نام کاربری:    رمز عبور:






مهر مهتاب: ح

جستجو پیرامون این موضوع:    
[ برگشت به صفحه اصلی | انتخاب موضوع جدید ]



لطايف عارفانه استاد يعقوب قمري شريف آبادي: حروف (ح) برگرفته از كتاب (لطايف عارفانه) و كتاب (زن طائر فردوس يا ساحر دوزخ)

نكته: لطايفي كه داراي علامت ( * ) ستاره هستند برگرفته از كتاب (زن طائر فردوس يا ساحر دوزخ) مي باشند و لطايفي كه اين علامت را ندارند برگرفته از كتاب (لطايف عارفانه) هستند.

 

نكته هاي معنوي و كلمات حكيمانه استاد

 

*حاجت نیازمندان

- عقل‌ و عشق‌ همچون‌ روز و شب‌ در جسم‌ و روح‌، حاجت‌ نیازمندان‌ است‌.

 

 

حافظ و ناظر مخلوقات

1109ـ همان‌گونه كه خورشيد در ظاهر حافظ و ناظر موجودات است، خدا نيز در باطن حافظ و ناظر مخلوقات مي‌باشد.

 

 

حافظ و ناظر موجودات

1109. همان‌گونه كه خورشيد در ظاهر حافظ و ناظر موجودات است، خدا نيز در باطن حافظ و ناظر مخلوقات مي‌باشد.

 

 

حال

882. موسي(ع) در محضر خضر(ع) به جاي حال، قال و به جاي حضور، آرزو داشت.

 

 

حالات

120. تمام حوادث و حقایقی که از ابتدای عالم تا انقراض عالم در ظاهر و باطن اتفاق می‌افتد، نتیجه اعمال آدمیان نسبت به حالات و مقامات معنوی پیامبران و اولیای الهی مي‌باشد.

 

 

حالات بهيمي

152. چنانچه در رؤیا، روحی از ارواح مؤمنین به جای ورود از در، از دیوار و یا پنجره وارد خانه شود، بدین جهت است که درگاه خانه به واسطه حالات بهیمی به پلیدی آلوده شده است.

 

 

حامل اعمال

563. نور حامل روح، و روح حامل جسم، و جسم حامل اعمال مي‌باشد.

 

 

حاملان اجسام

675. رؤف‌ترين خلق، ارواح‌اند كه حاملان اجسام مي‌باشند.

 

 

حامل انسان

257. خدا یک عمر، حامل انسان است؛ انسان یک آن، شاکر خدا نيست.

 

 

حامل جسم

563. نور حامل روح، و روح حامل جسم، و جسم حامل اعمال مي‌باشد.  

 

 

حامل روح

563. نور حامل روح، و روح حامل جسم، و جسم حامل اعمال مي‌باشد.  

583. هرگاه كه نور حامل روح گردد، عقل حامل قلم مي‌گردد.

 

 

حامل قلم

583. هرگاه كه نور حامل روح گردد، عقل حامل قلم مي‌گردد.

 

 

حبّ الشهوات

999. دنيا و آخرت دو نماد دوزخ و بهشت است. علائم دوزخيان حُبّ الشهوات و علائم بهشتيان حُبّ نعمات مي‌باشد.

 

 

حبّ نعمات

999. دنيا و آخرت دو نماد دوزخ و بهشت است. علائم دوزخيان حُبّ الشهوات و علائم بهشتيان حُبّ نعمات مي‌باشد.

 

 

حجاب

97. عشق، برطرف کننده حجاب بین ناسوت و لاهوت، و خورشیدی است که نورش روشن کننده آسمان و زمین می‌باشد.

1046. علم بدون تزكيه، بزرگ‌ترين حجاب است براي رؤيت جمال روحاني.

*- انسان‌ با تمام‌ علوم‌ خود، به‌ واسطهء‌ تعلقات‌ اطرافش‌ شاهد هیچ‌ یک‌ از حقایق‌ و مقامات‌ باطن‌ خویش‌ نمی‌باشد؛ چنان‌ که‌ خورشید با تمام‌ درخشندگی‌ و شفافیت‌ به‌ واسطهء‌ اجرام‌ اطرافش‌ شاهد هیچ‌ یک‌ از کواکب‌ و کهکشانهای‌ آسمان‌ خود نمی‌باشد؛ چراکه‌ در حقیقت‌ علم‌ و نور، سبب‌ حجاب‌ انسان‌ و خورشید در باطن‌ و آسمان‌ می‌گردد. تنها راه‌ رویت‌ حقایق‌ و مقامات‌ باطن‌ و کواکب‌ و کهکشانهای‌ آسمان‌ خودشان‌، فنای‌ آنها می‌باشد.

 

 

حجاب ملك و ملكوت

300. بركناري حجاب مُلک و ملکوت، عشق است. عشق، مغناطیسی است از طرف رحمان که بعد از قرن‌ها مَه‌رويي همچون مریم مقدس(س) را به نزد خود می‌کشاند.

 

 

حجاب هاي دنيوي

715. اگر در مقابل پروردگارت از حجاب‌هاي دنيوي عريان گردي، يقين بدان كه حقايق اُخروي در مقابلت عيان گردد.

 

 

حديث حور

906. توراتْ حديث نور، انجيل حديث روح و قرآن حديث حور مي‌باشد.

 

 

حديث روح

906. توراتْ حديث نور، انجيل حديث روح و قرآن حديث حور مي‌باشد.

 

 

حديث نور

906. توراتْ حديث نور، انجيل حديث روح و قرآن حديث حور مي‌باشد.

 

 

حرارت

762. امام خميني(س) براي دوزخيان آفتابي بود كه حرارتش آنان را مغرور، و براي بهشتيان مهتابي بود كه انوارش آنان را مسرور گردانيد.

954. جاذبه زنان در مقابل دافعه مردان، همچون حرارتي مي‌باشد در برابر برودت.

 

 

حرارت شعله عشق

344. اگر گِل انسان با حرارت شعله عشق گداخته گردد، از آن طلایي به وجود می‌آید که توسط زرگر به جواهری زیبا مبدل می‌گردد.

 

 

حرارت عاشقان ملكوت

505. حقارت عاقلان مُلك، توسط حرارت عاشقان ملكوت برطرف مي‌گردد.

 

 

حرص

85. دنیا آمیخته است به غم‌ها و شادي‌ها. چنانچه با حرص و ولع به سمت شادي‌ها بروی، از تو گریزان و اگر با محبت از آن بگذري، به طرف تو شتابان می‌باشد.

