نام کاربری:    رمز عبور:






مهر مهتاب: ش

جستجو پیرامون این موضوع:    
[ برگشت به صفحه اصلی | انتخاب موضوع جدید ]



لطايف عارفانه استاد يعقوب قمري شريف آبادي: حروف (ش) برگرفته از كتاب (لطايف عارفانه) و كتاب (زن طائر فردوس يا ساحر دوزخ)

نكته: لطايفي كه داراي علامت ( * ) ستاره هستند برگرفته از كتاب (زن طائر فردوس يا ساحر دوزخ) مي باشند و لطايفي كه اين علامت را ندارند برگرفته از كتاب (لطايف عارفانه) هستند.

 

نكته هاي معنوي و كلمات حكيمانه استاد

 

شاد

566. شيطان در وجود گمراهان با شادماني‌شان، شاد و با غم و اندوهشان، غمناك مي‌باشد.

617. همان‌گونه كه با طلوع خورشيدْ زمين خنك، هوايش تميز و موجوداتش نمايان مي‌شود، آدمي‌ هم با تجلي عشقْ وجودش شاد، روحش پاك و حقايقش آشكار مي‌گردد.

 

 

شادماني

566. شيطان در وجود گمراهان با شادماني‌شان، شاد و با غم و اندوهشان، غمناك مي‌باشد.

 

 

شادي

68. تضادها عامل کمال است؛ روز توسط شب، زندگی توسط مرگ، و شادی توسط غم به کمال می‌رسد.

85. دنیا آمیخته است به غم‌ها و شادي‌ها. چنانچه با حرص و ولع به سمت شادي‌ها بروی، از تو گریزان و اگر با محبت از آن بگذري، به طرف تو شتابان می‌باشد.

 

 

*شاكر خدا

ـ خدا یک عمر، حامل انسان است؛ انسان یک آن، شاکر خدا نيست.

 

 

شام ابد

847. هستي، بحر بيكراني است كه هر لحظه‌اش صبح ازل و شام ابد مي‌باشد.

 

 

شاهد

6. آنان که عاقل‌اند، عالم‌اند. آنان که عاشق‌اند، عارف‌اند و آنان که فانی‌اند، شاهدند.

143. رؤیا‌ها یا نفسانی است یا روحانی. چنانچه اعمالْ نفسانی باشد، بیننده، اعمال بهیمی خود را شاهد است و چنانچه اعمالْ روحانی باشد، بیننده، اعمال انسانی خود را شاهد است.

377. هنرمند واقعی عاشق است، عاشق واقعی عارف است و عارف واقعی شاهد است.

1230. تا از آفتاب سوزنده نفس غایب نشویم، به ستارگان درخشنده عقل شاهد نمی‌شویم.

 

 

شاهدان عاقل

177. عارفان عاشق، شاهدان عاقل‌اند که بر اعمال عابدان جاهل آگاه‌اند.

 

 

* شاه کلید درهای ولایت

- غیرت‌ وجدانمری‌، شاه‌ کلید ابواب‌ ولایت‌ می‌باشد.

 

 

شايستگي

665. همان‌گونه كه آتش جوّ ديده نمي‌شود، آتش عشق هم ديده نمي‌شود. زماني آتش آن‌ها رؤيت مي‌شود كه در جاي خود از پاشيدگي و پراكندگي به سمت شايستگي و برازندگي روانه گردند.

 

 

شب

67. دنیا شب، و آخرت روز است. چنانچه کسی در شب بیدار باشد، قیامتش برپا می‌گردد.

68. تضادها عامل کمال است؛ روز توسط شب، زندگی توسط مرگ، و شادی توسط غم به کمال می‌رسد.

141. ما و آیندگان، جوهره گذشتگان هستیم. اگر در اختراعات و اکتشافات ظاهری، موفقیت‌هایی حاصل شده، به همان مقدار در اختراعات و اکتشافات باطنی هم پیشرفت‌هایی به دست آمده؛ همچنانکه روز و شب به اتفاق هم در سیرند. روز بنا بر شدت نور خود، تجلیاتش را آنچنان که هست ظاهر می‌کند و شب هم بنا بر شدت تاریکی خود، تجلیات باطنش را آنچنان که هست ظاهر می‌کند؛ چنانکه اولیای شیطانی و اولیای رحمانی در هر زمان و مکان مقابل یکدیگر قرار دارند.

246. دنیا با مخلوقاتش شب است. انسان کامل در بین مخلوقات، جلوه شب قدر است.

325. همان‌گونه که در شب هیچ ستاره‌اي نمایان‌تر از ماه نیست، در روز هم هیچ انسانی آشکار‌تر از انسان كامل نمی‌باشد.

389. انسان کامل همچون ماه دو چهره دارد: برای محبانش همچون ماه شب چهاردهم، ظاهر، و برای منکرانش همانند ماه شب بیست و نهم، غایب می‌باشد.

390. ظهور انسان کامل در بین مردم همانند شب اول ماه است که خود را براي راغبانش به‌تدریج ظاهر می‌کند.

432. حقايق غيب در ذات همچون حقايق آسمان در شب است؛ همچنان‌كه حقايق شهود در صفات همچون حقايق زمين در روز مي‌باشد.

434. همان‌گونه كه در شب بدون نور سرگردانيم، در آخرت هم بدون نور حيرانيم.

457. براي مه‌رويان مُلك در روز سوزندگي و در شب درندگي است و براي مه‌رويان ملكوت در روز پويندگي و در شب جويندگي مي‌باشد.

459. زنان، آيينه شفافي هستند كه سيماي مه‌گونه آن‌ها به صورت الگويي براي مردان ظاهر گشته. به واسطه دوري از حريم اوليا، براي آنان در روز اشعه سوزنده و در شب حيوانات درنده مي‌باشد.

480. آدميان در روز جيره‌‌خواران الله و در شب روزي‌خواران رحمان‌اند. با نام الله در شعف و با نام رحمان در غضب مي‌شوند.

511. عجب است كه آدميان غيب و شهود را همانند شب و روز نمي‌دانند.

554.  رؤيت نور علي(ع) در ذات، همانند رؤيت نور ماه در شب مي‌باشد.

585. دنيا شب است. انسان كامل در بين موجودات، شب قدر مي‌باشد.

601. قرآن، خورشيد فروزنده و ماه تابنده‌اي است كه در روز پيامبران را آشكار و در شب اوليا را ظاهر مي‌نمايد.

602. حقيقت روز در شب و حقيقت شب در سَحر نمايان است.

694. همان‌گونه كه حيوانات در شب توجهي به ستارگان درخشنده ندارند، آدميان هم در روز توجهي به اولياي هدايت كننده ندارند.

728. ماهيت آدميان همچون ابرها در روز توسط خورشيد و در شب به واسطه ماه نمايان مي‌گردد.

741. اگر ابرها در روز از ماه روشن‌ترند، ماه نيز در شب از ابرها درخشنده‌تر مي‌باشد.

742.همان‌گونه كه ماه در شب توسط مهتاب ديده مي‌شود، علي(ع) نيز در ذات توسط معارف رؤيت مي‌گردد.

