نام کاربری:    رمز عبور:






مهر مهتاب: م

جستجو پیرامون این موضوع:    
[ برگشت به صفحه اصلی | انتخاب موضوع جدید ]



لطايف عارفانه استاد يعقوب قمري شريف آبادي: حروف (م) برگرفته از كتاب (لطايف عارفانه) و كتاب (زن طائر فردوس يا ساحر دوزخ)

نكته: لطايفي كه داراي علامت ( * ) ستاره هستند برگرفته از كتاب (زن طائر فردوس يا ساحر دوزخ) مي باشند و لطايفي كه اين علامت را ندارند برگرفته از كتاب (لطايف عارفانه) هستند.

 

نكته هاي معنوي و كلمات حكيمانه استاد

 

مائده

393. «منّ و سلوی» و «مائده» دو طعام آسمانی است که اوّلي عبادت و دومي محبت می‌باشد.

517. عيسي(ع) نسبت به حواريون همچون مادر نسبت به كودكانش مي‌باشد. شستشوي پاي حواريون به دست عيسي(ع) از براي مائده، همانند شستشوي پاي كودكان است به دست مادر از براي غذا.

521. همان‌گونه كه كودك به واسطه تغذيه و مراقبت به رشد و سخن مي‌رسد، مؤمن هم توسط مائده و مراقبه به كمال و كلام مي‌رسد.

 

 

مادر

399. آدمی موجودی است که می‌داند از بدو تولد، عشق او را به سوی مادر که مهربان‌ترین پرورش دهنده ملکی است، سوق می‌دهد و نیز باید بداند که عشق او را به سوی انسان کامل که مهربان‌ترین پرورش دهنده ملکوتی می‌باشد، سوق می‌دهد.

517. عيسي(ع) نسبت به حواريون همچون مادر نسبت به كودكانش مي‌باشد. شستشوي پاي حواريون به دست عيسي(ع) از براي مائده، همانند شستشوي پاي كودكان است به دست مادر از براي غذا.

 

 

مادران

754. همان‌گونه كه پاك كردن كودكان توسط مادران است، پاك‌ كردن آدميان نيز توسط كاملان مي‌باشد.

 

 

مادران آب و خاك زمين

128. آدمیان فرزندان آب، خاک، نور و روح می‌باشند. آب و خاک منشأ ظهور نفس، و نور و روح منشأ ظهور عقل می‌باشند. پس با مادران آب و خاكِ زمین و نور و روحِ آسمان متعادل باشید تا در حیات و ممات از شما نرنجند.

 

 

مادران مصيبت ديده

35. عیسی(ع) پسر مریم(س) و حسین(ع) پسر فاطمه(س)، فرزندان و مادران مصیبت‌دیده تاریخ‌اند که به عنوان مقدس‌ترین الگوهای مطهر برای مردان و زنان با ایمان می‌باشند.

 

 

مادران نور و روح آسمان

128. آدمیان فرزندان آب، خاک، نور و روح می‌باشند. آب و خاک منشأ ظهور نفس، و نور و روح منشأ ظهور عقل می‌باشند. پس با مادران آب و خاكِ زمین و نور و روحِ آسمان متعادل باشید تا در حیات و ممات از شما نرنجند.

 

 

مادر مؤمنه

827.فرزندان اولياي الهي كه از مادري مؤمنه مي‌باشند، نيازي به روح حيات‌بخش ندارند.

 

 

ماشين

443. همان‌طور كه ماشين توسط ريخته شدن بنزين موتور از حركت مي‌افتد، انسان نيز به واسطه ريخته شدن انرژي عشق از حركت مي‌افتد.

 

 

مالك آفريده

104. دنیا برای آدمیان همانند بوم نقاشی است که نقش‌آفرینَش در آخرت مالک آفریده خود می‌باشد.

 

 

مال­ها

182. اکثریت آدمیان به موجب ترس از دست دادن جان‌ها و مال‌هایشان کذاب‌اند. از این رو، دشمن راستگویان رحمانی‌اند.

 

 

ماه

26. همان‌گونه که پایان خورشید به غروب، و پایان ماه به طلوع می‌انجامد، سیر مُسلِم به کمال، و سیر مؤمن به جمال ختم می‌شود.

137. در گفت و شنودی که ماه با خورشید داشت، چنین عرض کرد: ای شمس! ای رازدار مهربان! از اینکه مرا با نور آفتاب عالم‌تاب خود روشن نمودی، سپاسگزارم؛ لیکن از آنجایی که سالیان طولانی است محرمانی در بین زمینیان و آسمانیان ندارم، رنجیده شده‌ام؛ چرا که به واسطه نور آفتاب که در ظلمت شب بر من تاباندی، زمینیان بر من شوریدند و آسمانیان از من بر حذر شدند. ای شمس! از این همه تفضل و عنایتی که بر من رواداشتی و مرا از تاریکی مطلق به روشنایی کامل منور ساختی، بسیار در حضورت شرمنده‌ام؛ اما افسوس! مهتاب لطافت من که نتیجه آفتاب عنایت توست، باعث شد که پرده از روی ظلمت زمینیان بر دارد و آن‌ها را به ظلم و جنایتشان رسوا گرداند و مرا به جُرم روشنایی مهتابم، سرزنش و توبیخ کنند و همین طور آسمانیان که به‌ظاهر، درخشنده جلوه می‌کردند، با رؤیت بدر کاملم آنچنان نسبت به من محو و بر حذر شدند که مجبور به کاهش نور مهتابم شدم.

167. غروب چهاردهم، ماه و خورشید در یک خطّ مساوی روبه‌روی هم در افق رؤیت می‌شوند. از این دو نور، دو سایه در طرفین انسان دیده می‌شود. با شدت نور ماه، سایه خورشید برطرف می‌شود و با شدت نور خورشید، سایه ماه از بین می‌رود.

325. همان‌گونه که در شب هیچ ستاره‌اي نمایان‌تر از ماه نیست، در روز هم هیچ انسانی آشکار‌تر از انسان كامل نمی‌باشد.

389. انسان کامل همچون ماه دو چهره دارد: برای محبانش همچون ماه شب چهاردهم، ظاهر، و برای منکرانش همانند ماه شب بیست و نهم، غایب می‌باشد.

395. نفرین کردن انسان کامل نسبت به انسان جاهل، مانند غضب كردن خورشید نسبت به ماه می‌باشد.

421. انسان كامل در بين ابرار و الباب همانند ماه در بين ستارگان و سيارات به شكل‌هاي مختلف ظاهر مي‌گردد.

441. حقايق محكمات و متشابهات قرآن، همانند خورشيد در مقابل موجودات زمين و ماه در برابر ستارگان آسمان مي‌باشد.

478. وحدت آسمان توسط ماه، و كثرت زمين به واسطه خورشيد نمايان مي‌باشد.

479. همان‌گونه كه سرانجام زمينيان با خورشيد و سرانجام آسمانيان با ماه است، سرانجام انبيا با محمد(ص) و سرانجام اوليا با علي(ع) مي‌باشد.

603. خداوند توسط رحمانيتش، چراغي همچون خورشيد و فروغي همانند ماه و صورتي همچون محمد(ص) و سيرتي همانند علي(ع) دارد.

621. حقيقت در ظاهر همچون خورشيد و زمين، و در باطن همانند ماه و ستارگان براي سالكان الي‌ الله نمايان است.

687. همان‌گونه كه خورشيد و ماه همواره با دو گام نور و ظلمت به وجه پيامبران و اوليا مي‌رسند، جن و انس هم پيوسته با دو گام شريعت و معرفت به وجه فرشتگان و قدسيان مي‌رسند.

692. سير سالكان الي الله به سوي جمال بي‌نهايت همچون سير خورشيد به طرف ماه، سير ماه به سوي زهره، سير زهره به سمت دو ستاره فرقدين، و سير دو ستاره فرقدين به جانب كواكب درخشنده لايتناهي مي‌باشد.

728. ماهيت آدميان همچون ابرها در روز توسط خورشيد و در شب به واسطه ماه نمايان مي‌گردد.

740. مهدي در بين انسان‌ها مانند ماه است در بين ابرها.

741. اگر ابرها در روز از ماه روشن‌ترند، ماه نيز در شب از ابرها درخشنده‌تر مي‌باشد.

742. همان‌گونه كه ماه در شب توسط مهتاب ديده مي‌شود، علي(ع) نيز در ذات توسط معارف رؤيت مي‌گردد.

743. همان‌گونه كه ماه بدون مهتاب ناممكن است، علي(ع) نيز بدون معرفت محال مي‌باشد.

745. نورانيت خورشيد نسبت به ماه در روز است و نورانيت ماه نسبت به خورشيد در شب مي‌باشد.

746. تيرگي و روشنايي ابرها در روز و شب توسط خورشيد و ماه مي‌باشد.

779. جمال مهدي(ع) همانند ماه در شب براي عارفان سحرخيز قابل رؤيت مي‌باشد.

782. اتصال ابرار به مقربان، همانند اتصال نور خورشيد است به ماه.

786. آسمان و زمين مرآتي مي‌باشند كه الله و رحمان و رحيم همچون: خورشيد و ماه و زهره، و محمد(ص) و علي(ع) و فاطمه(س) در آن متجلي است.

824. غيرت مؤمن نسبت به همسرش، همانند غيرت ماه است نسبت به زهره.

946. خورشيد درخشيد،  ماه منور شد، زهره به وجد آمد و كواكب به سماع افتادند.

1102. ظهور خورشيد و زهره در حريم يكديگر غير ممكن، و ماه و زهره در حريم يكديگر ممكن مي‌باشد.

1111. زهره نسبت به ماه، ظاهر و نسبت به خورشيد، غايب مي‌باشد.

1143. فرق خورشيد و ماه اين است كه خورشيد به سوي تاريكي و ماه به‌ سمت روشنايي مي‌رود.

1169. همان‌گونه که سیر خورشید به ماه و سیر ماه به ستارگان مي‌باشد، سیر عالِم به عارف و سیر عارف به مقربان می‌انجامد.

1212. اولیای الهی همانند ماه پلی مابین خورشيد و ستارگان از برای راغبانشان می‌باشند.

1218. خورشید نسبت به ماه، جلال و ماه نسبت به زهره، جمال و زهره نسبت به کواکب، جمیل می‌باشد.

1243. درک نکردن ماه توسط خورشید، منطقی است، درک نکردن خورشید توسط ماه غیر منطقي می‌باشد.

 

 

ماه تابان

825. در آ‌ن هنگام كه خورشيد عالم‌تاب، زهره منور خويش را به عنوان امانت به ماه تابانش اهدا فرمود، از او خواست كه به اين نكات مهم گوش فرا دهد: اي ماه عزيز! تو خود آگاهي كه در چه مقام و جايگاهي قرار داري و در اين سراي ظلماني مكلفي كه از اين وديعه نوراني محافظت كني. دوم آنكه در مسافت روز و شب خود، آنچنان رفت و آمد خود را هماهنگ كني كه به زهره محبوب ستم نكني تا او همچون فرشته‌اي زيبا بتواند در عالم كثرت، راغبين مطهرش را در سحرگاهان به سوي ستارگان درخشنده وحدت جذب كند.

 

 

ماه تابنده

601. قرآن، خورشيد فروزنده و ماه تابنده‌اي است كه در روز پيامبران را آشكار و در شب اوليا را ظاهر مي‌نمايد.

958. علماي رباني و اولياي رحماني براي مردم همچون خورشيد فروزنده و ماه تابنده، ظاهر مي‌باشند.

 

 

ماه تابنده عشق

790. شريعت و معرفت همانند آفتاب و مهتاب است كه توسط شمس درخشنده عقل و ماه تابنده عشق در عاقل و عاشق مي‌درخشد.

