نام کاربری:    رمز عبور:






مهر مهتاب: ز

جستجو پیرامون این موضوع:    
[ برگشت به صفحه اصلی | انتخاب موضوع جدید ]



لطايف عارفانه استاد يعقوب قمري شريف آبادي: حروف (ز) برگرفته از كتاب (لطايف عارفانه) و كتاب (زن طائر فردوس يا ساحر دوزخ)

نكته: لطايفي كه داراي علامت ( * ) ستاره هستند برگرفته از كتاب (زن طائر فردوس يا ساحر دوزخ) مي باشند و لطايفي كه اين علامت را ندارند برگرفته از كتاب (لطايف عارفانه) هستند.

 

نكته هاي معنوي و كلمات حكيمانه استاد

 

زائران خدا

579. زائران خدا دو گروه‌اند: كثيري مكان خدا و قليلي جمال خدا را زيارت مي‌كنند.

 

 

*زادگاه اولياي خدا

238. زادگاه اولیای خدا، جایگاه طواف کنندگان و آرامگاه آنان، منزلگاه زیارت کنندگان می‌باشد.

 

 

زبان

222. بندگان خدا دل‌هایشان به نور عرش روشن و زبانشان به کلمات رحمان گویا مي‌باشد.

*ـ زبان هر انسانی بيانگر صورت باطنی او و زبان هر حیوانی نشانگر صورت ظاهری‌ او می‌باشد.

* - زبان‌ اکثریت‌ مردم‌ همانند زبان‌ بهائم‌ بدون‌ هیچ‌گونه‌ تفکر، با شنیدن‌ گوشها و دیدن‌ چشمهایشان‌ بازی‌ می‌شود.

 

 

زبان انسان شهري

114. همان‌گونه که حيوان جنگلی، زبان انسان شهری را نمی‌داند، آدم مُلکی هم زبان انسان ملکوتی را نمی‌داند.

 

 

زبان انسان ملكوتي

114. همان‌گونه که حيوان جنگلی، زبان انسان شهری را نمی‌داند، آدم مُلکی هم زبان انسان ملکوتی را نمی‌داند.

 

 

* زبان اولیاء

- چه‌ بسیار آسان‌ است‌ دشواری‌ زبان‌ شاعران‌ در مقابل‌ دشواری‌ زبان‌ اولیای‌ الهی‌.

- مردم‌ به‌ واسطهء‌ لهجه‌ و چهره‌های‌ گوناگون‌ از اولیای‌ الهی‌ دورند؛ چون‌ زبان ‌اولیای ‌الهی‌، زبان‌ بهشتیان‌ است‌ که‌ در صدد انکار و تکذیب‌ آن‌ بر می‌آیند.

 

زبان جسم

1130. همان‌طور كه زبان جسم معرف صورت است، زبان روح معرف سيرت مي‌باشد.

 

 

زبان جنيان

697. كلمات يا جبروتي يا ملكوتي و يا ناسوتي است. كلمات جبروتي زبان روحانيان، كلمات ملكوتي زبان فرشتگان و كلمات ناسوتي زبان جنيان مي‌باشد.

 

 

زبان حورالعين

ـ غذاي جاهل براي شكم، زبان گوسفند و غذاي عارف براي دل، زبان حور العين مي‌باشد.

 

 

زبان روح

ـ همان‌طور كه زبان جسم معرف صورت است، زبان روح معرف سيرت مي‌باشد.

 

 

زبان روحانيان

ـ كلمات يا جبروتي يا ملكوتي و يا ناسوتي است. كلمات جبروتي زبان روحانيان، كلمات ملكوتي زبان فرشتگان و كلمات ناسوتي زبان جنيان مي‌باشد.

 

 

زبان عشق

ـ کاملان الهی با هیچ بیانی تعريف كننده لطایف رحمانی نمي‌باشند؛ مگر با زبان عشق.

ـ زبان عقل از جانب مغز و زبان عشق از ناحیه قلب، هدایتگر جن و انس است.

 

 

زبان عقل

ـ زبان عقل از جانب مغز و زبان عشق از ناحیه قلب، هدایتگر جن و انس است.

 

 

زبان فرشتگان

ـ كلمات يا جبروتي يا ملكوتي و يا ناسوتي است. كلمات جبروتي زبان روحانيان، كلمات ملكوتي زبان فرشتگان و كلمات ناسوتي زبان جنيان مي‌باشد.

 

 

زبان گذشتگان

ـ زبان گذشتگان در كتاب‌هايشان، و درجاتشان در مطالبشان نمايان مي‌باشد.

 

 

زبان گوسفند

711. غذاي جاهل براي شكم، زبان گوسفند و غذاي عارف براي دل، زبان حور العين مي‌باشد.

 

 

زبان گوياي علي وليّ الله (ع)

7. زبان گویای علی ولی الله(ع) افشاگر اسرار محمد رسول الله(ص) می‌باشد.

 

 

زيور

185. ذوالقرنین همچون سلیمان نبی(ع) در حفظ و حراست زبور کوشید و همچنین محافظ پیروان داوود(ع) از قوم یهود بود.

 

 

زبور داود(ع)

1086. خداوند براي مراقبت از زبور داود(ع) سليمان(ع)، و براي مراقبت از انجيل عيسي‌(ع) ذوالقرنين، و براي مراقبت از قرآن محمد(ص)، علي(ع) را قرار داد.

 

 

* زبور در مقابل تورات

- زبور در مقابل‌ تورات‌، کتابی‌ است‌ که‌ در آن‌ احکام‌ امر و نهی‌ و حرام‌ و حلال‌ و حدود و فرایض‌ نبوده‌، بلکه‌ تنها بیان‌ معارف‌ الهی‌ و موعظه‌ و صفت‌ خدای‌ تعالی‌ بوده‌.

 

 

زرگر

344. اگر گِل انسان با حرارت شعله عشق گداخته گردد، از آن طلایي به وجود می‌آید که توسط زرگر به جواهری زیبا مبدل می‌گردد.

484. انسان هر چقدر خالص باشد، محتاج به رهبر است؛ همچنان‌كه طلا هر چقدر خالص باشد، محتاج به زرگر مي‌باشد.

 

 

زرگران حاذق

486. انسان‌هاي بي‌رنگ و طلاهاي بي‌غش، به دست مربيان صادق و زرگران حاذق، نوادر و جواهر مي‌گردند.

 

 

زرگران رحماني

485. تطهير شدگان بسان طلايي مي‌باشند كه توسط زرگران رحماني به جواهراتي زيبا تبديل مي‌گردند.

 

 

زشت

364. خورشید، شعله‌اي می‌باشد كه زشت و زیبای نورش در زمین آشکار مي‌گردد.

597. سير انسان به دو صورت است: يا در مسير اعلی عليينْ زيبا يا در مسير اسفل سافلينْ زشت مي‌باشد.

619. اعمال بد و خوب آدميان در دوزخ و بهشت همانند صورت‌هاي گوناگون، زشت و زيبا مي‌باشد.

927. همان‌گونه كه نام جن نسبت به ملائكه زشت است، نام اِنس هم نسبت به روح القدس ناپسند است.

1080. اكثريت آدميان به صورتْ زيبا و در باطنْ زشت مي‌باشند.

 

 

زشت رو

268. آدمیان دو گروه‌اند: گروهی زشت‌رو به سوي اسفل سافلین با مرکب الاغ و گروهی مه‌رو به سمت اعلی علیین با مرکب بُراق به پیش می‌روند.

