نام کاربری:    رمز عبور:






مهر مهتاب: ج

جستجو پیرامون این موضوع:    
[ برگشت به صفحه اصلی | انتخاب موضوع جدید ]



لطايف عارفانه استاد يعقوب قمري شريف آبادي: حروف (ج) برگرفته از كتاب (لطايف عارفانه) و كتاب (زن طائر فردوس يا ساحر دوزخ)

نكته: لطايفي كه داراي علامت ( * ) ستاره هستند برگرفته از كتاب (زن طائر فردوس يا ساحر دوزخ) مي باشند و لطايفي كه اين علامت را ندارند برگرفته از كتاب (لطايف عارفانه) هستند.

 

نكته هاي معنوي و كلمات حكيمانه استاد

 

جاذبه

69. دین، جاذبه و دافعه است. در رسالت انبیا، جاذبه و در ولایت اولیا، دافعه می‌باشد.

850. گرايش مرد به زن همانند گرايش آهن به مغناطيس است. همان‌گونه كه آهن به واسطه مغناطيس جاذبه پيدا مي‌كند، مرد نيز توسط زن جاذبه پيدا مي‌كند.

1008. همان‌گونه که آهن توسط مغناطیس جاذبه پیدا می‌کند، عاشق توسط معشوق روح پیدا می‌کند.

 

 

جاذبه انسان كامل

1023. جاذبه انسان کامل نسبت به آدمیان، همانند جاذبه زمین است نسبت به سنگ‌های آسمانی.

 

 

جاذبه زمين

1023. جاذبه انسان کامل نسبت به آدمیان، همانند جاذبه زمین است نسبت به سنگ‌های آسمانی.

 

 

جاذبه زنان

954. جاذبه زنان در مقابل دافعه مردان، همچون حرارتي مي‌باشد در برابر برودت.

 

 

جاذبه معشوق

375. خالص نشود دل عاشق، مگر با جاذبه معشوق و ظاهر نشود معشوق در دل عاشق، مگر با نظر به معشوق.

 

 

جاذبه مغناطيس

111. اولیای خدا به منزله مغناطیس و مردم به منزله فلزات گوناگون‌اند. در مسیر جاذبه مغناطیس، بُراده‌های آهن مي‌باشند.

 

 

جاري كردن عقد

799. جاري كردن عقد از كسي مقبول است كه داراي شريعت مصطفوي و معرفت مرتضوي باشد.

 

 

جام جهان نما

593. الله همچون خورشيد، و خورشيد همچون محمد(ص)، و محمد(ص) همچون جام جهان‌نماي عالميان مي‌باشد.

*- زن‌، نور صفات‌ کلمات‌ است‌. زن‌، آب‌ حیات‌ ظلمات‌ است‌. زن،کلید گنج‌ ملکات ‌است‌. زن‌، مرآت‌ تمام‌نمای‌ جام‌ است‌. زن‌، جام‌ جهان‌نمای‌ جان‌ است‌.

 

 

جامعه

1141. علم اندوزي و ثروت‌اندوزي كه براي جامعه نباشد، وبال است.

 

 

جان

62. حقیقت عشق با بیرون آمدن جان از تن نمایان می‌شود؛ همچنان‌که ساقه گُل با بیرون آمدن از هسته آشکار می‌گردد.

182. اکثریت آدمیان به موجب ترس از دست دادن جان‌ها و مال‌هایشان کذاب‌اند. از این رو، دشمن راستگویان رحمانی‌اند.

 

 

جانب غربي

856. شجره منهيه، آتشي بود كه پس از سال‌ها از جانب غربي شعله‌اش نمايان و در مكان شرقي نورش روشن و در بلده امين معرفتش حيات‌بخش ابرار گرديد.

 

 

جاهل

226. انسان هر چه عارف‌تر، ساکت‌تر؛ همچنانکه انسان هر چه جاهل‌تر، پُر حرف‌تر مي‌باشد.

287. منزلگاه جاهلان، قبرستان است. چنانچه عالمی در خانه جاهلی باشد، همانند زنده‌ای است که در قبر مرده‌ای باشد.

354. من جاهلم يا عاقلم یا عاشقم؟ هر چه هستم، همدرد دوست هستم.

371. بدا به حال کسی که توسط علم جاهل شد و خوشا به حال کسی که به واسطه حلم کامل گردید.

 

 

جاهلان

275. همان‌گونه که حیوانات برای امراض جسمانی خود به نزد پزشک نمی‌روند، جاهلان نیز برای امراض روحانی خود به نزد اولیای الهی نمی‌روند.

582. هويت جاهلان شناسنامه، هويت عالمان كتابخانه و هويت عارفان شفاخانه آنان مي‌باشد.

718. همان‌طور كه چهارپايان تشخيص دهنده دردهاي جسماني خود نيستند،‌ جاهلان هم تشخيص‌دهنده دردهاي روحاني خود نمي‌باشند.

 

 

جايگاه آتشي

860. صراط از هفت طبقه زمين به هفت طبقه آسمان مي‌باشد؛ از جايگاه آتشي به آسمان خاكي، از زمين خاكي به آسمان نباتي، از زمين نباتي به آسمان حيواني، از زمين حيواني به آسمان انساني،‌ از زمين انساني به آسمان ملكوتي، از زمين ملكوتي به آسمان جبروتي،‌ و از زمين جبروتي به آسمان لاهوتي. هر طبقه نسبت به طبقه بالاتر از خود، زمين،‌ و نسبت به طبقه پايين‌تر از خود، آسمان محسوب مي‌شود.

 

 

جايگاه بهشت يا دوزخ

817. دل‌ها جايگاه بهشت يا دوزخ است. صعود و نزول نفس‌ها پديدآورنده جايگاه‌ها مي‌باشند.

 

 

جايگاه بهشتيان و دوزخيان

جايگاه بهشتيان و دوزخيان همانند جايگاه ستارگانِ آسمان و موجوداتِ زمين مي‌‌باشد.

 

 

جايگاه جبر

1002. جايگاهِ جبرْ لاهوت، و مكانِ اختيارْ ناسوت مي‌باشد.

 

 

*جایگاه جن و انس

- دنیا جایگاه‌ جن‌ و انس‌ است‌. نزول‌ روح‌ و ملائکه‌ برای‌ هدایت‌ آنان‌، بسان‌ رؤیایی‌ است‌ در مقابل‌ بیداری‌.

 

 

جايگاه خدا

237. آن که جایگاه خود را بداند، عالِم است و آن که جایگاه خدا را بداند، عارف است.

 

 

جايگاه خواب

103. از دیوانگی است که دنیا را مکان خور، و آخرت را جایگاه خواب بدانیم.

 

 

جايگاه رحمان

606. شكم جايگاه شيطان، و دل جايگاه رحمان است. نيرومندي شيطان توسط شكم، و نيرومندي رحمان توسط دل مي‌باشد.

 

 

جايگاه زشت

397. انسان، موجودی است که از جايگاه زشت آمده تا به جايگاه زیبا برود.

 

 

جايگاه زيبا

397. انسان، موجودی است که از جايگاه زشت آمده تا به جايگاه زیبا برود.

 

 

جايگاه ستارگان آسمان و موجودات زمين

1051. جايگاه بهشتيان و دوزخيان همانند جايگاه ستارگانِ آسمان و موجوداتِ زمين مي‌‌باشد.

 

 

جايگاه سعادت

383. دنیا سرای شقاوت و جایگاه سعادت است. قافله‌سالار شقاوت و سعادت، اولیای شیطانی و رحمانی می‌باشند.