 

 

ماه عزيز

825. در آ‌ن هنگام كه خورشيد عالم‌تاب، زهره منور خويش را به عنوان امانت به ماه تابانش اهدا فرمود، از او خواست كه به اين نكات مهم گوش فرا دهد: اي ماه عزيز! تو خود آگاهي كه در چه مقام و جايگاهي قرار داري و در اين سراي ظلماني مكلفي كه از اين وديعه نوراني محافظت كني. دوم آنكه در مسافت روز و شب خود، آنچنان رفت و آمد خود را هماهنگ كني كه به زهره محبوب ستم نكني تا او همچون فرشته‌اي زيبا بتواند در عالم كثرت، راغبين مطهرش را در سحرگاهان به سوي ستارگان درخشنده وحدت جذب كند.

 

 

ماه كامل

677. همان‌گونه كه ماه كامل با كوچك كردن خود و كمرنگ نمودن مهتابش به طرف خورشيد روانه مي‌شود، انسان كامل هم با كوچك كردن خود و كمرنگ نمودن معارفش به سمت عالِم روانه مي‌گردد.

 

 

ماه ولايت

772.علي(ع) ماه ولايت و كلماتش مهتاب هدايت مي‌باشد.

 

 

ماهيان آزاد

1115. آدميان همچون موجوداتي مي‌باشند كه در گِل و لاي رودخانه‌ها سر بر آورده‌اند. تنها شماري از آنان همانند ماهيان آزاد به سوي چشمه‌سارهاي زلال در حركت‌اند.

1116. عارفان، همانند ماهيان آزاد از تيرگي رودخانه‌ها به زلالي چشمه‌سارها روان‌اند.

 

 

ماهيت

578. بهترين ملاك شناخت به ماهيت خود، توجه و تنفر به كلمات معنوي اولياي الهي مي‌باشد.

 

 

ماهيت آدميان

586. ابرار در نزد مردم همانند ترازوي شاهين‌داري هستند كه ماهيت آدميان را از طريق مقربان مي‌سنجند.

728. ماهيت آدميان همچون ابرها در روز توسط خورشيد و در شب به واسطه ماه نمايان مي‌گردد.

 

 

مؤمن

26. همان‌گونه که پایان خورشید به غروب، و پایان ماه به طلوع می‌انجامد، سیر مُسلِم به کمال، و سیر مؤمن به جمال ختم می‌شود.

36. اگر زمين در منظومه شمسي به كمال رسيده، علتش سه‌چهارم آب است؛ مؤمن هم در بین مردم اگر به کمال رسیده، علتش سه‌چهارم کوثر می‌باشد.

130. اگر زن مؤمنه‌ای در خانه خود نامحرمی را در خواب مشاهده نماید و بعد از خواب یکی از محرمانش كه زن مي‌باشد به خانه او بیاید، این رؤیا صحیح است؛ چون مؤمن به واسطه تزکیه نفس همچون بلوری شفاف، و غیر مؤمن همچون سنگی سخت در مقابل شیشه می‌باشد.

134. مؤمن در مقابل خدا همچون زمین در برابر خورشید است که چهار فصل دارد؛ فصل اوّل، پاییز: برای ریختن رنگ تعلقات. فصل دوم، زمستان: برای سفید شدن از تیرگی‌ها. فصل سوم، بهار: برای دمیدن روح و پديد آوردن ثمرات. فصل چهارم، تابستان: برای چشیدن حلاوت ثمرات.

172. مؤمن به سبب عقل به کمال، و به سبب عشق به جمال، و به سبب معرفت به وصال می‌رسد.

229. مؤمن، بال‌های پرنده عشق را توسط عورت به آتش شهوت نمی‌سوزاند.

230. دو گروه سزاوار عذاب می‌باشند: مؤمنی که مشرکی را دعا کند و مشرکی که مورد دعای مؤمنی قرار گیرد.

254. مؤمن در دنیا و آخرت توسط مرآت قلبش با نور امام زمانش می‌بیند.

435. مؤمن و كافر همچون نور و ظلمت در برابر يكديگرند.

515. مؤمن در قلعه امن اوليا، همچون كودك است در خانه امن والدين.

519. محال است كه مؤمن بدون راهبر از طريق كتاب‌ به سرمنزل مقصود برسد.

521. همان‌گونه كه كودك به واسطه تغذيه و مراقبت به رشد و سخن مي‌رسد، مؤمن هم توسط مائده و مراقبه به كمال و كلام مي‌رسد.

546. همان‌گونه كه زنبور توسط شهد به عسل مي‌رسد، مؤمن هم به واسطه وجه به معرفت مي‌رسد.

571. شيطان نسبت به انبياي الهي، مسلم و نسبت به اولياي رحماني، مؤمن مي‌باشد.

874. مؤمن و كافر همانند پروانه و مگس در گلزار و مرداب براي رسيدن به غذاهاي واقعي خود در پروازند.

937. مؤمن يا كاهل است يا كامل. اگر كاهل است، توقع دارد و اگر كامل است، تَرَحُم دارد.

980. اگر مؤمن و كافر زن جواني را تنها ببينند، مؤمن دست‌هاي او را‌ و كافر پاهاي او را گرفته به سوي خود مي‌كشند.

1154. کسی به غیب مؤمن است که توسط عقل به حق و به واسطه عشق به وجه رسیده باشد.

* - همان‌ گونه‌ که‌ آفتاب در سیر کمالی‌ خود به‌ مهتاب‌ می‌رسد، مؤمن‌ هم‌ در مسیر کمال‌ خود از شریعت‌ به‌ معرفت‌ می‌رسد.

* - جنگ‌ مومن‌ در برابر کافر دو صورت‌ دارد: یا در ظاهر می‌رزمد و یا در باطن ‌می‌دمد.

* - دو گروه‌ سزاوار ستم‌ و عذاب‌ می‌باشند: مؤمنی‌ که‌ مشرکی‌ را دعا کند، و مشرکی‌ که ‌مورد دعای‌ مؤمنی‌ قرار گیرد.

* - سخنان‌ اولیای‌ الهی‌ برای‌ مؤمنین‌ همانند سیلی‌ زدن‌ طبیب‌ می‌باشد بر گوش‌ بیمار بی‌هوش‌.

* - کافر در مقابل‌ مؤمن‌ به‌ منزله‌ دیوی‌ است‌ در برابر فرشته‌. چنانچه‌ فرشتگان ‌بخواهند در جایگاه‌ دیوها برای‌ هدایت‌ فرود آیند، همچون‌ دختران‌ زیبارو در مقابل‌ مردان ‌زشت‌رو قرار می‌گیرند.

* - مؤمن‌ در دنیا و آخرت‌ از خود نوری‌ ندارد، بلکه‌ به‌ واسطه‌ مرآت‌ قلبش‌ با نور امام‌ زمانش‌ می‌بیند و راه‌ می‌رود.

* - مومن‌ با ازدواج‌ پوشیده‌، غبار نفسها را در زمان‌ بارداری‌ از وجود همسر خود دور می‌کند تا فرزندی‌ مسیح‌گونه‌ را نتیجه‌ بخشد.

* - مومن‌ با معالم‌ روح‌الامین‌ ساجد می‌شود و با معارف‌ روح‌القدس‌ مسجود می‌گردد.

* - مومن‌ بعد از حالات‌ روحانی‌ و جذبه‌های‌ سحرگاهی‌ به‌ موجب‌ خستگی‌ چشمها به‌ مکاشفات‌ و مشاهدات‌ معنوی‌ نایل‌ می‌شود.

* - مومن‌ در سرزمین‌ دل‌ ولی‌ّ خدا باید همچون‌ شهاب‌ ثاقب‌ محو و فنا گردد.

* - هر چه‌ مومن‌ عارف‌تر باشد، ساکت‌تر است‌؛ همچنان‌ که‌ انسان‌ هر چه‌ جاهل‌تر باشد، فریادش‌ بیشتر است‌.

* - هر چیزی‌ که‌ اعتقاد مؤمن‌ را به‌ ولایت‌ صفیف‌ نماید، گناه‌ محسوب‌ می‌شود.

* - همان‌ گونه‌ که‌ ریزش‌ قطرات‌ آب‌ با استمرار، تخته‌ سنگ‌ عظیمی‌ را می‌شکافد، مومن‌ هم‌ با صبر در راه‌ استاد معنوی‌، توسط‌ قطرات‌ کوثرش‌، کوه‌ حجاب‌ خود را می‌شکافد.

* - زمانی‌ مومن‌ به‌ غیب‌ ایمان‌ می‌آورد که‌ غیب‌ را رویت‌ کند.

* - مومن‌ در پیشگاه‌ خدا همچون‌ زمین‌ در برابر خورشید است‌ که‌ چهار فصل‌ دارد؛ فصل‌ اوّل‌، پاییز: برای‌ ریختن‌ رنگ‌ تعلقات‌ و دلبستگیها. فصل‌ دوم‌، زمستان‌: برای ‌سفیدشدن‌ و رهایی‌ از امراض‌ تیرگیها و نیرنگها. فصل‌ سوم‌، بهار: برای‌ دمیدن‌ روح‌ و زنده‌ شدن‌ درختان‌ و گلزارها توسط‌ ریح‌. فصل‌ چهارم‌، تابستان‌: برای‌ روییدن‌ و چشیدن‌ نعمات‌ و ثمرات‌ درختان‌.

 

 

مؤمنات

1081. مؤمنين و مؤمنات توسط اموال و جمالشان راهيان صراط حميد مي‌باشند.



ادامه مطلب ...






مؤمنان

13. همان‌گونه که قهرمانان هدفمندند و به واسطه اهداف قهرمانی‌شان تمام فراز و نشیب‌ها را متحمل می‌شوند، مؤمنان هم هدفمندند و به واسطه اهداف ایمانی‌شان تمام فراز و نشیب‌ها را متحمل می‌شوند.

197. اگر مؤمنان با مته نیاز، سرزمین وجودشان را حفاري ‌کنند، کوثر عشق بر سرزمين دل‌هايشان جاری می‌گردد.

56. بقره بلندترین سوره قرآن و کوثر کوتاه‌ترین آن می‌باشد. مسلمانان از سوره بقره، و مؤمنان از سوره کوثر بهره‌مند می‌باشند.

225. مؤمنان همانند سنگ‌های آسمانی در دل ولیّ خدا همچون شهاب ثاقب فنا مي‌گردند.

501. مؤمنان در برابر اوليا همانند كودكان در مقابل والدينشان مي‌باشند.

512. مؤمنان در نزد سابقان همچون كودكان در نزد والدين خود مي‌باشند.

514. همان‌گونه كه والدين ناظر كودكان‌اند، سابقان هم ناظر مؤمنان مي‌باشند.

520. همان‌گونه كه كودكان به واسطه پرستاري مادران رشد مي‌يابند، مؤمنان هم توسط سرپرستي اوليا به كمال مي‌رسند.

570. شيطان رام اوليا، در بند انبيا در تعقيب مؤمنان و همراه فاسقان مي‌باشد.

755. مؤمنان، فرشتگان شيدايند كه طعامشان وجه مقربان جنّات است؛ همچنان‌كه پروانگان، پرندگان زيبايند كه خوراكشان شهد گل‌هاي بوستان مي‌باشد.

916. همان‌گونه كه كودكان در پناه مادرانشان مي‌باشند‌، مؤمنان هم در جوار اوليايشان مي‌باشند.

945. همان‌گونه كه كودكان شيفتگان مادران خود هستند، مؤمنان هم دلباختگان اولياي خود مي‌باشند.

1198. تضادها برای مؤمنانْ مقامات است و برای مکذبانْ مکافات می‌باشد.