 

 

حركت

161. ناخدایان سفینه‌های ولایت به اتفاق ملوانانِ ابرار در سواحل دریای عشق و فنا لنگر انداخته تا در این وادی خاکدان، به جستجوی رهروان کوی معنا از بین مردمان باشند؛ سفینه‌هایی که با دَم مسیحایی به حرکت در می‌آیند و برای رسیدن به سرمنزل جمال بی‌نهایت رهسپار می‌گردند.

443. همان‌طور كه ماشين توسط ريخته شدن بنزين موتور از حركت مي‌افتد، انسان نيز به واسطه ريخته شدن انرژي عشق از حركت مي‌افتد.

460. اهل شريعت با آفتاب عقل به سوي مهتاب عشق، و اهل معرفت با مهتاب عشق به سوي زهره وجه در حركت‌اند.

581. سرمنشأ دجال فريبنده و ستمگر به زمان رسالت موسي كليم الله(ع) باز مي‌گردد كه تا سال‌هاي متمادي رها و ناشناخته بود تا اينكه در زمان سلطنت ذوالقرنين به اسم يأجوج و مأجوج در پشت سد زنداني، و با رسالت محمد رسول الله(ص) به صورت و روشي ديگر با نام دجّال شناسايي شد و با حكومت و ولايت علي وليّ الله(ع) به طور مرموز، گمراهي و ستمگري‌اش را آغاز كرد تا اينكه با تحقق وعده پروردگار در 22 بهمن 1357 سدّ يأجوج و مأجوج شكسته شد و با لباس و لحني فريبنده و در نظر اهل بصيرت همچون اژدهايي يك چشم، از جايگاه خود به حركت درآمد و عوام ملت‌ها را با ترفند عدل و منشش به سمت خود فراخواند.

872. بهشت و دوزخ دو مكان جداگانه، بسان گلزار خوشبو و مرداب بدبويي هستند كه آدميان همانند پروانه‌ها و مگس‌ها توسط قوه بويايي به سمت گلزار و مرداب در حركت مي‌باشند.

1115.آدميان همچون موجوداتي مي‌باشند كه در گِل و لاي رودخانه‌ها سر بر آورده‌اند. تنها شماري از آنان همانند ماهيان آزاد به سوي چشمه‌سارهاي زلال در حركت‌اند.

1220. زن همانند آب، آرام است. با دميدن روح به حركت در مي‌آيد؛ نه با ضربه كه جز پراکندگی چيزي حاصل نمی‌گردد.

 

 

حركت اجسام آدميان

1052. حركت اجسام آدميان با چراغ عقل و حركت ارواح آدميان با چراغ عشق مي‌باشد..

 

 

حركت ارواح آدميان

1052. حركت اجسام آدميان با چراغ عقل و حركت ارواح آدميان با چراغ عشق مي‌باشد.

 

 

حركت جسم

1068. حركت جسم با چراغ نفس، و حركت روح با چراغ عقل ميسر مي‌باشد.

 

 

حركت روح

1068. حركت جسم با چراغ نفس، و حركت روح با چراغ عقل ميسر مي‌باشد.

 

 

حرمسراي كاخ

406. عقل و عشق، دو نیروی مقدسی است که هر کدام در وجود آدمیان جایگاه و مکان خاص خود را دارند؛ عقل همچون وزیری اندیشمند در مغز برای حفظ و حراست کشور وجود از بیگانگان، و عشق همانند سلطانی قدرتمند در دل برای حفظ و حراست ملکه در حرمسرای کاخ می‌باشد.

 

 

حريت

1214.حریت و شجاعت، نیازمند عدالت و سخاوت می‌باشد.

 

 

حريم

1102. ظهور خورشيد و زهره در حريم يكديگر غير ممكن، و ماه و زهره در حريم يكديگر ممكن مي‌باشد.

 

 

حريم اوليا

459. زنان، آيينه شفافي هستند كه سيماي مه‌گونه آن‌ها به صورت الگويي براي مردان ظاهر گشته. به واسطه دوري از حريم اوليا، براي آنان در روز اشعه سوزنده و در شب حيوانات درنده مي‌باشد.

 

 

حريم اولياي الهي

102. عشق، کیمیایی است حیات‌آفرین که در حریم اولیای الهی یافت می‌شود.

 

 

حريم رحمان

309. حیات كافران در حريم شيطان، و حیات مؤمنان در حریم رحمان می‌باشد.

 

 

حريم رسالت

1107. رسالت در حريم ولايت، محدود، و ولايت در حريم رسالت، نا محدود مي‌باشد.

 

 

حريم سابقان

830. در حريم سابقان، دو چشمه صبر و بقا است و در محرمسراي قائدان، دو چشمه مهر و وفا مي‌باشد.

 

 

حريم شيطان

309. حیات كافران در حريم شيطان، و حیات مؤمنان در حریم رحمان می‌باشد.

 

 

حريم گلزار

721. زندگي يا در حريم گلزار است يا در كوير سوزان؛ چنانچه با كوثر عشق باشد، در حريم گلزار است و اگر با غسلين شهوت باشد، در كوير سوزان مي‌باشد.

 

 

حريم ولايت

1107. رسالت در حريم ولايت، محدود، و ولايت در حريم رسالت، نا محدود مي‌باشد.

 

 

حزب الله

749. حزب‌الله توسط روح‌الله، جندالله مي‌باشد.

 

 

حساسيت

260. تعصب و حساسیتِ دو کس از نادانی است: مریضی که نیازمند طبیب حاذق باشد و معصيت‌کاری که نیازمند ولیّ كامل باشد.

629. با طلوع خورشيد آخرالزمان، امام خميني(س) از غرب، پس از فروپاشي سلطنت ديكتاتوري پهلوي و آزادي محرومان، آنچنان اهل دين به سنت الهي حساسيت پيدا كردند كه با غروب مهتاب فروزنده‌اش تنها قليلي توانستند به كواكب درخشنده اهل معرفت راه يابند.

 

 

حسین(ع)

33. انسان هر قدر لطیف‌تر شود، آگاه‌تر می‌گردد و هر قدر آگاه‌تر شود، در مقابل مشکلات همچون عیسی(ع) پسر مریم(س) و حسین(ع) پسر فاطمه(س) صبورتر می‌گردد.