745. نورانيت خورشيد نسبت به ماه در روز است و نورانيت ماه نسبت به خورشيد در شب مي‌باشد.

746. تيرگي و روشنايي ابرها در روز و شب توسط خورشيد و ماه مي‌باشد.

779. جمال مهدي(ع) همانند ماه در شب براي عارفان سحرخيز قابل رؤيت مي‌باشد.

792. مردم همچون ابرها در روز توسط آفتاب محمدي و در شب به واسطه مهتاب علوي هويتشان نمايان مي‌گردند.

798. گناه و ثواب توسط اولياي شيطاني و اولياي رحماني، همانند روز و شب در جسم و روح بني‌آدم مي‌باشد.

826. همان‌گونه كه خورشيد در شب، نور آسمان و در روز، روشنايي زمين است، محمد(ص) نيز در متشابهات قرآن، نور باطن و در محكمات قرآن روشنايي ظاهر مي‌باشد.

858. همان‌گونه كه در شب مي‌توان توسط كواكب درخشنده راه‌هاي مُلك را پيدا كرد، در باطن هم مي‌توان توسط اولياي زيبنده راه‌هاي ملكوت را پيدا نمود.

923. همان‌گونه كه خفاش حقايق ظاهر را در شب توسط واژگوني مي‌بيند، انسان هم حقايق باطن را در سَحر به واسطه سجده مي‌بيند.

 

 

شب اول رمضان

1183. طلوع هلال ماه در شب اول رمضان، طلوع نور در دل‌ها است تا شب چهاردهم براي رسيدن به شب قدر انسان كامل.

 

 

شب چهاردهم

1183. طلوع هلال ماه در شب اول رمضان، طلوع نور در دل‌ها است تا شب چهاردهم براي رسيدن به شب قدر انسان كامل.

 

 

شب قدر

585. دنيا شب است. انسان كامل در بين موجودات، شب قدر مي‌باشد.

1015. انسان كامل، شب قدری است که بر حقایق مُلك و ملكوت استيلا دارد.

1039. ارزشمندترین تحفه در تاريكي دنيا، شب قدر مي‌باشد.

*- قرآن‌ در شب‌ قدر نازل‌ شده‌، هر ولی‌ای‌ از اولیای‌ الهی‌ در حد قدر و منزلت‌ خود شب‌ قدر است‌. پس‌ از مفارقت‌ شب‌ قدر از دنیا، شب‌ قدر دیگری‌ را باید یافت‌.

*- روح‌ الامین‌ و روح‌ القدس‌، خادمین‌ درگاه‌ ولایت‌ و نازل‌ کنندهء‌ آیات‌ محکمات‌ و متشابهات‌ قرآن‌ از نزد پروردگارشان‌ در شب‌ قدر می‌باشند.

 

 

شب قدر انسان كامل

1183. طلوع هلال ماه در شب اول رمضان، طلوع نور در دل‌ها است تا شب چهاردهم براي رسيدن به شب قدر انسان كامل.

 

 

شتابان

85. دنیا آمیخته است به غم‌ها و شادي‌ها. چنانچه با حرص و ولع به سمت شادي‌ها بروی، از تو گریزان و اگر با محبت از آن بگذري، به طرف تو شتابان می‌باشد.

122. انسان‌ها کودکان متولد شده بی‌رنگ‌ هستند که در اثر اعمالشان شتابان به سوی تولدي دوباره و صورت‌هايي گوناگون مي‌باشند.

145. مُلکیان الهی و ملکوتیان رحمانی همچون آفتاب درخشنده روز و مهتاب تابنده شب، به سوی کمال الهی و جمال رحیمی شتابان‌اند.

1063. الباب با نداي ابرار از بين فجار به سوي مقربان شتابان‌اند.



ادامه مطلب ...






شتاب زدگي

881. علت دست نيافتن موسي(ع) به علم لدني شتاب‌زدگي در كلام بود؛ نه شتاب‌زدگي در كمال.

 

 

شتابندگي موسي(ع)

1063. شتابندگی موسی(ع) در مقابل بردباري خضر(ع) باعث گردید تا از علم لدنّی بي‌بهره گردد.

 

 

شجاعت

1214. حریت و شجاعت، نیازمند عدالت و سخاوت می‌باشد.

 

 

شجاع

1070. هر چه در راه حق آگاه‌تر گرديم، در مقابل خالق بيمناك‌تر و در برابر مخلوق شجاع‌تر مي‌گرديم.

 

 

شجره رسالت

413. سرّ تخلف آدم(ع) قبل از ولايت چشیدن از شجره رسالت بود که با خونريزي قابیل مصداق پیدا کرد.

 

 

شجره طور

193. چون سرآغاز خلقت از عالم نباتی می‌باشد، تورات در وادي مقدس از شجره طور نازل گرديد.

 

 

شجره منهيه

856. شجره منهيه، آتشي بود كه پس از سال‌ها از جانب غربي شعله‌اش نمايان و در مكان شرقي نورش روشن و در بلده امين معرفتش حيات‌بخش ابرار گرديد.

 

 

شدت تاريكي

141. ما و آیندگان، جوهره گذشتگان هستیم. اگر در اختراعات و اکتشافات ظاهری، موفقیت‌هایی حاصل شده، به همان مقدار در اختراعات و اکتشافات باطنی هم پیشرفت‌هایی به دست آمده؛ همچنانکه روز و شب به اتفاق هم در سیرند. روز بنا بر شدت نور خود، تجلیاتش را آنچنان که هست ظاهر می‌کند و شب هم بنا بر شدت تاریکی خود، تجلیات باطنش را آنچنان که هست ظاهر می‌کند؛ چنانکه اولیای شیطانی و اولیای رحمانی در هر زمان و مکان مقابل یکدیگر قرار دارند.

 

 

* شدت عشق

- با تمرکز فکر و شدت‌ عشق‌ و یا غضب‌ می‌توان‌ بر دوستان‌ و دشمنان‌ مودت‌ خیر و عداوت‌ شر ورزید.

 

 

شدت نور

141. ما و آیندگان، جوهره گذشتگان هستیم. اگر در اختراعات و اکتشافات ظاهری، موفقیت‌هایی حاصل شده، به همان مقدار در اختراعات و اکتشافات باطنی هم پیشرفت‌هایی به دست آمده؛ همچنانکه روز و شب به اتفاق هم در سیرند. روز بنا بر شدت نور خود، تجلیاتش را آنچنان که هست ظاهر می‌کند و شب هم بنا بر شدت تاریکی خود، تجلیات باطنش را آنچنان که هست ظاهر می‌کند؛ چنانکه اولیای شیطانی و اولیای رحمانی در هر زمان و مکان مقابل یکدیگر قرار دارند.

 

 

شرّ خود

1195.هر کس از شرّ خود بترسد، از شرّ غیر نمی‌هراسد.

 

 

شرّ غیر

1195. هر کس از شرّ خود بترسد، از شرّ غیر نمی‌هراسد.

 

 

شرك

212. شرک، عامل شک، و شک، عامل کفر، و کفر، عامل قتل می‌باشد.