* - دنیا به‌ منزله مزرعه‌ای‌ است‌ که‌ مردم‌ در آن‌ کشت‌ می‌کنند. همان‌ گونه‌ که‌ کشاورزان‌ در مزرعه خود محافظ‌ قرار می‌ دهند، مؤمنان‌ هم‌ باید در کشتزار خودشان‌ ولی‌ ای‌ از اولیای‌ الهی‌ را محافظ‌ قرار بدهند.

* - سلاح‌ مومنان‌، صبوری‌ آنان‌ و سلاح‌ صابران‌، ارادهء آنان‌ می‌باشد.

* - همان گونه که روزی زنبوران عسل از گل و گلزارهای دنیا، و عسل شفابخش شان برای مردمان در شکاف کوه می باشد، روزی اولیای الهی نیز از روح و ریاحین بهشت، و کلام شفابخش شان برای مؤمنان در کهف ولایت می باشد.

* - مومنان‌ راستین‌، همچون‌ ابرهای‌ بهاری‌ در روز می‌بارند و همچون‌ ستارگان ‌درخشنده‌ در شب‌ می‌درخشند.

* - چنانچه‌ مومنان‌ با متّهء‌ نیاز زمین‌ وجودشان‌ را حفاری‌ کنند، کوثر عشق‌ بر آن‌ سرزمین‌ جاری‌ می‌گردد.

* - در آخرالزمان‌ مؤمنان‌ راستین‌ در حریم‌ اولیای‌ الهی‌، رؤیاهایشان‌ شفاف‌ و هدایت‌بخش‌ آنان‌ می‌گردد.

 

 

مؤمنان ابرار

52. مؤمنان ابرار‌،‌ همچون ابرهاي بهاري مي‌بارند و همچون ستارگان درخشنده مي‌تابند.

656. صاحبان عرش، مقربان ناسوت‌اند كه توسط ارواح قدسي ‌روح ايمان را در مؤمنان ابرار القا مي‌نمايند.

 

 

مؤمنان واقعي

832. مؤمنان واقعي، نوازش كننده اولياي الهي و خواركننده اولياي شيطاني‌اند.

 

 

مؤمنين

908. بزرگ‌ترين تفضل الهي، قرآن است كه بر مؤمنين به صورت باطن و بر مسلمين به طور ظاهر آشكار مي‌باشد.

1081. مؤمنين و مؤمنات توسط اموال و جمالشان راهيان صراط حميد مي‌باشند.

* - خداوند رحمان‌، عرش‌ را بر آب‌ قرار داد تا به‌ واسطهء‌ آن‌ مومنین‌ آزمایش‌ شوند.

 

 

مؤمنين زمين

506. اولياي الهي همانند گل‌هاي زيبايي هستند كه در پايان، ملائكه آسمان را توسط عطرشان، و مؤمنين زمين را به واسطه گلابشان به اشتياق مي‌كشند.

 

 

مأمور

1210. زنان همچون طائران فردوس يا ساحران دوزخ مأمورند كه مردان خویش را به جایگاه‌هایشان برسانند.

 

 

مبهوت

886. همچنان‌كه مردم در برابر اكتشافات و اختراعات ظاهر مبهوت مي‌شوند، در مقابل مكاشفات و مشاهدات باطن هم متحير مي‌گردند.

 

 

متاع

78. لذت عشق به عطا، و لذت عقل به متاع می‌باشد.

 

 

متبرك

767. نام‌هاي فرزندان آدم(ع) توسط پدران روحاني متبرك مي‌گردد.

 

 

متجلي

786. آسمان و زمين مرآتي مي‌باشند كه الله و رحمان و رحيم همچون: خورشيد و ماه و زهره، و محمد(ص) و علي(ع) و فاطمه(س) در آن متجلي است.

867. ازليت و ابديت همچون امواج دريا، پيوسته متجلي مي‌گردد.

 

 

متحول

781. متحول شدن جسم و روح، همراه با متحول شدن نفس و عقل مي‌باشد.

 

 

متحير

886. همچنان‌كه مردم در برابر اكتشافات و اختراعات ظاهر مبهوت مي‌شوند، در مقابل مكاشفات و مشاهدات باطن هم متحير مي‌گردند.

 

 

متزلزل

455. همان‌گونه كه خورشيد در بركه‌اي آرام با يك نسيم باد به تزلزل در مي‌آيد، خدا نيز در قلب مؤمن با يك نسيم شرك متزلزل مي‌گردد.

 

 

متشابهات

994. آيات قرآن، حقايق عظيمي است كه ظاهر و باطن آن، توسط محكمات و متشابهات آشكار مي‌گردد.

 

 

متشابهات قرآن

105. میانه‌رو به کسانی گویند که قبل از اسلام، تورات و انجیل، و بعد از آن، محکمات و متشابهات قرآن را سرمشق زندگی خود قرار دهند.

178. محکمات قرآن توسط عقل الهی و متشابهات قرآن توسط عشق رحمانی به درك و ظهور می‌رسد.

382. همان‌گونه که تورات و انجیل دو کتاب متفاوت است، محکمات و متشابهات قرآن هم دو کتاب متفاوت می‌باشد. تورات با طریقت ابراهیم خليل‌الله(ع) و محکمات با طریقت علی ولي‌الله(ع) به حقایق می‌رسند.

441. حقايق محكمات و متشابهات قرآن، همانند خورشيد در مقابل موجودات زمين و ماه در برابر ستارگان آسمان مي‌باشد.

826. همان‌گونه كه خورشيد در شب، نور آسمان و در روز، روشنايي زمين است، محمد(ص) نيز در متشابهات قرآن، نور باطن و در محكمات قرآن روشنايي ظاهر مي‌باشد.

1192. همان‌گونه که هستی ظاهر و باطنی دارد، قرآن هم ظاهر و باطنی دارد. راهنمای ظاهر، محکمات و راهنمای باطن، متشابهات قرآن می‌باشد.

 

 

متعالي

296. عشق به قدري متعالی است که ثمره ظاهري‌اش، فرزند و محصول باطني‌اش، معرفت می‌باشد.

 

 

متعفن

559. در آخر الزمان گوش‌ها، چشم‌ها و دل‌هاي آدميان همانند غبارها، طوفان‌ها و سيلاب‌هاي ويران كننده، سرزمين وجودشان را همچون مرداب‌ها متعفن مي‌گرداند.

 

 

متمسكين به ولايت رحمان

599. در آخر الزمان عهد و پيمان آدميان رو به انحطاط مي‌رود؛ مگر متمسكين به ولايت رحمان.

 

 

متولد

1048. به ملكوت آسمان‌ها و زمين دست نمي‌يابد، مگر كسي كه جسمش توسط والدين ظاهري و روحش به واسطه والدين باطني متولد شده باشد.

 

 

متولدان عقل و نفس

707. آدميان متولدان عقل و نفس هستند كه طرفين راست و چپ آنان بهشت و دوزخ مي‌باشد.

 

 

مته نياز

197. اگر مؤمنان با مته نیاز، سرزمین وجودشان را حفاري ‌کنند، کوثر عشق بر سرزمين دل‌هايشان جاری می‌گردد.

 

 

مجرد

988. در بين راهيان طريق، عده قليلي توسط خضر طريقشان جوينده آب حيات مي‌باشند.

 

 

مجرمين

117. اگر می‌دانستیم که در عالم ارواح جلوه‌های لطیف ملکوتیان حضور دارند و اگر می‌دانستیم که دنیا جنگل درندگان و دوزخ جنبندگان است و یا اگر می‌دانستیم که در دنیا از مجرمین هستیم و به واسطه جرم به زندان می‌افتیم، هیچ‌گاه به خود اجازه نمی‌دادیم که در دنیا طرفة العینی آزاد و از محدوده اولیای الهی دور باشیم.

 

 

مجهول

415. دنیا و آخرت مانند خواب و بیداری است. اعمال ما در دنیا همچون خواب، مجهول و در آخرت همانند بیداری، معلوم می‌باشد.

 

 

محافظ پيروان داود(ع)

185. ذوالقرنین همچون سلیمان نبی(ع) در حفظ و حراست زبور کوشید و همچنین محافظ پیروان داوود(ع) از قوم یهود بود.

 

 

محافظت

224. مرد در محافظت از زن همچون هسته‌ای می‌باشد که مغز خود را برای کشت از حشرات محافظت می‌کند.

528. چوپانان ملكوتي گوسفندان مُلكي خود را از درندگان بياباني محافظت مي‌كنند.

825. در آ‌ن هنگام كه خورشيد عالم‌تاب، زهره منور خويش را به عنوان امانت به ماه تابانش اهدا فرمود، از او خواست كه به اين نكات مهم گوش فرا دهد: اي ماه عزيز! تو خود آگاهي كه در چه مقام و جايگاهي قرار داري و در اين سراي ظلماني مكلفي كه از اين وديعه نوراني محافظت كني. دوم آنكه در مسافت روز و شب خود، آنچنان رفت و آمد خود را هماهنگ كني كه به زهره محبوب ستم نكني تا او همچون فرشته‌اي زيبا بتواند در عالم كثرت، راغبين مطهرش را در سحرگاهان به سوي ستارگان درخشنده وحدت جذب كند.

 

 

محبان

389. انسان کامل همچون ماه دو چهره دارد: برای محبانش همچون ماه شب چهاردهم، ظاهر، و برای منکرانش همانند ماه شب بیست و نهم، غایب می‌باشد.

 

 

محبان قمر

118. اولیای رحمانی بر خلاف پیامبران الهی، وجودشان ناشناخته و شعارشان پوشیده می‌باشد. آن‌هایی که از نور آنان حیات و از روحشان شفا می‌گیرند، ساجدان سحر و محبان قمرند.

 

 

محبت

50. شهوت، آتش زير خاكستر است و محبت، كوثر زير عرش. آتشِ زير خاكستر با كوثر زير عرش خنثا مي‌گردد.

61. گفتار اولیای الهی موجب هدایت و جمال آنان موجب محبت می‌باشد.

85. دنیا آمیخته است به غم‌ها و شادي‌ها. چنانچه با حرص و ولع به سمت شادي‌ها بروی، از تو گریزان و اگر با محبت از آن بگذري، به طرف تو شتابان می‌باشد.

211. محبت، چراغ فروزنده بهشت، و شهوت، آتش سوزنده دوزخ می‌باشد.

219. توجه به صورت، سبب محبت و فتوت است و توجه به عورت، سبب شهوت و غضب می‌باشد.

221. زن به محبت و مراقبت نیازمند است؛ نه به عورت و مقاربت.

283. حیرت، همچون دریای طوفانی است که با محبت آرام می‌گیرد.

348. جايي که در آن محبت نباشد، غضب می‌باشد و جايي که در آن غضب نباشد، محبت می‌باشد.

387. زن، خواهان محبت است، نه قدرت؛ همچنانکه بلقیس از قدرت عزل و به محبت جذب گردید.

388. دنیا برای سه گروه ضلالت است: صاحبان ثروت، شهرت و شهوت، و برای سه گروه سعادت می‌باشد: صاحبان عزت، رأفت و محبت. گروه‌هاي اول در مکان‌های جمادی، نباتی و حیوانی، و گروه‌هاي دوم در جایگاه‌های انسانی، روحانی و نورانی می‌باشند.

393. «منّ و سلوی» و «مائده» دو طعام آسمانی است که اوّلي عبادت و دومي محبت می‌باشد.

902. ديني كه بدون معرفت باشد و معرفتي كه بدون محبت باشد، سرانجامش عبوسي و غضب باشد.

919. همان‌گونه كه حيوان در خشم و شهوت است، انسان هم در مهر و محبت است.