35. عیسی(ع) پسر مریم(س) و حسین(ع) پسر فاطمه(س)، فرزندان و مادران مصیبت‌دیده تاریخ‌اند که به عنوان مقدس‌ترین الگوهای مطهر برای مردان و زنان با ایمان می‌باشند.

191. همان‌گونه که عیسی(ع) پسر مریم(س)، انسان مطهری است که جسمیت او برای مردم، شبهه می‌باشد، حسین(ع) پسر فاطمه(س) نيز انسان مطهری است که مظلومیت او برای مردم نهفته می‌باشد.

1057.عيسي(ع) پسر مريم(س) و حسين(ع) پسر فاطمه(س) به دليل وجيه بودنشان به شهادت رسيدند.

1059. حسين(ع) و يارانش توسط اسرار عرفه، در كربلا به شهادت رسيدند.

1104. ورود خورشيد در محدوده ماه، محال، و ورود ماه در محدوده خورشيد ممكن مي‌باشد.

1176.در عرفات از حسين(ع) نوری ظاهر گشت که در كربلا حقيقتش معلوم شد.

 

 

حسین بن علی(ع)

1060.هيچ ولي‌اي از اولياي الهي همچون حسين بن علي(ع) افشاي سِرّ ننمود.

 

 

حشر مؤمنين

610. حشر مؤمنين توسط كلمات اولياي رحماني آغاز و آشكار مي‌گردد.

 

 

حشرات

202. در گلزار رحيمي سه گروه‌اند: گروهی به مثابه حشرات، روزی‌خوار برگ‌های آن، گروهی مانند بلبلان، روزی‌خوار جمال آن و گروهی بسان پروانگان، روزی‌خوار شهد جمال آن می‌باشند.

224. مرد در محافظت از زن همچون هسته‌ای می‌باشد که مغز خود را برای کشت از حشرات محافظت می‌کند.

 

 

حشرات موذي

205. دنیا مانند مرداب متعفنی است که اهل آن همچون حشرات موذی می‌باشند.

 

 

حضور

882. موسي(ع) در محضر خضر(ع) به جاي حال، قال و به جاي حضور، آرزو داشت.

1058. نماز الباب در غيب، نماز ابرار در شهود و نماز مقربان در حضور مي‌باشد.

 

 

حفاري

197. اگر مؤمنان با مته نیاز، سرزمین وجودشان را حفاري ‌کنند، کوثر عشق بر سرزمين دل‌هايشان جاری می‌گردد.

 

 

حفظ معشوق

73. غیرت عاقل، حفظ ناموس و غیرت عاشق، حفظ معشوق می‌باشد.

 

 

حفظ ناموس

73. غیرت عاقل، حفظ ناموس و غیرت عاشق، حفظ معشوق می‌باشد.

 

 

حفظ و حراست

972. هر چه زن زيبايي‌اش افزون‌تر گردد، حفظ و حراستش دشوارتر مي‌گردد.



ادامه مطلب ...






حفظ و حراست زبور

185. ذوالقرنین همچون سلیمان نبی(ع) در حفظ و حراست زبور کوشید و همچنین محافظ پیروان داوود(ع) از قوم یهود بود.

 

 

حفظ و حراست كشور وجود

406. عقل و عشق، دو نیروی مقدسی است که هر کدام در وجود آدمیان جایگاه و مکان خاص خود را دارند؛ عقل همچون وزیری اندیشمند در مغز برای حفظ و حراست کشور وجود از بیگانگان، و عشق همانند سلطانی قدرتمند در دل برای حفظ و حراست ملکه در حرمسرای کاخ می‌باشد.

 

 

حفظ و حراست ملكه

406. عقل و عشق، دو نیروی مقدسی است که هر کدام در وجود آدمیان جایگاه و مکان خاص خود را دارند؛ عقل همچون وزیری اندیشمند در مغز برای حفظ و حراست کشور وجود از بیگانگان، و عشق همانند سلطانی قدرتمند در دل برای حفظ و حراست ملکه در حرمسرای کاخ می‌باشد.

 

 

حق

462. هستي در مقابل حق، همچون سراب در برابر آب مي‌باشد.

1154. کسی به غیب مؤمن است که توسط عقل به حق و به واسطه عشق به وجه رسیده باشد.

1200.همان‌طور که نطفه از طرف مرد به زن منتقل می‌شود، روح اوليا نيز از سوی حق در نطفه القا می‌گردد.

*- دین‌ با الفاظ‌ حاصل‌ نمی‌گردد، بلکه‌ دین‌ از دل‌ و دل‌ از عشق‌ و عشق‌ از حق‌ نشات ‌می‌گیرد.

 

 

حقارت عاقلان ملك

505. حقارت عاقلان مُلك، توسط حرارت عاشقان ملكوت برطرف مي‌گردد.

 

 

حق اليقين رحماني

851. راه پرفراز و نشيب لطافت و زيبندگي را توسط الطاف كريمانه دوست پيمودم تا اينكه از عين‌اليقين الهي به حق‌اليقين رحماني نايل گرديدم.

 

 

حقايق

120. تمام حوادث و حقایقی که از ابتدای عالم تا انقراض عالم در ظاهر و باطن اتفاق می‌افتد، نتیجه اعمال آدمیان نسبت به حالات و مقامات معنوی پیامبران و اولیای الهی مي‌باشد.

189. انسان با تمام علوم، به واسطه تعلقات، شاهد حقایق و مقامات باطن خویش نمی‌باشد؛ چنانکه خورشید با تمام نور به واسطه اجرام اطرافش، شاهد کواکب آسمان خود نمی‌باشد.

370. انسان کامل اعضا و جوارحش ظاهر، اسرار و حقایقش غایب می‌باشد.

373. همان‌گونه که مسيح مقدس(ع) حقایقش را بر فرزند ترجیح مي‌دهد، انسان کامل نیز معارفش را بر فرزند ترجیح می‌دهد.

382. همان‌گونه که تورات و انجیل دو کتاب متفاوت است، محکمات و متشابهات قرآن هم دو کتاب متفاوت می‌باشد. تورات با طریقت ابراهیم خليل‌الله(ع) و محکمات با طریقت علی ولي‌الله(ع) به حقایق می‌رسند.

607. همان‌گونه كه نور پديد آورنده آب، و آب پديد آورنده خلايق است، عشق پديد آورنده روح، و روح پديد آورنده حقايق مي‌باشد.

617. همان‌گونه كه با طلوع خورشيدْ زمين خنك، هوايش تميز و موجوداتش نمايان مي‌شود، آدمي‌ هم با تجلي عشقْ وجودش شاد، روحش پاك و حقايقش آشكار مي‌گردد.