 

 

زشت رويان ظاهري

1021. مَه‌رویان باطني برای دل‌های بهشتی، و زشت‌رویان ظاهري برای دل‌های دوزخی لذت‌بخش است.

 

 

زشت رويان مكدر

135. دنیا هنرستان انس و جن است. از هنرستان انس و جن به هنرکده روح و ملائکه راه یابید که آثار هنری روح و ملائک، مه‌رویان مقرّب و آثار هنری انس و جن ، زشت‌رویان مکدّر می‌باشد.



ادامه مطلب ...






زشت رويان ملك

428. وجه، پل زيبايي است به سوي مه‌رويان ملكوت. فرج، پل زشتي است به سمت زشت‌رويان مُلك.

 

 

زشتي ها

839. انسان موجودي است صاحب اختيار كه توسط نور، زيبايي‌ها و توسط ظلمت، زشتي‌هايش آشكار مي‌گردد.

915. همچنان‌كه زشتي‌ها و زيبايي‌ها توسط صورت‌ها آشكار است، در آخرت هم زشتي‌ها و زيبايي‌ها به واسطه صورت‌ها نمايان مي‌گردد.

 

 

زشتي فرشتگان

482. همان‌گونه كه زشتي فرشتگان توسط اسمايشان نزد آدم(ع) نمايان گرديد، زشتي مسلمانان نيز توسط افعالشان نزد محمد(ص) آشكار مي‌گردد.

 

 

زشتي مسلمانان

482. همان‌گونه كه زشتي فرشتگان توسط اسمايشان نزد آدم(ع) نمايان گرديد، زشتي مسلمانان نيز توسط افعالشان نزد محمد(ص) آشكار مي‌گردد.

 

 

زکریا(ع)

1007. جمال باطنی مریم، توسط زکریا(ع) و جمال ظاهری استیلا، به واسطه رافائل ترسیم گردید.

 

 

زلال

350. همان‌گونه که ذرات نور از خورشید شفاف‌ترند، قطرات باران نيز از دریا زلال‌تر می‌باشند.

622.انسان كامل همچون آب چشمه زلال و تميز، و مردم همانند آب فاضلاب تيره و كثيف مي‌باشند.

1112. شفافيت مشاهدات مردم نسبت به اوليای الهي، همانند آب‌هايي است كه هر قدر به چشمه‌سار نزديك‌تر باشد، زلال‌تر مي‌باشد.

 

 

زلالي چشمه سارها

1116. عارفان، همانند ماهيان آزاد از تيرگي رودخانه‌ها به زلالي چشمه‌سارها روان‌اند.

 

 

زلیخا

180. روح ابراهیمی یوسف(ع) همچون شعله‌ای فروزان، فلز نیازمند زلیخا را در کاخ عزیز مصر به جواهری ارزشمند تبدیل ساخت.

*- روح‌ ابراهیمی‌ یوسف‌ همچون‌ شعله‌ای‌ فروزان‌، فلز نیازمند زلیخا را در کاخ‌ عزیز مصر به‌ جواهری‌ ارزشمند تبدیل‌ ساخت‌.

*- زلیخا به‌ واسطهء‌ عشق‌ و دلدادگی‌ به‌ یوسف‌ سالها با چشمان‌ پر از اشک‌ همچون ‌فقیری‌ دل‌ شکسته‌ در انتظار یوسف‌ به‌ سر می‌برد.

 

 

زمستان

134. مؤمن در مقابل خدا همچون زمین در برابر خورشید است که چهار فصل دارد؛ فصل اوّل، پاییز: برای ریختن رنگ تعلقات. فصل دوم، زمستان: برای سفید شدن از تیرگی‌ها. فصل سوم، بهار: برای دمیدن روح و پديد آوردن ثمرات. فصل چهارم، تابستان: برای چشیدن حلاوت ثمرات.

 

 

زمين

36. اگر زمين در منظومه شمسي به كمال رسيده، علتش سه‌چهارم آب است؛ مؤمن هم در بین مردم اگر به کمال رسیده، علتش سه‌چهارم کوثر می‌باشد.

37. زمين به منزله شكم، و آسمان به مثابه دل مي‌باشد. از شكم زمين به دل آسمان سفر كنيم.

49. انسان كامل، همچون زمين صاحب خاك و آب و هوا است. آنان كه در خاك‌اند، الباب‌اند؛ آنان كه  در آب‌اند، ابرارند و آنان كه در هوایند، مقربان مي‌باشند.

77. عشق، ابر پُر باري است که اگر بر زمین نمی‌بارید، علم و معرفت در امور دنیا و آخرت به وجود نمی‌آمد.

96. همان‌گونه که زمین برای رسیدن به کمال نیازمند آفتاب و آب است، انسان هم برای رسیدن به کمال نیازمند عقل و عشق می‌باشد.

97. عشق، برطرف کننده حجاب بین ناسوت و لاهوت، و خورشیدی است که نورش روشن کننده آسمان و زمین می‌باشد.

134. مؤمن در مقابل خدا همچون زمین در برابر خورشید است که چهار فصل دارد؛ فصل اوّل، پاییز: برای ریختن رنگ تعلقات. فصل دوم، زمستان: برای سفید شدن از تیرگی‌ها. فصل سوم، بهار: برای دمیدن روح و پديد آوردن ثمرات. فصل چهارم، تابستان: برای چشیدن حلاوت ثمرات.

146. تعداد سلول‌های یک انسان حدود صد هزار میلیارد می‌باشد. اگر به عنوان مثال انسانی که صد کیلوگرم بار بر می‌دارد، بتواند به وحدت و اتحاد سلول‌های وجودش برسد، هر سلول می‌تواند همان صد کیلوگرم بار را بر دارد. چنانچه هر سلولی صد کیلوگرم بار بر دارد، هر ده سلول یک تُن بار را بلند خواهد کرد. بنابراین، یک انسان با اتحاد سلول‌هایش می‌تواند ده هزار میلیارد تُن بار را بلند نماید. اگر هر اتومبیل پنج تُن وزن داشته باشد، یک انسان می‌تواند دو هزار میلیارد اتومبیل را بلند کند. با توجه به مسافت صد و پنجاه میلیون کیلومتری بین زمین و خورشید، اگر هر اتومبیل ده متر باشد، طول این تعداد اتومبیل صد و سی و سه برابر فاصله زمین تا خورشید است.

156. انسان‌ها در مقابل اولياي الهي همانند سنگ‌های پراکنده منظومه شمسی می‌باشند که در اثر گردش زمین به دور خورشید، قلیلی از آن‌ها به عنوان شهاب‌سنگ به زمین سبزينه بهشتي براي كمال هبوط می‌کنند.

164. همان‌گونه که زمین بعد از قرن‌ها به‌تدریج از خورشید دور می‌گردد، جسم آدمی هم بعد از سال‌ها از روحش دور می‌شود. همان‌طور که زمین به واسطه نور و آب کمالش آشکار می‌شود، آدمی هم به واسطه عقل و عشق کمالش آشکار می‌گردد. کمال زمین از بین جمله موجودات، پیامبران و اولیا می‌باشند. کمال آدمی هم از بین جمله خواسته‌ها،  علوم الهی و معارف رحمانی می‌باشد.

201. اگر زمین در برابر خورشید به کمال و جمال رسیده، سببش آب است و اگر انسان در برابر پروردگار به کمال و جمال برسد، سببش کوثر است و کوثر نهری است در زیر عرش که حقیقتش عشق می‌باشد.