425. رسالت پيامبران در مقابل شرك، و ولايت اوليا در برابر شك مي‌باشد.

426. شرك عامل كفر، و كفر عامل قتل مي‌باشد.

427. بهترين مثال براي شرك، زمين است كه اگر دو خورشيد مي‌داشت، به تباهي كشيده مي‌شد.

442. خدا نور مطلق است. كدورت نور خدا در دل، توسط شرك مي‌باشد.

573. چشم‌هاي ظاهري به واسطه گرد و غبار، و چشم‌هاي باطني توسط شرك و كفر كم‌سو و نابينا مي‌گردد.

704. ولايت قبل از رسالت پوشيده و بعد از رسالت ظاهر گشت. در رسالت شرك، و در ولايت شك مي‌آورند.

*- اکثریت‌ مردم‌ به‌ دلیل‌ وابستگی‌ به‌ زیبایی‌ و شرمگاه‌ زنان‌، به‌ اولیای‌ الهی‌ شرک‌ می‌ورزند.

 

 

شرم

319. خدا شرم دارد با وجود رسولانش، چهره‌های واقعی آدمیان را نمایان گرداند.

 

 

شرمنده

137. در گفت و شنودی که ماه با خورشید داشت، چنین عرض کرد: ای شمس! ای رازدار مهربان! از اینکه مرا با نور آفتاب عالم‌تاب خود روشن نمودی، سپاسگزارم؛ لیکن از آنجایی که سالیان طولانی است محرمانی در بین زمینیان و آسمانیان ندارم، رنجیده شده‌ام؛ چرا که به واسطه نور آفتاب که در ظلمت شب بر من تاباندی، زمینیان بر من شوریدند و آسمانیان از من بر حذر شدند. ای شمس! از این همه تفضل و عنایتی که بر من رواداشتی و مرا از تاریکی مطلق به روشنایی کامل منور ساختی، بسیار در حضورت شرمنده‌ام؛ اما افسوس! مهتاب لطافت من که نتیجه آفتاب عنایت توست، باعث شد که پرده از روی ظلمت زمینیان بر دارد و آن‌ها را به ظلم و جنایتشان رسوا گرداند و مرا به جُرم روشنایی مهتابم، سرزنش و توبیخ کنند و همین طور آسمانیان که به‌ظاهر، درخشنده جلوه می‌کردند، با رؤیت بدر کاملم آنچنان نسبت به من محو و بر حذر شدند که مجبور به کاهش نور مهتابم شدم.

481. خداي رحمان در دنيا نسبت به مردم، بخشنده، و مردم در آخرت نسبت به خداي رحمان، شرمنده مي‌باشند.

 

 

شرمنده شُكر

925. پروردگارم از رحمت و بركاتش نصيب اين حقير گردانيد، ولي در بحر كَرمش شرمنده شكرش گرديدم.

 

 

شريعت

48. محمد رسول الله(ص) و علي وليّ الله(ع)، همچون موسي كليم الله(ع) و عيسي روح الله(ع) صاحبان شريعت و معرفت الهي مي‌باشند. 

91. شریعت بذر معرفت، و معرفت بذر حقیقت است که توسط کوثر عرش به ثمر می‌رسند.

543. شريعت بدون معرفت، همانند رسالت بدون ولايت مي‌باشد.

592. شريعت، چراغ الباب، معرفت، نور ابرار، و حقيقت، وجه مقربان مي‌باشد.

642. شريعت و طريقت همچون نظام سربازي است كه در رسالت «خبردار» و در ولايت «قدم‌رو» مي‌باشد. 

687. همان‌گونه كه خورشيد و ماه همواره با دو گام نور و ظلمت به وجه پيامبران و اوليا مي‌رسند، جن و انس هم پيوسته با دو گام شريعت و معرفت به وجه فرشتگان و قدسيان مي‌رسند.

732. نمازها با روشنايي روز و تاريكي شب اقامه مي‌شود؛ همچنان‌كه شريعت در رسالت شمس و معرفت در ولايت قمر محقق مي‌گردد.

790. شريعت و معرفت همانند آفتاب و مهتاب است كه توسط شمس درخشنده عقل و ماه تابنده عشق در عاقل و عاشق مي‌درخشد.

831. شريعت بدون معرفت، مانند اسلام بدون ايمان مي‌باشد.

865. آفتاب رسالت و مهتاب ولايت دو نور متفاوت شريعت و معرفت است در دنيا و آخرت براي رسيدن به زهره وجاهت.

928. شريعت، دريايي است كه عمق آن معرفت است.

1211. قرآن سه نقاب دارد: با شریعت نقاب نور، با معرفت نقاب روح، و با طهارتْ نقاب حور بر کنار می‌گردد.

 

 

شريعت الهي

88. منازل مُلک و ملکوت با دو بال عقل و عشق در شریعت الهی و معرفت رحمانی طی می‌شود.

689. عارف اگر فقيه نباشد، به شريعت الهي آسيب مي‌رساند و همچنين فقيه اگر عارف نباشد، به معرفت رحماني صدمه مي‌زند.

1158. شریعت الهی در علما، معرفت رحمانی در اولیا و سیمای رحیمی در مقربان می‌باشد.

 

 

شريعت رسول الله(ص)

27. شریعت رسول الله، انوار روح الأمین است برای فنا، و معرفت ولی الله، انوار روح القدس است برای بقا.

 

 

شريعت مصطفوي

799. جاري كردن عقد از كسي مقبول است كه داراي شريعت مصطفوي و معرفت مرتضوي باشد.

 

 

شريعت موساي كليم(ع)

240. مردم یا به دین ملوک‌اند و یا به دین خلیل. اگر به دین ملوک‌اند، در شریعت موسای کلیم(ع) هستند و اگر به دین خلیل‌اند، در طریقت ابراهیم خلیل(ع) می‌باشند.

 

 

شستشو

503. در آخر الزمان نجات آدميان از طريق اولياي الهي همچنان است كه صابوني توسط شستشو در دست انساني لطيف گردد تا آنكه از روزنه سوزني رد شود.

1139. صورت‌ها را براي شستشو به سوي دل‌هایي ببريد كه چشمه‌سار كوثر عشق است.

 

 

شستشوي پاي حواريون

517. عيسي(ع) نسبت به حواريون همچون مادر نسبت به كودكانش مي‌باشد. شستشوي پاي حواريون به دست عيسي(ع) از براي مائده، همانند شستشوي پاي كودكان است به دست مادر از براي غذا.

 

 

شستشوي پاي كودكان

517. عيسي(ع) نسبت به حواريون همچون مادر نسبت به كودكانش مي‌باشد. شستشوي پاي حواريون به دست عيسي(ع) از براي مائده، همانند شستشوي پاي كودكان است به دست مادر از براي غذا.

 

 

شعار پوشيده

118. اولیای رحمانی بر خلاف پیامبران الهی، وجودشان ناشناخته و شعارشان پوشیده می‌باشد. آن‌هایی که از نور آنان حیات و از روحشان شفا می‌گیرند، ساجدان سحر و محبان قمرند.