976. افزوني صبر شيعه نسبت به صبر ائمه(ع) اين است كه ائمه(ع) حقايق را از غيب و شيعه حقايق را توسط آنان دريافت مي‌كند.

1056. دنيا و آخرت، حقايقي است كه هر كس به هر كدام از آن عاشق‌تر باشد، آگاه‌تر مي‌گردد.

1232. راسخان علم، ابرارند که توسط روح ایمان آگاه به حقایق می‌باشند.

1237. هیچ پاک کننده‌ای همانند آتش عشق، خانه دل را برای رسیدن به حقايق پاک نمی‌نماید.

1241. اکثریت مردم، حقايق را از اولياي الهي همانند طوطی می‌آموزند.

 

 

حقايق آب

962. حقايق كوثر در عرش، و حقايق آب در باغ است.

 

 

حقايق آسمان

432. حقايق غيب در ذات همچون حقايق آسمان در شب است؛ همچنان‌كه حقايق شهود در صفات همچون حقايق زمين در روز مي‌باشد.

 

 

حقايق اخروي

715. اگر در مقابل پروردگارت از حجاب‌هاي دنيوي عريان گردي، يقين بدان كه حقايق اُخروي در مقابلت عيان گردد.

 

 

حقايق الله

956. حقايق الله از طريق گوش، حقايق رحمان از طريق چشم و حقايق رحيم از طريق دل به ظهور مي‌رسد.

 

 

حقايق باطن

923. همان‌گونه كه خفاش حقايق ظاهر را در شب توسط واژگوني مي‌بيند، انسان هم حقايق باطن را در سَحر به واسطه سجده مي‌بيند.

 

 

حقايق جسم و روح

1129. همه حقايق جسم  و روح در نفس و عقل پوشيده مي‌باشد.

 

 

حقايق رؤياها

133. علت کشیده شدن پرده ابهام بر روی حقایق رؤیاها، عدم كمال مردمان می‌باشد.

 

 

حقايق رحيم

956. حقايق الله از طريق گوش، حقايق رحمان از طريق چشم و حقايق رحيم از طريق دل به ظهور مي‌رسد.

 

 

*حقایق رسالت

- پیامبران‌ الهی‌، واقف‌ به‌ حقایق‌ رسالت‌، و اولیای‌ الهی‌، واقف‌ به‌ لطایف‌ ولایت‌ می‌باشند.

 

 

حقايق زشت و زيباي آينده و گذشته

987. حقايق زشت و زيباي آينده و گذشته، در مرآت قلب اولياي زمان مشهود است.

 

 

حقايق زمين

432. حقايق غيب در ذات همچون حقايق آسمان در شب است؛ همچنان‌كه حقايق شهود در صفات همچون حقايق زمين در روز مي‌باشد.

 

 

حقايق شب

433. همان‌طور‌ كه حقايق شب نسبت به روز پنهان است، حقايق غيب هم نسبت به شهود پوشيده مي‌باشد.

 

 

حقايق شهود

432. حقايق غيب در ذات همچون حقايق آسمان در شب است؛ همچنان‌كه حقايق شهود در صفات همچون حقايق زمين در روز مي‌باشد.

 

 

حقايق ظاهر

923. همان‌گونه كه خفاش حقايق ظاهر را در شب توسط واژگوني مي‌بيند، انسان هم حقايق باطن را در سَحر به واسطه سجده مي‌بيند.

 

 

حقايق ظاهر و باطن

608. با روشنايي زمين توسط خورشيد، و با روشنايي انسان توسط خدا جمله حقايق ظاهر و باطن آشكار مي‌گردد.

 

 

حقايق عالم غيب

353. حقایق عالم غیب، در مظاهر عالم شهود است و راه ورود به حقایق غیب، از عالم شهود می‌باشد.

 

 

حقايق عالم ملكوت

232. انسان می‌تواند با یک نظر عمیق در عالم مُلک، پی به حقایق عالم ملکوت ببرد.

 

 

حقايق عظيم

994. آيات قرآن، حقايق عظيمي است كه ظاهر و باطن آن، توسط محكمات و متشابهات آشكار مي‌گردد.

 

 

حقايق غيب

273. حقایق غیب براي عاقلانِ ابرار نمایان است.

353. حقایق عالم غیب، در مظاهر عالم شهود است و راه ورود به حقایق غیب، از عالم شهود می‌باشد.

432. حقايق غيب در ذات همچون حقايق آسمان در شب است؛ همچنان‌كه حقايق شهود در صفات همچون حقايق زمين در روز مي‌باشد.

433. همان‌طور‌ كه حقايق شب نسبت به روز پنهان است، حقايق غيب هم نسبت به شهود پوشيده مي‌باشد.

1180. حقایق غیب در سیمای جمیل مقربان مشهود است.

 

 

حقايق قرآن

914. علت راه نيافتن به حقايق قرآن، عدم طهارت و اعتقاد مي‌باشد.

 

 

حقايق كوثر

962. حقايق كوثر در عرش، و حقايق آب در باغ است.

 

 

حقايق محكمات

441. حقايق محكمات و متشابهات قرآن، همانند خورشيد در مقابل موجودات زمين و ماه در برابر ستارگان آسمان مي‌باشد.

 

 

حقايق مُلك

416. حقایق ملکوت در صورت، و حقایق مُلک در عورت مي‌باشد.

912. قرآن، صحيفه‌ الهي و رحماني است كه كلمات الهي‌اش حقايق مُلك و كلمات رحماني‌اش حقايق ملكوت مي‌باشد.

1006. حقايق مُلك توسط ظلمت، و حقايق ملكوت به واسطه غفلت ناپدید می‌گردند.

 

 

حقايق ملكوت

416. حقایق ملکوت در صورت، و حقایق مُلک در عورت مي‌باشد.

912. قرآن، صحيفه‌ الهي و رحماني است كه كلمات الهي‌اش حقايق مُلك و كلمات رحماني‌اش حقايق ملكوت مي‌باشد.

1006. حقايق مُلك توسط ظلمت، و حقايق ملكوت به واسطه غفلت ناپدید می‌گردند.

 

 

حقايق ملك و ملكوت

1015. انسان كامل، شب قدری است که بر حقایق مُلك و ملكوت استيلا دارد.



ادامه مطلب ...