209. کارهای خارق العاده یا ملکوتی است یا ملکی. کارهای خارق العاده اولیاي رحماني در آسمان و کارهای خارق العاده اولياي شيطاني در زمين محقق می‌گردد.

213. همان‌گونه که نقش خورشید در زمین، بدون آب منعکس نمی‌شود، وجه خدا هم در دل بدون کوثر انعکاس نمی‌یابد.

214. انسانی که دو خدا دارد، مانند زمینی است که دو خورشید دارد.

271. دنیا براي دو گروه، زميني است که در آن کشت می‌کنند. قليلي همچون مقربان، باغبانان بوستان‌اند و كثيري همانند ابرار، كشاورزان صحرايند.

301. انسان، زمانی به کمال می‌رسد که همچون زمين نسبت به آب سه چهارم عقلش عشق باشد.

307. عقل بی‌عشق، زمینی است که ثمراتش جمادات است و عقل با عشق، زمینی است که ثمراتش گلستان می‌باشد.

313. زمین در هر چند هزار سال، دو بار پاک می‌شود: بار اول در آب و بار دوم در آتش پاك مي‌شود.

330. ذریه آدم(ع) و ابلیس در زمین، دو جلوه متضادند که در عین قهر و صلح، نیازمند یکدیگر می‌باشند.

364. خورشید، شعله‌اي می‌باشد كه زشت و زیبای نورش در زمین آشکار مي‌گردد.

427. بهترين مثال براي شرك، زمين است كه اگر دو خورشيد مي‌داشت، به تباهي كشيده مي‌شد.

464. سنگ‌هاي آسماني طوافشان در خورشيد و كمالشان در زمين مي‌باشد.

465. سنگ‌هاي آسماني دوزخشان در خورشيد و بهشت‌شان در زمين مي‌باشد.

466. همان‌گونه كه سنگ‌هاي آسماني از خورشيد دور مي‌شوند و به زمين نزديك مي‌شوند، آدميان نيز از خدا دور مي‌شوند و به خود نزديك مي‌شوند.

496. از سلسله كاروان‌هاي هفت‌ هزار‌ساله آدميان بر روي زمين، كاروان ما است كه در آخرالزمان به واسطه زيبايي‌هاي ظاهر، از درك باطن خويش محروم مي‌باشند.

507. آدميان گل‌هايي هستند كه در آخر، خوب‌هايشان همچون عطري خوشبو در آسمان با روح و ملائكه ، و بدهايشان همانند گلبرگي متعفن در زمين با جن و انس مي‌باشند.

551. جايگاه مقربان، آسمان و مكان ابرار، زمين مي‌باشد. مقربان همچون كواكب درخشنده براي ابرار، و ابرار همانند دُرّهاي زيبنده براي الباب مي‌درخشند.

611. دو خدا براي يك دل، مانند دو خورشيد براي يك زمين و دو شوهر براي يك زن مي‌باشد.

615. همان‌گونه كه بذر گل در زمين به واسطه باغبان رشد مي‌كند، فطرت آدمي‌ هم در ولايت به واسطه اوليا به كمال مي‌رسد.

617. همان‌گونه كه با طلوع خورشيدْ زمين خنك، هوايش تميز و موجوداتش نمايان مي‌شود، آدمي‌ هم با تجلي عشقْ وجودش شاد، روحش پاك و حقايقش آشكار مي‌گردد.

618. سلول‌ها توسط سلامت بدن، بدن توسط سلامت زمين، زمين توسط سلامت خورشيد،  خورشيد توسط سلامت ستارگان، ستارگان توسط سلامت كهكشان و كهكشان توسط سلامت كيهان سالم مي‌باشند.

621. حقيقت در ظاهر همچون خورشيد و زمين، و در باطن همانند ماه و ستارگان براي سالكان الي‌ الله نمايان است.

690. نور خدا همچون نور شمس، بدون حجاب بر زمين و آسمان مي‌تابد.

708. آدميان مابين آسمان و زمين‌اند؛ يا توسط صورت صعود و يا به واسطه عورت سقوط مي‌كنند.

709. آسمان و زمين فخر كننده يكديگرند. زماني كه آفتاب است، زمين مي‌بالد و زماني كه مهتاب است،‌ آسمان مي‌نازد.

786. آسمان و زمين مرآتي مي‌باشند كه الله و رحمان و رحيم همچون: خورشيد و ماه و زهره، و محمد(ص) و علي(ع) و فاطمه(س) در آن متجلي است.

841. همان‌طور كه در منظومه تنها سياره حيات‌بخشِ خورشيد زمين است، در معصومين(ع) هم تنها انسان حيات‌بخشِ خدا محمد(ص) مي‌باشد.

843. كتاب‌هاي آدميان، آسماني و زميني است.‌ آسماني آن با چراغ عقل، و زميني آن با چراغ نفس رؤيت مي‌شود.

860. صراط از هفت طبقه زمين به هفت طبقه آسمان مي‌باشد؛ از جايگاه آتشي به آسمان خاكي، از زمين خاكي به آسمان نباتي، از زمين نباتي به آسمان حيواني، از زمين حيواني به آسمان انساني،‌ از زمين انساني به آسمان ملكوتي، از زمين ملكوتي به آسمان جبروتي،‌ و از زمين جبروتي به آسمان لاهوتي. هر طبقه نسبت به طبقه بالاتر از خود، زمين،‌ و نسبت به طبقه پايين‌تر از خود، آسمان محسوب مي‌شود.

861. حوا(س) دو بار نزد آدم(ع) ظاهر شد: بار اوّل توسط اسماء در بهشت، و بار دوم به واسطه اذكار در زمين.

864. همان‌گونه كه زمين در مقابل خورشيد بهشت است، معشوق در برابر عاشق بهشت مي‌باشد.

951. همان‌گونه كه زمين‌ها توسط باغبانان حاذق زيبا مي‌گردد، زن‌ها نيز به واسطه اولياي كامل وجيه مي‌گردند.

955. براي رفع عطش، يك قطره كه از آسمان دريافت كني، بهتر است از يك دريا كه از زمين به دست آوري.

977. براي رسيدن به تجليات معنوي، بايد همانند زمين نسبت به خورشيد تسليم اولياي رحماني گرديد.

992. در آخر الزمان دابة الأرض زماني از زمين بيرون مي‌آيد كه حكم الهي توسط خورشيد ولايت واقع گرديده باشد.

1089. ستارگان درخشنده در آسمان، نظاره‌گر مَه‌رويان زيبنده در زمين مي‌باشند.

1217. برای رسیدن به وجه جمیل سه مرحله است: در زمین با عقل، در دریا با عشق و در آسمان با فنا.

*- در زمزمه‌ای‌ که‌ ماه‌ با زمین‌ داشت‌، این‌ طور می‌گفت: ای‌ زمین‌ آبی‌! من‌ خاکی‌ از زمانی‌ که‌ با نور پروردگارم‌ تو را رویت‌ کردم‌، بر خویش‌ واجب‌ دیدم‌ که‌ هیچ‌گاه‌ از تو دور نشوم‌ و تو را برای‌ خودم‌ به‌ عنوان‌ فرشته‌ای‌ مه‌روی‌ و مرآتی‌ شفاف‌ الگو قرار دهم‌ و همچون‌ تو بهشتی‌ سرسبز و معطر گردم‌.