 

 

شعاع خورشيد

1231. پیامبران الهی و اولیای رحمانی همانند شعاع خورشيد و پرتو ماه‌اند که در ظلمات دنیا پيروان عاقل و عاشق را به سوی بهشت لقا و فردوس برين مي‌برند.

 

 

شعاع ستارگان

1020. همان طور كه سيارات توسط شعاع ستارگان منور مي‌شوند، ابرار نيز توسط شعاع مقربان منور می‌گردند.

 

 

شعاع شمس

791. تابش عشق در قلب، همچون شعاع شمس در قمر است كه ظاهرش نوراني و باطنش روحاني‌ مي‌باشد.

 

 

شعاع مقربان

1020. همان طور كه سيارات توسط شعاع ستارگان منور مي‌شوند، ابرار نيز توسط شعاع مقربان منور می‌گردند.



ادامه مطلب ...






شعف

480. آدميان در روز جيره‌‌خواران الله و در شب روزي‌خواران رحمان‌اند. با نام الله در شعف و با نام رحمان در غضب مي‌شوند.

 

 

شعله

158. اهل دنیا همچون شعله‌ای از آتش‌اند و اهل آخرت همانند نوری از شعله می‌باشند.

173. نفس، آتشی است پوشیده که توسط تمایل، شعله‌هایش نمایان می‌گردد.

327. کمال گازهای سماوی، خورشید؛ کمال خورشید، شعله؛ کمال شعله، نور؛ کمال نور، آب؛ کمال آب، نباتات؛ کمال نباتات، حیوانات؛ کمال حیوانات، آدمیان؛ کمال آدمیان، ملائكه و كمال ملائكه، روح القدس می‌باشد.

364. خورشید، شعله‌اي می‌باشد كه زشت و زیبای نورش در زمین آشکار مي‌گردد.

396. عشق، آتش بی‌دودی است که شعله آن علم و نور آن معرفت و حقيقت آن وجه زيبا می‌باشد.

540. عشق، آتشي است كه شعله‌اش در صورت، و نورش در سيرت، و كمالش در صحبت آشكار مي‌گردد.

856. شجره منهيه، آتشي بود كه پس از سال‌ها از جانب غربي شعله‌اش نمايان و در مكان شرقي نورش روشن و در بلده امين معرفتش حيات‌بخش ابرار گرديد.

909. فرق بين اولياي الهي و اولياي شيطاني اين است كه از قرآن اولياي الهي نور، و اولياي شيطاني شعله نصيبشان مي‌شود.

1082. اصحاب شمال توسط شعله يابنده ابرار، و اصحاب يمين به واسطه نور جوينده مقربان مي‌باشند.

1127. عشق، آتشي است كه توسط شعله به نور و توسط نور به روح و از طريق روح به وجه مي‌رسد.

 

 

شعله آتش

1223. شعله آتش در کوه طور، تابش نورش در كوه حرا و جمال جميلش در كعبه آشكار گرديد.

 

 

شعله بي­دود

‌357. زن، شعله بي‌دودی است که توسط دَم اولیای الهی نورش فروزان می‌گردد.

1151. جنيان از شعله بي‌دود، انسيان از گِلِ بي‌روح، فرشتگان از نور تابنده و مقربان از وجه زيبنده برخوردارند.

 

 

شعله سوزان

628. الباب شعله سوزان، ابرار نور فروزان، و مقربان وجه دلارام مي‌باشند.

 

 

شعله سوزنده

124. زنان به منزله شعله سوزنده‌اي هستند كه اگر مردان در مقابل آتش آنان استقامت ورزند، به صورت فرشتگان منور آشکار گردند.

957. غضب همچون شعله‌اي سوزنده از آتش شهوت است.

 

 

شعله عشق

55. از نادانی است که آدمی قبل از شعله عشق، دَم از نور عقل بزند.

796. اگر چراغ عقل به سبب شعله عشق روشن گردد، گوش و چشم دل شنوا و بينا مي‌گردد.

 

 

* شعله فروزان

ـ روح ابراهیمی یوسف(ع) همچون شعله‌ای فروزان، فلز نیازمند زلیخا را در کاخ عزیز مصر به جواهری ارزشمند تبدیل ساخت.

 

 

* شعله نفس

ـ آدمیان به واسطه دوری از نور عقل و نزدیکی به شعله نفس، از آسمان ملائکه و روح به زمین جن و انس هبوط می‌کنند.

 

 

شعله ور

174. گازهای متعفن نفس را با جرقه عشق شعله‌ور کنیم تا همچون شمس فروزان، سرزمین تاریک و مرده دل‌هایمان را به روح و ریاحین الهی منور و معطر نماییم.

 

 

شعله ور شدن دوزخ

1225. ظاهر شدن بهشت توسط شعله‌ور شدن دوزخ است.

 

 

* شعور عرفا

- علوم‌ فقها در شریعت‌ الهی‌ توسط‌ رسالت‌، و شعور عرفا در معرفت ‌رحمانی ‌توسط‌ ولایت‌ حاصل‌ می‌ گردد. شریعت‌، علوم‌ نفس‌ است‌ برای‌ الباب‌. معرفت‌، شعور نفس‌ است‌ برای‌ ابرار و حقیقت‌، شهود نفس‌ است‌ برای‌ مقربان‌.

 

 

شغال ها

1186. انسان، شیری است که در مكان شغال‌ها اصالت خود را فراموش كرده.

 

 

شفا

118. اولیای رحمانی بر خلاف پیامبران الهی، وجودشان ناشناخته و شعارشان پوشیده می‌باشد. آن‌هایی که از نور آنان حیات و از روحشان شفا می‌گیرند، ساجدان سحر و محبان قمرند.

 

 

شفابخش

534. دعاها به دو صورت است: دعاهاي روز براي امراض جسماني و دعاهاي شب براي امراض روحاني شفابخش مي‌باشد.

547. براي اهل سيرت، معرفت و براي اهل صورت، عسل شفابخش‌ترين داروي روح و جسم است.

548. اگر عسل براي انسان سالم، شيرين و شفابخش است، معرفت هم براي انسان عاشق، شيرين و شفابخش مي‌باشد.

*- همانگونه که روزی زنبوران عسل از گل و گلزارهای دنیا، و عسل شفابخش شان برای مردمان در شکاف کوه می باشد، روزی اولیای الهی نیز از روح و ریاحین بهشت، و کلام شفابخش شان برای مؤمنان در کهف ولایت می باشد.

 

 

شفابخشي

557. در آخر الزمان خاصيت و شفابخشي معارف عارفان، همانند خاصيت و شفابخشي عسل‌هاي زنبوران مي‌باشد.

* - شفا بخشی‌ رب‌ّ نسبت‌ به‌ امراض‌ مربوب‌، از طریق‌ رحیمیت‌ انجام‌ می‌پذیرد.

 

 

شفاخانه

582. هويت جاهلان شناسنامه، هويت عالمان كتابخانه و هويت عارفان شفاخانه آنان مي‌باشد.

