

 

ناسوت

97. عشق، برطرف کننده حجاب بین ناسوت و لاهوت، و خورشیدی است که نورش روشن کننده آسمان و زمین می‌باشد.

 

 

ناسوتي

697. كلمات يا جبروتي يا ملكوتي و يا ناسوتي است. كلمات جبروتي زبان روحانيان، كلمات ملكوتي زبان فرشتگان و كلمات ناسوتي زبان جنيان مي‌باشد.

 

 

ناشكري

157. آن‌هایی که از پیامبران و اولیای الهی تقاضای معجزه و کرامت می‌نمایند، توسط ناشكري به حماقت و گمراهی دوری می‌افتند.

 

 

ناشناخته

581. سرمنشأ دجال فريبنده و ستمگر به زمان رسالت موسي كليم الله(ع) باز مي‌گردد كه تا سال‌هاي متمادي رها و ناشناخته بود تا اينكه در زمان سلطنت ذوالقرنين به اسم يأجوج و مأجوج در پشت سد زنداني، و با رسالت محمد رسول الله(ص) به صورت و روشي ديگر با نام دجّال شناسايي شد و با حكومت و ولايت علي وليّ الله(ع) به طور مرموز، گمراهي و ستمگري‌اش را آغاز كرد تا اينكه با تحقق وعده پروردگار در 22 بهمن 1357 سدّ يأجوج و مأجوج شكسته شد و با لباس و لحني فريبنده و در نظر اهل بصيرت همچون اژدهايي يك چشم، از جايگاه خود به حركت درآمد و عوام ملت‌ها را با ترفند عدل و منشش به سمت خود فراخواند.

 

 

ناظر

552. مقربان ناظر بر اعمال ابرار، و ابرار ناظر بر اعمال الباب، و الباب ناظر بر اعمال فجّار مي‌باشند.

 

 

نافذ

812. فقيهي حُكمش نافذ است كه واقف بر معالم الهی و معارف رحماني باشد.

 

 

ناقصان

667. چيزي كه كاملان مي‌بينند، ناقصان نمي‌بينند و چيزي كه ناقصان مي‌بينند، كاملان نمي‌بينند.

 

 

ناقه صالح(ع)

39. «ابتر» به كساني گويند كه در ولايت،‌ كوثر رسول اكرم(ص) را در خانه علي(ع) همچون ناقه صالح(ع) پي كردند.

 

 

نالايق

836. من لوح ولايت را به فرمان ربّم از دست نالايقي گرفتم تا اينكه در زمان كوتاهي به ظهور رسيد.

 

 

نام اِنس

927. همان‌گونه كه نام جن نسبت به ملائكه زشت است، نام اِنس هم نسبت به روح القدس ناپسند است.

 

 

نامتناهي

509. مجمعُ البحرين، دو دريايي است عميق كه اطرافش بي‌پايان و ژرفايش نامتناهي مي‌باشد.

 

 

نام جن

927. همان‌گونه كه نام جن نسبت به ملائكه زشت است، نام اِنس هم نسبت به روح القدس ناپسند است.

 

 

نامحدود

1107. رسالت در حريم ولايت، محدود، و ولايت در حريم رسالت، نا محدود مي‌باشد.

 

 

نامحرم

38. همان‌گونه كه مردها نسبت به زن‌ها نامحرم‌اند، ‌زن‌هاي بي‌قيد هم نسبت به زن‌هاي مؤمنه نامحرم‌اند.

130. اگر زن مؤمنه‌ای در خانه خود نامحرمی را در خواب مشاهده نماید و بعد از خواب یکی از محرمانش كه زن مي‌باشد به خانه او بیاید، این رؤیا صحیح است؛ چون مؤمن به واسطه تزکیه نفس همچون بلوری شفاف، و غیر مؤمن همچون سنگی سخت در مقابل شیشه می‌باشد.

 

 

نام­هاي فرزندان آدم(ع)

767. نام‌هاي فرزندان آدم(ع) توسط پدران روحاني متبرك مي‌گردد.

 

 

نباتات

267. آدمیان مانند قطرات باران از دریای وحدت به خشکی کثرت می‌ریزند تا به صورت نباتات گوناگون آشکار شوند و پس از انتقال به عالم غیب، ارواحی گوناگون برای آخرتشان باشند.

327. کمال گازهای سماوی، خورشید؛ کمال خورشید، شعله؛ کمال شعله، نور؛ کمال نور، آب؛ کمال آب، نباتات؛ کمال نباتات، حیوانات؛ کمال حیوانات، آدمیان؛ کمال آدمیان، ملائكه و كمال ملائكه، روح القدس می‌باشد.

750. گل‌ها و طاووس‌ها در بين نباتات و حيوانات الگوي لطافت و زيبايي‌اند.

1099. همان‌گونه كه ابرهاي بهاري براي نباتات آب مي‌باشند، اولياي رحماني نيز براي عاشقان كوثر مي‌باشند.

 

 

نباتي

149. شیاطین جن و انس در چهار جهت جمادي، نباتي، حيواني و انساني به کمین نشسته‌اند. برای رهایی از دام آن‌ها ناچار با عشق و فنا همچون ملائکه و روح، به جلال و جمال بی‌نهایت الهی راه یابیم.

292. عجب است از كساني كه به جمادي و نباتي و حیواني روی می‌آورند، الّا به انساني.

388. دنیا برای سه گروه ضلالت است: صاحبان ثروت، شهرت و شهوت، و برای سه گروه سعادت می‌باشد: صاحبان عزت، رأفت و محبت. گروه‌هاي اول در مکان‌های جمادی، نباتی و حیوانی، و گروه‌هاي دوم در جایگاه‌های انسانی، روحانی و نورانی می‌باشند.

776. انسان، محال است كه در سير تكاملي از جمادي،‌ نباتي، حيواني و انساني، بدون تصديق كلمات اولياي الهي، همانند عيسي بن مريم(ع) گردد.

 

 

نبرد

360. زندگی برای افراد هدفمند، نبرد است. چنانچه در این نبرد فاتح شوند، الگویی برای آیندگان می‌گردند.

 

 

نتيجه امتحانات

729. دنيا مدرسه‌اي است كه نتيجه امتحانات آن در آخرت روشن مي‌گردد.

 

 

نتيجه پدران و مادران

818. ما نتيجه پدران و مادرانمان هستيم. بهترين شيوه درك عيوبمان، تأمل در اعمال آنان مي‌باشد.

 

 

نجات آدميان

503. در آخر الزمان نجات آدميان از طريق اولياي الهي همچنان است كه صابوني توسط شستشو در دست انساني لطيف گردد تا آنكه از روزنه سوزني رد شود.

 

 

* نجات از لجنزار دنیا

- اولیای‌ خدا نجات‌ دهندهء‌ کسانی‌ هستند که‌ معتقدند در لجنزار دنیا در حال‌ غرق ‌شدن‌ می‌باشند.

 

 

نداهاي رحماني

679. پيغام‌هاي الهي و ندا‌هاي رحماني از عالم غيب به عالم شهود منتقل گشت. روش‌ها توسط ديدار‌ها و گفتارها، سرشت‌ها را تكميل كرد و در پشت نقاب ظلمت واقعيت صورت‌ها را مخفي كرد.

 

 

نداي ابرار

1063. الباب با نداي ابرار از بين فجار به سوي مقربان شتابان‌اند.

 

 

نردبان

596. صراط كمال همچون نردباني است كه پله‌هاي صعودش صبر مي‌باشد.

 

 

نزاع

1189. دوست مهربانی که با او در نزاعي، روح مقدسی است که تو را به صراط حمید می‌برد.

 

 

نزديكان

852. اگر چه سال‌ها متحمل تهديد و توهين و تهمت‌هاي برخي از آشنايان و نزديكان گرديدم، اما به جايگاهي رسيدم كه لطافت و زيبايي را لمس كردم.

 

 

نزول روح و ملائكه

252. نزول روح و ملائکه برای هدایت جن و انس، بسان رؤیایی است در مقابل بیداری.

 

 

نسيم باد

455. همان‌گونه كه خورشيد در بركه‌اي آرام با يك نسيم باد به تزلزل در مي‌آيد، خدا نيز در قلب مؤمن با يك نسيم شرك متزلزل مي‌گردد.

 

 

نسيم بهاري

613. عشق نسيم بهاري، عقل باد تابستاني و نفس طوفان پاييزي مي‌باشد.

 

 

نسيم چشمه­ساز خضر نعيم

837. طوفان سهمگين خشم و غضب از سرزمين‌هاي سوزان بر من وزيدن گرفت تا اينكه نسيم چشمه‌سار خضر نعيم آن را خنثي كرد.