 

 

زمين انساني

860. صراط از هفت طبقه زمين به هفت طبقه آسمان مي‌باشد؛ از جايگاه آتشي به آسمان خاكي، از زمين خاكي به آسمان نباتي، از زمين نباتي به آسمان حيواني، از زمين حيواني به آسمان انساني،‌ از زمين انساني به آسمان ملكوتي، از زمين ملكوتي به آسمان جبروتي،‌ و از زمين جبروتي به آسمان لاهوتي. هر طبقه نسبت به طبقه بالاتر از خود، زمين،‌ و نسبت به طبقه پايين‌تر از خود، آسمان محسوب مي‌شود.

862. هفت طبقه آسمان و زمين،‌ صراط راهيان جمال است؛ مكان آتشي براي آسمان خاكي،‌ زمين خاكي براي آسمان نباتي، ‌زمين نباتي براي آسمان حيواني، زمين حيواني براي آسمان انساني، زمين انساني براي آسمان ملكوتي، ‌زمين ملكوتي براي آسمان جبروتي، زمين جبروتي براي آسمان لاهوتي كه فيوضات رحماني و رحيمي است.

 

 

زمين جبروتي

860. صراط از هفت طبقه زمين به هفت طبقه آسمان مي‌باشد؛ از جايگاه آتشي به آسمان خاكي، از زمين خاكي به آسمان نباتي، از زمين نباتي به آسمان حيواني، از زمين حيواني به آسمان انساني،‌ از زمين انساني به آسمان ملكوتي، از زمين ملكوتي به آسمان جبروتي،‌ و از زمين جبروتي به آسمان لاهوتي. هر طبقه نسبت به طبقه بالاتر از خود، زمين،‌ و نسبت به طبقه پايين‌تر از خود، آسمان محسوب مي‌شود.

862. هفت طبقه آسمان و زمين،‌ صراط راهيان جمال است؛ مكان آتشي براي آسمان خاكي،‌ زمين خاكي براي آسمان نباتي، ‌زمين نباتي براي آسمان حيواني، زمين حيواني براي آسمان انساني، زمين انساني براي آسمان ملكوتي، ‌زمين ملكوتي براي آسمان جبروتي، زمين جبروتي براي آسمان لاهوتي كه فيوضات رحماني و رحيمي است.

 

 

زمين جن و انس

131. آدمیان به واسطه دوری از نور عقل و نزدیکی به شعله نفس، از آسمان ملائکه و روح به زمین جن و انس هبوط می‌کنند.

 

 

زمين حيواني

860. صراط از هفت طبقه زمين به هفت طبقه آسمان مي‌باشد؛ از جايگاه آتشي به آسمان خاكي، از زمين خاكي به آسمان نباتي، از زمين نباتي به آسمان حيواني، از زمين حيواني به آسمان انساني،‌ از زمين انساني به آسمان ملكوتي، از زمين ملكوتي به آسمان جبروتي،‌ و از زمين جبروتي به آسمان لاهوتي. هر طبقه نسبت به طبقه بالاتر از خود، زمين،‌ و نسبت به طبقه پايين‌تر از خود، آسمان محسوب مي‌شود.

862. هفت طبقه آسمان و زمين،‌ صراط راهيان جمال است؛ مكان آتشي براي آسمان خاكي،‌ زمين خاكي براي آسمان نباتي، ‌زمين نباتي براي آسمان حيواني، زمين حيواني براي آسمان انساني، زمين انساني براي آسمان ملكوتي، ‌زمين ملكوتي براي آسمان جبروتي، زمين جبروتي براي آسمان لاهوتي كه فيوضات رحماني و رحيمي است.

 

 

زمين خاكي

860. صراط از هفت طبقه زمين به هفت طبقه آسمان مي‌باشد؛ از جايگاه آتشي به آسمان خاكي، از زمين خاكي به آسمان نباتي، از زمين نباتي به آسمان حيواني، از زمين حيواني به آسمان انساني،‌ از زمين انساني به آسمان ملكوتي، از زمين ملكوتي به آسمان جبروتي،‌ و از زمين جبروتي به آسمان لاهوتي. هر طبقه نسبت به طبقه بالاتر از خود، زمين،‌ و نسبت به طبقه پايين‌تر از خود، آسمان محسوب مي‌شود.

862. هفت طبقه آسمان و زمين،‌ صراط راهيان جمال است؛ مكان آتشي براي آسمان خاكي،‌ زمين خاكي براي آسمان نباتي، ‌زمين نباتي براي آسمان حيواني، زمين حيواني براي آسمان انساني، زمين انساني براي آسمان ملكوتي، ‌زمين ملكوتي براي آسمان جبروتي، زمين جبروتي براي آسمان لاهوتي كه فيوضات رحماني و رحيمي است.



ادامه مطلب ...






زمين خشك

304. موسای کلیم(ع) در مقابل خضر نبی(ع) همچون زمین خشكي است در مقابل چشمه‌اي جوشان.

305. دل، به منزله زمین خشکی است که بذر آن نیازمند كوثر باشد.

 

 

زمين زيبنده احديت

645. ابرار از شمس سوزنده احديت، به زمين زيبنده واحديت نايل مي‌شوند.

 

 

زمين سبزينه بهشتي

156. انسان‌ها در مقابل اولياي الهي همانند سنگ‌های پراکنده منظومه شمسی می‌باشند که در اثر گردش زمین به دور خورشید، قلیلی از آن‌ها به عنوان شهاب‌سنگ به زمین سبزينه بهشتي براي كمال هبوط می‌کنند.

 

 

زمين سرسبز

516. انسان كامل همانند زمين سرسبزي است كه اطرافش جَو مي‌باشد.

 

 

زمين مُلك

84. انسان، فرشته مقربی است که از ملکوت آسمان به زمین مُلک هبوط کرده. چنانچه بر پا قرار گیرد، سرافراز و اگر بر سر افتد، سرافکنده می‌گردد.

 

 

زمين ملكوتي

860. صراط از هفت طبقه زمين به هفت طبقه آسمان مي‌باشد؛ از جايگاه آتشي به آسمان خاكي، از زمين خاكي به آسمان نباتي، از زمين نباتي به آسمان حيواني، از زمين حيواني به آسمان انساني،‌ از زمين انساني به آسمان ملكوتي، از زمين ملكوتي به آسمان جبروتي،‌ و از زمين جبروتي به آسمان لاهوتي. هر طبقه نسبت به طبقه بالاتر از خود، زمين،‌ و نسبت به طبقه پايين‌تر از خود، آسمان محسوب مي‌شود.

862. هفت طبقه آسمان و زمين،‌ صراط راهيان جمال است؛ مكان آتشي براي آسمان خاكي،‌ زمين خاكي براي آسمان نباتي، ‌زمين نباتي براي آسمان حيواني، زمين حيواني براي آسمان انساني، زمين انساني براي آسمان ملكوتي، ‌زمين ملكوتي براي آسمان جبروتي، زمين جبروتي براي آسمان لاهوتي كه فيوضات رحماني و رحيمي است.

 

 

زمين نباتي

860. صراط از هفت طبقه زمين به هفت طبقه آسمان مي‌باشد؛ از جايگاه آتشي به آسمان خاكي، از زمين خاكي به آسمان نباتي، از زمين نباتي به آسمان حيواني، از زمين حيواني به آسمان انساني،‌ از زمين انساني به آسمان ملكوتي، از زمين ملكوتي به آسمان جبروتي،‌ و از زمين جبروتي به آسمان لاهوتي. هر طبقه نسبت به طبقه بالاتر از خود، زمين،‌ و نسبت به طبقه پايين‌تر از خود، آسمان محسوب مي‌شود.