 

 

جايگاه شعور

1235.عرفات، مكان معرفت و مشعر الحرام، جایگاه شعور مي‌باشد.

 

 

جايگاه شيطان

606. شكم جايگاه شيطان، و دل جايگاه رحمان است. نيرومندي شيطان توسط شكم، و نيرومندي رحمان توسط دل مي‌باشد.

 

 

جايگاه طواف كنندگان

238. زادگاه اولیای خدا، جایگاه طواف کنندگان و آرامگاه آنان، منزلگاه زیارت کنندگان می‌باشد.

 

 

جايگاه عاشق

631. هرگاه معشوق بر جايگاه عاشق فرود آيد، عاشق فاني و معشوق باقي مي‌گردد.

 

 

جايگاه عشق

526. قلعه ولايت، جايگاه عشق و مكان امن و بهشت نعيم مقربان مي‌باشد.

 

 

جايگاه محافظت

404. دل به واسطه عشق، مکان خلقت و مغز توسط عقل، جایگاه محافظت می‌باشد.

 

 

جايگاه مقربان

551. جايگاه مقربان، آسمان و مكان ابرار، زمين مي‌باشد. مقربان همچون كواكب درخشنده براي ابرار، و ابرار همانند دُرّهاي زيبنده براي الباب مي‌درخشند.

 

 

جايگزين

1159. نیروهای روحی، به‌زودي جایگزین نیروهای صوري می‌گردد.

 

 

*جباريت

- رحمانیت‌ و قهاریت‌ و جباریت‌، مختص‌ّ صابران‌ الهی‌ می‌باشد.

 

 

جبر

1000. جبر و اختيار زماني مورد بحث قرار مي‌گيرد كه مردم توسط عقل به علم رسيده باشند.

1004. رام‌شدگان ملكوتي را جبر، و رهاشدگان ناسوتي را اختيار مي‌باشد.

1034.جبر و اختیار، دو حقيقت عشق و عقل در غيب و شهود مي‌باشد.

1076. جبر و اختيار، دو حقيقتي است كه ثمراتش توسط عشق و عقل ظاهر مي‌گردد.

1078. درهاي آسمان ‌توسط جبر، و درهاي زمين به واسطه اختيار گشوده مي‌گردد.

1096.جبر و اختيار، لازم و ملزوم هم مي‌باشند.

 

 

جبرائیل

632. جبرائيل و اسرافيل با نام‌هاي عبدالله و عبدالرحمن راهنمايان جن و انس در مسير مُلك و ملكوت مي‌باشند.

 

 

جبروتي

697. كلمات يا جبروتي يا ملكوتي و يا ناسوتي است. كلمات جبروتي زبان روحانيان، كلمات ملكوتي زبان فرشتگان و كلمات ناسوتي زبان جنيان مي‌باشد.

 

 

جذاميان

306. انسان کامل همچون پزشکی است که در بیمارستان، بیماران خود را از جذامیان جدا مي‌كند.

 

 

جذبات عشق

808. هرگاه در جذبات عشق قرار گيري، نسيم روح‌بخش جنت نعيم در گلزار قلبت وزيدن مي‌گيرد.

 

 

جذب كننده بُراده هاي آهن

823. ولايت اولياي الهي همانند مغناطيس است كه تنها جذب كننده بُراده‌هاي آهن مي‌باشد.

 

 

جذبه

456. جذبه، نسيم روح‌بخشي است كه اگر در قلب وزيدن گيرد، آن را به جنبش در مي‌آورد.

964. كثيري توسط روضه به عزا، و قليلي به واسطه جذبه به سماع مي‌افتند.

*- جذبهء‌ وجه‌ یوسف(ع)‌ برای‌ زلیخا و جذبهء‌ جمال‌ زلیخا برای‌ یوسف‌ آن‌ چنان‌ آتشی ‌در دلهایشان‌ روشن‌ کرد که‌ با رفتن‌ در سیلاب‌ مخوف‌ عزیز مصر، همچون‌ مغناطیسی ‌فولادین‌ ربایندهء‌ دلهای‌ جوینده‌ عشق‌ گردیدند.

 

 

جذبه عشق

139. اسپرم‌ها نقش مهم‌ترین عامل حیات و توانمندی را برای سلول‌های بدن، به خصوص مغز و قلب دارند. هر انسان فانی با جذبه عشق و تمرکز فکر، مطمئناً به اتحاد سلول‌ها نایل می‌شود و هرگاه در اثر خوف و ناامنی، اراده‌ای از او به وجود آيد و بخواهد از منافذ هر جسمی عبور کند، برای او سهل است؛ هر چند جسم همچون شیشه‌ای قطور باشد، عبور از آن ممکن است.

463. هر قدر تمركز فكر توسط جذبه عشق شديدتر باشد، حقيقت غيب به واسطه مرآت دل نمايان‌تر مي‌گردد.

 

 

جذبه هاي عشق

952. جذبه‌هاي عشقْ نهرهاي بهشت، و كلمات عشقْ مظاهر بهشت است.

 

 

جرقه عشق

174. گازهای متعفن نفس را با جرقه عشق شعله‌ور کنیم تا همچون شمس فروزان، سرزمین تاریک و مرده دل‌هایمان را به روح و ریاحین الهی منور و معطر نماییم.

 

 

جرقه معرفت

338. عشق، جرقه معرفت است برای راهیابی به جمال بی‌نهایت.

 

 

جُرم

117. اگر می‌دانستیم که در عالم ارواح جلوه‌های لطیف ملکوتیان حضور دارند و اگر می‌دانستیم که دنیا جنگل درندگان و دوزخ جنبندگان است و یا اگر می‌دانستیم که در دنیا از مجرمین هستیم و به واسطه جرم به زندان می‌افتیم، هیچ‌گاه به خود اجازه نمی‌دادیم که در دنیا طرفة العینی آزاد و از محدوده اولیای الهی دور باشیم.

 

 

جرم روشنايي

137. در گفت و شنودی که ماه با خورشید داشت، چنین عرض کرد: ای شمس! ای رازدار مهربان! از اینکه مرا با نور آفتاب عالم‌تاب خود روشن نمودی، سپاسگزارم؛ لیکن از آنجایی که سالیان طولانی است محرمانی در بین زمینیان و آسمانیان ندارم، رنجیده شده‌ام؛ چرا که به واسطه نور آفتاب که در ظلمت شب بر من تاباندی، زمینیان بر من شوریدند و آسمانیان از من بر حذر شدند. ای شمس! از این همه تفضل و عنایتی که بر من رواداشتی و مرا از تاریکی مطلق به روشنایی کامل منور ساختی، بسیار در حضورت شرمنده‌ام؛ اما افسوس! مهتاب لطافت من که نتیجه آفتاب عنایت توست، باعث شد که پرده از روی ظلمت زمینیان بر دارد و آن‌ها را به ظلم و جنایتشان رسوا گرداند و مرا به جُرم روشنایی مهتابم، سرزنش و توبیخ کنند و همین طور آسمانیان که به‌ظاهر، درخشنده جلوه می‌کردند، با رؤیت بدر کاملم آنچنان نسبت به من محو و بر حذر شدند که مجبور به کاهش نور مهتابم شدم.



ادامه مطلب ...






جزر و مد

63. عشق همچون خورشید فروزنده و قمر تابنده‌ای است که لطایف هستی را با تمام حقایقش به جزر و مد می‌کشاند.