 

 

نسيم حيات­بخش رحيمي

291. قرآن، دریای بیکران الهی و باران رحمت رحمانی و نسیم حیات‌بخش رحیمی است.

 

 

نسيم روح­بخش

456. جذبه، نسيم روح‌بخشي است كه اگر در قلب وزيدن گيرد، آن را به جنبش در مي‌آورد.

 

 

نسيم روح­بخش جنت نعيم

808. هرگاه در جذبات عشق قرار گيري، نسيم روح‌بخش جنت نعيم در گلزار قلبت وزيدن مي‌گيرد.

 

 

نسيم شرك

455. همان‌گونه كه خورشيد در بركه‌اي آرام با يك نسيم باد به تزلزل در مي‌آيد، خدا نيز در قلب مؤمن با يك نسيم شرك متزلزل مي‌گردد.

 

 

نسيم طربناك

187. عرفان قلبی، نسیم طربناکی است در زیر عرش پروردگار که از نهر کوثر برمی‌خیزد.

 

 

نسيم كوثر

206. کشتی عرش پرورگار توسط نسیم كوثر بر دریای عشق سیر می‌نماید.

 

 

نشأت

1226. سخنی که از عقل نشأت می‌گیرد، مربوط به مغز است و سخنی که از عشق نشأت می‌گیرد، مربوط به قلب می‌باشد.

 

 

نشاط آور

1127.عشق، آتشي است كه توسط شعله به نور و توسط نور به روح و از طريق روح به وجه مي‌رسد.

 

 

نشاط عاشقان

21. بهار، نشاط عاقلان، و پاییز، نشاط عاشقان می‌باشد.

 

 

نشان آدميان

195. نشان آدمیان، لحن کلامشان است كه توسط صورت‌هایشان به ظهور مي‌رسد.

 

 

نشان ابليس

314. نشان ابلیس در دل، تنفر به انسان كامل و تكذيب عرفان او می‌باشد.

 

 

نشان ملك و ملكوت

1193. عورت و صورت، دو نشان مُلک و ملکوت است که توسط آن‌ها دوزخ و بهشت نمايان می‌شوند.

 

 

نشانه وحدت

147. چهار چیز در عالم کثرت، نشانه وحدت است: خاک، آب، آتش و باد. خاک، پاک کننده مرغ؛ آب، پاک کننده مرغابی؛ آتش، پاک کننده پروانه؛ و باد پاك كننده گُل مي‌باشد. مرغ به منزله نفس، مرغابي به منزله عقل، پروانه به منزله عشق، و گُل به منزله وجه می‌باشد.

 

 

نشانه­ها

1062. فروغ محفل روح الله، يكي از بزرگ‌ترين نشانه‌هايي است كه پرتو مهتابش به‌زودي عالمگير مي‌شود.

 

 

نشانه­هاي قرآن

700. از مهم‌ترين نشانه‌هاي قرآن براي نيل به وجه آدميت، آخرين آيه سوره حشر مي‌باشد.

 

 

نصرت

595. سيماي مه‌رويان براي صابران، نصرت، و سيماي اوليا براي عاشقان، معرفت مي‌باشد.

 

 

نصيب

909. فرق بين اولياي الهي و اولياي شيطاني اين است كه از قرآن اولياي الهي نور، و اولياي شيطاني شعله نصيبشان مي‌شود.

925. پروردگارم از رحمت و بركاتش نصيب اين حقير گردانيد، ولي در بحر كَرمش شرمنده شكرش گرديدم. 

 

 

نصيحت

1238. بهترین نصیحت برای هدایت، سخن عشق است.

 

 

نطفه

295. با نظر به سیمای اولیای الهی، نطفه‌ها نوراني و نوزادان روحاني می‌گردند.

 

 

نظاره­گر

926. الها! وجه جميلت را در مرآت قلبم نگريستم و همچنان اميد دارم كه دگر بار نظاره‌گر آن باشم.

 

 

نظاره­گر مه­رويان زيبنده

1089. ستارگان درخشنده در آسمان، نظاره‌گر مَه‌رويان زيبنده در زمين مي‌باشند.

 

 

نظافت

488. همان‌گونه كه خانه جسم نياز به نظافت دارد، خانه دل هم نياز به طهارت دارد.

493. خانه‌هاي جسم و روحمان را با نظافت و طهارت پاك كنيم تا موجب آلودگي نگردد.

 

 

نظام سربازي

642. شريعت و طريقت همچون نظام سربازي است كه در رسالت «خبردار» و در ولايت «قدم‌رو» مي‌باشد.



ادامه مطلب ...






نظر

336. نظر به جمال اولیای الهی، بارش عشق است بر سرزمین دل و ظهور سبزه‌زاري است همچون سبزه‌زار روح و رياحين.

375. خالص نشود دل عاشق، مگر با جاذبه معشوق و ظاهر نشود معشوق در دل عاشق، مگر با نظر به معشوق.

868. انسان تنها موجودي است كه در غيب و شهود توسط ارواح و اجسام حمايت مي‌شود. چنانچه نظرش به طرف چپ افتد، توسط ارواح و اجسام خبيثه و اگر نظرش به سمت راست افتد، توسط ارواح و اجسام طيبه حمايت مي‌گردد.

 

 

نظر عميق

232. انسان می‌تواند با یک نظر عمیق در عالم مُلک، پی به حقایق عالم ملکوت ببرد.

 

 

* نعمات ولی و شکر

- سالک‌ نسبت‌ به‌ نعمات‌ ولی‌ّ خود، شاکر و نسبت‌ به‌ سایر اولیا، نوکر می‌باشد.

 

 

نعمت

1229. از بین نعمت‌های الهی بهترین نعمت، حکمت است که آدمی را به سرای جاوداني آشنا می‌نماید.

 

 

نعمت­هاي الهي

1229. از بین نعمت‌های الهی بهترین نعمت، حکمت است که آدمی را به سرای جاوداني آشنا می‌نماید.

 

 

نغمه بلبلان

1005. گلستانْ با لطافت پروانگان و نغمه بلبلان همراه است، جنات هم با طهارت مقربان و كلمات ابرار همراه مي‌باشد.

 

 

نغمه­سراي بوستان

331. ابرار، سخنوران جنات‌اند؛ همچنان‌كه بلبلان نغمه‌سراي بوستان مي‌باشند.

 

 

نغمه­سرايي

1017. زمانی همچون پروانگان و سالياني همانند بلبلان در گلزار صفا به بوييدن روح و رياحين و  نغمه‌سرایی براي زيبايي گذراندم.

 

 

نفت خام

1072. علم، همانند نفت خام است كه از طريق عشق، معرفتش به دست مي‌آيد.

 

 

* نفخه صور اسرافیل

- علی‌ و مهدی‌ برای‌ گمراهان‌، صاحبان‌ نفخهء‌ صور اسرافیل‌ می‌باشند. با نفخهء‌ صور علی‌ به‌ تاریکی‌ کفر می‌میرند و با نفخهء‌ صور مهدی‌ به‌ روشنایی‌ آتش‌ زنده‌ می‌شوند.

 

 

* نفرت

- تا انسان‌ اهل‌ خشم‌ و شهوت‌ است‌، در کلامش‌ رنگ‌ و بوی‌ نفرت‌ است‌.

 

 

نفرين

376. نفرین از پیامبرانی چون نوح(ع) و لوط(ع) می‌باشد؛ نه از پیامبرانی همچون داود(ع) و مسیح(ع).

395. نفرین کردن انسان کامل نسبت به انسان جاهل، مانند غضب كردن خورشید نسبت به ماه می‌باشد.

 

 

نَفس

66. نور، روح، عقل و نفس جمله بذر کمالات عشق است براي رسيدن به جمال جمیل بی‌منتها.

79. هیچ ستمگری ستم کننده‌تر از نفس، هیچ خدمتگری خدمت کننده‌تر از عقل، و هیچ زینتگری زینت کننده‌تر از عشق نمی‌باشد.

147. چهار چیز در عالم کثرت، نشانه وحدت است: خاک، آب، آتش و باد. خاک، پاک کننده مرغ؛ آب، پاک کننده مرغابی؛ آتش، پاک کننده پروانه؛ و باد پاك كننده گُل مي‌باشد. مرغ به منزله نفس، مرغابي به منزله عقل، پروانه به منزله عشق، و گُل به منزله وجه می‌باشد.

173. نفس، آتشی است پوشیده که توسط تمایل، شعله‌هایش نمایان می‌گردد.