862. هفت طبقه آسمان و زمين،‌ صراط راهيان جمال است؛ مكان آتشي براي آسمان خاكي،‌ زمين خاكي براي آسمان نباتي، ‌زمين نباتي براي آسمان حيواني، زمين حيواني براي آسمان انساني، زمين انساني براي آسمان ملكوتي، ‌زمين ملكوتي براي آسمان جبروتي، زمين جبروتي براي آسمان لاهوتي كه فيوضات رحماني و رحيمي است.

 

 

زمين نفس

95. عشق همانند قطرات بارانی است که اگر از آسمان عقل بر زمین نفس ببارد، بهشت نعیمش آشکار می‌گردد.

 

 

زمين هاي حاصلخيز

671. زن‌هاي مؤمنه به منزله زمين‌هاي حاصلخيزي هستند كه بذر‌افشاني در آنان توسط مقربان رحيمي مي‌باشد.

 

 

زمين هاي مختلف

1084. زن‌ها زمين‌هاي مختلفي هستند از براي مردان، و مردان باغبانان و كشاورزان و جنبندگاني مي‌باشند از براي زنان.

 

 

زمينيان

137. در گفت و شنودی که ماه با خورشید داشت، چنین عرض کرد: ای شمس! ای رازدار مهربان! از اینکه مرا با نور آفتاب عالم‌تاب خود روشن نمودی، سپاسگزارم؛ لیکن از آنجایی که سالیان طولانی است محرمانی در بین زمینیان و آسمانیان ندارم، رنجیده شده‌ام؛ چرا که به واسطه نور آفتاب که در ظلمت شب بر من تاباندی، زمینیان بر من شوریدند و آسمانیان از من بر حذر شدند. ای شمس! از این همه تفضل و عنایتی که بر من رواداشتی و مرا از تاریکی مطلق به روشنایی کامل منور ساختی، بسیار در حضورت شرمنده‌ام؛ اما افسوس! مهتاب لطافت من که نتیجه آفتاب عنایت توست، باعث شد که پرده از روی ظلمت زمینیان بر دارد و آن‌ها را به ظلم و جنایتشان رسوا گرداند و مرا به جُرم روشنایی مهتابم، سرزنش و توبیخ کنند و همین طور آسمانیان که به‌ظاهر، درخشنده جلوه می‌کردند، با رؤیت بدر کاملم آنچنان نسبت به من محو و بر حذر شدند که مجبور به کاهش نور مهتابم شدم.

479. همان‌گونه كه سرانجام زمينيان با خورشيد و سرانجام آسمانيان با ماه است، سرانجام انبيا با محمد(ص) و سرانجام اوليا با علي(ع) مي‌باشد.

 

 

زن

34. زن‌ به منزله نور، و مرد به منزله روح می‌باشد. چنانچه نور حامل روح گردد، روح همچون فرشته قدسی عروج به سوی وجه بی‌نهایت نماید.

37. زمين به منزله شكم، و آسمان به مثابه دل مي‌باشد. از شكم زمين به دل آسمان سفر كنيم.

130. اگر زن مؤمنه‌ای در خانه خود نامحرمی را در خواب مشاهده نماید و بعد از خواب یکی از محرمانش كه زن مي‌باشد به خانه او بیاید، این رؤیا صحیح است؛ چون مؤمن به واسطه تزکیه نفس همچون بلوری شفاف، و غیر مؤمن همچون سنگی سخت در مقابل شیشه می‌باشد.

184. زن، طائر فردوس یا بُراق عشق به سوی جمال مطلق است؛ در حالي كه بال‌هاي آنان را همچون درندگان به شهوات پرپر می‌كنيم.

221. زن به محبت و مراقبت نیازمند است؛ نه به عورت و مقاربت.

224. مرد در محافظت از زن همچون هسته‌ای می‌باشد که مغز خود را برای کشت از حشرات محافظت می‌کند.

236. مرد به منزله خاك، زن به منزله آب و انسان کامل به منزله باغبان می‌باشد.

255. اکثریت مردها توسط عشق‌ورزی به زن‌ها، بیراهه را بر راه راست ترجیح می‌دهند.

265. مرد و زن همچون خاک و آب تجلی‌گر جلال و جمال می‌باشند. خاك به منزله عقل، و آب به منزله عشق، روح‌بخش یکدیگرند.

357. زن، شعله بي‌دودی است که توسط دَم اولیای الهی نورش فروزان می‌گردد.

358. همان‌گونه که انسان بي‌توجه به عقرب حیات ظاهرش به خطر می‌افتد، مرد بي‌توجه به زن هم حیات باطنش به خطر می‌افتد.

365. مرد در برابر زن، عقل است و زن در مقابل مرد، عشق می‌باشد. چنانچه عقل در برابر عشق استقامت ورزد، به وجه زیبنده مبدل می‌گردد.

387. زن، خواهان محبت است، نه قدرت؛ همچنانکه بلقیس از قدرت عزل و به محبت جذب گردید.

424. زن در مقابل مرد مانند آب در برابر خاك است. عامل شكوفايي مرد، زن مي‌باشد.

611. دو خدا براي يك دل، مانند دو خورشيد براي يك زمين و دو شوهر براي يك زن مي‌باشد.

850. گرايش مرد به زن همانند گرايش آهن به مغناطيس است. همان‌گونه كه آهن به واسطه مغناطيس جاذبه پيدا مي‌كند، مرد نيز توسط زن جاذبه پيدا مي‌كند.

879. زن، مظهر عشق است. عشق، آيينه معرفت و معرفت، صراط پسنديده رحيميت مي‌باشد.

951. همان‌گونه كه زمين‌ها توسط باغبانان حاذق زيبا مي‌گردد، زن‌ها نيز به واسطه اولياي كامل وجيه مي‌گردند.

972. هر چه زن زيبايي‌اش افزون‌تر گردد، حفظ و حراستش دشوارتر مي‌گردد.

1035. زن، موجودي است همانند دريا كه تسليم‌شونده شناگران ماهر، و غرق‌كننده شناگران ناشي مي‌باشد‌.

1084. زن‌ها زمين‌هاي مختلفي هستند از براي مردان، و مردان باغبانان و كشاورزان و جنبندگاني مي‌باشند از براي زنان.

1200. همان‌طور که نطفه از طرف مرد به زن منتقل می‌شود، روح اوليا نيز از سوی حق در نطفه القا می‌گردد.

1220. زن همانند آب، آرام است. با دميدن روح به حركت در مي‌آيد؛ نه با ضربه كه جز پراکندگی چيزي حاصل نمی‌گردد.

*- بوسه‌ شیرین‌ زن‌، کام‌ تلخ‌ همسر را شیرین‌ می‌کند.

*ـ دنیا جنگل جنبندگان و زن‌ها همچون آب روان‌اند که توسط آشامیدن حیوانات آلوده شده‌اند. برای رفع آلودگی، از تصفیه‌خانه اولیای الهی بهره‌مند شویم.

*ـ دو چیز را از مردم باید پوشاند: زن و عشق. زن توسط لطافتش، عشق به واسطه معرفتش.

*- فطرت زنها همچون آیینهء شفاف می باشد و حکمت آیینه این است که صورت دیده شود، نه عورت.