950. همان‌گونه كه زيبايي زنان در برابر حيوانات ايجاد عشق نمي‌كند، زيبايي اوليا نيز در مقابل آدميان ايجاد محبت نمي‌نمايد.

 

 

محبت مردم

475. محبت اولياي الهي در راه رستگاري مردم، افزون‌تر از محبت مردم در راه خوشبختي فرزندانشان مي‌باشد.

 

 

محبوب

407. خدا لطیف، ظریف، نظیف؛ خدا محبوب، معبود، معشوق؛ خدا جمال، جمیل، وجیه؛ خدا وجه زیبنده و لیلی زیباروی عشاق می‌باشد.

 

 

محجوب

600. با آفتاب شمس، مهتاب قمرْ محو و ستارگان درخشنده محجوب مي‌شود.

668. همان‌گونه كه آب‌ها در ميان خاك‌ها مستورند، اوليا هم در بين مردمان محجوب‌اند.

 

 

محدوده اولياي الهي

117. اگر می‌دانستیم که در عالم ارواح جلوه‌های لطیف ملکوتیان حضور دارند و اگر می‌دانستیم که دنیا جنگل درندگان و دوزخ جنبندگان است و یا اگر می‌دانستیم که در دنیا از مجرمین هستیم و به واسطه جرم به زندان می‌افتیم، هیچ‌گاه به خود اجازه نمی‌دادیم که در دنیا طرفة العینی آزاد و از محدوده اولیای الهی دور باشیم.

475. محبت اولياي الهي در راه رستگاري مردم، افزون‌تر از محبت مردم در راه خوشبختي فرزندانشان مي‌باشد.

 

 

محدوده خورشيد

1104. ورود خورشيد در محدوده ماه، محال، و ورود ماه در محدوده خورشيد ممكن مي‌باشد.

 

 

محدوده ماه

1104. ورود خورشيد در محدوده ماه، محال، و ورود ماه در محدوده خورشيد ممكن مي‌باشد.

 

 

محراب عشق

961. خلقت آسمان‌ها و زمين توسط عشق، و خلقت عشق به واسطه عقل مي‌باشد.

 

 

محرم

341. هر کس لباس عشق بر تن کرد، بر کرسی عرش مَحرم گشت و هر کس که لباس عقل بر تن کرد، بر کرسی فرش مَحرم گشت.

 

 

محرمان

130. اگر زن مؤمنه‌ای در خانه خود نامحرمی را در خواب مشاهده نماید و بعد از خواب یکی از محرمانش كه زن مي‌باشد به خانه او بیاید، این رؤیا صحیح است؛ چون مؤمن به واسطه تزکیه نفس همچون بلوری شفاف، و غیر مؤمن همچون سنگی سخت در مقابل شیشه می‌باشد.

137. در گفت و شنودی که ماه با خورشید داشت، چنین عرض کرد: ای شمس! ای رازدار مهربان! از اینکه مرا با نور آفتاب عالم‌تاب خود روشن نمودی، سپاسگزارم؛ لیکن از آنجایی که سالیان طولانی است محرمانی در بین زمینیان و آسمانیان ندارم، رنجیده شده‌ام؛ چرا که به واسطه نور آفتاب که در ظلمت شب بر من تاباندی، زمینیان بر من شوریدند و آسمانیان از من بر حذر شدند. ای شمس! از این همه تفضل و عنایتی که بر من رواداشتی و مرا از تاریکی مطلق به روشنایی کامل منور ساختی، بسیار در حضورت شرمنده‌ام؛ اما افسوس! مهتاب لطافت من که نتیجه آفتاب عنایت توست، باعث شد که پرده از روی ظلمت زمینیان بر دارد و آن‌ها را به ظلم و جنایتشان رسوا گرداند و مرا به جُرم روشنایی مهتابم، سرزنش و توبیخ کنند و همین طور آسمانیان که به‌ظاهر، درخشنده جلوه می‌کردند، با رؤیت بدر کاملم آنچنان نسبت به من محو و بر حذر شدند که مجبور به کاهش نور مهتابم شدم.

 

 

محرمسراي قائدان

830. در حريم سابقان، دو چشمه صبر و بقا است و در محرمسراي قائدان، دو چشمه مهر و وفا مي‌باشد.

 

 

محروم

496. از سلسله كاروان‌هاي هفت‌ هزار‌ساله آدميان بر روي زمين، كاروان ما است كه در آخرالزمان به واسطه زيبايي‌هاي ظاهر، از درك باطن خويش محروم مي‌باشند.

647. براي سبقت در صراط حميد كثيري توسط غرورْ محروم، و قليلي به واسطه خشوعْ مسرور مي‌باشند.

 

 

محرومان آخرت

89. محرومانِ دنیا مقبولان آخرت، و محرومانِ آخرت مقبولان دنیا می‌باشند.

 

 

محرومان دنيا

89. محرومانِ دنیا مقبولان آخرت، و محرومانِ آخرت مقبولان دنیا می‌باشند.

 

 

محرومان لاهوتي

136. اغنیای ناسوتی، محرومان لاهوتی می‌باشند.

 

 

محروميت از معرفت

138. محرومیت از معرفت ، ناشی از عدم صداقت و طهارت است.

 

 

محصول باطني

296. عشق به قدري متعالی است که ثمره ظاهري‌اش، فرزند و محصول باطني‌اش، معرفت می‌باشد.

 

 

محضر اولياي الهي

298. از احمقی است که در محضر اولیای الهی به جای عشق، عقل و به جای صبر، تعجیل و به جای سکوت، حرف باشد.

 

 

محضر اولياي خدا

1233. در محضر اولیای خدا از نفسانیت تا روحانیت، یک گام مي‌باشد و آن گام عشق است که از مرز شک می‌گذرد.

 

 

محضر تفسير و تشخيص

98. دنیا مکتب تعلیم و تربیت عباد الله، و محضر تفسير و تشخیص عباد الرحمن می‌باشد.

 

 

محضر خضر(ع)

882. موسي(ع) در محضر خضر(ع) به جاي حال، قال و به جاي حضور، آرزو داشت.

 

 

محكمات

382. همان‌گونه که تورات و انجیل دو کتاب متفاوت است، محکمات و متشابهات قرآن هم دو کتاب متفاوت می‌باشد. تورات با طریقت ابراهیم خليل‌الله(ع) و محکمات با طریقت علی ولي‌الله(ع) به حقایق می‌رسند.

994. آيات قرآن، حقايق عظيمي است كه ظاهر و باطن آن، توسط محكمات و متشابهات آشكار مي‌گردد.

1192. همان‌گونه که هستی ظاهر و باطنی دارد، قرآن هم ظاهر و باطنی دارد. راهنمای ظاهر، محکمات و راهنمای باطن، متشابهات قرآن می‌باشد.



ادامه مطلب ...






محكمات قرآن

105. میانه‌رو به کسانی گویند که قبل از اسلام، تورات و انجیل، و بعد از آن، محکمات و متشابهات قرآن را سرمشق زندگی خود قرار دهند.

178. محکمات قرآن توسط عقل الهی و متشابهات قرآن توسط عشق رحمانی به درك و ظهور می‌رسد.

382. همان‌گونه که تورات و انجیل دو کتاب متفاوت است، محکمات و متشابهات قرآن هم دو کتاب متفاوت می‌باشد. تورات با طریقت ابراهیم خليل‌الله(ع) و محکمات با طریقت علی ولي‌الله(ع) به حقایق می‌رسند.

826. همان‌گونه كه خورشيد در شب، نور آسمان و در روز، روشنايي زمين است، محمد(ص) نيز در متشابهات قرآن، نور باطن و در محكمات قرآن روشنايي ظاهر مي‌باشد.

 

 

محكمات و متشابهات قرآن

838. امام خميني(س) حقيقت نور، روح، عقل و قلم بود كه در جسمي مقدس و نفسي مطهر تجلي كرد تا در اين قرن، آرمان‌هاي حيات‌بخش اسلام ناب محمدي و علوي را بر مبناي معالم و معارف روشنايي‌بخش محكمات و متشابهات قرآن بنا نمايد.

 

 

محمد(ص)

17. همان‌گونه که تمام موجودات به واسطه زُمختيشان دارای سایه هستند الّا خورشید، تمام آدمیان هم به واسطه زمختيشان دارای تيرگي هستند الّا محمد(ص).

20. در بین پیامبران الهی محمد(ص) همچون گلي است که داود نبی(ع) بلبل، و عیسای مسیح(ع) پروانه آن می‌باشد.

479. همان‌گونه كه سرانجام زمينيان با خورشيد و سرانجام آسمانيان با ماه است، سرانجام انبيا با محمد(ص) و سرانجام اوليا با علي(ع) مي‌باشد.

482. همان‌گونه كه زشتي فرشتگان توسط اسمايشان نزد آدم(ع) نمايان گرديد، زشتي مسلمانان نيز توسط افعالشان نزد محمد(ص) آشكار مي‌گردد.

491. خورشيد از بين ستارگان، و محمد(ص) از بين پيامبران، نور آسمان‌ها و زمين مي‌باشند.

593. الله همچون خورشيد، و خورشيد همچون محمد(ص)، و محمد(ص) همچون جام جهان‌نماي عالميان مي‌باشد.

594. مغيبات از خدا، مكشوفات از خورشيد و معلومات از محمد(ص) مي‌باشد.

603. خداوند توسط رحمانيتش، چراغي همچون خورشيد و فروغي همانند ماه و صورتي همچون محمد(ص) و سيرتي همانند علي(ع) دارد.

680. عيسي(ع) و حواريونش توسط امت موسي(ع)، و علي(ع) و فرزندانش توسط امت محمد(ص) به صليب و شهادت كشيده شدند.

786. آسمان و زمين مرآتي مي‌باشند كه الله و رحمان و رحيم همچون: خورشيد و ماه و زهره، و محمد(ص) و علي(ع) و فاطمه(س) در آن متجلي است.

826. همان‌گونه كه خورشيد در شب، نور آسمان و در روز، روشنايي زمين است، محمد(ص) نيز در متشابهات قرآن، نور باطن و در محكمات قرآن روشنايي ظاهر مي‌باشد.

841. همان‌طور كه در منظومه تنها سياره حيات‌بخشِ خورشيد زمين است، در معصومين(ع) هم تنها انسان حيات‌بخشِ خدا محمد(ص) مي‌باشد.

921. همان‌گونه كه در دنيا صورت‌هاي واقعي حيوانات توسط نور خورشيد نمايان است، در آخرت هم صورت‌هاي واقعي آدميان به واسطه نور محمد(ص) آشكار مي‌گردد.

970. موسي(ع) در برابر قومش هارون(ع) را سرافكنده كرد. محمد(ص) در مقابل قومش علي(ع) را سرافراز نمود.

1086.خداوند براي مراقبت از زبور داود(ع) سليمان(ع)، و براي مراقبت از انجيل عيسي‌(ع) ذوالقرنين، و براي مراقبت از قرآن محمد(ص)، علي(ع) را قرار داد.

1162. همان‌گونه که خضر(ع) در امت موسی(ع) شناخته نشد، علی(ع) نیز در امت محمد(ص) شناخته نگردید.

 

 

محمد بن عبدالله(ص)

1061. محمد بن عبدالله(ص) علي بن ابيطالب(ع) را آنچنان در آسمان‌هاي كمال صعود داد كه خود از حقيقتش در سدرة المنتهي لرزيد.

 

 

محمد رسول الله(ص)

7. زبان گویای علی ولی الله(ع) افشاگر اسرار محمد رسول الله(ص) می‌باشد.

48. محمد رسول الله(ص) و علي وليّ الله(ع)، همچون موسي كليم الله(ع) و عيسي روح الله(ع) صاحبان شريعت و معرفت الهي مي‌باشند.