199. نفس همچون سلطانی است که ابلیس وجودش ملکه قصر، و شیاطینش خواسته‌های او می‌باشد.

218. عقل، رسول روح در برابر نفس است و نفس، رسول عقل در برابر جسم می‌باشد.

242. عقل و نفس دو چراغ فروزان روح و جسم می‌باشند. چنانچه عقل بر نفس مسلط شود، عکس‌العمل پسندیده آن در جسم دیده می‌شود و اگر نفس بر عقل غالب شود، عکس‌العمل ناپسند آن در جسم مشاهده می‌گردد.

445. غني و فقير همچون جسم و روح، دو عضو يك پيكرند كه توسط نفس و عقل هدايتگر يكديگرند.

522. نفس به سوي عورت، عقل به سوي صورت، و عشق به سوي سيرت مي‌رود.

613. عشق نسيم بهاري، عقل باد تابستاني و نفس طوفان پاييزي مي‌باشد.

639. آن نفسي كه از آتش حيواني به خضراي انساني راه نيابد، به روح قدسي تأييد نگردد.

660. نفس، مهيا كننده خوراك جسم، و عقل، تأمين كننده غذاي روح مي‌باشد.

685. تقويت اجسام توسط نفس‌ها و تقويت ارواح توسط عقل‌ها ميسر مي‌گردد.

686.آدميان چهار گروه‌اند؛ دو گروه فرشتگان و روحانيان‌اند و دو گروه جنيان و انسيان مي‌باشند. غذاي فرشتگان و روحانيان توسط عشق، و خوراك جنيان و انسيان به واسطه نفس فراهم مي‌گردد.

763. عارف به توسط عشق، نفس خود را به فنا مي‌رساند؛ عالِم به توسط عقل، جسم او را به فنا مي‌رساند.

770. نفس‌ها و عقل‌ها، مناديان جسم‌ها و روح‌هايند در سحرگاهان.

781. متحول شدن جسم و روح، همراه با متحول شدن نفس و عقل مي‌باشد.

783. نفس و عقل، دو چراغ مُلك و ملكوت است كه توسط عشق مجازي و الهي،‌ دنيا و آخرت را منور مي‌گردانند.

788. آنچه گوش مي‌شنود و چشم مي‌بيند و دل مي‌خواهد، يا توسط نفس است يا به واسطه عقل.

988. در بين راهيان طريق، عده قليلي توسط خضر طريقشان جوينده آب حيات مي‌باشند.

1040. عشق براي صورت می‌جوشد، نفس براي عورت می‌خروشد.

1129. همه حقايق جسم  و روح در نفس و عقل پوشيده مي‌باشد.

1216. نفس و عقل، دو چراغ متفاوت جسم و روح است که انوارشان توسط اولیای الهی روشن می‌گردد.

* - آن‌ عقلی‌ که‌ حاوی‌ عشق‌ نباشد، نفس‌ است‌. آن‌ نفسی‌ که‌ چراغ‌ راه‌ نباشد، آتش ‌است‌. با حرارت‌ آتش‌، ابر افکار در زمین‌ نمی‌بارد.

* - خوراک‌ دل‌، خوراک‌ روح‌ است‌ و خوراک‌ شکم‌، خوراک‌ جسم‌ می‌باشد. در بین ‌خوراکهای‌ دل‌، عشق‌ الهی‌ تقویت‌ کنندهء عقل‌ است‌ و در بین‌ خوراکهای‌ شکم‌، عشق ‌مجازی‌ تقویت‌ کننده‌ نفس‌ می‌باشد.

* - شروع‌ جوانی‌ نفس‌ از 20 سالگی‌ و شروع‌ جوانی‌ عقل‌ از 40 سالگی‌ می‌باشد. چنانچه‌ نفس‌ در 20 سالگی‌ تحت‌ تعلیم‌ انسان‌ کامل‌ قرار گیرد، در 40 سالگی‌ تبدیل‌ به‌ عقل‌ و در 60 تبدیل‌ به‌ کمال‌ و در 80 به‌ جمال‌ خود نایل‌ می‌گردد.

* - نور، حامل‌ روح‌ است‌. روح‌، حامل‌ نفس‌ است‌ و نفس‌، حامل‌ کردار پسندیده‌ یا زشت‌ است‌.

* - نفس‌ آدمی‌ توسط‌ غذای‌ جسم‌ بینندهء‌ ملک‌ است‌ و عقل‌ آدمی‌ توسط‌ غذای‌ روح‌ بینندهء‌ ملکوت‌ می‌باشد. با کوری‌ نفس‌ در ملک‌ به‌ رویت‌ عقل‌ در ملکوت‌ آراسته‌ گردیم‌.

 

 

نفساني

3. مشاهدات و رؤیاها یا نفسانی است یا روحانی. هر کس به صورتی که شکل گرفته، رؤیت می‌کند.

143. رؤیا‌ها یا نفسانی است یا روحانی. چنانچه اعمالْ نفسانی باشد، بیننده، اعمال بهیمی خود را شاهد است و چنانچه اعمالْ روحانی باشد، بیننده، اعمال انسانی خود را شاهد است.

* - بزرگ‌ترین‌ صدقه‌ در راه‌ خدا، دوری‌ از امیال‌ نفسانی‌ و نزدیکی‌ به‌ اعمال‌ الهی‌ می‌باشد.

 

نفسانيت

‌1233. در محضر اولیای خدا از نفسانیت تا روحانیت، یک گام مي‌باشد و آن گام عشق است که از مرز شک می‌گذرد.

 

 

نفس كر و كور و گنگ

940.همان‌گونه كه انسانِ كر و كور و گنگ با داشتن دوست احساس تنهايي مي‌كند، نفسِ كر و كور و گنگ هم با داشتن عقل احساس تنهايي مي‌كند.

 

 

نفس مطمئنه

508. مجمعُ البحرين، دو درياي عقل و عشق است كه حائل آنان نفس مطمئنه مي‌باشد.

 

 

نفس مطهر

838. امام خميني(س) حقيقت نور، روح، عقل و قلم بود كه در جسمي مقدس و نفسي مطهر تجلي كرد تا در اين قرن، آرمان‌هاي حيات‌بخش اسلام ناب محمدي و علوي را بر مبناي معالم و معارف روشنايي‌بخش محكمات و متشابهات قرآن بنا نمايد.

 

 

نقاب

580.صورت عالمان در زير نقاب، با كلمات اوليا آشكار مي‌گردد.

678. با غروب خورشيد محمدي(ص) در رسالت، و غروب خورشيد خميني(س) در ولايت، نقاب‌هاي ظلمت بر روي چهره‌ها كشيده شد و صورت‌ها در زير نقاب‌ها توسط روش‌ها به شكل‌هاي گوناگون در آمد.

1211. قرآن سه نقاب دارد: با شریعت نقاب نور، با معرفت نقاب روح، و با طهارتْ نقاب حور بر کنار می‌گردد.

 

 

نقاب حور

1211. قرآن سه نقاب دارد: با شریعت نقاب نور، با معرفت نقاب روح، و با طهارتْ نقاب حور بر کنار می‌گردد.

 

 

نقاب روح

1211.قرآن سه نقاب دارد: با شریعت نقاب نور، با معرفت نقاب روح، و با طهارتْ نقاب حور بر کنار می‌گردد.

 

 

نقاب ظلمت

679. پيغام‌هاي الهي و ندا‌هاي رحماني از عالم غيب به عالم شهود منتقل گشت. روش‌ها توسط ديدار‌ها و گفتارها، سرشت‌ها را تكميل كرد و در پشت نقاب ظلمت واقعيت صورت‌ها را مخفي كرد.

712. مَه‌رويان شب در پشتِ نقاب نور، و مَه‌رويان روز در پشت نقاب ظلمت مي‌باشند.

 

 

نقاب نور

712.مَه‌رويان شب در پشتِ نقاب نور، و مَه‌رويان روز در پشت نقاب ظلمت مي‌باشند.

1211.قرآن سه نقاب دارد: با شریعت نقاب نور، با معرفت نقاب روح، و با طهارتْ نقاب حور بر کنار می‌گردد.

 

 

نقاب­هاي ظلمت

678. با غروب خورشيد محمدي(ص) در رسالت، و غروب خورشيد خميني(س) در ولايت، نقاب‌هاي ظلمت بر روي چهره‌ها كشيده شد و صورت‌ها در زير نقاب‌ها توسط روش‌ها به شكل‌هاي گوناگون در آمد.

 

 

نقايص

100. علم، همچون نوری است بر چهره عالِم که با مشاهده در آیینه جمالِ عارف نقایصش آشکار می‌گردد.