*- زن‌ به‌ محافظت‌ نیازمند است‌، نه‌ به‌ مقاربت‌.

*- زن‌ به‌ واسطهء کفالت‌ اولیای‌ الهی‌ همانند حوران‌ بهشتی‌ خوشرو می‌گردد تا حدی‌که‌ تابش‌ نور جمالش‌ نور خورشید و ماه‌ را از بین‌ می‌ برد.

*- زن‌ و مرد همچون‌ زمین‌ و آسمان‌ می‌باشند. اگر آسمان‌ بر زمین‌ بتابد و ببارد، زمین ‌به‌ سبزه‌زاری‌ خنک‌ تبدیل‌ می‌گردد و چنانچه‌ آسمان‌ بر زمین‌ بتابد و نبارد، زمین‌ به‌ کویری ‌داغ‌ مبدل‌ می‌گردد.

*- زن‌ هر قدر زیباتر و خوشروتر باشد، باید پوشیده‌تر گردد.

*- زن‌، اکسیر جمال‌ عشق‌ است‌ در مرد. مرد، اکسیر جلال‌ مهر است‌ در زن‌. زن‌، عطر مطهر است‌ برای‌ مرد. مرد، گل‌ معطر است‌ برای‌ زن‌.

*- زن‌، نور صفات‌ کلمات‌ است‌. زن‌، آب‌ حیات‌ ظلمات‌ است‌. زن‌ ،کلید گنج‌ ملکات‌است‌. زن‌، مرآت‌ تمام‌نمای‌ جام‌ است‌. زن‌، جام‌ جهان‌نمای‌ جان‌ است‌.

*- زیبایی‌ زنها الگویی‌ می‌باشد برای‌ زیبایی‌ سیرت‌ مردها، نه‌ زشتی‌ شهوت‌ در آنها.

*- عشق‌ در وجود مردها همچون‌ طائر فردوس‌ می‌باشد که‌ توسط‌ جمال‌ زنها زندانی‌ می‌گردد.

*- مهار زنها در ارادت‌ مردهاست‌. رهایی‌ زنها در اسارت‌ مردهاست‌.

*- مرد به‌ منزلهء زمین‌، و زن‌ به‌ منزلهء‌ آب‌، و ولی‌ خدا به‌ منزلء‌ باغبان‌ می‌باشد. چنانچه ‌زمینی‌، آب‌ و باغبان‌ داشته‌ باشد، حاصل‌ آن‌ روح‌ و ریاحین‌ بهشتی‌ است‌ و اگر آب‌ داشته‌ و باغبان‌ نداشته‌ باشد، مانند مردابی‌ متعفّن‌ با حشراتی‌ موزی‌ است‌ و چنانچه‌ آب‌ و باغبان ‌نداشته‌ باشد، به‌ مثابهء‌ کویری‌ سوزان‌ و شوره‌ زاری‌ خشک‌ خواهد بود.

*- کاخ‌ دیکتاتوری‌ فرعون‌، موسای‌ کلیم‌ را درس‌ عدالت‌ آموخت‌. کاخ ‌شهوت‌پرستی‌ عزیز مصر، یوسف‌ صدیق‌ را درس‌ معرفت‌ آموخت‌. از عشق‌ورزی‌ زن ‌فرعون‌ موسای‌ کلیم‌ عالم‌ شد. از عشق‌ورزی‌ زن‌ عزیز، یوسف‌ صدیق‌ عارف‌ شد.

*- زن‌ و مرد همچون‌ زمین‌ و آسمان‌ می‌باشند. اگر آسمان‌ بر زمین‌ بتابد و ببارد، زمین ‌به‌ سبزه‌زاری‌ خنک‌ تبدیل‌ می‌گردد و چنانچه‌ آسمان‌ بر زمین‌ بتابد و نبارد، زمین‌ به‌ کویری ‌داغ‌ مبدل‌ می‌گردد.

 

 

زنان

72. مردان و زنان توسط یکدیگر انرژی‌هایی تولید می‌کنند که اگر مهارش کنند، تبدیل به نوری می‌شود در قالب روح، و روحی می‌شود در قالب جسم، و جسمی می‌شود دارای دَمی عظیم.

123. زنان مَرکب راهوار مُلک و ملکوت از برای مردان‌ مي‌باشند.

124. زنان به منزله شعله سوزنده‌اي هستند كه اگر مردان در مقابل آتش آنان استقامت ورزند، به صورت فرشتگان منور آشکار گردند.

272. زنان براي مردان مظاهر زیبایی و آیینه عبرت آنان می‌باشند.

278. زنان برای مردان عاقل، طائران فردوس و برای مردان جاهل، ساحران دوزخ می‌باشند.

459. زنان، آيينه شفافي هستند كه سيماي مه‌گونه آن‌ها به صورت الگويي براي مردان ظاهر گشته. به واسطه دوري از حريم اوليا، براي آنان در روز اشعه سوزنده و در شب حيوانات درنده مي‌باشد.

1084. زن‌ها زمين‌هاي مختلفي هستند از براي مردان، و مردان باغبانان و كشاورزان و جنبندگاني مي‌باشند از براي زنان.

1210. زنان همچون طائران فردوس يا ساحران دوزخ مأمورند كه مردان خویش را به جایگاه‌هایشان برسانند.

*- اکثریت‌ مردم‌ به‌ دلیل‌ وابستگی‌ به‌ زیبایی‌ و شرمگاه‌ زنان‌، به‌ اولیای‌ الهی‌ شرک ‌می‌ورزند.

*- خانه‌ها مردان‌ مدارس‌ تعلیم‌ و تربیت‌ برای‌ زنان‌ است‌، برای‌ نیل‌ به‌ کمال‌ الهی‌ به ‌مدارس‌ اولیای‌ رحمانی‌ راه‌ یابیم‌.

*- زنان‌ به‌ منزلهء‌ پروانه‌ هایند. برای‌ حفظ‌ و نگه‌داری‌ آنان‌ به‌ گلزار اولیای‌ الهی‌ راه‌ یابیم‌.

*- زنان‌ مرکب‌ راهوار ملک‌ و ملکوت‌ از برای‌ مردان‌اند. مجوز راهیان‌ ملک‌، نفس ‌است‌ و مجوز راهیان‌ ملکوت‌، عقل‌ است‌. با مجوز شعلهء نفس‌، عازم‌ ملک‌ هستیم‌. با مجوز نور عقل‌، عازم‌ ملکوت‌ می‌باشیم‌.

*- زنان‌ مظاهر عشق‌ و محبت‌ برای‌ مردان‌اند. در نگه‌داری‌ آنان‌ به‌ جز ابراز عشق‌ و محبت‌ راهی‌ نیست‌.

*- زنان‌ مومنه‌ آرامش‌دهنده‌ و آرایش‌دهندهء‌ مردان‌ مومن‌اند در ملکوت‌؛ چنان‌ که ‌زنان‌ کافره‌ آزار دهنده‌ و تیره‌ کنندهء مردان‌ کافرند در ملک‌.

*- غیبت‌، فتنهء‌ بزرگ‌ است‌ و بزرگ‌ترین‌ فتنه‌، غیبت‌ زنان‌ بی‌قید و بند پیرامون‌ زنان ‌مؤمنه‌ می‌باشد.