 

 

شفاف

183. چنانچه انسان در آتش عشق همچون بلور، شفاف گردد، نظیر ملائکه و روح به‌سختی رؤیت می‌شود و چنانچه مانند سفال، تیره گردد، بسان جن و انس به‌آسانی رؤیت می‌شود.

ـ همان‌گونه که ذرات نور از خورشید شفاف‌ترند، قطرات باران نيز از دریا زلال‌تر می‌باشند.

 

 

شفافيت

713. آدميان آن‌گونه آفريده شده‌اند كه هيچ آيينه مصفايي به شفافيت آنان نمي‌باشد.

 

 

شفافيت مشاهدات مردم

1112. شفافيت مشاهدات مردم نسبت به اوليای الهي، همانند آب‌هايي است كه هر قدر به چشمه‌سار نزديك‌تر باشد، زلال‌تر مي‌باشد.

 

 

شقاوت

24. آدمیان دو گروه‌اند: گروهی راستگویانِ درست‌کردارند و گروهی دروغگویان بدکردار. سرانجام راستگویانِ درست‌کردار، سعادت و فرجام دروغگویان بدکردار، شقاوت مي‌باشد.

 

 

شك

212. شرک، عامل شک، و شک، عامل کفر، و کفر، عامل قتل می‌باشد.

425. رسالت پيامبران در مقابل شرك، و ولايت اوليا در برابر شك مي‌باشد.

704. ولايت قبل از رسالت پوشيده و بعد از رسالت ظاهر گشت. در رسالت شرك، و در ولايت شك مي‌آورند.

*- اولیای‌ خدا در زمان‌ حیات‌ به‌ واسطهء‌ پندار و گفتار و کردارشان‌، سالها از مردم ‌جلوتر هستند و همین‌ سبب‌ شک‌ و تردید و ناشناختی‌ مردم‌ نسبت‌ به‌ آنان‌ می‌باشد.

*- در حکومت‌ مهدی‌(عج‌) حکم‌ داوودی‌ آن‌ بزرگوار سبب‌ می‌شود که‌ بسیاری‌ از طرف ‌دارانش‌ به‌ او شک‌ برند و او را مورد تکفیر قرار دهند.

 

 

شكافنده خاك

228. همان‌گونه که برای یافتن طلا شکافنده خاک می‌باشیم، برای یافتن جمال شکافنده دل باشيم.

 

 

شكافنده دل

228. همان‌گونه که برای یافتن طلا شکافنده خاک می‌باشیم، برای یافتن جمال شکافنده دل باشيم.

 

 

شُكر

801. شُكر، سعادتي است كه فضيلتش تنها به شكر‌كننده‌اش برمي‌گردد.

*- عالی‌ترین‌ شکر ولایت‌، فنای‌ در وجه‌ پروردگار و بقای‌ به‌ او، همچون‌ قطره‌ در دریاست‌.

 

 

شُكر كننده

801. شُكر، سعادتي است كه فضيلتش تنها به شكر‌كننده‌اش برمي‌گردد.

 

 

شكست اولياي رحماني

472. علت پيروزي اولياي شيطاني، يقين به قدرت ظاهري خويش است و علت شكست اولياي رحماني، ترديد به قدرت باطني خود مي‌باشد.

 

 

شكسته

266. دجال، همان یأجوج و مأجوج است كه با شکسته شدن سد، عده کثیری از عوام مردم به او ملحق تا آنکه به دست مسیحادَمي کشته می‌شود.

 

 

شكل گيري جنين

775. خُلق و خوي آدميان يا در زمان استقرار نطفه يا در زمان ‌شكل‌گيري جنين و يا هنگام نوجواني تنها توسط اولياي الهي به خُلق و خوي رحماني تحول مي‌يابد.

 

 

شكم

37. زمين به منزله شكم، و آسمان به مثابه دل مي‌باشد. از شكم زمين به دل آسمان سفر كنيم.

401. غذای آدمیان سه نوع است: طعام برای شکم، علم برای مغز، و معرفت برای دل.

606. شكم جايگاه شيطان، و دل جايگاه رحمان است. نيرومندي شيطان توسط شكم، و نيرومندي رحمان توسط دل مي‌باشد.

711. غذاي جاهل براي شكم، زبان گوسفند و غذاي عارف براي دل، زبان حور العين مي‌باشد.

1182. اهل ظاهر شکمش و اهل باطن دلش را به روزه حفظ مي‌نمايد.

 

 

شكم زمين

37. زمين به منزله شكم، و آسمان به مثابه دل مي‌باشد. از شكم زمين به دل آسمان سفر كنيم.



ادامه مطلب ...






شكنجه اولياي الهي

473. بزرگ‌ترين شكنجه اولياي الهي، پُرگويي مردم و كم‌شنوي آنان مي‌باشد.

 

 

شكوفايي

374. ثمرات زمین، در فصل بهار و تابستان، و ثمرات مؤمن، در فصل پاییز و زمستان به شکوفایی می‌رسد.

 

 

شلوغي زمين

340. خلوتي آسمان‌، برای عشق است و شلوغي زمين، براي عقل می‌باشد.

 

 

شمس

137. در گفت و شنودی که ماه با خورشید داشت، چنین عرض کرد: ای شمس! ای رازدار مهربان! از اینکه مرا با نور آفتاب عالم‌تاب خود روشن نمودی، سپاسگزارم؛ لیکن از آنجایی که سالیان طولانی است محرمانی در بین زمینیان و آسمانیان ندارم، رنجیده شده‌ام؛ چرا که به واسطه نور آفتاب که در ظلمت شب بر من تاباندی، زمینیان بر من شوریدند و آسمانیان از من بر حذر شدند. ای شمس! از این همه تفضل و عنایتی که بر من رواداشتی و مرا از تاریکی مطلق به روشنایی کامل منور ساختی، بسیار در حضورت شرمنده‌ام؛ اما افسوس! مهتاب لطافت من که نتیجه آفتاب عنایت توست، باعث شد که پرده از روی ظلمت زمینیان بر دارد و آن‌ها را به ظلم و جنایتشان رسوا گرداند و مرا به جُرم روشنایی مهتابم، سرزنش و توبیخ کنند و همین طور آسمانیان که به‌ظاهر، درخشنده جلوه می‌کردند، با رؤیت بدر کاملم آنچنان نسبت به من محو و بر حذر شدند که مجبور به کاهش نور مهتابم شدم.

190. هر کس می‌خواهد به عزت و عظمت دنیا و آخرت برسد، باید در برابر رب همانند قمر در برابر شمس، به سجده عشق افتد تا همچون قمر مسجود کواکب گردد.

924. پروردگارم به لطف و كرمش شريفش را توسط شمس و قمرش به سيماي زُهره‌اش رهنمون فرمود.

1147. وجود جسماني ما توسط شمس، و وجود روحاني ما به واسطه قمر، سالم مي‌گردد.

 

 

شمس احديت

650. ظهور عماء در شمس احديت، و نمود عماء در كواكب واحديت مي‌باشد.