253. موسی کلیم الله(ع) به منزله خاک، عیسی روح الله(ع) به منزله آب، محمد رسول الله(ص) به منزله گُل، علی ولیّ الله(ع) به منزله بلبل و فاطمه زهرا(س) به منزله پروانه گُل مي‌باشند.

323. کوه طور تجلی‌گاه شعله، و کوه حرا تجلی‌گاه نور برای رؤیت موسی کلیم الله(ع) و محمد رسول الله(ص) می‌باشد.

345. وحی خداوند بر موسی کلیم الله(ع) از طریق آتش، و بر محمد رسول الله(ص) از طریق نور نازل گردید.

581. سرمنشأ دجال فريبنده و ستمگر به زمان رسالت موسي كليم الله(ع) باز مي‌گردد كه تا سال‌هاي متمادي رها و ناشناخته بود تا اينكه در زمان سلطنت ذوالقرنين به اسم يأجوج و مأجوج در پشت سد زنداني، و با رسالت محمد رسول الله(ص) به صورت و روشي ديگر با نام دجّال شناسايي شد و با حكومت و ولايت علي وليّ الله(ع) به طور مرموز، گمراهي و ستمگري‌اش را آغاز كرد تا اينكه با تحقق وعده پروردگار در 22 بهمن 1357 سدّ يأجوج و مأجوج شكسته شد و با لباس و لحني فريبنده و در نظر اهل بصيرت همچون اژدهايي يك چشم، از جايگاه خود به حركت درآمد و عوام ملت‌ها را با ترفند عدل و منشش به سمت خود فراخواند.

 

 

محمد مصطفی(ص)

932. حقيقت صوفي در ابتدا آدم صفي الله(ع) و در انتها محمد مصطفي(ص) مي‌باشد.

 

 

محو

16. همان‌گونه که روشنایی روز تاریکی شب را محو می‌نماید، روشنايي عقل نیز تاريكي جهل را محو می‌گرداند.

600. با آفتاب شمس، مهتاب قمرْ محو و ستارگان درخشنده محجوب مي‌شود.

 

 

مخالفت

1205. عارفان نسبت به عالمان در مسالمت، و عالمان نسبت به عارفان در مخالفت‌اند.

 

 

مختال

1152. جنيان فجارند، انسيان مُختال‌اند، فرشتگان انوارند و مقربان ارواح می‌باشند.

 

 

مخلَصان

76. عشق، هدیه گرانبهایی است که خداوند رحمان به عنوان عیدی به مخلَصان درگاهش عنایت کرده.

780. همان‌گونه كه باران آسماني براي آدميان گاهي با رعد و گاهي بدون رعد همراه مي‌باشد، كوثر رحماني هم براي مخلَصان گاهي با سخن و گاهي بدون سخن همراه مي‌باشد.

 

 

مخلوط

513. همان‌گونه كه مردگان در قبرستانشان مخلوط‌اند، مؤمنان هم در مقابرشان مخلوط مي‌باشند.

 

 

مخلوق

1070. هر چه در راه حق آگاه‌تر گرديم، در مقابل خالق بيمناك‌تر و در برابر مخلوق شجاع‌تر مي‌گرديم.

 

 

مخلوقات

246. دنیا با مخلوقاتش شب است. انسان کامل در بین مخلوقات، جلوه شب قدر است.

625. حقيقت خدا در مخلوقات، حقيقت خورشيد در موجودات و حقيقت محمد(ص) در معلومات مي‌باشد.

842. از بزرگ‌ترين الطاف پروردگار است كه آدميان را از بين جمله مخلوقات به صورت انسان آفريده تا به واسطه چراغ عقل به صورت واقعي خودشان برسند.

 

 

مخلوقات خدا

46. حیات باطنی اولیای خدا به واسطه روح، و حیات ظاهری مخلوقات خدا توسط ریح است. عامل تقویت روح، کوثر و عامل تقویت ریح، آب می‌باشد.

 

 

مخلوقات ديگر منظومه ها

176. ما مخلوقات زمین در منظومه شمسی در بازوی چهارم کهکشان راه شیری قرار داریم که از نظر لطافت و ظرافت نسبت به مخلوقات دیگر منظومه‌های درون کهکشان خودمان، خشن‌ترین و زشت‌ترین مخلوقات هستیم، چه رسد به مه‌رویان سایر کهکشان‌های بی‌نهایت هستی. 

 

 

مخلوقات زمين

176. ما مخلوقات زمین در منظومه شمسی در بازوی چهارم کهکشان راه شیری قرار داریم که از نظر لطافت و ظرافت نسبت به مخلوقات دیگر منظومه‌های درون کهکشان خودمان، خشن‌ترین و زشت‌ترین مخلوقات هستیم، چه رسد به مه‌رویان سایر کهکشان‌های بی‌نهایت هستی. 

 

 

مخلوقات سرافكنده

884. همان‌طور كه ستارگان درخشنده در مقابل مخلوقات سرافكنده پوشيده است، كاملان زيبنده نيز در مقابل مردمان سر افكنده نهفته مي‌باشند.

889.كواكب زيبنده به سبب مخلوقات سر افكنده، در ظلمت شب مي‌درخشند.

 

 

مدرسه

729. دنيا مدرسه‌اي است كه نتيجه امتحانات آن در آخرت روشن مي‌گردد.

 

 

مدرسه عقل

28. دین، مدرسه عقل و دانشگاه عشق و نمایشگاه جمال است در پیشگاه خداوند جمیل.

 

 

مذموم

248. قصه یوسف(ع) برای صاحبان عقل، مذموم، برای صاحبان عشق، مطلوب و برای صاحبان فنا مقبول می‌باشد.

 

 

مرآت

786. آسمان و زمين مرآتي مي‌باشند كه الله و رحمان و رحيم همچون: خورشيد و ماه و زهره، و محمد(ص) و علي(ع) و فاطمه(س) در آن متجلي است.

 

 

مرآت اعلي عليين

733. سيماي آدميان مرآت اعلی ‌عليين است كه در اسفل سافلين، زنگار گرفته است.

 

 

مرآت جمال

733. سيماي آدميان مرآت اعلی ‌عليين است كه در اسفل سافلين، زنگار گرفته است.

 

 

مرآت دل

204. انسان کامل در مرآت دل همچون تپش قلب متذكر به ذكر پروردگارش می‌باشد.

463. هر قدر تمركز فكر توسط جذبه عشق شديدتر باشد، حقيقت غيب به واسطه مرآت دل نمايان‌تر مي‌گردد.

1064. معارف از طريق عشق در مرآت دل به ظهور مي‌رسد.

 

 

مرآت شفاف

805. خورشيد، هنرمند شگفت‌انگيزي است كه سقف آسمانش را بسان مرآتي شفاف صيقل داده و سطح زمينش را به صورت گلزاري نقش‌آفريني كرده و اولياي رحماني‌اش را بر سقف آسمانش همچون كواكب درخشنده منعكس نموده است.

 

 

مرآت قلب

254. مؤمن در دنیا و آخرت توسط مرآت قلبش با نور امام زمانش می‌بیند.

926. الها! وجه جميلت را در مرآت قلبم نگريستم و همچنان اميد دارم كه دگر بار نظاره‌گر آن باشم.

 

 

مرآت قلب اولياي زمان

987. حقايق زشت و زيباي آينده و گذشته، در مرآت قلب اولياي زمان مشهود است.

 

 

مراتب آدميان

450. مراتب آدميان در قلم‌هايشان، و مراتب حيوانات در قدم‌هايشان آشكار مي‌باشد.

 

 

مراتب حيوانات

450. مراتب آدميان در قلم‌هايشان، و مراتب حيوانات در قدم‌هايشان آشكار مي‌باشد.

 

 

مراتب كمال

429. مراتب كمال از حيوانيت تا انسانيت، از عورت تا صورت مي‌باشد.

 

 

مراتب كمالي

144. اسپرم‌ها به مثابه سربازان و نیروهای درون انسان می‌باشند. هر اسپرمی که در رحم زن به رشد کامل می‌رسد، پس از تولد مي‌تواند با طی مراتب کمالی به قدرت‌های خارق العاده روحی به صورت اراده خدايي و مافوق بشری دست يابد.

 

 

مراد

227. مريد، همچون هسته‌ای می‌باشد که توسط مراد، مغزش به كمال می‌رسد.

286. وادی حیرت برای مريد نسبت به مراد، مانند بیابان پهناوری است که در آنْ فرزند، دست از دست پدر رها کرده.

 

مراقبت

221. زن به محبت و مراقبت نیازمند است؛ نه به عورت و مقاربت.

521. همان‌گونه كه كودك به واسطه تغذيه و مراقبت به رشد و سخن مي‌رسد، مؤمن هم توسط مائده و مراقبه به كمال و كلام مي‌رسد.

1086. خداوند براي مراقبت از زبور داود(ع) سليمان(ع)، و براي مراقبت از انجيل عيسي‌(ع) ذوالقرنين، و براي مراقبت از قرآن محمد(ص)، علي(ع) را قرار داد.

 

 

مراقبه

521. همان‌گونه كه كودك به واسطه تغذيه و مراقبت به رشد و سخن مي‌رسد، مؤمن هم توسط مائده و مراقبه به كمال و كلام مي‌رسد.

 

 

مربيان صادق

486. انسان‌هاي بي‌رنگ و طلاهاي بي‌غش، به دست مربيان صادق و زرگران حاذق، نوادر و جواهر مي‌گردند.



ادامه مطلب ...






مَرد

34. زن‌ به منزله نور، و مرد به منزله روح می‌باشد. چنانچه نور حامل روح گردد، روح همچون فرشته قدسی عروج به سوی وجه بی‌نهایت نماید.

38. همان‌گونه كه مردها نسبت به زن‌ها نامحرم‌اند، ‌زن‌هاي بي‌قيد هم نسبت به زن‌هاي مؤمنه نامحرم‌اند.

224. مرد در محافظت از زن همچون هسته‌ای می‌باشد که مغز خود را برای کشت از حشرات محافظت می‌کند.

236. مرد به منزله خاك، زن به منزله آب و انسان کامل به منزله باغبان می‌باشد.

255. اکثریت مردها توسط عشق‌ورزی به زن‌ها، بیراهه را بر راه راست ترجیح می‌دهند.

265. مرد و زن همچون خاک و آب تجلی‌گر جلال و جمال می‌باشند. خاك به منزله عقل، و آب به منزله عشق، روح‌بخش یکدیگرند.

365. مرد در برابر زن، عقل است و زن در مقابل مرد، عشق می‌باشد. چنانچه عقل در برابر عشق استقامت ورزد، به وجه زیبنده مبدل می‌گردد.

424. زن در مقابل مرد مانند آب در برابر خاك است. عامل شكوفايي مرد، زن مي‌باشد.

850. گرايش مرد به زن همانند گرايش آهن به مغناطيس است. همان‌گونه كه آهن به واسطه مغناطيس جاذبه پيدا مي‌كند، مرد نيز توسط زن جاذبه پيدا مي‌كند.

1200. همان‌طور که نطفه از طرف مرد به زن منتقل می‌شود، روح اوليا نيز از سوی حق در نطفه القا می‌گردد.

* - مهار زنها در ارادت‌ مردهاست‌. رهایی‌ زنها در اسارت‌ مردهاست‌.

 

 

مرداب

872. بهشت و دوزخ دو مكان جداگانه، بسان گلزار خوشبو و مرداب بدبويي هستند كه آدميان همانند پروانه‌ها و مگس‌ها توسط قوه بويايي به سمت گلزار و مرداب در حركت مي‌باشند.