 

 

جسم

72. مردان و زنان توسط یکدیگر انرژی‌هایی تولید می‌کنند که اگر مهارش کنند، تبدیل به نوری می‌شود در قالب روح، و روحی می‌شود در قالب جسم، و جسمی می‌شود دارای دَمی عظیم.

139.اسپرم‌ها نقش مهم‌ترین عامل حیات و توانمندی را برای سلول‌های بدن، به خصوص مغز و قلب دارند. هر انسان فانی با جذبه عشق و تمرکز فکر، مطمئناً به اتحاد سلول‌ها نایل می‌شود و هرگاه در اثر خوف و ناامنی، اراده‌ای از او به وجود آيد و بخواهد از منافذ هر جسمی عبور کند، برای او سهل است؛ هر چند جسم همچون شیشه‌ای قطور باشد، عبور از آن ممکن است.

169. عشق واقعی همچون تنفس، دائمی است که حیات‌بخش نور و سخن‌آفرین روح در جسم می‌باشد.

218. عقل، رسول روح در برابر نفس است و نفس، رسول عقل در برابر جسم می‌باشد.

242. عقل و نفس دو چراغ فروزان روح و جسم می‌باشند. چنانچه عقل بر نفس مسلط شود، عکس‌العمل پسندیده آن در جسم دیده می‌شود و اگر نفس بر عقل غالب شود، عکس‌العمل ناپسند آن در جسم مشاهده می‌گردد.

445. غني و فقير همچون جسم و روح، دو عضو يك پيكرند كه توسط نفس و عقل هدايتگر يكديگرند.

529. نهر طبيعت و كوثر معرفت براي جسم و روح آدميان در همه اعصار جاري است.

563. نور حامل روح، و روح حامل جسم، و جسم حامل اعمال مي‌باشد.

641. همان‌گونه كه جسم ما توسط آتش خورشيد، قرن‌ها در حال ساخت و ساز است، روح ما نيز توسط آتش معشوق سال‌ها در حال ساخت و ساز مي‌باشد.

657. انسان داراي دو بُعد روح و جسم است كه هر كدام در جايگاه خود توسط ربّشان روزي‌خوار مي‌باشند. براي تقويت روحشان طعام آسماني و براي تقويت جسمشان طعام زميني مي‌باشد.

660. نفس، مهيا كننده خوراك جسم، و عقل، تأمين كننده غذاي روح مي‌باشد.

662. بينايي جسم توسط عقل، و بينايي روح به واسطه عشق امكان‌پذير مي‌باشد.

698. كلمات الهي و رحماني، دو نور گرم و سرد متقابلي است مانند آفتاب و مهتاب كه سرشت جسم و روح عاقلان و عاشقان را از مُلك و ملكوت به وجوه زيبنده رحيميت عبور مي‌دهد.

763. عارف به توسط عشق، نفس خود را به فنا مي‌رساند؛ عالِم به توسط عقل، جسم او را به فنا مي‌رساند.

781. متحول شدن جسم و روح، همراه با متحول شدن نفس و عقل مي‌باشد.

929. همان‌گونه كه آتش در خانه جسم باعث فرياد مي‌گردد، شهوت نيز در خانه دل باعث فرياد مي‌گردد.

930. همان‌گونه كه آتش در خانه جسم توسط فكر با آب خاموش مي‌شود، شهوت نيز در خانه دل به واسطه نيت با آب خاموش مي‌گردد.

939. سوختن نفس و جسم توسط آتش، و سوختن عقل و روح توسط شهوت مي‌باشد.

973. برتري جسم نسبت به روح، همانند برتري زمين نسبت به خورشيد مي‌باشد.

982. در دنيا جسم اَرجح است نسبت به روح، و در آخرت روح ارجح است نسبت به جسم.

984. سلامت جسم توسط عقل، و سلامت روح به واسطه عشق است.

1011. انسان توسط غفلت جسمش آسیب می‌بیند، به واسطه معصیت روحش آزار می‌بیند.

1019. دهان جسم توسط عقل برای طعام حلال، و دهان روح توسط عشق براي طعام پاك است.

1031. علم بی‌عمل، وبال جسم است و معرفت بی‌عمل، عذاب روح می‌باشد.

1032. علم، چراغ جسم است و معرفت، چراغ روح می‌باشد.

1048. به ملكوت آسمان‌ها و زمين دست نمي‌يابد، مگر كسي كه جسمش توسط والدين ظاهري و روحش به واسطه والدين باطني متولد شده باشد.

1068. حركت جسم با چراغ نفس، و حركت روح با چراغ عقل ميسر مي‌باشد.

1128. اگر بدانيم كه جسم لباس روح است و روح پس از مفارقت لباس بهتري مي‌پوشد، مرگ نشاط‌آور مي‌گردد.

*- محمد نسبت‌ به‌ علی‌ در عالم‌ معنا به‌ منزلهء‌ جسم‌ برای‌ روح‌ می‌باشد.

*- نور قدسی‌ در روح‌ قدسی‌، و روح‌ قدسی‌ در جسم‌ قدسی‌، و جسم‌ قدسی‌ در مکان‌ مقدس‌، شاهد حقایق‌ الهی‌ می‌باشد.

*- روح‌ و جسم‌ دو مرکب‌ رونده‌اند که‌ صاحبان‌ آنها عقل‌ و نفس‌ می‌باشند. چنانچه ‌عقل‌ بر نفس‌ مسلط‌ شود، عکس‌ العمل‌ پسندیدهء آن‌ در جسم‌ دیده‌ می‌شود و چنانچه‌ نفس ‌بر عقل‌ غالب‌ شود، عکس‌ العمل‌ ناپسند آن‌ در جسم‌ مشاهده‌ می‌گردد.

*- خوراک‌، بیشترین‌ تأثیر را بر جسم‌ و روح‌ انسان‌ می‌گذارد؛ چنان‌ که‌ پروانه‌ها به‌ واسطه چشیدن‌ از شهد گلها، زیبا و به‌ سبب‌ بوی‌ خوش‌ گلها، جذّاب‌ می‌شوند.

*- عشق‌ یا نفسانی‌ است‌ یا الهی‌. همان‌گونه‌ که‌ انسان‌ در عشقهای‌ نفسانی‌ کاملاً به‌ جسم‌ جمادی‌اش‌ آگاه‌ است‌، در عشقهای‌ الهی‌ نیز باید کاملاً به‌ جسم‌ روحانی‌اش‌ آشنا باشد.

*- انسان‌ از جسم‌ و روح‌ تشکیل‌ یافته‌؛ همچنان‌ که‌ زمین‌ از خاک‌ و آب‌ تشکیل‌ شده‌. آفتاب‌ شریعت‌، به‌ واسطهء روح‌القدس‌ حیات‌بخش‌ خاک‌ است‌ و مهتاب‌ معرفت‌،حیات‌بخش‌ آب‌ است‌.

 

 

جسم آدمي

164. همان‌گونه که زمین بعد از قرن‌ها به‌تدریج از خورشید دور می‌گردد، جسم آدمی هم بعد از سال‌ها از روحش دور می‌شود. همان‌طور که زمین به واسطه نور و آب کمالش آشکار می‌شود، آدمی هم به واسطه عقل و عشق کمالش آشکار می‌گردد. کمال زمین از بین جمله موجودات، پیامبران و اولیا می‌باشند. کمال آدمی هم از بین جمله خواسته‌ها،  علوم الهی و معارف رحمانی می‌باشد.