*- مثال‌ زنان‌، مثال‌ نور، آب‌ یا باد است‌. در هر صورت‌، از اراده‌ به‌ دورند و با اولیای ‌خدا صاحب‌ ثمرات‌ طهورند.

*- هیچ‌ گنجی‌ برای‌ مردان‌ پر بهاتر از زنان‌ در خانه‌هایشان‌ نمی‌باشد. چنانچه‌ زنان‌ بیرون‌ از خانه‌ها ظاهر شوند، فتنه‌ها بر پا گردد.



ادامه مطلب ...






زنان با ايمان

35. عیسی(ع) پسر مریم(س) و حسین(ع) پسر فاطمه(س)، فرزندان و مادران مصیبت‌دیده تاریخ‌اند که به عنوان مقدس‌ترین الگوهای مطهر برای مردان و زنان با ایمان می‌باشند.

 

 

زنان عرشي

1087. همان‌گونه كه آهوان وحشي از درندگان مي‌گريزند، زنان عرشي نيز از شهوترانان مي‌گريزند.

 

 

زنبور

546. همان‌گونه كه زنبور توسط شهد به عسل مي‌رسد، مؤمن هم به واسطه وجه به معرفت مي‌رسد.

 

 

زنبورها

1108. همان‌گونه كه زنبورها عسل‌هاي شفابخش خود را از شهد گل‌ها فراهم مي‌كنند، اولياي رحماني نيز معارف حيات‌بخش خود را از وجه مقربان فراهم مي‌كنند.

 

 

زن جوان

980. اگر مؤمن و كافر زن جواني را تنها ببينند، مؤمن دست‌هاي او را‌ و كافر پاهاي او را گرفته به سوي خود مي‌كشند.

 

 

زندان

117. اگر می‌دانستیم که در عالم ارواح جلوه‌های لطیف ملکوتیان حضور دارند و اگر می‌دانستیم که دنیا جنگل درندگان و دوزخ جنبندگان است و یا اگر می‌دانستیم که در دنیا از مجرمین هستیم و به واسطه جرم به زندان می‌افتیم، هیچ‌گاه به خود اجازه نمی‌دادیم که در دنیا طرفة العینی آزاد و از محدوده اولیای الهی دور باشیم.

119. اگر می‌دانستیم که دنیا جنگل مخوف است و در این جنگل مخوف انبوهی از درندگان خون‌آشام وجود دارند، هرگز از پناهگاه خود خارج نمی‌شدیم و زندان را به آزادی ترجیح می‌دادیم.

 

 

زندگي

47. زندگی، یعنی جویندگی و یابندگی؛ نه گویندگی و برازندگی.

68. تضادها عامل کمال است؛ روز توسط شب، زندگی توسط مرگ، و شادی توسط غم به کمال می‌رسد.

360. زندگی برای افراد هدفمند، نبرد است. چنانچه در این نبرد فاتح شوند، الگویی برای آیندگان می‌گردند.

721. زندگي يا در حريم گلزار است يا در كوير سوزان؛ چنانچه با كوثر عشق باشد، در حريم گلزار است و اگر با غسلين شهوت باشد، در كوير سوزان مي‌باشد.

724. براي گروهي زندگي، مرگ است و براي گروهي مرگ، زندگي مي‌باشد.

897. صبر چنان نيكو است كه قبل از زندگي در مقبره اموات به اقامت در مقابر ابرار نايل گرديدم.

1026. از الطاف الهی است که در بهشت خورشيد زندگي مي‌كنيم؛ نه در دوزخ زمين.

 

 

زندگي گذشته

634. زماني عاشق نسبت به معشوق از وسواس رها مي‌شود كه به زندگي گذشته‌اش توجه كند.

 

 

زنده

108. دنیا قبرستانی است و مردم همچون مردگانی هستند که با صُور اولیای الهی زنده شده، شنونده و بیننده اعمال خویش می‌شوند.

109. دل‌های کویری توسط کوثر عشق اولیای رحماني زنده و سرسبز می‌گردد.

287. منزلگاه جاهلان، قبرستان است. چنانچه عالمی در خانه جاهلی باشد، همانند زنده‌ای است که در قبر مرده‌ای باشد.

627. اسرافيل براي جن و انس دو بار مي‌دمد: اول با صورت رحماني همه را پوشيده مي‌كُشد و در صور دوم با سيماي رحيمي‌ همه را برهنه زنده مي‌كند.

988. در بين راهيان طريق، عده قليلي توسط خضر طريقشان جوينده آب حيات مي‌باشند.

 

 

* زن مؤمنه

ـ اگر زن مؤمنه‌ای در خانه خود نامحرمی را در خواب مشاهده نماید و بعد از خواب یکی از محرمانش كه زن مي‌باشد به خانه او بیاید، این رؤیا صحیح است؛ چون مؤمن به واسطه تزکیه نفس همچون بلوری شفاف، و غیر مؤمن همچون سنگی سخت در مقابل شیشه می‌باشد.

 

 

زن هاي بي قيد

38. همان‌گونه كه مردها نسبت به زن‌ها نامحرم‌اند، ‌زن‌هاي بي‌قيد هم نسبت به زن‌هاي مؤمنه نامحرم‌اند.

 

 

زن هاي مؤمنه

38. همان‌گونه كه مردها نسبت به زن‌ها نامحرم‌اند، ‌زن‌هاي بي‌قيد هم نسبت به زن‌هاي مؤمنه نامحرم‌اند.

671. زن‌هاي مؤمنه به منزله زمين‌هاي حاصلخيزي هستند كه بذر‌افشاني در آنان توسط مقربان رحيمي مي‌باشد.

 

 

زهره (ستاره)

692. سير سالكان الي الله به سوي جمال بي‌نهايت همچون سير خورشيد به طرف ماه، سير ماه به سوي زهره، سير زهره به سمت دو ستاره فرقدين، و سير دو ستاره فرقدين به جانب كواكب درخشنده لايتناهي مي‌باشد.

786. آسمان و زمين مرآتي مي‌باشند كه الله و رحمان و رحيم همچون: خورشيد و ماه و زهره، و محمد(ص) و علي(ع) و فاطمه(س) در آن متجلي است.

824. غيرت مؤمن نسبت به همسرش، همانند غيرت ماه است نسبت به زهره.

946. خورشيد درخشيد،  ماه منور شد، زهره به وجد آمد و كواكب به سماع افتادند.

1102.  ظهور خورشيد و زهره در حريم يكديگر غير ممكن، و ماه و زهره در حريم يكديگر ممكن مي‌باشد.

1111. زهره نسبت به ماه، ظاهر و نسبت به خورشيد، غايب مي‌باشد.

1218. خورشید نسبت به ماه، جلال و ماه نسبت به زهره، جمال و زهره نسبت به کواکب، جمیل می‌باشد.

 

 

زهره درخشنده

760. امام خميني(س) آفتابي بود مهتاب‌گون كه در تاريكي قرن بيستم پس از رحلتش براي قليلي از مردم همچون زُهره درخشنده مي‌درخشد.

 

 

زهره رحيمي

883. مه‌رويان رحيمي همانند كواكب آسماني در اطراف شمس الهي، مستور، و پيرامون قمر رحماني، كم‌سو و در حضور زهره رحيمي، پُر نور مي‌باشند.