حقيقت

4. چنانچه عقل به کمال برسد، مولودی به نام عشق تولد می‌یابد و چون عشق به کمال نایل شود، عارف به حقیقت خود واصل گردد.

372. عشق، حقيقتي است که گرمازدگان دوزخ را توسط کوثر عرش به روح و ریاحین بهشت مي‌‌رساند.

396. عشق، آتش بی‌دودی است که شعله آن علم و نور آن معرفت و حقيقت آن وجه زيبا می‌باشد.

592. شريعت، چراغ الباب، معرفت، نور ابرار، و حقيقت، وجه مقربان مي‌باشد.

621. حقيقت در ظاهر همچون خورشيد و زمين، و در باطن همانند ماه و ستارگان براي سالكان الي‌ الله نمايان است.

714. عشق براي عاشق، حقيقتي است كه ناممكن را ممكن، و ممكن را ناممكن مي‌سازد.

719. حقيقت، راهي است طولاني و فراز و نشيبي است دشوار كه جز با مركب صبر در برابر عشق، آسان نگردد.

720. حقيقت، چراغ منوري است كه توسط آن صراط مستقيم و صراط حميد و سيماي رحماني و سيماي رحيمي مشخص مي‌گردد.

990. تنها دين اسلام است كه حقيقت آن در نامش هويدا است.

1061. محمد بن عبدالله(ص) علي بن ابيطالب(ع) را آنچنان در آسمان‌هاي كمال صعود داد كه خود از حقيقتش در سدرة المنتهي لرزيد.

1076. جبر و اختيار، دو حقيقتي است كه ثمراتش توسط عشق و عقل ظاهر مي‌گردد.

1176. در عرفات از حسين(ع) نوری ظاهر گشت که در كربلا حقيقتش معلوم شد.

*- شریعتی‌ که‌ به‌ همراه‌ طریقت‌ باشد، سرانجامش‌ حقیقت‌ است‌ و حقیقتی‌ که‌ به ‌همراه‌ ولایت‌ باشد، سرانجامش‌ سلامت‌ می‌باشد.

*- با بهره‌مندی‌ از شریعت‌ محمد(ص‌)، در معرفت‌ علی‌(ع‌) بر حقیقت‌ فاطمه‌(س‌) کامیاب‌ شویم‌.

* - عاشق‌ می‌تواند با نگاهی‌ در معشوق‌، در ژرفای‌ حقیقت‌ غرق‌ گردد.

*- کسی‌ که‌ توسط‌ ربّش‌ لطیف‌ گردد، از حقیقت‌ و معرفت‌ بهره‌مند می‌گردد.

*- اگر زمین‌ در برابر خورشید، صاحب‌ کمال‌ و جمال‌ گردیده‌، به‌ سبب‌ وجود آب‌ است‌ و اگر انسان‌ در برابر پروردگار، صاحب‌ کمال‌ و جمال‌ گردیده‌، به‌ جهت‌ وجود کوثر است‌ و کوثر همانا نهری‌ است‌ در زیر عرش‌ که‌ حقیقت‌ آن‌ عشق‌ می‌باشد.

 

 

حقيقت آسماني

59. عشق، حقیقتی است آسمانی که توسط رؤیا یک‌هزارم آن، و در حال فنا یک‌صدم آن، و در حال بقا صد در صد آن نمایان می‌گردد.

 

 

حقيقت باطن

1172. بهترین دلیل برای حقيقت باطنی ما، اعمال ظاهری ما است.

 

 

حقيقت خدا

625. حقيقت خدا در مخلوقات، حقيقت خورشيد در موجودات و حقيقت محمد(ص) در معلومات مي‌باشد.

 

 

 

حقيقت خورشيد

625. حقيقت خدا در مخلوقات، حقيقت خورشيد در موجودات و حقيقت محمد(ص) در معلومات مي‌باشد.

1138. حقيقت خورشيد آفتاب، حقيقت ماه مهتاب، و حقيقت زهره وجه مي‌باشد.

 

 

حقيقت روح

9. حقیقت روح در عقل ملکوتی، و حقیقت نفس در عقل مُلکی می‌باشد.

 

 

حقيقت روز

602. حقيقت روز در شب و حقيقت شب در سَحر نمايان است.

 

 

حقيقت زُهره

1138. حقيقت خورشيد آفتاب، حقيقت ماه مهتاب، و حقيقت زهره وجه مي‌باشد.

 

 

حقيقت شب

602. حقيقت روز در شب و حقيقت شب در سَحر نمايان است.

 

 

حقيقت صوفي

932. حقيقت صوفي در ابتدا آدم صفي الله(ع) و در انتها محمد مصطفي(ص) مي‌باشد.

 

 

حقيقت ظاهر و باطن

274. دو حقیقت ظاهر و باطن است که توسط جلوه‌هایشان شناخته می‌شوند: خورشید به واسطه آفتابش و الله به واسطه انوارش.

 

 

حقيقت عرش

653. حقيقت عرش، روح حيات‌بخش در عالم فرش مي‌باشد.

 

 

حقيقت عشق

62. حقیقت عشق با بیرون آمدن جان از تن نمایان می‌شود؛ همچنان‌که ساقه گُل با بیرون آمدن از هسته آشکار می‌گردد.

 

 

حقيقت عشق و عقل

1034. جبر و اختیار، دو حقيقت عشق و عقل در غيب و شهود مي‌باشد.

 

 

حقيقت عظيم

326. عشق، حقیقت عظیمی است که هر کس بدان دست یابد، به جمال رحمانی، منور و به وجه رحيمی، مطهر و بر عرش الهی، مستقر می‌گردد.

 

 

حقيقت عيني

414. كلام آدمیان در روز قیامت، حقیقت عینی آنان می‌باشد.

 

 

حقيقت غيب

463. هر قدر تمركز فكر توسط جذبه عشق شديدتر باشد، حقيقت غيب به واسطه مرآت دل نمايان‌تر مي‌گردد.

 

 

حقيقت ماه

1138. حقيقت خورشيد آفتاب، حقيقت ماه مهتاب، و حقيقت زهره وجه مي‌باشد.

 

 

حقيقت محمد(ص)

625. حقيقت خدا در مخلوقات، حقيقت خورشيد در موجودات و حقيقت محمد(ص) در معلومات مي‌باشد.

 

 

حقيقت نفس

9. حقیقت روح در عقل ملکوتی، و حقیقت نفس در عقل مُلکی می‌باشد.