 

 

جسم اولياي الهي

188. اگر قرار باشد جسم اولیای الهی در زیر خاک نپوسد، حداقل بايد در هر چند متر مربع از سطح زمین، یک جسم نپوسیده وجود داشته باشد.

196. با آنکه میلیارد‌ها سال از عمر زمین می‌گذرد، به گفته بعضي‌ها كه مي‌گويند جسم اولياي الهي نمي‌پوسد، مي‌بايد ميلياردها جسم سالم در زیر خاک مدفون باشد.

 

 

جسم سالم

196. با آنکه میلیارد‌ها سال از عمر زمین می‌گذرد، به گفته بعضي‌ها كه مي‌گويند جسم اولياي الهي نمي‌پوسد، مي‌بايد ميلياردها جسم سالم در زیر خاک مدفون باشد.

 

 

جسم مقدس

351. همان‌گونه که كمال ارواح، روح قدسی است، كمال اجسام هم جسم مقدس مي‌باشد.

 

 

جسم نپوسيده

188. اگر قرار باشد جسم اولیای الهی در زیر خاک نپوسد، حداقل بايد در هر چند متر مربع از سطح زمین، یک جسم نپوسیده وجود داشته باشد.

 

 

جسم و روح بني آدم

798. گناه و ثواب توسط اولياي شيطاني و اولياي رحماني، همانند روز و شب در جسم و روح بني‌آدم مي‌باشد.

 

 

جسم و روح نيازمندان

10. عقل و عشق همچون آفتاب و مهتاب در جسم و روح نیازمندان است.

 

 

جسميت

191. همان‌گونه که عیسی(ع) پسر مریم(س)، انسان مطهری است که جسمیت او برای مردم، شبهه می‌باشد، حسین(ع) پسر فاطمه(س) نيز انسان مطهری است که مظلومیت او برای مردم نهفته می‌باشد.

 

 

جلال

265. مرد و زن همچون خاک و آب تجلی‌گر جلال و جمال می‌باشند. خاك به منزله عقل، و آب به منزله عشق، روح‌بخش یکدیگرند.

905. قرآن، جمالش توسط عشق و جلالش توسط عقل براي ابرار و الباب نمايان مي‌گردد.

1043. خداوند در باطن، جمال و در ظاهر، جلال می‌باشد.

1218. خورشید نسبت به ماه، جلال و ماه نسبت به زهره، جمال و زهره نسبت به کواکب، جمیل می‌باشد.

 

 

جلال بي نهايت

149. شیاطین جن و انس در چهار جهت جمادي، نباتي، حيواني و انساني به کمین نشسته‌اند. برای رهایی از دام آن‌ها ناچار با عشق و فنا همچون ملائکه و روح، به جلال و جمال بی‌نهایت الهی راه یابیم.

 

 

جلوه

137. در گفت و شنودی که ماه با خورشید داشت، چنین عرض کرد: ای شمس! ای رازدار مهربان! از اینکه مرا با نور آفتاب عالم‌تاب خود روشن نمودی، سپاسگزارم؛ لیکن از آنجایی که سالیان طولانی است محرمانی در بین زمینیان و آسمانیان ندارم، رنجیده شده‌ام؛ چرا که به واسطه نور آفتاب که در ظلمت شب بر من تاباندی، زمینیان بر من شوریدند و آسمانیان از من بر حذر شدند. ای شمس! از این همه تفضل و عنایتی که بر من رواداشتی و مرا از تاریکی مطلق به روشنایی کامل منور ساختی، بسیار در حضورت شرمنده‌ام؛ اما افسوس! مهتاب لطافت من که نتیجه آفتاب عنایت توست، باعث شد که پرده از روی ظلمت زمینیان بر دارد و آن‌ها را به ظلم و جنایتشان رسوا گرداند و مرا به جُرم روشنایی مهتابم، سرزنش و توبیخ کنند و همین طور آسمانیان که به‌ظاهر، درخشنده جلوه می‌کردند، با رؤیت بدر کاملم آنچنان نسبت به من محو و بر حذر شدند که مجبور به کاهش نور مهتابم شدم.

259. اسم اعظم به اسمی گویند که جلوه‌اش در ميان مردم، مستجاب الدعوة باشد.

274. دو حقیقت ظاهر و باطن است که توسط جلوه‌هایشان شناخته می‌شوند: خورشید به واسطه آفتابش و الله به واسطه انوارش.

*- عقل‌ اگر در راه‌ حق‌ کامل‌ شود، بر وجوه‌ جلوه‌ها عالم‌ شود؛ از تمام ‌جلوه‌های ‌خوب‌ و بد ، به‌ وجوه‌ اولیا عاشق‌ شود و در وجوه‌ اولیای‌ حق‌ چنان‌ غرقه‌ گردد که ‌از فنا عارف‌ شود.

*- عقل‌ آدمی‌ فضایی‌ است‌ نامتناهی‌ که‌ در آن‌ شمس‌ و قمر جلوه‌ گرند. به‌ واسطهء ‌آفتاب‌ شمس‌، ابرش ‌ریعتش بر زمین‌ می‌بارد و به‌ واسطهء‌ مهتاب‌ قمر، دریای معرفتش به سوی آسمان‌ اوج می گیرد.

*- خورشید، ستارهء عظیمی‌ است‌ که‌ توانست‌ جمال‌ منوّر خود را از روی‌ اراده‌ با یک ‌انفجار مهیب‌ در گوشه‌ای‌ از آسمان‌ پهناور از درون‌ تودهء‌ فراوانی‌ از گازهای‌ فشرده‌ آشکار گرداند تا به‌ سبب‌ انوارش‌ جلوه‌های‌ خویش‌ را به‌ زیور زیبایی مزین‌ کند.

 

 

جلوه شب قدر

246. دنیا با مخلوقاتش شب است. انسان کامل در بین مخلوقات، جلوه شب قدر است.

 

 

جلوه متضاد

330. ذریه آدم(ع) و ابلیس در زمین، دو جلوه متضادند که در عین قهر و صلح، نیازمند یکدیگر می‌باشند.

 

 

جلوه هاي دنيايي

322. زیارت اولیای الهی باعث می‌شود که مردم از ارادت به جلوه‌های دنیایی دوری كنند.

 

 

جلوه هاي زشت

302. جلوه‌های زیبا، مظاهر عشق و جلوه‌های زشت، مظاهر نفس می‌باشند.

 

 

جلوه هاي زيبا

302. جلوه‌های زیبا، مظاهر عشق و جلوه‌های زشت، مظاهر نفس می‌باشند.

 

 

جلوه هاي لطيف ملكوتيان

117. اگر می‌دانستیم که در عالم ارواح جلوه‌های لطیف ملکوتیان حضور دارند و اگر می‌دانستیم که دنیا جنگل درندگان و دوزخ جنبندگان است و یا اگر می‌دانستیم که در دنیا از مجرمین هستیم و به واسطه جرم به زندان می‌افتیم، هیچ‌گاه به خود اجازه نمی‌دادیم که در دنیا طرفة العینی آزاد و از محدوده اولیای الهی دور باشیم.

 

 

*جلوهء مهتاب

- جلوهء مهتاب‌ گونهء ولایت‌ در صراط‌ مستقیم‌ مشهود است‌.

 

 

جمادات

307. عقل بی‌عشق، زمینی است که ثمراتش جمادات است و عقل با عشق، زمینی است که ثمراتش گلستان می‌باشد.