 

 

نقش­آفرين

104.دنیا برای آدمیان همانند بوم نقاشی است که نقش‌آفرینَش در آخرت مالک آفریده خود می‌باشد.

140. دنیا و آخرت به منزله هنرستان و نمایشگاهی می‌باشد که نقش‌آفرین هنرستان دنیا مردمان‌اند. برای خلق هنری خود، از جمالی همچون عیسی‌ها(ع) و مریم‌ها(س) الگو بگیرید.

262.  مُلک و ملکوت همانند بوم نقاشي است كه نقش‌آفرينشان قابيليان و هابيليان مي‌باشند.

 

 

نقش­آفريني

805.خورشيد، هنرمند شگفت‌انگيزي است كه سقف آسمانش را بسان مرآتي شفاف صيقل داده و سطح زمينش را به صورت گلزاري نقش‌آفريني كرده و اولياي رحماني‌اش را بر سقف آسمانش همچون كواكب درخشنده منعكس نموده است.

935. نقش‌آفريني تا عالم سومْ هنر الله، تا عالم ششم هنر رحمان، تا بي‌نهايت هنر رحيم مي‌باشد.

 

 

نقش­آفريني الله

934.نقش‌آفريني الله تا عالَم سوم و نقش‌آفريني رحمان تا عالَم ششم است.

 

 

نقش­آفريني اولياي رحماني

116. مردم توسط تصویرگران الهی و نقش‌آفريني اولیای رحمانی، صورت‌هایشان شکل می‌گیرد.

 

 

نقش­آفريني رحمان

934.نقش‌آفريني الله تا عالَم سوم و نقش‌آفريني رحمان تا عالَم ششم است.

 

 

نقش خورشيد

213. همان‌گونه که نقش خورشید در زمین، بدون آب منعکس نمی‌شود، وجه خدا هم در دل بدون کوثر انعکاس نمی‌یابد.

 

 

نقطه سياه

359. همان‌گونه که تمركز به یک نقطه سیاه باعث ظهور نور می‌شود، توجه به جمال انسان کامل هم موجب ظهور روح می‌گردد.

 

 

نكاح

417. نگاه، امری است آسمانی، و نکاح، حکمی است زمینی.

418. لذت عرشيان به نگاه، و لذت فرشيان به نكاح مي‌باشد.

* - دنیا محضر عقد و نکاح‌ اولیای‌ الهی‌ برای‌ بندگان‌ خداست‌. قلیلی‌ در این‌ محضر، به‌ دستان‌ اولیای‌ الهی‌ تسلیم‌اند و کثیری‌ در کمند اولیای‌ شیطانی‌ اسیرند.

 

 

نگاه

417. نگاه، امری است آسمانی، و نکاح، حکمی است زمینی.

418. لذت عرشيان به نگاه، و لذت فرشيان به نكاح مي‌باشد.

 

 

نگهبان

1118. همان‌گونه كه چوپانان براي گوسفندان خود نگهبان‌اند، اوليا هم براي پيروان خود نگهدار مي‌باشند.

 

 

نگهدار

1118. همان‌گونه كه چوپانان براي گوسفندان خود نگهبان‌اند، اوليا هم براي پيروان خود نگهدار مي‌باشند.

 

 

نگهداري اسرار ولايت

1075. نگهداري اسرار ولايت، همانند نگهداري انبار مهمّات است.

 

 

نگهداري انبار مهمّات

1075.نگهداري اسرار ولايت، همانند نگهداري انبار مهمّات است.

 

 

نماد دوزخ و بهشت

999.دنيا و آخرت دو نماد دوزخ و بهشت است. علائم دوزخيان حُبّ الشهوات و علائم بهشتيان حُبّ نعمات مي‌باشد.

 

 

* نماد عرض حال

- بهترین‌ نماد عرض‌ حال‌، صوت‌ داود است‌ با خدا، همچون‌ صوت‌ بلبل‌ با گلها.

 

 

نماد ملك و ملكوت

468. عورت و صورت، دو نماد مُلك و ملكوت مي‌باشند.

 

 

*نماز

- تنها نمازی‌ ما را از فحشا می‌رهاند و به‌ معراج‌ سعادت‌ می‌رساند که‌ با تسلیم‌ به ‌اولیای‌ الهی‌ همراه‌ باشد.

- ارزش‌ و اهمیت‌ نماز جماعت‌ برای‌ اقتدا کننده‌، مقتدای‌ جماعت‌ می‌باشد.

 

 

نماز ابرار

1058. نماز الباب در غيب، نماز ابرار در شهود و نماز مقربان در حضور مي‌باشد.

 

 

نماز الباب

1058. نماز الباب در غيب، نماز ابرار در شهود و نماز مقربان در حضور مي‌باشد.

 

 

* نمازخانه آخرت

ـدنیا وضوخانه آخرت و آخرت نمازخانه دنیا است. پس در وضوخانه دنیا با کوثر عشق به نمازخانه آخرت راه یابیم.

 

 

* نمازخانه دنيا

ـدنیا وضوخانه آخرت و آخرت نمازخانه دنیا است. پس در وضوخانه دنیا با کوثر عشق به نمازخانه آخرت راه یابیم.

 

 

نماز مقربان

1058. نماز الباب در غيب، نماز ابرار در شهود و نماز مقربان در حضور مي‌باشد.

 

 

نمازها

732. نمازها با روشنايي روز و تاريكي شب اقامه مي‌شود؛ همچنان‌كه شريعت در رسالت شمس و معرفت در ولايت قمر محقق مي‌گردد.

 

 

نمايشگاه

140. دنیا و آخرت به منزله هنرستان و نمایشگاهی می‌باشد که نقش‌آفرین هنرستان دنیا مردمان‌اند. برای خلق هنری خود، از جمالی همچون عیسی‌ها(ع) و مریم‌ها(س) الگو بگیرید.

 

 

نمايشگاه جمال

28. دین، مدرسه عقل و دانشگاه عشق و نمایشگاه جمال است در پیشگاه خداوند جمیل.

 

 

نمايشگاه عبرت­آموز

90. دنیا سرای شگفت‌انگیزي است که قبرستان گذشتگان نمایشگاهی عبرت‌آموز برای آیندگان مي‌باشد.

 

 

نُمود عماء

650. ظهور عماء در شمس احديت، و نمود عماء در كواكب واحديت مي‌باشد.



ادامه مطلب ...






ننگ­ها

83. اولیای الهی همچون ستارگان درخشنده، نمایانگر رنگ‌ها و افشاگر ننگ‌ها می‌باشند.

 

 

نوادر

486. انسان‌هاي بي‌رنگ و طلاهاي بي‌غش، به دست مربيان صادق و زرگران حاذق، نوادر و جواهر مي‌گردند.

 

 

نوادگان

101. قرآن همانند پدري است که فرزندانش حضرات معصومین(ع) و نوادگانش اولیای الهی می‌باشند.

 

 

نوازش كننده اولياي الهي

832. مؤمنان واقعي، نوازش كننده اولياي الهي و خواركننده اولياي شيطاني‌اند.

 

 

نواي عشق

1016. چه سال‌ها كه در پرتو استقامت با نواي عشق در جنت نعيم ‌گذراندم.

 

 

نوجواني

775. خُلق و خوي آدميان يا در زمان استقرار نطفه يا در زمان ‌شكل‌گيري جنين و يا هنگام نوجواني تنها توسط اولياي الهي به خُلق و خوي رحماني تحول مي‌يابد.

 

 

نوح(ع)

30. همان‌گونه که نوح(ع) توسط رسالت مردم را به واسطه فسادشان در آب فرو برد، مهدی(ع) نیز توسط ولایت مردم را به واسطه فسادشان به کام آتش خواهد برد.

376. نفرین از پیامبرانی چون نوح(ع) و لوط(ع) می‌باشد؛ نه از پیامبرانی همچون داود(ع) و مسیح(ع).

 

 

نور

34. زن‌ به منزله نور، و مرد به منزله روح می‌باشد. چنانچه نور حامل روح گردد، روح همچون فرشته قدسی عروج به سوی وجه بی‌نهایت نماید.

66. نور، روح، عقل و نفس جمله بذر کمالات عشق است براي رسيدن به جمال جمیل بی‌منتها.

72. مردان و زنان توسط یکدیگر انرژی‌هایی تولید می‌کنند که اگر مهارش کنند، تبدیل به نوری می‌شود در قالب روح، و روحی می‌شود در قالب جسم، و جسمی می‌شود دارای دَمی عظیم.