*- عالم‌ ذات‌ الهی‌ همانند مرآت‌ تاریکی‌ می‌باشد که‌ توسط‌ شمس‌ احدیت‌، حقایق ‌هستی‌ به‌ صورت‌ واحدیت‌ در او سوسو می‌کند و همچنین‌ سابقین‌ مقرب‌، گرداگرد مهتاب ‌قائم‌، چشمک‌زنان‌ به‌ طواف‌ عشق‌ مشغول‌ می‌باشند.

 

 

شمس الهي

883. مه‌رويان رحيمي همانند كواكب آسماني در اطراف شمس الهي، مستور، و پيرامون قمر رحماني، كم‌سو و در حضور زهره رحيمي، پُر نور مي‌باشند.

 

 

شمس درخشنده عقل

790. شريعت و معرفت همانند آفتاب و مهتاب است كه توسط شمس درخشنده عقل و ماه تابنده عشق در عاقل و عاشق مي‌درخشد.

 

 

شمس سوزنده احديت

645. ابرار از شمس سوزنده احديت، به زمين زيبنده واحديت نايل مي‌شوند.

 

 

شمس فروزان

174. گازهای متعفن نفس را با جرقه عشق شعله‌ور کنیم تا همچون شمس فروزان، سرزمین تاریک و مرده دل‌هایمان را به روح و ریاحین الهی منور و معطر نماییم.

 

 

شناخت

1028. اراده به واسطه اعتقاد، و اعتقاد توسط شناخت، و شناخت از طریق عشق حاصل می‌گردد.

*- دو حقیقت‌ است‌ که‌ به‌ واسطهء‌ جلوه‌هایشان‌ شناخته‌ می‌شوند: اللّه‌ توسط‌ انوار و ارواح‌ توسط‌ ریاح‌.

 

 

شناخت انسان

706. شناخت انسان نسبت به خدا،‌ همانند شناخت حيوان است نسبت به صاحبش.

 

 

شناخت حيوان

706. شناخت انسان نسبت به خدا،‌ همانند شناخت حيوان است نسبت به صاحبش.

 

 

شناخت ملك و ملكوت

469. عورت و صورت، دو كتاب مختلف است براي شناخت مُلك و ملكوت.

 

 

شناختن انسان

279. شناختن خدا توسط عوام همانند شناختن انسان توسط حیوان مي‌باشد.

 

 

*شناختن خدا

279. شناختن خدا توسط عوام همانند شناختن انسان توسط حیوان مي‌باشد.

 

 

شناسنامه

582. هويت جاهلان شناسنامه، هويت عالمان كتابخانه و هويت عارفان شفاخانه آنان مي‌باشد.

 

 

شنوا

796. اگر چراغ عقل به سبب شعله عشق روشن گردد، گوش و چشم دل شنوا و بينا مي‌گردد.

 

 

شنوايان

789. گوش‌ها، چشم‌ها و دل‌ها به واسطه خواسته‌هاي نفس و عقل، شنوايان، بينايان و مشتاقان مظاهر مُلك و ملكوت مي‌باشند.

 

 

شنونده

1194. خداوند در هر موجودي شنونده و بیننده و فهمنده است.

 

 

شنونده اعمال

108. دنیا قبرستانی است و مردم همچون مردگانی هستند که با صُور اولیای الهی زنده شده، شنونده و بیننده اعمال خویش می‌شوند.

 

 

شوهر

611. دو خدا براي يك دل، مانند دو خورشيد براي يك زمين و دو شوهر براي يك زن مي‌باشد.

 

 

شهاب ثاقب

225. مؤمنان همانند سنگ‌های آسمانی در دل ولیّ خدا همچون شهاب ثاقب فنا مي‌گردند.

 

 

شهاب سنگ

156. انسان‌ها در مقابل اولياي الهي همانند سنگ‌های پراکنده منظومه شمسی می‌باشند که در اثر گردش زمین به دور خورشید، قلیلی از آن‌ها به عنوان شهاب‌سنگ به زمین سبزينه بهشتي براي كمال هبوط می‌کنند.

 

 

شهاب سنگ ها

664. همان‌طور كه شهاب‌سنگ‌ها براي رسيدن به كمال از آتش جوّ به‌سرعت مي‌گذرند، جوانمردان هم براي رسيدن به كمال از آتش نفس به‌سرعت مي‌گذرند.

672. راهيان جمال در بين آدميان، از آتش عشق همچون شهاب‌سنگ‌ها به سمت خضراي زمين صعود مي‌كنند.

 

 

شهادت

680. عيسي(ع) و حواريونش توسط امت موسي(ع)، و علي(ع) و فرزندانش توسط امت محمد(ص) به صليب و شهادت كشيده شدند.

1057. عيسي(ع) پسر مريم(س) و حسين(ع) پسر فاطمه(س) به دليل وجيه بودنشان به شهادت رسيدند.

1059. حسين(ع) و يارانش توسط اسرار عرفه، در كربلا به شهادت رسيدند.

 

 

شهد

380. معشوق همچون گُل سرخی است که شهد آن بر چهره عاشق ظاهر مي‌باشد.

545. عاشق توسط وجه و پروانه به واسطه شهد، به زيبايي دست مي‌يابند.

546. همان‌گونه كه زنبور توسط شهد به عسل مي‌رسد، مؤمن هم به واسطه وجه به معرفت مي‌رسد.

1145. شيريني عسل زنبور از شهد و شيريني بوسه معشوق از وجه مي‌باشد.

 

 

شهد جمال

202. در گلزار رحيمي سه گروه‌اند: گروهی به مثابه حشرات، روزی‌خوار برگ‌های آن، گروهی مانند بلبلان، روزی‌خوار جمال آن و گروهی بسان پروانگان، روزی‌خوار شهد جمال آن می‌باشند.

 

 

شهد گل

558. عسلي كه به جاي شهد گل با گوشت مردار به دست آيد، همانند عرفاني است كه به جاي رياحين عشق، با مضامين علم به دست مي‌آيد.

971. همان‌طور كه عسل از شهد گل‌ به دست مي‌آيد، روح نيز از وجه حور به دست مي‌‌آيد.

1108. همان‌گونه كه زنبورها عسل‌هاي شفابخش خود را از شهد گل‌ها فراهم مي‌كنند، اولياي رحماني نيز معارف حيات‌بخش خود را از وجه مقربان فراهم مي‌كنند.

 

 

شهد گل هاي بوستان

755. مؤمنان، فرشتگان شيدايند كه طعامشان وجه مقربان جنّات است؛ همچنان‌كه پروانگان، پرندگان زيبايند كه خوراكشان شهد گل‌هاي بوستان مي‌باشد.

 

 

شهد گل گلزار

1049. طعام مؤمنان گلبرگ‌هاي گلزار، و طعام كاملان شهد گل‌هاي گلزار مي‌باشد.

 

 

شهر

431. همان‌گونه كه حيوانات در جنگل صورت زيبا را تشخيص نمي‌دهند، آدميان هم در شهر، سيرت زيبا را نمي‌شناسند.

 

 

شهر الباب

799. جاري كردن عقد از كسي مقبول است كه داراي شريعت مصطفوي و معرفت مرتضوي باشد.