 

 

جمادي

5. همان‌گونه که عوالم هستی از اسفل سافلین تا اعلی علیین به همدیگر مرتبط می‌باشند، عوالم انسانی هم از جمادی تا وجه نورانی مرتبط می‌باشند. پس عاقل باشیم تا عاشق باشیم و عاشق باشیم تا عارف باشیم و عارف باشیم تا به جمال بی‌نهایت واصل گردیم.

149. شیاطین جن و انس در چهار جهت جمادي، نباتي، حيواني و انساني به کمین نشسته‌اند. برای رهایی از دام آن‌ها ناچار با عشق و فنا همچون ملائکه و روح، به جلال و جمال بی‌نهایت الهی راه یابیم.

292. عجب است از كساني كه به جمادي و نباتي و حیواني روی می‌آورند، الّا به انساني.

388. دنیا برای سه گروه ضلالت است: صاحبان ثروت، شهرت و شهوت، و برای سه گروه سعادت می‌باشد: صاحبان عزت، رأفت و محبت. گروه‌هاي اول در مکان‌های جمادی، نباتی و حیوانی، و گروه‌هاي دوم در جایگاه‌های انسانی، روحانی و نورانی می‌باشند.

776. انسان، محال است كه در سير تكاملي از جمادي،‌ نباتي، حيواني و انساني، بدون تصديق كلمات اولياي الهي، همانند عيسي بن مريم(ع) گردد.

 

 

جمال

26. همان‌گونه که پایان خورشید به غروب، و پایان ماه به طلوع می‌انجامد، سیر مُسلِم به کمال، و سیر مؤمن به جمال ختم می‌شود.

61. گفتار اولیای الهی موجب هدایت و جمال آنان موجب محبت می‌باشد.

112. آدمیان به کمال و جمالشان انسان‌اند؛ نه به ظن و گمانشان.

172. مؤمن به سبب عقل به کمال، و به سبب عشق به جمال، و به سبب معرفت به وصال می‌رسد.

201. اگر زمین در برابر خورشید به کمال و جمال رسیده، سببش آب است و اگر انسان در برابر پروردگار به کمال و جمال برسد، سببش کوثر است و کوثر نهری است در زیر عرش که حقیقتش عشق می‌باشد.

202. در گلزار رحيمي سه گروه‌اند: گروهی به مثابه حشرات، روزی‌خوار برگ‌های آن، گروهی مانند بلبلان، روزی‌خوار جمال آن و گروهی بسان پروانگان، روزی‌خوار شهد جمال آن می‌باشند.

228. همان‌گونه که برای یافتن طلا شکافنده خاک می‌باشیم، برای یافتن جمال شکافنده دل باشيم.

250. جوانی نفس در بیست سالگی و جوانی عقل در چهل سالگی می‌باشد. چنانچه در بیست سالگی تحت تعلیم انسان کامل قرار گیرد، در چهل سالگی تبدیل به عقل و در شصت تبدیل به کمال و در هشتاد به جمال خود نایل می‌گردد.

265. مرد و زن همچون خاک و آب تجلی‌گر جلال و جمال می‌باشند. خاك به منزله عقل، و آب به منزله عشق، روح‌بخش یکدیگرند.

407. خدا لطیف، ظریف، نظیف؛ خدا محبوب، معبود، معشوق؛ خدا جمال، جمیل، وجیه؛ خدا وجه زیبنده و لیلی زیباروی عشاق می‌باشد.

564. همان‌گونه كه بلبل با گُل همراه است، عاشق هم با جمال همراه مي‌باشد.

710. خاك‌ها و آب‌ها فرزندان آفتاب و مهتاب‌‌اند كه توسط يكديگر به كمال و جمال مي‌رسند.

787. خداوند كمال و جمالش در هستي به صورت خاك و آب تجلي كرد.

905. قرآن، جمالش توسط عشق و جلالش توسط عقل براي ابرار و الباب نمايان مي‌گردد.

1043. خداوند در باطن، جمال و در ظاهر، جلال می‌باشد.

1081. مؤمنين و مؤمنات توسط اموال و جمالشان راهيان صراط حميد مي‌باشند.

1132. عاشق از طريق معشوق جمالش را جميل مي‌نمايد.

1218. خورشید نسبت به ماه، جلال و ماه نسبت به زهره، جمال و زهره نسبت به کواکب، جمیل می‌باشد.

*- مردان‌ و زنان‌ انسانهایی‌ هستند که‌ از روز تولد تا مرگ‌، پی‌ به‌ جمال‌ و جلال‌ الهی‌ در باطن‌ خود نبرده‌ و همچون‌ زنان‌ بارداری‌ می‌باشند که‌ قبل‌ از رویت‌ فرزند خود، در دل‌ خاک‌ فرو می‌روند.

*- انسان‌ در اعلا مرتبهء ایمان‌ رهسپار منزلگه‌ خود در بهشت‌ فردوس‌ است‌ تا در آن‌ مکان‌ مقدس‌، جمال‌ زیبایش‌ را به‌ وجه‌ منوّر و مطهر رحیمی‌ زینت‌ بخشد.

*- کاملان‌ رحیمی‌ همچون‌ گلی‌ زیبا و خوشبو در گلزار الهی‌ می‌باشند. گروهی‌ به‌ مثابهء حشرات‌، روزی‌خوار برگهای‌ آن‌ هستند و گروهی‌ مانند بلبلان‌، روزی‌خوار جمال‌ آن ‌و گروهی‌ بسان‌ پروانگان‌، روزی‌خوار شهد جمال‌ آن‌ می‌باشند.

*- ما از طریق‌ کمال‌ به‌ سوی‌ جمال‌ می‌ رویم‌ تا به‌ واسطه‌ خلاقیت‌، بر تابلوی‌ هستی‌، الگوی‌ زیبایی‌ گردیم‌.

*- دنیا و آخرت‌ به‌ منزلهء هنرستان‌ و نمایشگاهی‌ می‌باشد که‌ نقش‌آفرین‌ هنرستان‌ دنیا مردمان‌اند و در نمایشگاه‌ آخرت‌ نظاره‌گر نقش‌ خود می‌گردند. برای‌ خلق‌ هنری ‌شکلهایمان‌ در نمایشگاه‌ آخرت‌، در میان‌ مظاهر گوناگون‌ موجودات‌ از جمالی‌ زیبا همچون‌ عیسی‌ مسیح‌(ع‌) و مریم‌ مقدس‌(س‌) الگو بگیریم‌.

*- نور از عالم‌ انوار، برهنه‌ به‌ عالم‌ ارواح‌ نازل‌ می‌شود تا روح‌ قدسی‌ را در بازار دنیا ازبین‌ ارواح‌ مؤمنین‌، همچون‌ لباسی‌ مقدس‌ انتخاب‌ کند و بسان‌ براقی‌ تیزرو به‌ سوی‌ جمال ‌بی‌نهایت‌ در عوالم‌ غیب‌ عروج‌ کند.

*- آن‌ که‌ جایگاه‌ خود را ببیند، عاقل‌ است‌ و آن‌ که‌ جایگاه‌ لیلی‌ را ببیند، عارف ‌است‌ و آن‌ که‌ جمال‌ لیلی‌ را ببیند، عاشق‌ است‌. و آن که لیلی، جمال او را ببیند فانی است.

*- کوثر جمال‌ در زیر عرش‌ پروردگار پنهان‌ است‌. چنانچه‌ ابتر نباشیم‌، باران‌ رحمتش ‌از خانهء‌ علی‌ در سحرگاهان‌ بر شیعیان‌ مشتاقش‌ می‌بارد.