 

 

حقيقت نور، روح، عقل و قلم

838. امام خميني(س) حقيقت نور، روح، عقل و قلم بود كه در جسمي مقدس و نفسي مطهر تجلي كرد تا در اين قرن، آرمان‌هاي حيات‌بخش اسلام ناب محمدي و علوي را بر مبناي معالم و معارف روشنايي‌بخش محكمات و متشابهات قرآن بنا نمايد.

 

 

حقيقت ولايت

542. كتاب‌هاي معنوي، آيين‌نامه طريقت است به سوي حقيقت ولايت.

 

 

حقيقت هميشه پاينده

759. امام خميني(س) حقيقتِ هميشه پاينده‌اي است كه در عصر حاضر از ميان گردبادي عظيم همچون نوري مقدس به ظهور رسيد.

 

 

حكايت آدم(ع) و ملائكه

1088. حكايت آدم(ع) و ملائكه، حكايت عيسي(ع) و حواريون است.

 

 

حكايت عيسي(ع) و حواريون

1088. حكايت آدم(ع) و ملائكه، حكايت عيسي(ع) و حواريون است.

 

 

حُكم

812. فقيهي حُكمش نافذ است كه واقف بر معالم الهی و معارف رحماني باشد.

 

 

حُكم الهي

992. در آخر الزمان دابة الأرض زماني از زمين بيرون مي‌آيد كه حكم الهي توسط خورشيد ولايت واقع گرديده باشد.

 

 

حكمت

878. كثرت، صفحات كتاب وحدت است كه در آن چيزي بدون حكمت و عبرت نمي‌باشد.

1229. از بین نعمت‌های الهی بهترین نعمت، حکمت است که آدمی را به سرای جاوداني آشنا می‌نماید.

*- فطرت زنها همچون آیینهء شفاف می باشد و حکمت آیینه این است که صورت دیده شود، نه عورت.

 

 

حُكم داودي

1160. برای نیل به دستاوردهای الهی، نیاز به حُكم داودی است.

 

 

حكم زميني

417. نگاه، امری است آسمانی، و نکاح، حکمی است زمینی.

 

 

حكومت

581. سرمنشأ دجال فريبنده و ستمگر به زمان رسالت موسي كليم الله(ع) باز مي‌گردد كه تا سال‌هاي متمادي رها و ناشناخته بود تا اينكه در زمان سلطنت ذوالقرنين به اسم يأجوج و مأجوج در پشت سد زنداني، و با رسالت محمد رسول الله(ص) به صورت و روشي ديگر با نام دجّال شناسايي شد و با حكومت و ولايت علي وليّ الله(ع) به طور مرموز، گمراهي و ستمگري‌اش را آغاز كرد تا اينكه با تحقق وعده پروردگار در 22 بهمن 1357 سدّ يأجوج و مأجوج شكسته شد و با لباس و لحني فريبنده و در نظر اهل بصيرت همچون اژدهايي يك چشم، از جايگاه خود به حركت درآمد و عوام ملت‌ها را با ترفند عدل و منشش به سمت خود فراخواند.

 

 

*حکومت امام زمان(عج)

- حکومت‌ امام‌ زمان‌ نظیر حکومت‌ نوح‌ با قهاریت‌ برقرار می‌گردد؛ چرا که ‌حکومت‌ در جنگل‌ با رحمانیت‌ برقرار نمی‌گردد.

 

 

حكومت كوتاه

736. امام خميني(س) با عمري بلند و حكومتي كوتاه و با اراده‌اي استوار توانست عزت و عظمت اسلام و ايمان را بر جهانيان به ظهور برساند.

 

 

حلاوت بهشت

53. طراوت بهشت در وجه ابرار، و حلاوت بهشت در وجه مقربان است.

 

 

حلاوت ثمرات

134. مؤمن در مقابل خدا همچون زمین در برابر خورشید است که چهار فصل دارد؛ فصل اوّل، پاییز: برای ریختن رنگ تعلقات. فصل دوم، زمستان: برای سفید شدن از تیرگی‌ها. فصل سوم، بهار: برای دمیدن روح و پديد آوردن ثمرات. فصل چهارم، تابستان: برای چشیدن حلاوت ثمرات.

 

 

حلاوت عشق

391. خداوند حلاوت عشق را نصيب مشتاقانش مي‌نمايد.

 

 

حلم

371. بدا به حال کسی که توسط علم جاهل شد و خوشا به حال کسی که به واسطه حلم کامل گردید.

 

 

حماقت

157. آن‌هایی که از پیامبران و اولیای الهی تقاضای معجزه و کرامت می‌نمایند، توسط ناشكري به حماقت و گمراهی دوری می‌افتند.

 

 

حمايت

868. انسان تنها موجودي است كه در غيب و شهود توسط ارواح و اجسام حمايت مي‌شود. چنانچه نظرش به طرف چپ افتد، توسط ارواح و اجسام خبيثه و اگر نظرش به سمت راست افتد، توسط ارواح و اجسام طيبه حمايت مي‌گردد.



ادامه مطلب ...






* حمد و تسبيح

- مخلوقات‌ هستی‌ آگاهانه‌ و ناآگاهانه‌ حمد و تسبیح‌ خدا را می‌کنند؛ همچنان‌ که‌ در ظاهر، موجودات‌ زمین‌، مخلوقات‌ خورشید و روزی‌خوار اویند و فرمان‌ او را می‌برند.

 

 

حوا(س)

644. فرار حوا از آدم(ع) توسط عورت بود؛ نه صورت.

861. حوا(س) دو بار نزد آدم(ع) ظاهر شد: بار اوّل توسط اسماء در بهشت، و بار دوم به واسطه اذكار در زمين.

1093. آدم(ع) و حوا(س) همچون عقل و عشق مي‌باشند.

 

 

حوادث

120. تمام حوادث و حقایقی که از ابتدای عالم تا انقراض عالم در ظاهر و باطن اتفاق می‌افتد، نتیجه اعمال آدمیان نسبت به حالات و مقامات معنوی پیامبران و اولیای الهی مي‌باشد.

 

 

حواریون

517. عيسي(ع) نسبت به حواريون همچون مادر نسبت به كودكانش مي‌باشد. شستشوي پاي حواريون به دست عيسي(ع) از براي مائده، همانند شستشوي پاي كودكان است به دست مادر از براي غذا.

680. عيسي(ع) و حواريونش توسط امت موسي(ع)، و علي(ع) و فرزندانش توسط امت محمد(ص) به صليب و شهادت كشيده شدند.