874. مؤمن و كافر همانند پروانه و مگس در گلزار و مرداب براي رسيدن به غذاهاي واقعي خود در پروازند.

 

 

مرداب بدبو

872. بهشت و دوزخ دو مكان جداگانه، بسان گلزار خوشبو و مرداب بدبويي هستند كه آدميان همانند پروانه‌ها و مگس‌ها توسط قوه بويايي به سمت گلزار و مرداب در حركت مي‌باشند.

 

 

مرداب متعفن

205. دنیا مانند مرداب متعفنی است که اهل آن همچون حشرات موذی می‌باشند.

299. دنیا، مرداب متعفنی است که اهل آن همچون کِرم‌های زشت توسط اولياي الهی به صورت پروانه‌های زیبا در می‌آیند.

 

 

مرداب هاي متعفن

559. در آخر الزمان گوش‌ها، چشم‌ها و دل‌هاي آدميان همانند غبارها، طوفان‌ها و سيلاب‌هاي ويران كننده، سرزمين وجودشان را همچون مرداب‌ها متعفن مي‌گرداند.

 

 

مردار

555. عرفاني كه از طريق افكار به دست آيد، همانند عسلي است كه از طريق مردار به دست مي‌آيد.

556. در آخر الزمان اكثريت معارف عارفان توسط افكار است؛ همچنان‌كه بيشترين عسل‌هاي زنبوران به واسطه مردار مي‌باشد.

 

 

مردان

72. مردان و زنان توسط یکدیگر انرژی‌هایی تولید می‌کنند که اگر مهارش کنند، تبدیل به نوری می‌شود در قالب روح، و روحی می‌شود در قالب جسم، و جسمی می‌شود دارای دَمی عظیم.

123. زنان مَرکب راهوار مُلک و ملکوت از برای مردان‌ مي‌باشند.

124. زنان به منزله شعله سوزنده‌اي هستند كه اگر مردان در مقابل آتش آنان استقامت ورزند، به صورت فرشتگان منور آشکار گردند.

272. زنان براي مردان مظاهر زیبایی و آیینه عبرت آنان می‌باشند.

459. زنان، آيينه شفافي هستند كه سيماي مه‌گونه آن‌ها به صورت الگويي براي مردان ظاهر گشته. به واسطه دوري از حريم اوليا، براي آنان در روز اشعه سوزنده و در شب حيوانات درنده مي‌باشد.

1084. زن‌ها زمين‌هاي مختلفي هستند از براي مردان، و مردان باغبانان و كشاورزان و جنبندگاني مي‌باشند از براي زنان.

1210. زنان همچون طائران فردوس يا ساحران دوزخ مأمورند كه مردان خویش را به جایگاه‌هایشان برسانند.

 

 

مردان با ايمان

35. عیسی(ع) پسر مریم(س) و حسین(ع) پسر فاطمه(س)، فرزندان و مادران مصیبت‌دیده تاریخ‌اند که به عنوان مقدس‌ترین الگوهای مطهر برای مردان و زنان با ایمان می‌باشند.

 

 

مردان جاهل

278. زنان برای مردان عاقل، طائران فردوس و برای مردان جاهل، ساحران دوزخ می‌باشند.

 

 

مردان عاقل

278. زنان برای مردان عاقل، طائران فردوس و برای مردان جاهل، ساحران دوزخ می‌باشند.

 

 

مرد بي­توجه

358. همان‌گونه که انسان بي‌توجه به عقرب حیات ظاهرش به خطر می‌افتد، مرد بي‌توجه به زن هم حیات باطنش به خطر می‌افتد.

 

 

مردگان

108. دنیا قبرستانی است و مردم همچون مردگانی هستند که با صُور اولیای الهی زنده شده، شنونده و بیننده اعمال خویش می‌شوند.

513. همان‌گونه كه مردگان در قبرستانشان مخلوط‌اند، مؤمنان هم در مقابرشان مخلوط مي‌باشند.

 

 

مردم

30. همان‌گونه که نوح(ع) توسط رسالت مردم را به واسطه فسادشان در آب فرو برد، مهدی(ع) نیز توسط ولایت مردم را به واسطه فسادشان به کام آتش خواهد برد.

36. اگر زمين در منظومه شمسي به كمال رسيده، علتش سه‌چهارم آب است؛ مؤمن هم در بین مردم اگر به کمال رسیده، علتش سه‌چهارم کوثر می‌باشد.

108. دنیا قبرستانی است و مردم همچون مردگانی هستند که با صُور اولیای الهی زنده شده، شنونده و بیننده اعمال خویش می‌شوند.

111. اولیای خدا به منزله مغناطیس و مردم به منزله فلزات گوناگون‌اند. در مسیر جاذبه مغناطیس، بُراده‌های آهن مي‌باشند.

116. مردم توسط تصویرگران الهی و نقش‌آفريني اولیای رحمانی، صورت‌هایشان شکل می‌گیرد.

129. مردم رؤیاهای خویش را بر اساس رنگ‌هایی که به خود گرفته‌اند، از سفیدی نور تا سیاهی ظلمت، تعبیر می‌کنند.

192. مردم یا از بهشتیان‌اند و یا از دوزخیان. اگر از بهشتیان‌اند، فرشتگان و ارواح‌اند، و اگر از دوزخیان‌اند، جنیان و انسیان‌اند. 

207. اكثريت مردم صدای حمار را بر صوت بلبل ترجيح مي‌دهند.

208. دو چیز را از مردم باید پوشاند: زن و عشق. زن توسط لطافتش، عشق به واسطه معرفتش.

240. مردم یا به دین ملوک‌اند و یا به دین خلیل. اگر به دین ملوک‌اند، در شریعت موسای کلیم(ع) هستند و اگر به دین خلیل‌اند، در طریقت ابراهیم خلیل(ع) می‌باشند.

276. مردم به خیال خود مسلمان‌اند؛ در صورتی که اسلام به تسلیم، و تسلیم به ایمان، و ایمان به یقین، و یقین به مشاهده حق می‌باشد.

288. مردم سه گروه‌اند: گروهی می‌بینند و می‌فهمند، گروهی می‌خوانند و می‌فهمند، و گروهی نه می‌بینند و نه می‌خوانند که بفهمند.

318. مردم در آفتاب دنیا همچون پرندگان، پوشیده و در مهتاب آخرت همانند خفاشان، برهنه می‌باشند.

322. زیارت اولیای الهی باعث می‌شود که مردم از ارادت به جلوه‌های دنیایی دوری كنند.

390. ظهور انسان کامل در بین مردم همانند شب اول ماه است که خود را براي راغبانش به‌تدریج ظاهر می‌کند.

423. همان‌گونه كه مردم از علماي الهي دور مي‌شوند، علما نيز از اولياي رحماني فاصله مي‌گيرند.

481. خداي رحمان در دنيا نسبت به مردم، بخشنده، و مردم در آخرت نسبت به خداي رحمان، شرمنده مي‌باشند.

499. مردم چگونه اميدوارند؛ در حالي كه از اولياي الهي نا اميدند.

500. مردم به ظاهر عشق مي‌ورزند و حال آنكه به باطن آتش مي‌افروزند.

530. مردم در آخر الزمان همچون درختان پاييزي گرفتار طوفان‌هاي سهمگين مي‌گردند.

560. در آخر الزمان مردم توسط بي‌بند و باري گوش‌ها، چشم‌ها و دل‌هايشان آنچنان كر و كور و گنگ مي‌گردند كه با وجود اديان و كتاب‌هاي آسماني، اثري از غيرت و جوانمردي در آنان باقي نمي‌ماند.

586. ابرار در نزد مردم همانند ترازوي شاهين‌داري هستند كه ماهيت آدميان را از طريق مقربان مي‌سنجند.

622. انسان كامل همچون آب چشمه زلال و تميز، و مردم همانند آب فاضلاب تيره و كثيف مي‌باشند.

760. امام خميني(س) آفتابي بود مهتاب‌گون كه در تاريكي قرن بيستم پس از رحلتش براي قليلي از مردم همچون زُهره درخشنده مي‌درخشد.

792. مردم همچون ابرها در روز توسط آفتاب محمدي و در شب به واسطه مهتاب علوي هويتشان نمايان مي‌گردند.

814. مردم دو گروه‌اند: گروهي دعاكننده‌اند و گروهي سزاوار دعا مي‌باشند.

886. همچنان‌كه مردم در برابر اكتشافات و اختراعات ظاهر مبهوت مي‌شوند، در مقابل مكاشفات و مشاهدات باطن هم متحير مي‌گردند.

958. علماي رباني و اولياي رحماني براي مردم همچون خورشيد فروزنده و ماه تابنده، ظاهر مي‌باشند.

959. ابرار، ناخدايان عشق‌اند كه از بين مردم، يونس‌ها را به دهان ماهي مي‌اندازند.

978. اولياي رحماني بيشتر براي سلامتي روحشان مي‌كوشند؛ در حالي كه مردم براي سلامتي جسمشان مي‌كوشند.

1000. جبر و اختيار زماني مورد بحث قرار مي‌گيرد كه مردم توسط عقل به علم رسيده باشند.

1094. دنيا به منزله دريايي است كه اكثريت مردم توسط ناخدايانِ گمراه طعمه موجودات مي‌شوند.

1131. مردم همچون سنگ سخت در نزد اولياي الهي‌اند. با اشعه عشق، خاك و با كوثر عشق، خضرا مي‌گردند.

1140. مردم هفتاد و سه گروه‌اند كه يك گروه از آنان غيب است.

1164. مردم برای پوشش عورت‌هایشان به لباس و کفن، و برای پوشش گناهانشان به احكام و عرفان نیازمند می‌باشند.

1199. مردم نور خورشید را حس می‌کنند؛ نور اوليا را حس نمی‌کنند.

1203. مردم به سوی چیزی می‌روند که دوستش می‌دارند و در آخرت به سمت همان چیزی می‌روند که دوستش داشته‌اند.

1241. اکثریت مردم، حقايق را از اولياي الهي همانند طوطی می‌آموزند.

 

 

مردمان

668. همان‌گونه كه آب‌ها در ميان خاك‌ها مستورند، اوليا هم در بين مردمان محجوب‌اند.

 

 

مردمان سرافكنده

884. همان‌طور كه ستارگان درخشنده در مقابل مخلوقات سرافكنده پوشيده است، كاملان زيبنده نيز در مقابل مردمان سر افكنده نهفته مي‌باشند.

 

 

مردم باطن بين

12. عقل، طلای سفیدی است که مردم ظاهربین را به خود جذب می‌کند و عشق، مغناطیس سیاهی می‌باشد که مردم باطن‌بین را به خود جذب می‌کند.

 

 

مردم ظاهر بين

12. عقل، طلای سفیدی است که مردم ظاهربین را به خود جذب می‌کند و عشق، مغناطیس سیاهی می‌باشد که مردم باطن‌بین را به خود جذب می‌کند.

 

 

مرز

1124. مرز بين غيب و شهود، فنا است كه توسط عشق گشوده مي‌شود.

 

 

مرز شك

1233. در محضر اولیای خدا از نفسانیت تا روحانیت، یک گام مي‌باشد و آن گام عشق است که از مرز شک می‌گذرد.

 

 

مرغ

147. چهار چیز در عالم کثرت، نشانه وحدت است: خاک، آب، آتش و باد. خاک، پاک کننده مرغ؛ آب، پاک کننده مرغابی؛ آتش، پاک کننده پروانه؛ و باد پاك كننده گُل مي‌باشد. مرغ به منزله نفس، مرغابي به منزله عقل، پروانه به منزله عشق، و گُل به منزله وجه می‌باشد.