*- شریعت‌ موسی‌(ع‌) آداب‌ است‌ برای‌ طریقت‌ ابراهیم‌(ع‌) و طریقت‌ ابراهیم‌(ع‌) صراط ‌است‌ برای‌ حقیقت‌ محمد(ص‌) و حقیقت‌ محمد(ص‌) چراغ‌ است‌ برای‌ ولایت‌ علی‌(ع‌) و ولایت‌ علی‌(ع‌) کمال‌ است‌ برای‌ جمال‌ فاطمه‌(س‌) و جمال‌ فاطمه‌ وجه‌ جمیل‌ است‌ برای‌ ورود به‌ سفینهء حسین‌(ع‌) و سفینهء‌ حسین‌(ع‌) با مهرویان‌ رحمانی‌، عازم‌ به‌ سوی ‌جمال‌ بی‌نهایت‌ رحیمی‌ می‌باشد.

*- کوثر، زیبنده‌ترین‌ جمال‌ الهی‌ است‌ که‌ خداوند به‌ پیامبرش‌، محمد بن ‌عبدالله‌(ص‌)، عطا نمود.

*-  کوثر، عشق‌ است‌ و عشق‌ در جمال‌ فاطمه‌(س‌)، و جلوهء‌ جمال‌ فاطمه‌ در سدرة‌المنتهی‌، علی‌ ابن‌ ابی‌ طالب‌(ع‌) می‌باشد. هر مؤمنی‌ که‌ کوثر ندارد، عشق ندارد و هر مؤمنی‌ که‌ عشق ‌ندارد، جمالی‌ در بین‌ مهرویان‌ علی‌ ابن‌ ابی‌ طالب‌(ع‌) ندارد.

*- علی مرآت قلوب مؤمنان است. برای رؤیت جمال فاطمه مرآت قلبمان را توسط مدیران کاروانهای الهی با کوثر زیر عرش شستشو دهیم.

*- خورشید، ستارهء عظیمی‌ است‌ که‌ توانست‌ جمال‌ منوّر خود را از روی‌ اراده‌ با یک ‌انفجار مهیب‌ در گوشه‌ای‌ از آسمان‌ پهناور از درون‌ تودهء‌ فراوانی‌ از گازهای‌ فشرده‌ آشکار گرداند تا به‌ سبب‌ انوارش‌ جلوه‌های‌ خویش‌ رابه‌ زیور زیبایی مزین‌ کند.



ادامه مطلب ...






جمال آدمي

561. كمال آدمي ‌در عشق است و جمال آدمي ‌در معرفت مي‌باشد.

 

 

جمال انسان كامل

334. کلید قفل درهای حقايق، عشق به جمال انسان کامل است.

359. همان‌گونه که تمركز به یک نقطه سیاه باعث ظهور نور می‌شود، توجه به جمال انسان کامل هم موجب ظهور روح می‌گردد.

 

 

جمال اوليا

411. برای سالکان الي‌الله، بهترین لذت، جمال اولیا و برترین تفریحگاه، دل‌های آنان می‌باشد.

 

 

جمال اولياي الهي

336. نظر به جمال اولیای الهی، بارش عشق است بر سرزمین دل و ظهور سبزه‌زاري است همچون سبزه‌زار روح و رياحين.

833. توجه به جمال اولياي الهي همچون مغناطيس ايجاد گيرندگي مي‌كند.

 

 

جمال باطني مريم(س)

1007. جمال باطنی مریم، توسط زکریا(ع) و جمال ظاهری استیلا، به واسطه رافائل ترسیم گردید.

 

 

جمال بهشت

869. سالك راه يا در پناه بهشت، يا در صفاي بهشت و يا در جمال بهشت مي‌باشد.

 

 

جمال بي نهايت

5. همان‌گونه که عوالم هستی از اسفل سافلین تا اعلی علیین به همدیگر مرتبط می‌باشند، عوالم انسانی هم از جمادی تا وجه نورانی مرتبط می‌باشند. پس عاقل باشیم تا عاشق باشیم و عاشق باشیم تا عارف باشیم و عارف باشیم تا به جمال بی‌نهایت واصل گردیم.

149. شیاطین جن و انس در چهار جهت جمادي، نباتي، حيواني و انساني به کمین نشسته‌اند. برای رهایی از دام آن‌ها ناچار با عشق و فنا همچون ملائکه و روح، به جلال و جمال بی‌نهایت الهی راه یابیم.

234. نور رحمان از عالم انوار، عریان نازل می‌شود تا در عالم ارواح روح قدسی را همچون لباسی مقدس بر قامت خود انتخاب و بسان بُراقی تیزرو به سوی جمال بی‌‌نهایت در عوالم لطافت عروج کند.

338. عشق، جرقه معرفت است برای راهیابی به جمال بی‌نهایت.

692. سير سالكان الي الله به سوي جمال بي‌نهايت همچون سير خورشيد به طرف ماه، سير ماه به سوي زهره، سير زهره به سمت دو ستاره فرقدين، و سير دو ستاره فرقدين به جانب كواكب درخشنده لايتناهي مي‌باشد.

*- مومن‌ به‌ سبب‌ عقل‌ به‌ کمال‌، و به‌ سبب‌ عشق‌ به‌ جمال‌، و به‌ سبب‌ معرفت‌ به‌ وصال‌ می‌رسد.

 

 

جمال جميل

1223.شعله آتش در کوه طور، تابش نورش در كوه حرا و جمال جميلش در كعبه آشكار گرديد.

 

 

جمال جميل بي منتها

66. نور، روح، عقل و نفس جمله بذر کمالات عشق است براي رسيدن به جمال جمیل بی‌منتها.

 

 

جمال خدا

579. زائران خدا دو گروه‌اند: كثيري مكان خدا و قليلي جمال خدا را زيارت مي‌كنند.

*- بهترین‌ جمال‌ خدا در بین‌ جلوه‌های‌ واحدیت‌، جمال‌ آدم‌ است‌ و بهترین‌ جمال ‌در بین‌ آدمیان‌، جمال‌ انسان‌ کامل‌ می‌باشد.

 

 

جمال رحماني

326. عشق، حقیقت عظیمی است که هر کس بدان دست یابد، به جمال رحمانی، منور و به وجه رحيمی، مطهر و بر عرش الهی، مستقر می‌گردد.

 

 

جمال رحيمي

145. مُلکیان الهی و ملکوتیان رحمانی همچون آفتاب درخشنده روز و مهتاب تابنده شب، به سوی کمال الهی و جمال رحیمی شتابان‌اند.

913. دل‌هاي مؤمنان توسط معارف رحماني و جمال رحيمي روشن مي‌شود و همچون دو كفه ترازو بين حيات و ممات،‌ در مقابل پروردگارشان مي‌باشند.

 

 

جمال رحيميت

947. سعادتمند كسي است كه دست از عصاي بُرهان كشيده،‌ همچون بُراقي تيزرو توسط خضر طريقش رهسپار جمال رحيميت مي‌باشد.

 

 

جمال روحاني

898. قرآن، يَسارش سرايي‌ است آتشين و يمينش مكاني است نوراني و نهانش جمالي است روحاني.

 

 

*جمال زن

- جمال‌ زن‌، جلوه‌ عشق‌ است‌ و عشق‌، مرآت‌ عرفان‌ است‌ و عرفان‌، همچون‌ چشمهء‌ کوثر رویانندهء‌ حقایق‌ رب‌ می‌باشد.

 

 

جمال زيبنده رب

816. جمال زيبنده رب توسط عشق رؤيت مي‌شود.