1088. حكايت آدم(ع) و ملائكه، حكايت عيسي(ع) و حواريون است.

 

 

حور

125. روح توسط عشق و ریح به واسطه آب آشکار مي‌گردد. کمال روح توسط حور و کمال ریح به واسطه نور است.

1122. عشق توسط چراغ عقل در خانه دل به جستجوي حور مي‌باشد.

*- روح‌ در انسان‌ به‌ واسطهء‌ عشق‌ پدیدار گشته‌؛ همچنان‌ که‌ ریح‌ در زمین‌ به‌ واسطهء‌ آب‌ آشکار می‌گردد. حرکت‌ و کمال‌ روح‌ در انسان‌ به‌ موجب‌ عشق‌ به‌ حور است‌ و حرکت‌ سازندهء‌ ریح‌ که‌ از آب‌ نشات‌ گرفته‌، به‌ موجب‌ تجلی‌ نور است‌. چنانچه‌ روح‌ در وجود انسان‌ به‌ جنبش‌ و جریان‌ افتد، از طریق‌ جذبات‌ عشق‌، معارف‌ و حقایق‌ آن‌ آشکار می‌شود و همچنین‌ اگر ریح‌ در زمین‌ به‌ جنبش‌ و جریان‌ افتد، از طریق‌ قطرات‌ آب‌، نباتات‌ و جنبندگان‌ آن‌ آشکار گردد.

 

 

حوران

636. حوران دو گروه‌اند: حوران رحماني در بهشت لقا نزد ابرار، و حوران رحيمي ‌در بهشت فردوس نزد مقربان مي‌باشند.

 

 

حوران پرده نشين

1215. در دنيا حوران پرده‌نشین را انسي و نه جنی لمس نكرده؛ به جز روح و ملائكه.

 

 

حوران رحماني

636. حوران دو گروه‌اند: حوران رحماني در بهشت لقا نزد ابرار، و حوران رحيمي ‌در بهشت فردوس نزد مقربان مي‌باشند.

 

 

حوران رحيمي

636. حوران دو گروه‌اند: حوران رحماني در بهشت لقا نزد ابرار، و حوران رحيمي ‌در بهشت فردوس نزد مقربان مي‌باشند.

 

 

حوران فراخ چشم

996. حوران فراخ‌چشم همچون ستارگان درخشنده در بحر بيكران دل انسان كامل قابل رؤيت مي‌باشند.

 

 

حور لطيف

640. قرآن، حور لطيفي است كه اگر بر قلب عاشق تجلي كند، دل را معطر و منور مي‌گرداند.

 

 

حيات

118. اولیای رحمانی بر خلاف پیامبران الهی، وجودشان ناشناخته و شعارشان پوشیده می‌باشد. آن‌هایی که از نور آنان حیات و از روحشان شفا می‌گیرند، ساجدان سحر و محبان قمرند.

128. آدمیان فرزندان آب، خاک، نور و روح می‌باشند. آب و خاک منشأ ظهور نفس، و نور و روح منشأ ظهور عقل می‌باشند. پس با مادران آب و خاكِ زمین و نور و روحِ آسمان متعادل باشید تا در حیات و ممات از شما نرنجند.

913. دل‌هاي مؤمنان توسط معارف رحماني و جمال رحيمي روشن مي‌شود و همچون دو كفه ترازو بين حيات و ممات،‌ در مقابل پروردگارشان مي‌باشند.

*- موسی‌(ع‌) در وادی‌ مقدس‌ از شجرهء‌ طور، شریعت‌ الهی‌ را برای‌ ابلاغ‌ به‌ قومش ‌دریافت‌ نمود؛ چراکه‌ حیات‌ هر انسانی‌ از ابتدای‌ عالم‌ نباتی‌ آغاز می‌گردد.

 

 

حيات آفرين

102. عشق، کیمیایی است حیات‌آفرین که در حریم اولیای الهی یافت می‌شود.

*- انسان کامل همچون سیارهء زمین صاحب دریاست. به واسطهء دریا حیات آفرین دو گروه از مخلوقات می باشد مخلوقات روی زمین، و مخلوقات زیر دریا. آنان که روی زمین اند، الباب اند و آنان که زیر دریایند، ابرارند.

 

 

حيات ابدي

153. اولیای الهی در دنیا همچون کوهسارانِ سرسبزی می‌باشند که چشمه‌ساران آن‌ها توسط ابرهای رحمت پروردگارشان، از عالم لاهوت بر دل‌هاي آنان می‌بارد‌. برای حیات ابدی، خاک وجودمان را با چشمه‌سارهاي اولیاي الهي گلستان کنیم.

 

 

حيات باطن

358. همان‌گونه که انسان بي‌توجه به عقرب حیات ظاهرش به خطر می‌افتد، مرد بي‌توجه به زن هم حیات باطنش به خطر می‌افتد.

 

 

حيات باطني

46. حیات باطنی اولیای خدا به واسطه روح، و حیات ظاهری مخلوقات خدا توسط ریح است. عامل تقویت روح، کوثر و عامل تقویت ریح، آب می‌باشد.

1206. حیات باطنی به واسطه روح، و حیات ظاهری توسط ریح است. تقویت روح، کوثر، و تقویت ریح، آب می‌باشد.

 

 

حيات بخش ابرار

822. همان‌گونه كه نور آسمان، حيات‌بخش زمين، و آب دريا، حيات‌بخش موجودات است، نور مقربان حيات‌بخش ابرار، و روح ابرار حيات‌بخش آدميان مي‌باشد.

856. شجره منهيه، آتشي بود كه پس از سال‌ها از جانب غربي شعله‌اش نمايان و در مكان شرقي نورش روشن و در بلده امين معرفتش حيات‌بخش ابرار گرديد.

 

 

حيات بخش آدميان

822. همان‌گونه كه نور آسمان، حيات‌بخش زمين، و آب دريا، حيات‌بخش موجودات است، نور مقربان حيات‌بخش ابرار، و روح ابرار حيات‌بخش آدميان مي‌باشد.

 

 

حيات بخش خاك

774. رسالت انبيا و ولايت اوليا همانند آفتاب شمس و مهتاب قمر، حيات‌بخش خاك و‌ روح‌بخش آب مي‌باشد.

 

 

حيات بخش زمين

822. همان‌گونه كه نور آسمان، حيات‌بخش زمين، و آب دريا، حيات‌بخش موجودات است، نور مقربان حيات‌بخش ابرار، و روح ابرار حيات‌بخش آدميان مي‌باشد.