 

 

زهره محبوب

825. در آ‌ن هنگام كه خورشيد عالم‌تاب، زهره منور خويش را به عنوان امانت به ماه تابانش اهدا فرمود، از او خواست كه به اين نكات مهم گوش فرا دهد: اي ماه عزيز! تو خود آگاهي كه در چه مقام و جايگاهي قرار داري و در اين سراي ظلماني مكلفي كه از اين وديعه نوراني محافظت كني. دوم آنكه در مسافت روز و شب خود، آنچنان رفت و آمد خود را هماهنگ كني كه به زهره محبوب ستم نكني تا او همچون فرشته‌اي زيبا بتواند در عالم كثرت، راغبين مطهرش را در سحرگاهان به سوي ستارگان درخشنده وحدت جذب كند.

 

 

زهره منور

825. در آ‌ن هنگام كه خورشيد عالم‌تاب، زهره منور خويش را به عنوان امانت به ماه تابانش اهدا فرمود، از او خواست كه به اين نكات مهم گوش فرا دهد: اي ماه عزيز! تو خود آگاهي كه در چه مقام و جايگاهي قرار داري و در اين سراي ظلماني مكلفي كه از اين وديعه نوراني محافظت كني. دوم آنكه در مسافت روز و شب خود، آنچنان رفت و آمد خود را هماهنگ كني كه به زهره محبوب ستم نكني تا او همچون فرشته‌اي زيبا بتواند در عالم كثرت، راغبين مطهرش را در سحرگاهان به سوي ستارگان درخشنده وحدت جذب كند.

 

 

زهره وجاهت

865. آفتاب رسالت و مهتاب ولايت دو نور متفاوت شريعت و معرفت است در دنيا و آخرت براي رسيدن به زهره وجاهت.

 

 

زهره وجه

460. اهل شريعت با آفتاب عقل به سوي مهتاب عشق، و اهل معرفت با مهتاب عشق به سوي زهره وجه در حركت‌اند.

 

 

زيارت

579. زائران خدا دو گروه‌اند: كثيري مكان خدا و قليلي جمال خدا را زيارت مي‌كنند.

 

 

زيارت اولياي الهي

322. زیارت اولیای الهی باعث می‌شود که مردم از ارادت به جلوه‌های دنیایی دوری كنند.

 

 

زيبا

364. خورشید، شعله‌اي می‌باشد كه زشت و زیبای نورش در زمین آشکار مي‌گردد.

597. سير انسان به دو صورت است: يا در مسير اعلی عليينْ زيبا يا در مسير اسفل سافلينْ زشت مي‌باشد.

619. اعمال بد و خوب آدميان در دوزخ و بهشت همانند صورت‌هاي گوناگون، زشت و زيبا مي‌باشد.

951. همان‌گونه كه زمين‌ها توسط باغبانان حاذق زيبا مي‌گردد، زن‌ها نيز به واسطه اولياي كامل وجيه مي‌گردند.

1080. اكثريت آدميان به صورتْ زيبا و در باطنْ زشت مي‌باشند.

 

 

زيباترين آثار

1240. همان‌طور که هنرمندان در بین آثار هنری خود بیشترین توجه‌شان به زيباترین آثارشان می‌باشد، مقربان نیز در بین عاشقان خود بیشترین توجه‌شان به نيكوترین عاشقانشان می‌باشد.

 

 

زيبايي

80. همان‌گونه که گُل به زیبایی‌اش گُل می‌باشد، عشق هم به لذتش عشق می‌باشد.

332. عاشق نسبت به معشوق همانند پروانه نسبت به گل است كه با سماعش زیبايی را می‌یابد.

398. انسان در سیرت و صورت، مظهر تام زیبایی است که در غیب و شهود هيچ زيبايي راضی کننده او نمی‌باشد.

483. عشق توسط زيبايي، و عرش توسط عشق به وجود مي‌آيد.

545. عاشق توسط وجه و پروانه به واسطه شهد، به زيبايي دست مي‌يابند.

839. انسان موجودي است صاحب اختيار كه توسط نور، زيبايي‌ها و توسط ظلمت، زشتي‌هايش آشكار مي‌گردد.

852. اگر چه سال‌ها متحمل تهديد و توهين و تهمت‌هاي برخي از آشنايان و نزديكان گرديدم، اما به جايگاهي رسيدم كه لطافت و زيبايي را لمس كردم.

915. همچنان‌كه زشتي‌ها و زيبايي‌ها توسط صورت‌ها آشكار است، در آخرت هم زشتي‌ها و زيبايي‌ها به واسطه صورت‌ها نمايان مي‌گردد.

972. هر چه زن زيبايي‌اش افزون‌تر گردد، حفظ و حراستش دشوارتر مي‌گردد.

1017. زمانی همچون پروانگان و سالياني همانند بلبلان در گلزار صفا به بوييدن روح و رياحين و  نغمه‌سرایی براي زيبايي گذراندم.

 

 

زيبايي اوليا

950. همان‌گونه كه زيبايي زنان در برابر حيوانات ايجاد عشق نمي‌كند، زيبايي اوليا نيز در مقابل آدميان ايجاد محبت نمي‌نمايد.

 

 

زيبايي پروانگان

57.  بوستان توسط صوت بلبلان و زيبایي پروانگان، و جنات به واسطه سخن ابرار و جمال مقربان، نیکو و خوشنما می‌باشد.

 

 

زيبايي جسم

74. علوم ظاهری و باطنی به دو راهی نفس و عقل ختم می‌شود: راه نفس برای سلامتی و زیبایی جسم، و راه عقل برای سلامتی و زیبایی روح می‌باشد.

 

 

زيبايي روح

74. علوم ظاهری و باطنی به دو راهی نفس و عقل ختم می‌شود: راه نفس برای سلامتی و زیبایی جسم، و راه عقل برای سلامتی و زیبایی روح می‌باشد.

 

 

زيبايي زنان

950. همان‌گونه كه زيبايي زنان در برابر حيوانات ايجاد عشق نمي‌كند، زيبايي اوليا نيز در مقابل آدميان ايجاد محبت نمي‌نمايد.

 

 

زيبايي و لطافت بي نهايت

1013. سیر صعودي آدمیان به سوي زیبایی و لطافت بي‌نهايت می‌باشد.

 

 

زيبايي هاي ظاهر

496. از سلسله كاروان‌هاي هفت‌ هزار‌ساله آدميان بر روي زمين، كاروان ما است كه در آخرالزمان به واسطه زيبايي‌هاي ظاهر، از درك باطن خويش محروم مي‌باشند.

 

 

*زينت

ـ انسان در اعلا مرتبه ایمان رهسپار منزلگه خود در بهشت فردوس است تا در آن مکان مقدس، جمال زیبایش را به وجه منور و مطهر رحیمی زینت بخشد.

 

 

زينت آخرت

795. زينت دنيا با عشق مجازي، و زينت آخرت با عشق الهي محقق مي‌گردد.

 

 

زينت بوستان

1001. زينت بوستان توسط پروانگان و بلبلان، و زينت جنات به واسطه مقربان و ابرار مي‌باشد.

 

 

زينت جنات

1001. زينت بوستان توسط پروانگان و بلبلان، و زينت جنات به واسطه مقربان و ابرار مي‌باشد.

 

 

زينت دنيا

795. زينت دنيا با عشق مجازي، و زينت آخرت با عشق الهي محقق مي‌گردد.

 

 

زينت گر

79. هیچ ستمگری ستم کننده‌تر از نفس، هیچ خدمتگری خدمت کننده‌تر از عقل، و هیچ زینتگری زینت کننده‌تر از عشق نمی‌باشد.



ادامه مطلب ...