93. ملکوتیان و مُلکیان دو گروه متضادند که در کشاکش يكديگر عده قلیلی را با سیمای رحمانی و عده کثیری را به صورت شیطانی به سمت نور و ظلمت مي‌برند.

97. عشق، برطرف کننده حجاب بین ناسوت و لاهوت، و خورشیدی است که نورش روشن کننده آسمان و زمین می‌باشد.

100. علم، همچون نوری است بر چهره عالِم که با مشاهده در آیینه جمالِ عارف نقایصش آشکار می‌گردد.

118. اولیای رحمانی بر خلاف پیامبران الهی، وجودشان ناشناخته و شعارشان پوشیده می‌باشد. آن‌هایی که از نور آنان حیات و از روحشان شفا می‌گیرند، ساجدان سحر و محبان قمرند.

125. روح توسط عشق و ریح به واسطه آب آشکار مي‌گردد. کمال روح توسط حور و کمال ریح به واسطه نور است.

128. آدمیان فرزندان آب، خاک، نور و روح می‌باشند. آب و خاک منشأ ظهور نفس، و نور و روح منشأ ظهور عقل می‌باشند. پس با مادران آب و خاكِ زمین و نور و روحِ آسمان متعادل باشید تا در حیات و ممات از شما نرنجند.

141. ما و آیندگان، جوهره گذشتگان هستیم. اگر در اختراعات و اکتشافات ظاهری، موفقیت‌هایی حاصل شده، به همان مقدار در اختراعات و اکتشافات باطنی هم پیشرفت‌هایی به دست آمده؛ همچنانکه روز و شب به اتفاق هم در سیرند. روز بنا بر شدت نور خود، تجلیاتش را آنچنان که هست ظاهر می‌کند و شب هم بنا بر شدت تاریکی خود، تجلیات باطنش را آنچنان که هست ظاهر می‌کند؛ چنانکه اولیای شیطانی و اولیای رحمانی در هر زمان و مکان مقابل یکدیگر قرار دارند.

160. هر موجودی، دارای ظاهر و باطنی است که ظاهر آن سایه، و باطن آن نور مي‌باشد.

164. همان‌گونه که زمین بعد از قرن‌ها به‌تدریج از خورشید دور می‌گردد، جسم آدمی هم بعد از سال‌ها از روحش دور می‌شود. همان‌طور که زمین به واسطه نور و آب کمالش آشکار می‌شود، آدمی هم به واسطه عقل و عشق کمالش آشکار می‌گردد. کمال زمین از بین جمله موجودات، پیامبران و اولیا می‌باشند. کمال آدمی هم از بین جمله خواسته‌ها،  علوم الهی و معارف رحمانی می‌باشد.

167. غروب چهاردهم، ماه و خورشید در یک خطّ مساوی روبه‌روی هم در افق رؤیت می‌شوند. از این دو نور، دو سایه در طرفین انسان دیده می‌شود. با شدت نور ماه، سایه خورشید برطرف می‌شود و با شدت نور خورشید، سایه ماه از بین می‌رود.

189. انسان با تمام علوم، به واسطه تعلقات، شاهد حقایق و مقامات باطن خویش نمی‌باشد؛ چنانکه خورشید با تمام نور به واسطه اجرام اطرافش، شاهد کواکب آسمان خود نمی‌باشد.

277. غذاي خورشيد گاز و ثمرش نور، غذاي زمين آب و ثمرش گُل، غذاي انسان عشق و ثمرش معرفت مي‌باشد.

284. محال است که هستی به نیستی، و نیستی به هستی تبدیل شود. هستی درياي بي‌انتهايي است که امواجش نور و ظلمت می‌باشد.

327. کمال گازهای سماوی، خورشید؛ کمال خورشید، شعله؛ کمال شعله، نور؛ کمال نور، آب؛ کمال آب، نباتات؛ کمال نباتات، حیوانات؛ کمال حیوانات، آدمیان؛ کمال آدمیان، ملائكه و كمال ملائكه، روح القدس می‌باشد.

345. وحی خداوند بر موسی کلیم الله(ع) از طریق آتش، و بر محمد رسول الله(ص) از طریق نور نازل گردید.

355. من روحی در قالب جسمم که توسط نور، در سیرم.

357. زن، شعله بي‌دودی است که توسط دَم اولیای الهی نورش فروزان می‌گردد.

364. خورشید، شعله‌اي می‌باشد كه زشت و زیبای نورش در زمین آشکار مي‌گردد.

396. عشق، آتش بی‌دودی است که شعله آن علم و نور آن معرفت و حقيقت آن وجه زيبا می‌باشد.

434. همان‌گونه كه در شب بدون نور سرگردانيم، در آخرت هم بدون نور حيرانيم.

435. مؤمن و كافر همچون نور و ظلمت در برابر يكديگرند.

510. موسي(ع) و خضر(ع) همانند آتش و نور، لازم و ملزوم يكديگرند.

540. عشق، آتشي است كه شعله‌اش در صورت، و نورش در سيرت، و كمالش در صحبت آشكار مي‌گردد.

563. نور حامل روح، و روح حامل جسم، و جسم حامل اعمال مي‌باشد.

565. نور توسط الله، روح توسط رحمان، وجه توسط رحيم معنا مي‌یابد.

583. هرگاه كه نور حامل روح گردد، عقل حامل قلم مي‌گردد.

584. همان‌گونه كه نور از نيروگاه توسط اتصال به چراغ مي‌رسد، روح نيز از خدا به واسطه اتصال به انسان مي‌رسد.

607. همان‌گونه كه نور پديد آورنده آب، و آب پديد آورنده خلايق است، عشق پديد آورنده روح، و روح پديد آورنده حقايق مي‌باشد.

623. جن از آتش، انس از گِل، مَلك از نور، و روح از عشق مي‌باشد.

624. باد بر فراز آب، روح بر فراز عشق، و نور بر فراز روح مي‌باشد.

626. انسان مظهر روح، روح مظهر نور، و نور مظهر الله و الله مظهر رحمان و رحمان مظهر رحيم مي‌باشد.

625. نور در ذات از عالم امر، و روح در صفات از عالم خلق مي‌باشد.

638. سير آدميان از آتش به سوي نور، و از گِل به سوي وجه مي‌باشد.

687. همان‌گونه كه خورشيد و ماه همواره با دو گام نور و ظلمت به وجه پيامبران و اوليا مي‌رسند، جن و انس هم پيوسته با دو گام شريعت و معرفت به وجه فرشتگان و قدسيان مي‌رسند.

748. خاك‌ها و آب‌ها در جايگاه‌هايشان توسط نور تشنه وصال‌اند.

813. همان‌گونه كه هر سياره‌اي در بين سيارات، داراي آب و خاك نيست، هر آدمي هم در بين آدميان، داراي روح و نور نمي‌باشد.

828. ثمره درختان توسط نور و آب، و كمال آدميان به واسطه عقل و عشق مي‌باشد.

839. انسان موجودي است صاحب اختيار كه توسط نور، زيبايي‌ها و توسط ظلمت، زشتي‌هايش آشكار مي‌گردد.

856. شجره منهيه، آتشي بود كه پس از سال‌ها از جانب غربي شعله‌اش نمايان و در مكان شرقي نورش روشن و در بلده امين معرفتش حيات‌بخش ابرار گرديد.

865. آفتاب رسالت و مهتاب ولايت دو نور متفاوت شريعت و معرفت است در دنيا و آخرت براي رسيدن به زهره وجاهت.

883. مه‌رويان رحيمي همانند كواكب آسماني در اطراف شمس الهي، مستور، و پيرامون قمر رحماني، كم‌سو و در حضور زهره رحيمي، پُر نور مي‌باشند.

909. فرق بين اولياي الهي و اولياي شيطاني اين است كه از قرآن اولياي الهي نور، و اولياي شيطاني شعله نصيبشان مي‌شود.

997. همان‌گونه كه موجودات را نمي‌شود بدون نور تشخيص داد، آيات قرآن را هم نمي‌توان بدون معرفت تشخيص داد.

1014. نور و ظلمت در یمین و یسار آدمیان توسط دو الهه آسمانی و زمینی منعکس می‌باشد.

1050. خداپرستان سه گروه‌اند: كثيري به واسطه آتش، قليلي توسط نور و معدودي به سبب وجه پاك‌كننده خود مي‌باشند.

1066. راهيان كمال توسط نور از چشمه كوثر به جنت حور رهسپارند.

1082. اصحاب شمال توسط شعله يابنده ابرار، و اصحاب يمين به واسطه نور جوينده مقربان مي‌باشند.