 

 

شهرت

388. دنیا برای سه گروه ضلالت است: صاحبان ثروت، شهرت و شهوت، و برای سه گروه سعادت می‌باشد: صاحبان عزت، رأفت و محبت. گروه‌هاي اول در مکان‌های جمادی، نباتی و حیوانی، و گروه‌هاي دوم در جایگاه‌های انسانی، روحانی و نورانی می‌باشند.

 

 

شهوات

184. زن، طائر فردوس یا بُراق عشق به سوی جمال مطلق است؛ در حالي كه بال‌هاي آنان را همچون درندگان به شهوات پرپر می‌كنيم.



ادامه مطلب ...






شهوت

43. شهوت، آتش باطني است كه روح را در خانه دل مي‌سوزاند؛ همچنان‌كه آتش ظاهري انسان را در خانه دنيا مي‌سوزاند.

194. عشق، همچون طائر فردوس است که توسط شهوت از پرواز می‌افتد.

211. محبت، چراغ فروزنده بهشت، و شهوت، آتش سوزنده دوزخ می‌باشد.

219. توجه به صورت، سبب محبت و فتوت است و توجه به عورت، سبب شهوت و غضب می‌باشد.

249. عشق، بُراق آسمانی است به سوی بهشت. شهوت، الاغ زمینی است به سوی دوزخ.

388. دنیا برای سه گروه ضلالت است: صاحبان ثروت، شهرت و شهوت، و برای سه گروه سعادت می‌باشد: صاحبان عزت، رأفت و محبت. گروه‌هاي اول در مکان‌های جمادی، نباتی و حیوانی، و گروه‌هاي دوم در جایگاه‌های انسانی، روحانی و نورانی می‌باشند.

853. جن از آتش سوزنده و انس از گِل چسبنده است. رغبت جن در شهوت و غضب، و رغبت انس در ثروت و منصب است.

919. همان‌گونه كه حيوان در خشم و شهوت است، انسان هم در مهر و محبت است.

929. همان‌گونه كه آتش در خانه جسم باعث فرياد مي‌گردد، شهوت نيز در خانه دل باعث فرياد مي‌گردد.

930. همان‌گونه كه آتش در خانه جسم توسط فكر با آب خاموش مي‌شود، شهوت نيز در خانه دل به واسطه نيت با آب خاموش مي‌گردد.

939. سوختن نفس و جسم توسط آتش، و سوختن عقل و روح توسط شهوت مي‌باشد.

998. اكثريت آدميان صورت‌ها را براي عورت‌ها و عورت‌ها را براي شهوت‌هايشان مي‌پسندند.

1029. عزت و عظمت انسان، به واسطه صبر و استقامت در برابر شهوت و غضب است.

*ـ تا انسان‌ اهل‌ خشم‌ و شهوت‌ است‌، در کلامش‌ رنگ‌ و بوی‌ نفرت‌ است‌.

*- بالهای‌ پرندهء‌ عشق‌ را توسط‌ آتش‌ شهوات‌ نسوزانیم‌.

*- سلاح‌ شهوت‌، غضب‌ است‌ و سلاح‌ محبت‌، رافت‌ می‌باشد.

*- سیرت‌ زیبا با مقاومت‌ در برابر شهوت‌ حاصل‌ می‌گردد.

*- زن‌ نسبت‌ به‌ مرد، طائر فردوس‌ یا براق‌ عشق‌ به‌ سوی‌ جمال‌ مطلق‌ می‌باشد. بالهای ‌طائران‌ فردوس‌ را همچون‌ درندگان‌ وحشی‌ به‌ شهوات‌ پرپر نکنیم‌.

*- عجله‌ در شهوت‌، موجب‌ شتاب‌ در غضب‌ است‌. بردباری‌ در شهوت‌ سبب ‌آرامش‌ در غضب‌ می‌باشد.

*- عشق‌ براق‌ است‌ به‌ سوی‌ بهشت‌ ملکوت‌، شهوت‌ الاغ‌ است‌ به‌ سوی‌ دوزخ‌ ملک‌.

*- کسی‌ که‌ شهوتش‌ او را به‌ سویی‌ می‌کشاند، غضبش‌ هم‌ مانند سلاحی‌ کشنده‌ به ‌همراه‌ او می‌باشد.

*- محبت‌ و رافت‌، چراغ‌ و نور فروزندهء‌ بهشت‌ است‌. شهوت‌ و غضب‌، آتش‌ و شعلهء سوزندهء‌ دوزخ‌ می‌باشد.

*- وعدهء پروردگار فرا رسید و خضرای‌ ظلمات‌ به‌ خشکزار حب‌ الشهوات‌ تبدیل‌گردید.

*- هر بذری‌ را ثمری‌ می‌باشد. ثمرهء‌ شهوت‌، غضب‌ است‌ و ثمرهء‌ غضب‌، جنایت‌.

*- مردم‌ یا از بهشتیان‌اند و یا از دوزخیان‌. اگر از بهشتیان‌اند، فرشتگان‌ و ارواح‌اند، و اگر از دوزخیان‌اند، جنیان‌ و انسیان‌اند. نشان‌ بهشتیان‌ و دوزخیان‌ در لحن‌ کلامشان ‌هویداست‌. لحن‌ بهشتیان‌ از نور است‌ و لحن‌ دوزخیان‌ از شعله‌. نور، جوهرهء‌ عشق‌ است‌ و شعله‌، جوهرهء شهوت‌.

*- شهوت آتش زیر خاکستر و محبت کوثر زیر عرش می باشد. حرارت آتش زیر خاکستر را با کوثر زیر عرش خنثی کنیم.

* - شهوت‌ و غضب‌، آتش‌ و شعله‌ است‌. برای‌ خاموش‌ کردن‌ آنها باید از کوثر بهره‌ گرفت‌.

*- شهوت و غضب، آتش و شعلهء سوزنده ای است که در قیامت، روح را درخانه دل می سوزاند، همچنان که آتش و شعله انسان را در خانهء دنیا می سوزاند.

*- همانگونه که سطح زمین توسط آتش و هوای زمین به واسطهء شعله می سوزد، سطح دل توسط شهوت و فضای دل به واسطهء غضب می سوزد.

 

 

شهوت رانان

400. ثروتمندان و شهوت‌رانان، دو گروه متفاوتی هستند که جایگاه‌های خود را در عالم جمادی و حیوانی برگزیده‌اند.

1087. همان‌گونه كه آهوان وحشي از درندگان مي‌گريزند، زنان عرشي نيز از شهوترانان مي‌گريزند.

 

 

شهود

217. انسان كامل به کسی گویند که آنچه از غیب و شهود ‌گوید، خود تجربه کرده باشد.

363. در غیب زیباتر از ملائکه، روح القدس و در شهود زیبا‌تر از ابرار، مقربان می‌باشند.

398. انسان در سیرت و صورت، مظهر تام زیبایی است که در غیب و شهود هيچ زيبايي راضی کننده او نمی‌باشد.

433. همان‌طور‌ كه حقايق شب نسبت به روز پنهان است، حقايق غيب هم نسبت به شهود پوشيده مي‌باشد.