 

 

جمال ظاهري استيلا

1007. جمال باطنی مریم، توسط زکریا(ع) و جمال ظاهری استیلا، به واسطه رافائل ترسیم گردید.

 

 

جمال قرآن

75. کمال عقل با عصای برهان، و کمال عشق با جمال قرآن ميسر می‌باشد.

911. جمال قرآن در مقابل گشاده‌رويانْ‌ عيان، و در برابر ترش‌رويان،‌ نهان است.

 

 

جمال مطلق

184. زن، طائر فردوس یا بُراق عشق به سوی جمال مطلق است؛ در حالي كه بال‌هاي آنان را همچون درندگان به شهوات پرپر می‌كنيم.

 

 

جمال مقربان

57. بوستان توسط صوت بلبلان و زيبایي پروانگان، و جنات به واسطه سخن ابرار و جمال مقربان، نیکو و خوشنما می‌باشد.

 

 

جمال مهدي(ع)

779. جمال مهدي(ع) همانند ماه در شب براي عارفان سحرخيز قابل رؤيت مي‌باشد.

 

 

جميل

407. خدا لطیف، ظریف، نظیف؛ خدا محبوب، معبود، معشوق؛ خدا جمال، جمیل، وجیه؛ خدا وجه زیبنده و لیلی زیباروی عشاق می‌باشد.

1132. عاشق از طريق معشوق جمالش را جميل مي‌نمايد.

1218. خورشید نسبت به ماه، جلال و ماه نسبت به زهره، جمال و زهره نسبت به کواکب، جمیل می‌باشد.

 

 

جن

132. راه‌های به سوی رحمان و شیطان دو راه مختلف است: راه صعودی و راه نزولی. راه صعودی برای ملائکه و روح، و راه نزولی برای جن و انس می‌باشد.

183. چنانچه انسان در آتش عشق همچون بلور، شفاف گردد، نظیر ملائکه و روح به‌سختی رؤیت می‌شود و چنانچه مانند سفال، تیره گردد، بسان جن و انس به‌آسانی رؤیت می‌شود.

263. صاحبان دین دو گروه‌اند: گروه اول جن و انس، گروه دوم ملائكه و روح‌ مي‌باشند.

315. فرموده: «تنزّل الملائکة و الرّوح»، نفرموده: «تنزّل الجن و الانس». دو گروه را برای هدایت دو گروه نازل کرده: گروه نور را برای هدایت گروه آتش، و گروه روح را برای هدایت گروه گِل.

412. ارواح طیب در بدن‌های طیب به صورت ملائکه و روح دوستانشان را به اعلی علیین، و اوراح خبیث در بدن‌های خبیث به صورت جن و انس دوستانشان را به اسفل سافلین می‌برند. 

507. آدميان گل‌هايي هستند كه در آخر، خوب‌هايشان همچون عطري خوشبو در آسمان با روح و ملائكه ، و بدهايشان همانند گلبرگي متعفن در زمين با جن و انس مي‌باشند.

623. جن از آتش، انس از گِل، مَلك از نور، و روح از عشق مي‌باشد.

627. اسرافيل براي جن و انس دو بار مي‌دمد: اول با صورت رحماني همه را پوشيده مي‌كُشد و در صور دوم با سيماي رحيمي‌ همه را برهنه زنده مي‌كند.

687. همان‌گونه كه خورشيد و ماه همواره با دو گام نور و ظلمت به وجه پيامبران و اوليا مي‌رسند، جن و انس هم پيوسته با دو گام شريعت و معرفت به وجه فرشتگان و قدسيان مي‌رسند.

853. جن از آتش سوزنده و انس از گِل چسبنده است. رغبت جن در شهوت و غضب، و رغبت انس در ثروت و منصب است.

949. همان‌گونه كه پروانه‌ها از جمع كِرم‌ها به سوي گلستان در سفرند، جن‌ها نيز از جمع دوزخيان به سمت جنّات در سفرند.

1146.تا جن از آتش به نور، و انس از گِل به روح نرسند، در دوزخ خشم و جهنم شهوت‌اند.

1177.شیطان به صورت جن دام‌های خود را در صراط پهن کرده. تنها ابرار و مقربان‌اند كه با دو بال عشق و فنا از آن می‌گذرند.

1207. اِنس از خاك و جن از آتش است. خاک توسط آب و آتش به واسطه نور شکل می‌یابد.

1215. در دنيا حوران پرده‌نشین را انسي و نه جنی لمس نكرده؛ به جز روح و ملائكه.

1227. زبان عقل از جانب مغز و زبان عشق از ناحیه قلب، هدایتگر جن و انس است.

*- آدمیان‌ توسط‌ شیاطین‌ جن‌ و انس‌ به‌ دور از هدایت‌ ملائکه‌ و روح‌، همچون‌ شب ‌ظلمانی‌ در غفلت‌ به‌ سر می‌برند، مگر آنان‌ که‌ از غفلت ‌سرای‌ دوزخ‌ جن‌ و انس‌، با هدایت‌ فرشتگان‌ ابرار رهایی‌ یافته‌ و در محرم‌سرای‌ بهشت‌ مقربین‌ روزی‌ می‌خورند.

 

 

جنّات

57. بوستان توسط صوت بلبلان و زيبایي پروانگان، و جنات به واسطه سخن ابرار و جمال مقربان، نیکو و خوشنما می‌باشد.

949. همان‌گونه كه پروانه‌ها از جمع كِرم‌ها به سوي گلستان در سفرند، جن‌ها نيز از جمع دوزخيان به سمت جنّات در سفرند.

1005. گلستانْ با لطافت پروانگان و نغمه بلبلان همراه است، جنات هم با طهارت مقربان و كلمات ابرار همراه مي‌باشد.

1201. همان‌گونه که صوت بلبل از بوستان به گوش‌ می‌رسد و آدم لذت مي‌برد، کلام اولیا نیز از جنات به گوش می‌رسد و آدم لذت مي‌برد.

 

 

جنايت

137. در گفت و شنودی که ماه با خورشید داشت، چنین عرض کرد: ای شمس! ای رازدار مهربان! از اینکه مرا با نور آفتاب عالم‌تاب خود روشن نمودی، سپاسگزارم؛ لیکن از آنجایی که سالیان طولانی است محرمانی در بین زمینیان و آسمانیان ندارم، رنجیده شده‌ام؛ چرا که به واسطه نور آفتاب که در ظلمت شب بر من تاباندی، زمینیان بر من شوریدند و آسمانیان از من بر حذر شدند. ای شمس! از این همه تفضل و عنایتی که بر من رواداشتی و مرا از تاریکی مطلق به روشنایی کامل منور ساختی، بسیار در حضورت شرمنده‌ام؛ اما افسوس! مهتاب لطافت من که نتیجه آفتاب عنایت توست، باعث شد که پرده از روی ظلمت زمینیان بر دارد و آن‌ها را به ظلم و جنایتشان رسوا گرداند و مرا به جُرم روشنایی مهتابم، سرزنش و توبیخ کنند و همین طور آسمانیان که به‌ظاهر، درخشنده جلوه می‌کردند، با رؤیت بدر کاملم آنچنان نسبت به من محو و بر حذر شدند که مجبور به کاهش نور مهتابم شدم.

 

 

جنبش

456. جذبه، نسيم روح‌بخشي است كه اگر در قلب وزيدن گيرد، آن را به جنبش در مي‌آورد.