 

 

حيات بخش موجودات

822. همان‌گونه كه نور آسمان، حيات‌بخش زمين، و آب دريا، حيات‌بخش موجودات است، نور مقربان حيات‌بخش ابرار، و روح ابرار حيات‌بخش آدميان مي‌باشد.

 

 

حيات بخش نور

169. عشق واقعی همچون تنفس، دائمی است که حیات‌بخش نور و سخن‌آفرین روح در جسم می‌باشد.

 

 

حيات جسم

386. همان‌طور که حیات جسم به واسطه آب است، حیات روح نیز توسط کوثر می‌باشد.

 

 

حيات روح

386. همان‌طور که حیات جسم به واسطه آب است، حیات روح نیز توسط کوثر می‌باشد.

 

 

حيات ظاهر

358. همان‌گونه که انسان بي‌توجه به عقرب حیات ظاهرش به خطر می‌افتد، مرد بي‌توجه به زن هم حیات باطنش به خطر می‌افتد.

 

 

حيات ظاهري

46. حیات باطنی اولیای خدا به واسطه روح، و حیات ظاهری مخلوقات خدا توسط ریح است. عامل تقویت روح، کوثر و عامل تقویت ریح، آب می‌باشد.

1206. حیات باطنی به واسطه روح، و حیات ظاهری توسط ریح است. تقویت روح، کوثر، و تقویت ریح، آب می‌باشد.

 

 

حيات كافران

309. حیات كافران در حريم شيطان، و حیات مؤمنان در حریم رحمان می‌باشد.

 

 

حيات مؤمنان

309. حیات كافران در حريم شيطان، و حیات مؤمنان در حریم رحمان می‌باشد.

569. همچنان‌كه بادهاي بهاري موجب حيات نباتات، و بادهاي پاييزي موجب ممات نباتات مي‌گردد، ارواح مقربان سبب حيات مؤمنان، و ارواح مكذبان سبب ممات مجرمان مي‌شود.

 

 

حيات نباتات

569. همچنان‌كه بادهاي بهاري موجب حيات نباتات، و بادهاي پاييزي موجب ممات نباتات مي‌گردد، ارواح مقربان سبب حيات مؤمنان، و ارواح مكذبان سبب ممات مجرمان مي‌شود.

 

 

حيران

434. همان‌گونه كه در شب بدون نور سرگردانيم، در آخرت هم بدون نور حيرانيم.

 

 

حيرت

283. حیرت، همچون دریای طوفانی است که با محبت آرام می‌گیرد.

 

 

حيوان

261. زبان هر انسانی بيانگر صورت باطنی او و زبان هر حیوانی نشانگر صورت ظاهری‌ او می‌باشد.

279. شناختن خدا توسط عوام همانند شناختن انسان توسط حیوان مي‌باشد.

394. انسانی که مُسلِم شده، اما تزکیه نشده، مانند حیوانی است که تسلیم شده، ولي تربیت نشده.

919. همان‌گونه كه حيوان در خشم و شهوت است، انسان هم در مهر و محبت است.

1095. تفاوت انسان با حيوان، عقل او است كه تشخيص دهنده حق و باطل مي‌باشد.

 

 

حيوان جنگلي

114. همان‌گونه که حيوان جنگلی، زبان انسان شهری را نمی‌داند، آدم مُلکی هم زبان انسان ملکوتی را نمی‌داند.

 

 

حيوانات

275. همان‌گونه که حیوانات برای امراض جسمانی خود به نزد پزشک نمی‌روند، جاهلان نیز برای امراض روحانی خود به نزد اولیای الهی نمی‌روند.

327. کمال گازهای سماوی، خورشید؛ کمال خورشید، شعله؛ کمال شعله، نور؛ کمال نور، آب؛ کمال آب، نباتات؛ کمال نباتات، حیوانات؛ کمال حیوانات، آدمیان؛ کمال آدمیان، ملائكه و كمال ملائكه، روح القدس می‌باشد.

431. همان‌گونه كه حيوانات در جنگل صورت زيبا را تشخيص نمي‌دهند، آدميان هم در شهر، سيرت زيبا را نمي‌شناسند.

694. همان‌گونه كه حيوانات در شب توجهي به ستارگان درخشنده ندارند، آدميان هم در روز توجهي به اولياي هدايت كننده ندارند.

750. گل‌ها و طاووس‌ها در بين نباتات و حيوانات الگوي لطافت و زيبايي‌اند.

950. همان‌گونه كه زيبايي زنان در برابر حيوانات ايجاد عشق نمي‌كند، زيبايي اوليا نيز در مقابل آدميان ايجاد محبت نمي‌نمايد.

 

 

حيوانات درنده

459. زنان، آيينه شفافي هستند كه سيماي مه‌گونه آن‌ها به صورت الگويي براي مردان ظاهر گشته. به واسطه دوري از حريم اوليا، براي آنان در روز اشعه سوزنده و در شب حيوانات درنده مي‌باشد.

504. كاروان هفت هزارساله ما در آخر الزمان با دوري از اولياي الهي و ارتباطات جنسي، فرزندان آنان همانند حيوانات درنده به دريدن يكديگر مي‌پردازند.

 

 

حيوانات وحشي

1196. گمراهان افراطي همانند حیوانات وحشي نسبت به سابقان رحيمي در ستيزند.

 

 

حيواني

149. شیاطین جن و انس در چهار جهت جمادي، نباتي، حيواني و انساني به کمین نشسته‌اند. برای رهایی از دام آن‌ها ناچار با عشق و فنا همچون ملائکه و روح، به جلال و جمال بی‌نهایت الهی راه یابیم.

292. عجب است از كساني كه به جمادي و نباتي و حیواني روی می‌آورند، الّا به انساني.

388. دنیا برای سه گروه ضلالت است: صاحبان ثروت، شهرت و شهوت، و برای سه گروه سعادت می‌باشد: صاحبان عزت، رأفت و محبت. گروه‌هاي اول در مکان‌های جمادی، نباتی و حیوانی، و گروه‌هاي دوم در جایگاه‌های انسانی، روحانی و نورانی می‌باشند.

776. انسان، محال است كه در سير تكاملي از جمادي،‌ نباتي، حيواني و انساني، بدون تصديق كلمات اولياي الهي، همانند عيسي بن مريم(ع) گردد.

 

 

حيوانيت

429. مراتب كمال از حيوانيت تا انسانيت، از عورت تا صورت مي‌باشد.



ادامه مطلب ...