 

 

مرغابي

147. چهار چیز در عالم کثرت، نشانه وحدت است: خاک، آب، آتش و باد. خاک، پاک کننده مرغ؛ آب، پاک کننده مرغابی؛ آتش، پاک کننده پروانه؛ و باد پاك كننده گُل مي‌باشد. مرغ به منزله نفس، مرغابي به منزله عقل، پروانه به منزله عشق، و گُل به منزله وجه می‌باشد.

 

 

مركب الاغ

268. آدمیان دو گروه‌اند: گروهی زشت‌رو به سوي اسفل سافلین با مرکب الاغ و گروهی مه‌رو به سمت اعلی علیین با مرکب بُراق به پیش می‌روند.

 

 

مركب براق

268. آدمیان دو گروه‌اند: گروهی زشت‌رو به سوي اسفل سافلین با مرکب الاغ و گروهی مه‌رو به سمت اعلی علیین با مرکب بُراق به پیش می‌روند.

 

 

مركب راهوار ملك و ملكوت

123. زنان مَرکب راهوار مُلک و ملکوت از برای مردان‌ مي‌باشند.

 

 

مركب صبر

719. حقيقت، راهي است طولاني و فراز و نشيبي است دشوار كه جز با مركب صبر در برابر عشق، آسان نگردد.

 

 

مركب صحرا

121. عقل، مَرکب صحرا است. عشق، کشتی دریا است. فنا، بُراق اعلا است.

 

 

مرگ

58. عشق، کیمیایی است که اگر حقیقتش آشکار گردد، مرگ را به نیستی کشانده و، همچون روحی پاینده برقرار می‌ماند.

68. تضادها عامل کمال است؛ روز توسط شب، زندگی توسط مرگ، و شادی توسط غم به کمال می‌رسد.

175. ربّ هر کس، معبود آن کس می‌باشد و در هنگام مرگ، روح خود را به خانه‌ای هدایت می‌نماید که از طریق ربّش بنا نموده است.

724. براي گروهي زندگي، مرگ است و براي گروهي مرگ، زندگي مي‌باشد.

1101.مرگ، تعويض لباس جسماني است براي پوشيدن لباس روحاني.

1128. اگر بدانيم كه جسم لباس روح است و روح پس از مفارقت لباس بهتري مي‌پوشد، مرگ نشاط‌آور مي‌گردد.

 

 

مرگ انسان

727. نابودي آسمان و زمين در هنگام مرگ انسان، همان خاموشي چراغ نفس است.

 

 

مريد

227. مريد، همچون هسته‌ای می‌باشد که توسط مراد، مغزش به كمال می‌رسد.

286. وادی حیرت برای مريد نسبت به مراد، مانند بیابان پهناوری است که در آنْ فرزند، دست از دست پدر رها کرده.

 

 

مريض

260. تعصب و حساسیتِ دو کس از نادانی است: مریضی که نیازمند طبیب حاذق باشد و معصيت‌کاری که نیازمند ولیّ كامل باشد.

 

 

مریم(س)

33. انسان هر قدر لطیف‌تر شود، آگاه‌تر می‌گردد و هر قدر آگاه‌تر شود، در مقابل مشکلات همچون عیسی(ع) پسر مریم(س) و حسین(ع) پسر فاطمه(س) صبورتر می‌گردد.

35. عیسی(ع) پسر مریم(س) و حسین(ع) پسر فاطمه(س)، فرزندان و مادران مصیبت‌دیده تاریخ‌اند که به عنوان مقدس‌ترین الگوهای مطهر برای مردان و زنان با ایمان می‌باشند.

140. دنیا و آخرت به منزله هنرستان و نمایشگاهی می‌باشد که نقش‌آفرین هنرستان دنیا مردمان‌اند. برای خلق هنری خود، از جمالی همچون عیسی‌ها(ع) و مریم‌ها(س) الگو بگیرید.

191. همان‌گونه که عیسی(ع) پسر مریم(س)، انسان مطهری است که جسمیت او برای مردم، شبهه می‌باشد، حسین(ع) پسر فاطمه(س) نيز انسان مطهری است که مظلومیت او برای مردم نهفته می‌باشد.

1007. جمال باطنی مریم، توسط زکریا(ع) و جمال ظاهری استیلا، به واسطه رافائل ترسیم گردید.

1057. عيسي(ع) پسر مريم(س) و حسين(ع) پسر فاطمه(س) به دليل وجيه بودنشان به شهادت رسيدند.

1104. ورود خورشيد در محدوده ماه، محال، و ورود ماه در محدوده خورشيد ممكن مي‌باشد.

 

 

مریم مقدس(س)

300. بركناري حجاب مُلک و ملکوت، عشق است. عشق، مغناطیسی است از طرف رحمان که بعد از قرن‌ها مَه‌رويي همچون مریم مقدس(س) را به نزد خود می‌کشاند.

 

 

مسافت روز و شب

825. در آ‌ن هنگام كه خورشيد عالم‌تاب، زهره منور خويش را به عنوان امانت به ماه تابانش اهدا فرمود، از او خواست كه به اين نكات مهم گوش فرا دهد: اي ماه عزيز! تو خود آگاهي كه در چه مقام و جايگاهي قرار داري و در اين سراي ظلماني مكلفي كه از اين وديعه نوراني محافظت كني. دوم آنكه در مسافت روز و شب خود، آنچنان رفت و آمد خود را هماهنگ كني كه به زهره محبوب ستم نكني تا او همچون فرشته‌اي زيبا بتواند در عالم كثرت، راغبين مطهرش را در سحرگاهان به سوي ستارگان درخشنده وحدت جذب كند.

 

 

مسالمت

1205. عارفان نسبت به عالمان در مسالمت، و عالمان نسبت به عارفان در مخالفت‌اند.

 

 

مستجاب  الدعوة

259. اسم اعظم به اسمی گویند که جلوه‌اش در ميان مردم، مستجاب الدعوة باشد.

 

 

مستضعفان

844. همان‌گونه كه مستكبران وارث نعمات دنيايند، مستضعفان هم وارث نعمات آخرت مي‌باشند.

 

 

مستكبران

844. همان‌گونه كه مستكبران وارث نعمات دنيايند، مستضعفان هم وارث نعمات آخرت مي‌باشند.

 

 

مستور

668. همان‌گونه كه آب‌ها در ميان خاك‌ها مستورند، اوليا هم در بين مردمان محجوب‌اند.

785. خداوند در قوس نزولي براي عارفان، مشهود و براي عالمان، مستور مي‌باشد.

883. مه‌رويان رحيمي همانند كواكب آسماني در اطراف شمس الهي، مستور، و پيرامون قمر رحماني، كم‌سو و در حضور زهره رحيمي، پُر نور مي‌باشند.

 

 

مسجود كواكب

190. هر کس می‌خواهد به عزت و عظمت دنیا و آخرت برسد، باید در برابر رب همانند قمر در برابر شمس، به سجده عشق افتد تا همچون قمر مسجود کواکب گردد.



ادامه مطلب ...






مسرور

107. دين‌داراني كه دور از اولیای الهی باشند، در صفی طولانی و ممتد هستند که اوایلشان مسرور و اواخرشان مغضوب می‌باشند.

384. راهیان صراط مستقیم در صفی طولانی و ممتد هستند که سابقانشان مسرور و بازماندگانشان مغضوب می‌باشند.

647. براي سبقت در صراط حميد كثيري توسط غرورْ محروم، و قليلي به واسطه خشوعْ مسرور مي‌باشند.

762. امام خميني(س) براي دوزخيان آفتابي بود كه حرارتش آنان را مغرور، و براي بهشتيان مهتابي بود كه انوارش آنان را مسرور گردانيد.

 

 

مُسلِم

26. همان‌گونه که پایان خورشید به غروب، و پایان ماه به طلوع می‌انجامد، سیر مُسلِم به کمال، و سیر مؤمن به جمال ختم می‌شود.

394. انسانی که مُسلِم شده، اما تزکیه نشده، مانند حیوانی است که تسلیم شده، ولي تربیت نشده.

571. شيطان نسبت به انبياي الهي، مسلم و نسبت به اولياي رحماني، مؤمن مي‌باشد.

 

 

مسلمان

56. بقره بلندترین سوره قرآن و کوثر کوتاه‌ترین آن می‌باشد. مسلمانان از سوره بقره، و مؤمنان از سوره کوثر بهره‌مند می‌باشند.

276. مردم به خیال خود مسلمان‌اند؛ در صورتی که اسلام به تسلیم، و تسلیم به ایمان، و ایمان به یقین، و یقین به مشاهده حق می‌باشد.

 

 

مسلمين

908. بزرگ‌ترين تفضل الهي، قرآن است كه بر مؤمنين به صورت باطن و بر مسلمين به طور ظاهر آشكار مي‌باشد.

 

 

مسیح(ع)

376. نفرین از پیامبرانی چون نوح(ع) و لوط(ع) می‌باشد؛ نه از پیامبرانی همچون داود(ع) و مسیح(ع).

 

 

مسيحادم

266. دجال، همان یأجوج و مأجوج است كه با شکسته شدن سد، عده کثیری از عوام مردم به او ملحق تا آنکه به دست مسیحادَمي کشته می‌شود.

 

 

مسیح مقدس(ع)

101. قرآن همانند پدري است که فرزندانش حضرات معصومین(ع) و نوادگانش اولیای الهی می‌باشند.

373. همان‌گونه که مسيح مقدس(ع) حقایقش را بر فرزند ترجیح مي‌دهد، انسان کامل نیز معارفش را بر فرزند ترجیح می‌دهد.

 

 

مسير اسفل سافلين

597. سير انسان به دو صورت است: يا در مسير اعلی عليينْ زيبا يا در مسير اسفل سافلينْ زشت مي‌باشد.

 

 

مسير اعلي عليين

597. سير انسان به دو صورت است: يا در مسير اعلی عليينْ زيبا يا در مسير اسفل سافلينْ زشت مي‌باشد.

 

 

مسير جاذبه مغناطيس

111. اولیای خدا به منزله مغناطیس و مردم به منزله فلزات گوناگون‌اند. در مسیر جاذبه مغناطیس، بُراده‌های آهن مي‌باشند.

 

 

مسير سالكان الهي

285. مسیر سالکان الهی در راه کمال، به مثابه گردونه‌های تو در تویی است که انتهایی برای آن نیست.

 

 

مسير كمالي

25. همان‌گونه که خورشید در سیر کمالي خود از روشنایی آفتاب به روشنايي مهتاب می‌رسد، مؤمن هم در مسیر کمالی خود از روشنايي شریعت به روشنايي معرفت می‌رسد.

 

 

مسير ملك و ملكوت

632. جبرائيل و اسرافيل با نام‌هاي عبدالله و عبدالرحمن راهنمايان جن و انس در مسير مُلك و ملكوت مي‌باشند.

 

 

مشاهدات

3. مشاهدات و رؤیاها یا نفسانی است یا روحانی. هر کس به صورتی که شکل گرفته، رؤیت می‌کند.

938. مكاشفات و مشاهدات يا مُلكي است يا ملكوتي. چنانچه مُلكي باشد، از طريق شيطان است و اگر ملكوتي باشد،‌ از طريق رحمان مي‌باشد.

 

 

مشاهده

100. علم، همچون نوری است بر چهره عالِم که با مشاهده در آیینه جمالِ عارف نقایصش آشکار می‌گردد.

130.اگر زن مؤمنه‌ای در خانه خود نامحرمی را در خواب مشاهده نماید و بعد از خواب یکی از محرمانش كه زن مي‌باشد به خانه او بیاید، این رؤیا صحیح است؛ چون مؤمن به واسطه تزکیه نفس همچون بلوری شفاف، و غیر مؤمن همچون سنگی سخت در مقابل شیشه می‌باشد.