511. عجب است كه آدميان غيب و شهود را همانند شب و روز نمي‌دانند.

646. غيب و شهود چيزي جز ارواح و اجسام نمي‌باشد.

722. آدميان ارواح منوري هستند كه براي شهود بايد به همراه ستارگان دنباله‌دار به ژرفاي آسمان‌هاي جمال سير كنند.

866. آسمان‌هاي هفتگانه براي راهيان عشق است كه با سجود و شهود به سوي وجه رحيميت در سيرند.

868. انسان تنها موجودي است كه در غيب و شهود توسط ارواح و اجسام حمايت مي‌شود. چنانچه نظرش به طرف چپ افتد، توسط ارواح و اجسام خبيثه و اگر نظرش به سمت راست افتد، توسط ارواح و اجسام طيبه حمايت مي‌گردد.

904. قرآن براي صابران سحر همچون عروس زيبايي است كه سيماي زيبنده‌اش را در موقعش شهود مي‌كنند.

1034. جبر و اختیار، دو حقيقت عشق و عقل در غيب و شهود مي‌باشد.

1058. نماز الباب در غيب، نماز ابرار در شهود و نماز مقربان در حضور مي‌باشد.

1071. معجزات پيامبران از طريق غيب و كرامات اوليا از طريق شهود مي‌باشد.

1124. مرز بين غيب و شهود، فنا است كه توسط عشق گشوده مي‌شود.

1224. وجد و سُرور برای عارف، و کشف و شهود برای سالک می‌باشد.

 

 

شياطين

199. نفس همچون سلطانی است که ابلیس وجودش ملکه قصر، و شیاطینش خواسته‌های او می‌باشد.

 

 

شياطين جن و انس

149. شیاطین جن و انس در چهار جهت جمادي، نباتي، حيواني و انساني به کمین نشسته‌اند. برای رهایی از دام آن‌ها ناچار با عشق و فنا همچون ملائکه و روح، به جلال و جمال بی‌نهایت الهی راه یابیم.

 

 

شيداي كواكب

739. سحرخيزان واقعي دو گروه‌اند: كثيري مشتاق قمرند و قليلي شيداي كواكب‌اند.

 

 

شير (نام حيوان)

1186. انسان، شیری است که در مكان شغال‌ها اصالت خود را فراموش كرده.

 

 

شيرين

115. کام تلخ مرد توسط بوسه شیرین زن شیرین می‌شود.

548. اگر عسل براي انسان سالم، شيرين و شفابخش است، معرفت هم براي انسان عاشق، شيرين و شفابخش مي‌باشد.

 

 

شيريني بوسه معشوق

1145. شيريني عسل زنبور از شهد و شيريني بوسه معشوق از وجه مي‌باشد.

 

 

شيريني عسل زنبور

1145. شيريني عسل زنبور از شهد و شيريني بوسه معشوق از وجه مي‌باشد.

 

 

شيشه

130. اگر زن مؤمنه‌ای در خانه خود نامحرمی را در خواب مشاهده نماید و بعد از خواب یکی از محرمانش كه زن مي‌باشد به خانه او بیاید، این رؤیا صحیح است؛ چون مؤمن به واسطه تزکیه نفس همچون بلوری شفاف، و غیر مؤمن همچون سنگی سخت در مقابل شیشه می‌باشد.

 

 

شيشه قطور

139. اسپرم‌ها نقش مهم‌ترین عامل حیات و توانمندی را برای سلول‌های بدن، به خصوص مغز و قلب دارند. هر انسان فانی با جذبه عشق و تمرکز فکر، مطمئناً به اتحاد سلول‌ها نایل می‌شود و هرگاه در اثر خوف و ناامنی، اراده‌ای از او به وجود آيد و بخواهد از منافذ هر جسمی عبور کند، برای او سهل است؛ هر چند جسم همچون شیشه‌ای قطور باشد، عبور از آن ممکن است.

 

 

شيشه گران

659. همان‌گونه كه شيشه‌گران سنگ‌ريزه‌ها را توسط آتش به بلوري شفاف در مي‌آورند، اولياي رحماني هم سالكان را توسط عشق به فرشتگاني مطهر مبدل مي‌كنند.

 

 

شيطان

132. راه‌های به سوی رحمان و شیطان دو راه مختلف است: راه صعودی و راه نزولی. راه صعودی برای ملائکه و روح، و راه نزولی برای جن و انس می‌باشد.

165. آدمیان در زیر پوشش شیطان‌اند؛ مگر آنان که تحت پوشش رحمان‌اند.

566. شيطان در وجود گمراهان با شادماني‌شان، شاد و با غم و اندوهشان، غمناك مي‌باشد.

567. شيطان نسبت به رحمان همچون سگ اصحاب كهف، كلب آستان ولايت مي‌باشد.

570. شيطان رام اوليا، در بند انبيا در تعقيب مؤمنان و همراه فاسقان مي‌باشد.

571. شيطان نسبت به انبياي الهي، مسلم و نسبت به اولياي رحماني، مؤمن مي‌باشد.

606. شكم جايگاه شيطان، و دل جايگاه رحمان است. نيرومندي شيطان توسط شكم، و نيرومندي رحمان توسط دل مي‌باشد.

661. انسان پرنده‌اي است فرشته‌گونه كه در چهار جهتش شيطان قرار گرفته. تنها راه نجاتش پرواز مي‌باشد.

938. مكاشفات و مشاهدات يا مُلكي است يا ملكوتي. چنانچه مُلكي باشد، از طريق شيطان است و اگر ملكوتي باشد،‌ از طريق رحمان مي‌باشد.

1177. شیطان به صورت جن دام‌های خود را در صراط پهن کرده. تنها ابرار و مقربان‌اند كه با دو بال عشق و فنا از آن می‌گذرند.

*- شیاطین‌ جن‌ و انس‌ بر صراط‌ اولیای‌ الهی‌ در کمین‌ مؤمنین‌ و مسلمین‌ نشسته‌اند.

 

 

شيعه

976. افزوني صبر شيعه نسبت به صبر ائمه(ع) اين است كه ائمه(ع) حقايق را از غيب و شيعه حقايق را توسط آنان دريافت مي‌كند.

 

 

* شيعيان

- جویندگان امام زمان(عج) در عصر حیرت، باید بر کشتی نجات شیعیان خاص قرار گیرند.

 

 

شيفتگان مادران

1177. همان‌گونه كه كودكان شيفتگان مادران خود هستند، مؤمنان هم دلباختگان اولياي خود مي‌باشند.

 

 

شيفته كلمات معنوي

11. کسی که شیفته کلمات معنوی است، بهشتی است و کسی که منکر کلمات معنوی است، دوزخی است و کسی که بی‌تفاوت به کلمات معنوی است، در معرض پرتگاهی است که سرانجامش ناپیدا است.

 

 

شيوه درك عيوب

818. ما نتيجه پدران و مادرانمان هستيم. بهترين شيوه درك عيوبمان، تأمل در اعمال آنان مي‌باشد.



ادامه مطلب ...