1085. همان‌گونه كه خورشيد توسط نورش يابنده ماه و ستارگان مي‌باشد، عالِم هم به واسطه عِلمش يابنده مؤمن و مقربان مي‌باشد.

1127. عشق، آتشي است كه توسط شعله به نور و توسط نور به روح و از طريق روح به وجه مي‌رسد.

1136. خداوند به صورت نور در اعلی عليين و اسفل سافلينِ انسان كامل تجلي كرده.

1146. تا جن از آتش به نور، و انس از گِل به روح نرسند، در دوزخ خشم و جهنم شهوت‌اند.

1148. آتشی كه نور نداشته باشد، طاهر نيست و نوري كه روح نداشته باشد، كامل نيست.

1176. در عرفات از حسين(ع) نوری ظاهر گشت که در كربلا حقيقتش معلوم شد.

1204. قرآن همچون خورشید است. اگر نورش از اینکه هست بیشتر و یا کمتر گردد، آب‌هاي حيات‌آفرينش خشك و يا منجمد می‌گردد.

1207. اِنس از خاك و جن از آتش است. خاک توسط آب و آتش به واسطه نور شکل می‌یابد.

1236. اولیای الهی بسان چراغ‌های منوری هستند که عده قلیلی همچون پروانگان در نور آنان به فنا می‌رسند.

* - نور، حامل‌ روح‌ است‌. روح‌، حامل‌ نفس‌ است‌ و نفس‌، حامل‌ کردار پسندیده‌ یا زشت‌ است‌.

* - نور، حامل‌ روح‌ است‌ و روح‌، حامل‌ جسم‌ است‌. آن‌ روحی‌ که‌ به‌ نور قدسی‌ منوّر شود، صاحب‌ اسم‌ اعظم‌ اللّه‌ است‌.

* - آن‌ کس‌ که‌ نور ندارد، روح‌ ندارد و آن‌ کس‌ که‌ روح‌ ندارد، جز در شکل‌ بهمیت‌ هیچ‌ روی‌ ندارد.

* - براق‌، عشق‌ است‌ و عشق‌، نور است‌ و نور، حامل‌ روح‌، و روح‌، در راه‌ کمال‌دیده‌بان‌ حقایق‌ ملک‌ و ملکوت‌ می‌باشد.

* - خداوند بندگانی‌ را که‌ بر می‌گزیند، دلهایشان‌ را به‌ نور عرش‌ پروردگارشان‌ منوّر می‌گرداند و زبانشان‌ را به‌ کلمات‌ رحمانی‌ ربشان‌ گویا می‌کند و در قرب‌ خودش‌، غریب ‌مردمانشان‌ می‌گرداند.

* - خودمان‌ را با کوثر مطهر و روغن‌ مقدس‌ اولیای‌ الهی‌ تطهیر و مسح‌ کنیم‌ تا همچون‌ مقربان‌ جنت‌ نعیم‌ با یک‌ جرقهء‌ عشق‌، ملک‌ و ملکوت‌ را با نور خود منوّر نماییم‌.

* - زن‌، نور صفات‌ کلمات‌ است‌. زن‌، آب‌ حیات‌ ظلمات‌ است‌. زن‌،کلید گنج‌ ملکات ‌است‌. زن‌، مرآت‌ تمام‌نمای‌ جام‌ است‌. زن‌، جام‌ جهان‌نمای‌ جان‌ است‌.

* - صورت‌ بهشتیان‌ به‌ نور پروردگارشان‌ منوّر است‌ و نور پروردگارشان‌ پوشش‌ آنان‌ می‌باشد.

*- کسی‌ که‌ قلبش‌ به‌ نور الهی‌ و نور رحمانی‌ منوّر شود، بینندهء جویندگان‌ و سازندهء ‌یابندگان‌ گردد.

* - کلمات‌ عارفان‌، نور است‌. کلمات‌ مردمان‌، ظلمت‌. دلیل‌ تنفر به عارفان‌، تضاد‌ ظلمت‌ و نور است‌.

* - نور قدسی‌ در روح‌ قدسی‌، و روح‌ قدسی‌ در جسم‌ قدسی‌، و جسم‌ قدسی‌ در مکان‌ مقدس‌، شاهد حقایق‌ الهی‌ می‌باشد.

* - نور، حامل‌ روح‌ است‌ و روح‌، حامل‌ جسم‌ است‌. هر کس‌ که‌ با نور اسلام‌ و روح‌ ایمان‌ منوّر و مطهر گردد، به‌ روح‌ قدسی‌ که‌ شکافندهء‌ حقایق‌ ملک‌ و ملکوت‌ است‌، می‌رسد.

* - هر کس‌ که‌ «بسم‌ اللّه‌ الرحمن‌ الرحیم» را بی‌توجه‌ بر زبان‌ آورد، چنان‌ است‌ که‌ در ظلمت‌ شب‌، نورش‌ را به‌ آسمان‌ افکند.

* - هر موجودی‌ را توحیدی‌ است‌؛ ابراهیم‌ در ملکوت‌ آسمانها و زمین‌، قهرمان‌ توحید می‌باشد. و هر موجودی‌ را نوری‌ است‌؛ ماه‌ در ملکوت‌ آسمانها و زمین‌، قهرمان‌ نور می‌باشد.

* - همچنان‌ که‌ نور ظاهری‌ از فاصله‌ای‌ دور، از آتش‌ خورشید بر خاسته‌ و توسط‌ آب ‌دریا، هوا را ایجاد می‌کند، نور باطنی‌ هم‌ از راه‌ دور، از آتش‌ فراق‌، توسط‌ کوثر جمال‌، ایجادکنندهء‌ روح‌ می‌ گردد.

* - روح‌ در انسان‌ به‌ واسطهء‌ عشق‌ پدیدار گشته‌؛ همچنان‌ که‌ ریح‌ در زمین‌ به‌ واسطهء ‌آب‌ آشکار می‌گردد. حرکت‌ و کمال‌ روح‌ در انسان‌ به‌ موجب‌ عشق‌ به‌ حور است‌ و حرکت‌ سازندهء‌ ریح‌ که‌ از آب‌ نشات‌ گرفته‌، به‌ موجب‌ تجلی‌ نور است‌. چنانچه‌ روح‌ در وجودانسان‌ به‌ جنبش‌ و جریان‌ افتد، از طریق‌ جذبات‌ عشق‌، معارف‌ و حقایق‌ آن‌ آشکار می‌شود و همچنین‌ اگر ریح‌ در زمین‌ به‌ جنبش‌ و جریان‌ افتد، از طریق‌ قطرات‌ آب‌، نباتات‌ و جنبندگان‌ آن‌ آشکار گردد.

 

 

 

نور آسمان

‌822. همان‌گونه كه نور آسمان، حيات‌بخش زمين، و آب دريا، حيات‌بخش موجودات است، نور مقربان حيات‌بخش ابرار، و روح ابرار حيات‌بخش آدميان مي‌باشد.

826. همان‌گونه كه خورشيد در شب، نور آسمان و در روز، روشنايي زمين است، محمد(ص) نيز در متشابهات قرآن، نور باطن و در محكمات قرآن روشنايي ظاهر مي‌باشد.

 

 

نور آسمان­ها و زمين

491. خورشيد از بين ستارگان، و محمد(ص) از بين پيامبران، نور آسمان‌ها و زمين مي‌باشند.

 

 

نور آفتاب

137. در گفت و شنودی که ماه با خورشید داشت، چنین عرض کرد: ای شمس! ای رازدار مهربان! از اینکه مرا با نور آفتاب عالم‌تاب خود روشن نمودی، سپاسگزارم؛ لیکن از آنجایی که سالیان طولانی است محرمانی در بین زمینیان و آسمانیان ندارم، رنجیده شده‌ام؛ چرا که به واسطه نور آفتاب که در ظلمت شب بر من تاباندی، زمینیان بر من شوریدند و آسمانیان از من بر حذر شدند. ای شمس! از این همه تفضل و عنایتی که بر من رواداشتی و مرا از تاریکی مطلق به روشنایی کامل منور ساختی، بسیار در حضورت شرمنده‌ام؛ اما افسوس! مهتاب لطافت من که نتیجه آفتاب عنایت توست، باعث شد که پرده از روی ظلمت زمینیان بر دارد و آن‌ها را به ظلم و جنایتشان رسوا گرداند و مرا به جُرم روشنایی مهتابم، سرزنش و توبیخ کنند و همین طور آسمانیان که به‌ظاهر، درخشنده جلوه می‌کردند، با رؤیت بدر کاملم آنچنان نسبت به من محو و بر حذر شدند که مجبور به کاهش نور مهتابم شدم.