242. عقل و نفس دو چراغ فروزان روح و جسم می‌باشند. چنانچه عقل بر نفس مسلط شود، عکس‌العمل پسندیده آن در جسم دیده می‌شود و اگر نفس بر عقل غالب شود، عکس‌العمل ناپسند آن در جسم مشاهده می‌گردد.

 

 

مشاهده حق

276. مردم به خیال خود مسلمان‌اند؛ در صورتی که اسلام به تسلیم، و تسلیم به ایمان، و ایمان به یقین، و یقین به مشاهده حق می‌باشد.

 

 

مشتاقان

391. خداوند حلاوت عشق را نصيب مشتاقانش مي‌نمايد.

789. گوش‌ها، چشم‌ها و دل‌ها به واسطه خواسته‌هاي نفس و عقل، شنوايان، بينايان و مشتاقان مظاهر مُلك و ملكوت مي‌باشند.

 

 

مشتاقان صورت

410. كثيري معتادان عورت و قليلي مشتاقان صورت می‌باشند.

 

 

مشتاق قمر

739. سحرخيزان واقعي دو گروه‌اند: كثيري مشتاق قمرند و قليلي شيداي كواكب‌اند.

 

 

مشرك

230. دو گروه سزاوار عذاب می‌باشند: مؤمنی که مشرکی را دعا کند و مشرکی که مورد دعای مؤمنی قرار گیرد.

420. همان‌گونه كه رهايي مؤمن از مشرك مشكل است، رهايي روح مؤمن هم از روح مشرك دشوار مي‌باشد.

 

 

مشعر الحرام

1235. عرفات، مكان معرفت و مشعر الحرام، جایگاه شعور مي‌باشد.

 

 

مشكل

420. همان‌گونه كه رهايي مؤمن از مشرك مشكل است، رهايي روح مؤمن هم از روح مشرك دشوار مي‌باشد.

 

 

مشكلات

33. انسان هر قدر لطیف‌تر شود، آگاه‌تر می‌گردد و هر قدر آگاه‌تر شود، در مقابل مشکلات همچون عیسی(ع) پسر مریم(س) و حسین(ع) پسر فاطمه(س) صبورتر می‌گردد.

855. با وجود مشكلات و سرزنش‌هاي زياد، سال‌ها از عمرم را توانستم براي معنويت شاگردانم سپري نمايم.

 

 

مشهود

785. خداوند در قوس نزولي براي عارفان، مشهود و براي عالمان، مستور مي‌باشد.

987. حقايق زشت و زيباي آينده و گذشته، در مرآت قلب اولياي زمان مشهود است.

1180. حقایق غیب در سیمای جمیل مقربان مشهود است.

 

 

مصداق

413. سرّ تخلف آدم(ع) قبل از ولايت چشیدن از شجره رسالت بود که با خونريزي قابیل مصداق پیدا کرد.

 

 

مصيبت

848. ترحم مؤمن نسبت به بخيل، جز مصيبت در بر نخواهد داشت.

 

 

مضامين علم

558. عسلي كه به جاي شهد گل با گوشت مردار به دست آيد، همانند عرفاني است كه به جاي رياحين عشق، با مضامين علم به دست مي‌آيد.

 

 

مطالب

885. زبان گذشتگان در كتاب‌هايشان، و درجاتشان در مطالبشان نمايان مي‌باشد.

 

 

مطالب عرفاني

1184. اگر بدون تزكيه مطالب عرفانی انسان را به کمال می‌رساند، مطالب کتاب‌های آسمانی عرفانی‌تر می‌باشند.

 

 

مطالب كتاب هاي آسماني

1184. اگر بدون تزكيه مطالب عرفانی انسان را به کمال می‌رساند، مطالب کتاب‌های آسمانی عرفانی‌تر می‌باشند.

 

 

مطلوب

248. قصه یوسف(ع) برای صاحبان عقل، مذموم، برای صاحبان عشق، مطلوب و برای صاحبان فنا مقبول می‌باشد.

 

 

مطهر

326. عشق، حقیقت عظیمی است که هر کس بدان دست یابد، به جمال رحمانی، منور و به وجه رحيمی، مطهر و بر عرش الهی، مستقر می‌گردد.

738. سحرخيزان واقعي كساني هستند كه در پرتو ماه، منور به مهتاب و در پناه ستارگان، مطهر به مه‌رويان مي‌باشند.

918. همان‌گونه كه صورت‌هاي جسماني توسط آب پاك مي‌شود، ‌صورت‌هاي روحاني هم به واسطه كوثر مطهر مي‌گردد.

1208. همان‌گونه که آتش با دمیدن باد منور می‌شود، انسان هم با دمیدن روح مطهر می‌گردد.

 

 

مطهران

1161. سيماي زیبنده مقربان تنها برای مطهران قابل رؤیت می‌باشد.

 

 

مظاهر بهشت

952. جذبه‌هاي عشقْ نهرهاي بهشت، و كلمات عشقْ مظاهر بهشت است.

 

 

مظاهر زمين

368. هوشیاری نفس در علوم مُلکی با مقاربت، و هوشیاری عقل در علوم ملکوتی با مفارقت حاصل می‌گردد.

 

 

مظاهر زيبايي

272. زنان براي مردان مظاهر زیبایی و آیینه عبرت آنان می‌باشند.

 

 

مظاهر عالم شهود

353. حقایق عالم غیب، در مظاهر عالم شهود است و راه ورود به حقایق غیب، از عالم شهود می‌باشد.

 

 

مظاهر عشق

302. جلوه‌های زیبا، مظاهر عشق و جلوه‌های زشت، مظاهر نفس می‌باشند.

 

 

مظاهر ملك و ملكوت

789. گوش‌ها، چشم‌ها و دل‌ها به واسطه خواسته‌هاي نفس و عقل، شنوايان، بينايان و مشتاقان مظاهر مُلك و ملكوت مي‌باشند.

 

 

مظاهر نفس

302. جلوه‌های زیبا، مظاهر عشق و جلوه‌های زشت، مظاهر نفس می‌باشند.

 

 

مظلوم

1222. قرآن، مظلوم است و مظلوم‌تر از قرآن، اولياي خدايند كه مفسران واقعي قرآن‌اند.

 

 

مظلوميت

191. همان‌گونه که عیسی(ع) پسر مریم(س)، انسان مطهری است که جسمیت او برای مردم، شبهه می‌باشد، حسین(ع) پسر فاطمه(س) نيز انسان مطهری است که مظلومیت او برای مردم نهفته می‌باشد.

 

 

مظهر الله

626. انسان مظهر روح، روح مظهر نور، و نور مظهر الله و الله مظهر رحمان و رحمان مظهر رحيم مي‌باشد.

 

 

مظهر تام زيبايي

398. انسان در سیرت و صورت، مظهر تام زیبایی است که در غیب و شهود هيچ زيبايي راضی کننده او نمی‌باشد.

 

 

مظهر رحمان

626. انسان مظهر روح، روح مظهر نور، و نور مظهر الله و الله مظهر رحمان و رحمان مظهر رحيم مي‌باشد.

 

 

مظهر رحيم

626. انسان مظهر روح، روح مظهر نور، و نور مظهر الله و الله مظهر رحمان و رحمان مظهر رحيم مي‌باشد.

 

 

مظهر روح

626. انسان مظهر روح، روح مظهر نور، و نور مظهر الله و الله مظهر رحمان و رحمان مظهر رحيم مي‌باشد.

 

 

مظهر عشق

879. زن، مظهر عشق است. عشق، آيينه معرفت و معرفت، صراط پسنديده رحيميت مي‌باشد.

 

 

مظهر نور

626. انسان مظهر روح، روح مظهر نور، و نور مظهر الله و الله مظهر رحمان و رحمان مظهر رحيم مي‌باشد.

 

 

معارف

373. همان‌گونه که مسيح مقدس(ع) حقایقش را بر فرزند ترجیح مي‌دهد، انسان کامل نیز معارفش را بر فرزند ترجیح می‌دهد.

677. همان‌گونه كه ماه كامل با كوچك كردن خود و كمرنگ نمودن مهتابش به طرف خورشيد روانه مي‌شود، انسان كامل هم با كوچك كردن خود و كمرنگ نمودن معارفش به سمت عالِم روانه مي‌گردد.

742. همان‌گونه كه ماه در شب توسط مهتاب ديده مي‌شود، علي(ع) نيز در ذات توسط معارف رؤيت مي‌گردد.

1064. معارف از طريق عشق در مرآت دل به ظهور مي‌رسد.

 

 

معارف پيروان

367. نور خورشید، در مظاهر زمین ظاهر است و نور اولياي رحماني، در معارف پیروانش آشکار می‌باشد.

 

 

* معارف شفابخش

- همان‌ گونه‌ که‌ زنبور عسل‌، عسل‌ شفابخش‌ خود را از باغ‌ و از شهد گلها برای ‌آدمیان‌ فراهم‌ می‌کند و نه‌ برای‌ جانوران‌، انسان‌ عارف‌ هم‌ معارف‌ شفابخش‌ خود را از بهشت‌ و از وجه‌ حُوران‌ برای‌ آدمیان‌ فراهم‌ می‌کند و نه‌ برای‌ حیوانات‌.

 

 

معارف حيات بخش

1108. همان‌گونه كه زنبورها عسل‌هاي شفابخش خود را از شهد گل‌ها فراهم مي‌كنند، اولياي رحماني نيز معارف حيات‌بخش خود را از وجه مقربان فراهم مي‌كنند.

 

 

معارف رحمان

231. عاقل به کسی گویند که نیازمند به معارف رحمان باشد.

 

 

معارف رحماني

164. همان‌گونه که زمین بعد از قرن‌ها به‌تدریج از خورشید دور می‌گردد، جسم آدمی هم بعد از سال‌ها از روحش دور می‌شود. همان‌طور که زمین به واسطه نور و آب کمالش آشکار می‌شود، آدمی هم به واسطه عقل و عشق کمالش آشکار می‌گردد. کمال زمین از بین جمله موجودات، پیامبران و اولیا می‌باشند. کمال آدمی هم از بین جمله خواسته‌ها،  علوم الهی و معارف رحمانی می‌باشد.

812. فقيهي حُكمش نافذ است كه واقف بر معالم الهی و معارف رحماني باشد.

913. دل‌هاي مؤمنان توسط معارف رحماني و جمال رحيمي روشن مي‌شود و همچون دو كفه ترازو بين حيات و ممات،‌ در مقابل پروردگارشان مي‌باشند.

* - معارف‌ رحمانی‌ همچون‌ مهتاب‌ سحرگاهی‌ است‌. اکثریت‌ مردم‌ به‌ واسطهء‌ حالات ‌بهیمی‌ از مهتاب‌ سحرگاهی‌ پنهان‌اند.

 

 

معارف عارفان

556. در آخر الزمان اكثريت معارف عارفان توسط افكار است؛ همچنان‌كه بيشترين عسل‌هاي زنبوران به واسطه مردار مي‌باشد.

557. در آخر الزمان خاصيت و شفابخشي معارف عارفان، همانند خاصيت و شفابخشي عسل‌هاي زنبوران مي‌باشد.

 

 

معالم الهي

812. فقيهي حُكمش نافذ است كه واقف بر معالم الهی و معارف رحماني باشد.

 

 

معالم و معارف روشنايي بخش

838. امام خميني(س) حقيقت نور، روح، عقل و قلم بود كه در جسمي مقدس و نفسي مطهر تجلي كرد تا در اين قرن، آرمان‌هاي حيات‌بخش اسلام ناب محمدي و علوي را بر مبناي معالم و معارف روشنايي‌بخش محكمات و متشابهات قرآن بنا نمايد.



ادامه مطلب ...