 

 

نور ابرار

592. شريعت، چراغ الباب، معرفت، نور ابرار، و حقيقت، وجه مقربان مي‌باشد.

 

 

نور الهيت و رحمانيت

691. از براي راهيان جمال بي‌نهايت، گذرگاهي است به نام «فنا» كه مي‌بايد با دو نور الهيت و رحمانيت از وجه درخشنده رحيميت توسط عشق عبور كرد.

 

 

نور امام زمان(ع)

254. مؤمن در دنیا و آخرت توسط مرآت قلبش با نور امام زمانش می‌بیند.

 

 

نوراني

295. با نظر به سیمای اولیای الهی، نطفه‌ها نوراني و نوزادان روحاني می‌گردند.

385. دنیا دو صورت دارد: صورت باطنی آن نورانی، و صورت ظاهری آن ظلمانی می‌باشد.

388. دنیا برای سه گروه ضلالت است: صاحبان ثروت، شهرت و شهوت، و برای سه گروه سعادت می‌باشد: صاحبان عزت، رأفت و محبت. گروه‌هاي اول در مکان‌های جمادی، نباتی و حیوانی، و گروه‌هاي دوم در جایگاه‌های انسانی، روحانی و نورانی می‌باشند.

791. تابش عشق در قلب، همچون شعاع شمس در قمر است كه ظاهرش نوراني و باطنش روحاني‌ مي‌باشد.

 

 

* نورانیت

- عزت‌ در قدرت‌ است‌ و قدرت‌ در هیبت‌ است‌ و هیبت‌ در نورانیت‌ می‌باشد.

 

 

نورانيت خورشيد

745. نورانيت خورشيد نسبت به ماه در روز است و نورانيت ماه نسبت به خورشيد در شب مي‌باشد.

 

 

نورانيت ماه

745. نورانيت خورشيد نسبت به ماه در روز است و نورانيت ماه نسبت به خورشيد در شب مي‌باشد.

 

 

نور اوليا

1199. مردم نور خورشید را حس می‌کنند؛ نور اوليا را حس نمی‌کنند.

 

 

نور اولياي رحماني

367. نور خورشید، در مظاهر زمین ظاهر است و نور اولياي رحماني، در معارف پیروانش آشکار می‌باشد.

 

 

نور باطن

826. همان‌گونه كه خورشيد در شب، نور آسمان و در روز، روشنايي زمين است، محمد(ص) نيز در متشابهات قرآن، نور باطن و در محكمات قرآن روشنايي ظاهر مي‌باشد.

 

 

نور بي­روح

870. عبادت بدون معرفت، چراغ بي‌نور است و معرفت بدون عبادت، نور بي‌روح مي‌باشد.

 

 

نور پايندگي

652. عقل، چراغ جويندگي و عشق، نور پايندگي مي‌باشد.



ادامه مطلب ...






نور تابنده

1151. جنيان از شعله بي‌دود، انسيان از گِلِ بي‌روح، فرشتگان از نور تابنده و مقربان از وجه زيبنده برخوردارند.

 

 

نور خدا

167. غروب چهاردهم، ماه و خورشید در یک خطّ مساوی روبه‌روی هم در افق رؤیت می‌شوند. از این دو نور، دو سایه در طرفین انسان دیده می‌شود. با شدت نور ماه، سایه خورشید برطرف می‌شود و با شدت نور خورشید، سایه ماه از بین می‌رود.

308. کمال زمین به واسطه نور خورشید و آب، و کمال انسان به واسطه نور خدا و کوثر می‌باشد.

367. نور خورشید، در مظاهر زمین ظاهر است و نور اولياي رحماني، در معارف پیروانش آشکار می‌باشد.

921. همان‌گونه كه در دنيا صورت‌هاي واقعي حيوانات توسط نور خورشيد نمايان است، در آخرت هم صورت‌هاي واقعي آدميان به واسطه نور محمد(ص) آشكار مي‌گردد.

1199. مردم نور خورشید را حس می‌کنند؛ نور اوليا را حس نمی‌کنند.

 

 

نور رحمان

234. نور رحمان از عالم انوار، عریان نازل می‌شود تا در عالم ارواح روح قدسی را همچون لباسی مقدس بر قامت خود انتخاب و بسان بُراقی تیزرو به سوی جمال بی‌‌نهایت در عوالم لطافت عروج کند.

 

 

نور سرد و گرم

698. كلمات الهي و رحماني، دو نور گرم و سرد متقابلي است مانند آفتاب و مهتاب كه سرشت جسم و روح عاقلان و عاشقان را از مُلك و ملكوت به وجوه زيبنده رحيميت عبور مي‌دهد.

 

 

نور شريعت و معرفت

402. خداوند رحمان دو نور هدایت کننده آسمانی برای بندگانش آشکار ساخت که ظاهر آن‌ها نور شمس و قمر، و باطن آن‌ها نور شریعت و معرفت می‌باشد.

 

 

نور شمس

690. نور خدا همچون نور شمس، بدون حجاب بر زمين و آسمان مي‌تابد.

 

 

نور شمس و قمر

402. خداوند رحمان دو نور هدایت کننده آسمانی برای بندگانش آشکار ساخت که ظاهر آن‌ها نور شمس و قمر، و باطن آن‌ها نور شریعت و معرفت می‌باشد.

 

 

نور عرش

222. بندگان خدا دل‌هایشان به نور عرش روشن و زبانشان به کلمات رحمان گویا مي‌باشد.

 

 

نور عشق

99. چنانچه آدمیان به چراغ عقل مزین شوند، به نور عشق منور می‌گردند.

936. همان‌گونه كه انسان به واسطه آفتاب شمس به مهتاب قمر مي‌رسد، توسط چراغ عقل به نور عشق مي‌رسد.

1045. انسان كامل، همانند يخ شفافي است كه توسط نور عشق، كوثر حيات‌بخش آن جاري مي‌گردد.

 

 

نور عقل

55.  از نادانی است که آدمی قبل از شعله عشق، دَم از نور عقل بزند.

131. آدمیان به واسطه دوری از نور عقل و نزدیکی به شعله نفس، از آسمان ملائکه و روح به زمین جن و انس هبوط می‌کنند.

 

 

نور فروزان

628.  الباب شعله سوزان، ابرار نور فروزان، و مقربان وجه دلارام مي‌باشند.

 

 

نور ماه

167. غروب چهاردهم، ماه و خورشید در یک خطّ مساوی روبه‌روی هم در افق رؤیت می‌شوند. از این دو نور، دو سایه در طرفین انسان دیده می‌شود. با شدت نور ماه، سایه خورشید برطرف می‌شود و با شدت نور خورشید، سایه ماه از بین می‌رود.

 

 

نور محمد(ص)

921. همان‌گونه كه در دنيا صورت‌هاي واقعي حيوانات توسط نور خورشيد نمايان است، در آخرت هم صورت‌هاي واقعي آدميان به واسطه نور محمد(ص) آشكار مي‌گردد.

 

 

نور مطلق

442. خدا نور مطلق است. كدورت نور خدا در دل، توسط شرك مي‌باشد.

 

 

نور معرفت

880. رسالت انبيا در ظلمت زمين با چراغ شريعت، و ولايت اوليا در تاريكي آسمان با نور معرفت مي‌باشد.

 

 

نور معشوق

1133. نور معشوق سبب مي‌شود كه چشم دل عاشق، مَه‌رويان جميل را در ظلمت ذات رؤيت كند.

 

 

نور مقدس

759. امام خميني(س) حقيقتِ هميشه پاينده‌اي است كه در عصر حاضر از ميان گردبادي عظيم همچون نوري مقدس به ظهور رسيد.

 

 

نور مقربان

822. همان‌گونه كه نور آسمان، حيات‌بخش زمين، و آب دريا، حيات‌بخش موجودات است، نور مقربان حيات‌بخش ابرار، و روح ابرار حيات‌بخش آدميان مي‌باشد.

 

 

نور مهتاب

137. در گفت و شنودی که ماه با خورشید داشت، چنین عرض کرد: ای شمس! ای رازدار مهربان! از اینکه مرا با نور آفتاب عالم‌تاب خود روشن نمودی، سپاسگزارم؛ لیکن از آنجایی که سالیان طولانی است محرمانی در بین زمینیان و آسمانیان ندارم، رنجیده شده‌ام؛ چرا که به واسطه نور آفتاب که در ظلمت شب بر من تاباندی، زمینیان بر من شوریدند و آسمانیان از من بر حذر شدند. ای شمس! از این همه تفضل و عنایتی که بر من رواداشتی و مرا از تاریکی مطلق به روشنایی کامل منور ساختی، بسیار در حضورت شرمنده‌ام؛ اما افسوس! مهتاب لطافت من که نتیجه آفتاب عنایت توست، باعث شد که پرده از روی ظلمت زمینیان بر دارد و آن‌ها را به ظلم و جنایتشان رسوا گرداند و مرا به جُرم روشنایی مهتابم، سرزنش و توبیخ کنند و همین طور آسمانیان که به‌ظاهر، درخشنده جلوه می‌کردند، با رؤیت بدر کاملم آنچنان نسبت به من محو و بر حذر شدند که مجبور به کاهش نور مهتابم شدم.

 

 

نور هدايت

829. پذيرندگان دين سه گروه‌اند: گروهي در آتش جهالت، گروهي در نور هدايت، و گروهي در وجه سلامت مي‌باشند.

 

 

نور هدايت­كننده آسماني

402. خداوند رحمان دو نور هدایت کننده آسمانی برای بندگانش آشکار ساخت که ظاهر آن‌ها نور شمس و قمر، و باطن آن‌ها نور شریعت و معرفت می‌باشد.

 

 

نورهاي گوناگون زمين و آسمان

1191. آدمیان راه‌های خود را توسط نورهای گوناگون زمین و آسمان می‌یابند.

 

 

نوري از شلعه

158. اهل دنیا همچون شعله‌ای از آتش‌اند و اهل آخرت همانند نوری از شعله می‌باشند.

 

 

نوش آخرت

82. دنیا نیش است و آخرت نوش. تا نیش دنیا نباشد، نوش آخرت نمی‌باشد.

 

 

نوشته ظلماني و نوراني

1174. انسان، کتابی است سفید که در سیر نزولی و صعودی توسط اعمال زشت و زیبایش به نوشته‌ای ظلمانی و نورانی تبدیل می‌گردد.

 

 

نويسندگان

806. نويسندگان «فروغ محفل روح‌ الله»،‌ انديشه‌هاي باطني خود را توسط قلم‌هايشان بر صفحات كتاب به ظهور خواهند رساند.

 

 

نهان

911. جمال قرآن در مقابل گشاده‌رويانْ‌ عيان، و در برابر ترش‌رويان،‌ نهان است.

931. فرق بين صوفي و عارف آن است كه صوفي در نهان و عارف در عيان است.

 

نهايت عشق

337. نهایت عشق، فنا است و اوج فنا، بقا می‌باشد.

 

 

نهر

201. اگر زمین در برابر خورشید به کمال و جمال رسیده، سببش آب است و اگر انسان در برابر پروردگار به کمال و جمال برسد، سببش کوثر است و کوثر نهری است در زیر عرش که حقیقتش عشق می‌باشد.

 

 

نهر ابرار

‌899. قرآن، ظاهرش شهر الباب، باطنش نهر ابرار و ضميرش وجه اطهار مي‌باشد.

 

 

نهر طبيعت

529. نهر طبيعت و كوثر معرفت براي جسم و روح آدميان در همه اعصار جاري است.

 

 

نهر كوثر

187. عرفان قلبی، نسیم طربناکی است در زیر عرش پروردگار که از نهر کوثر برمی‌خیزد.

 

 

نهرهاي بهشت

952. جذبه‌هاي عشقْ نهرهاي بهشت، و كلمات عشقْ مظاهر بهشت است.

 

 

نيات

684. با غروب خورشيد مغرب، آدميان به سبب نيات و اعمالشان، در پشت پرده ظلمت به راه‌ها و صورت‌هاي گوناگون كشيده شدند.

 

 

نياز

527. براي رسيدن به معرفت، بال عشق نياز است؛ نه پاي عقل.

827. فرزندان اولياي الهي كه از مادري مؤمنه مي‌باشند، نيازي به روح حيات‌بخش ندارند.

1073. همان‌طور كه انسان براي ديدن صورت نياز به آيينه مخلوق دارد، براي ديدن سيرت نياز به آيينه خالق دارد.

1160. برای نیل به دستاوردهای الهی، نیاز به حُكم داودی است.

 

 

نيازمند

221. زن به محبت و مراقبت نیازمند است؛ نه به عورت و مقاربت.

231. عاقل به کسی گویند که نیازمند به معارف رحمان باشد.

230. دو گروه سزاوار عذاب می‌باشند: مؤمنی که مشرکی را دعا کند و مشرکی که مورد دعای مؤمنی قرار گیرد.

794. جسم‌ها و روح‌ها براي سازندگي مُلك و ملكوت نيازمند انرژي عشق‌هاي نفساني و روحاني‌ مي‌باشند.

900. انسان كامل، مغناطيس نيازمندان است. هر نيازمندي كه آهنش خالص‌تر باشد،‌ مغناطيسش افزون‌تر مي‌گردد.

1164. مردم برای پوشش عورت‌هایشان به لباس و کفن، و برای پوشش گناهانشان به احكام و عرفان نیازمند می‌باشند.

1214. حریت و شجاعت، نیازمند عدالت و سخاوت می‌باشد.

 

 

نيت

930. همان‌گونه كه آتش در خانه جسم توسط فكر با آب خاموش مي‌شود، شهوت نيز در خانه دل به واسطه نيت با آب خاموش مي‌گردد.

 

 

نيرومندي رحمان

606. شكم جايگاه شيطان، و دل جايگاه رحمان است. نيرومندي شيطان توسط شكم، و نيرومندي رحمان توسط دل مي‌باشد.

 

 

نيرومندي شيطان

606. شكم جايگاه شيطان، و دل جايگاه رحمان است. نيرومندي شيطان توسط شكم، و نيرومندي رحمان توسط دل مي‌باشد.

 

 

نيروهاي باطني

612. صبر در برابر فشارها، ايجاد انرژي كرده، با لبريز شدن آن، نيروهاي باطني توسط يك اراده آشكار مي‌گردد. 

 

 

نيروهاي درون انسان

144. اسپرم‌ها به مثابه سربازان و نیروهای درون انسان می‌باشند. هر اسپرمی که در رحم زن به رشد کامل می‌رسد، پس از تولد مي‌تواند با طی مراتب کمالی به قدرت‌های خارق العاده روحی به صورت اراده خدايي و مافوق بشری دست يابد.

 

 

نيروهاي روحي

1159. نیروهای روحی، به‌زودي جایگزین نیروهای صوري می‌گردد.

 

 

نيروهاي صوري

1159. نیروهای روحی، به‌زودي جایگزین نیروهای صوري می‌گردد.

 

 

نيروهاي ظاهري يا دروني

1055. دنيا و آخرت، رمز و رازي است كه هر كس به هر كدام از آن آگاه‌تر باشد، نيروهاي ظاهري يا دروني‌اش شكوفاتر مي‌گردد.

 

 

نيروي انسان

159. هر سلولی از سلول‌های بدن می‌تواند عامل ضعف و توانمندی اراده انسان باشد. سلول‌ها هر کدام بنا بر موقعیتی که دارند، می‌توانند نیرو و قدرت یک انسان را داشته باشند. سلول‌ها به تبعیت از سلول‌های مغز که در ارتباط با سلول‌های قلب می‌باشند، هرگاه سپاه خوف در انسان ایجاد ناامنی کند، به اتفاق سلول‌های مغز از طریق تمرکز فکر می‌توانند به کارهای خارق‌العاده دست بزنند.

 

 

نيروي مقدس

406. عقل و عشق، دو نیروی مقدسی است که هر کدام در وجود آدمیان جایگاه و مکان خاص خود را دارند؛ عقل همچون وزیری اندیشمند در مغز برای حفظ و حراست کشور وجود از بیگانگان، و عشق همانند سلطانی قدرتمند در دل برای حفظ و حراست ملکه در حرمسرای کاخ می‌باشد.

 

 

نيستي

58. عشق، کیمیایی است که اگر حقیقتش آشکار گردد، مرگ را به نیستی کشانده و، همچون روحی پاینده برقرار می‌ماند.

284. محال است که هستی به نیستی، و نیستی به هستی تبدیل شود. هستی درياي بي‌انتهايي است که امواجش نور و ظلمت می‌باشد.

 

 

نيش دنيا

82. دنیا نیش است و آخرت نوش. تا نیش دنیا نباشد، نوش آخرت نمی‌باشد.

 

 

نيكو

897. صبر چنان نيكو است كه قبل از زندگي در مقبره اموات به اقامت در مقابر ابرار نايل گرديدم.

969. فقيري چه نيكو است كه در مقابل ابرار باشد؛‌ نه در برابر اشرار.



ادامه مطلب ...