 

 

جنبندگان

241. عصر ما بسان دریای پهناوری می‌باشد که آرامش آن توسط طوفان‌هاي هولناک ناپاکی‌ها از میان رفته و جنبندگان خود را توسط امواج سهمگین آنچنان با بی‌رحمی در اعماق خود غرق می‌کند که اثري از آن‌ها باقی نمی‌گذارد؛ مگر آن‌هایی که در سفینه نجات اولیای الهی می‌باشند.

1084. زن‌ها زمين‌هاي مختلفي هستند از براي مردان، و مردان باغبانان و كشاورزان و جنبندگاني مي‌باشند از براي زنان.

 

 

جنت حور

1066. راهيان كمال توسط نور از چشمه كوثر به جنت حور رهسپارند.

 

 

جنت نعيم

1016. چه سال‌ها كه در پرتو استقامت با نواي عشق در جنت نعيم ‌گذراندم.

*- خودمان‌ را با کوثر مطهر و روغن‌ مقدس‌ اولیای‌ الهی‌ تطهیر و مسح‌ کنیم‌ تا همچون‌ مقربان‌ جنت‌ نعیم‌ با یک‌ جرقهء‌ عشق‌، ملک‌ و ملکوت‌ را با نور خود منوّر نماییم‌.

 

 

جندالله

749. حزب‌الله توسط روح‌الله، جندالله مي‌باشد.

 

 

جنگل

431. همان‌گونه كه حيوانات در جنگل صورت زيبا را تشخيص نمي‌دهند، آدميان هم در شهر، سيرت زيبا را نمي‌شناسند.

 

 

جنگل جنبندگان

127. دنیا جنگل جنبندگان و زن‌ها همچون آب روان‌اند که توسط آشامیدن حیوانات آلوده شده‌اند. برای رفع آلودگی، از تصفیه‌خانه اولیای الهی بهره‌مند شویم.

220. دنیا جنگل جنبدگان است. آدم در آن همچون فرشته‌ای تنها در غربت به سر می‌برد.



ادامه مطلب ...






جنگل درندگان

117. اگر می‌دانستیم که در عالم ارواح جلوه‌های لطیف ملکوتیان حضور دارند و اگر می‌دانستیم که دنیا جنگل درندگان و دوزخ جنبندگان است و یا اگر می‌دانستیم که در دنیا از مجرمین هستیم و به واسطه جرم به زندان می‌افتیم، هیچ‌گاه به خود اجازه نمی‌دادیم که در دنیا طرفة العینی آزاد و از محدوده اولیای الهی دور باشیم.

 

 

جنگل مخوف

119. اگر می‌دانستیم که دنیا جنگل مخوف است و در این جنگل مخوف انبوهی از درندگان خون‌آشام وجود دارند، هرگز از پناهگاه خود خارج نمی‌شدیم و زندان را به آزادی ترجیح می‌دادیم.

 

 

جنيان

192. مردم یا از بهشتیان‌اند و یا از دوزخیان. اگر از بهشتیان‌اند، فرشتگان و ارواح‌اند، و اگر از دوزخیان‌اند، جنیان و انسیان‌اند. 

381. دنیا برای آدمیان دو مكان است. اگر در كثرت باشند، از جنیان‌اند و اگر در وحدت باشند، از فرشتگان می‌باشند.

637. جنيان و انسيان تا به مقام ملائكه و روح نرسند، هرگز به بهشت لقا و فردوس راه نخواهند داشت.

686. آدميان چهار گروه‌اند؛ دو گروه فرشتگان و روحانيان‌اند و دو گروه جنيان و انسيان مي‌باشند. غذاي فرشتگان و روحانيان توسط عشق، و خوراك جنيان و انسيان به واسطه نفس فراهم مي‌گردد.

840. جنيان و انسيان، توسط ابرار و سابقان به كمال مي‌رسند.

1151. جنيان از شعله بي‌دود، انسيان از گِلِ بي‌روح، فرشتگان از نور تابنده و مقربان از وجه زيبنده برخوردارند.

1152. جنيان فجارند، انسيان مُختال‌اند، فرشتگان انوارند و مقربان ارواح می‌باشند.

 

 

جوّ

516. انسان كامل همانند زمين سرسبزي است كه اطرافش جَو مي‌باشد.

 

 

جواب نااميد كننده خضر(ع)

890. جواب نااُميدكننده خضر(ع) نسبت به سؤال اُميدواركننده موسي(ع) سببش بي‌صبري و برهان بود.

 

 

جوار اوليا

916. همان‌گونه كه كودكان در پناه مادرانشان مي‌باشند‌، مؤمنان هم در جوار اوليايشان مي‌باشند.

 

 

جوانان

343. اگر جوانان آرزو‌های زیادی برای آینده خود دارند، پیران نيز آرزوهای زیادتری برای آینده خود دارند.

*- دنیا سبزه‌زاری‌ است‌ که‌ گلهای‌ آن‌ جوانان‌ می‌باشند. در این‌ سبزه‌زار، گلهای ‌خوشبوی‌ جوانی‌مان‌ را به‌ دست‌ گلاب‌ گیران‌ الهی‌ تسلیم‌ کنیم‌ تا در زمان‌ پیری‌ همچون ‌عطر خوشبو، وجودمان‌ را معطر نماییم‌.

 

 

جوانان صديق و صاحب قلم

887. انگيزه و هدف اصلي من از تشكيل جلسه «فروغ محفل روح الله» اين بود كه جواناني صديق و صاحب قلم تربيت كنم تا در آثار و نوشتارشان منشأ خدمت به اهداف و ارزش‌هاي والاي امام خميني(س) باشند.

 

 

جوانمردان

664. همان‌طور كه شهاب‌سنگ‌ها براي رسيدن به كمال از آتش جوّ به‌سرعت مي‌گذرند، جوانمردان هم براي رسيدن به كمال از آتش نفس به‌سرعت مي‌گذرند.

941. جوانمردان، ساجدان بهشت و روزي‌خواران پروردگارشان مي‌باشند.

 

 

جوانمردي

560. در آخر الزمان مردم توسط بي‌بند و باري گوش‌ها، چشم‌ها و دل‌هايشان آنچنان كر و كور و گنگ مي‌گردند كه با وجود اديان و كتاب‌هاي آسماني، اثري از غيرت و جوانمردي در آنان باقي نمي‌ماند.

*- مرد به‌ جوانمردی‌، مرد می‌باشد و جوانمرد به‌ غیرتمندی‌، جوانمرد می‌باشد و غیرتمند جوانمرد، به‌ دین‌ خلیل‌، غیرتمند می‌باشد و بی‌غیرت‌ ناجوانمرد، به‌ دین‌ ملوک‌، بی‌غیرت‌ می‌باشد.

*- امام‌ خمینی‌(ع‌) پس‌ از شکستن‌ سد، دروازه‌های‌ حکمت‌ و معنویت‌ قرآن‌ را به ‌سراسر جهان‌ گشود و همچون‌ خورشید فروزان‌ و ماه‌ درخشان‌ در آسمان‌ دین‌، پرده‌ ازحقایق‌ قرآن‌ و لطایف‌ کلمات‌ ائمه‌ اطهار(ع‌) برداشت‌ و دنیای‌ قرن‌ بیست‌ و یکم‌ را به‌ دانشگاهی‌ بس‌ شگرف‌ در فراگیری‌ الفبای‌ زبان‌ عرفان‌ علوی‌ تبدیل‌ کرد و همچنین‌ ابواب ‌کرامت‌ و اسرار قدرتهای‌ خارق‌العادهء‌ درونی‌ را به‌ روی‌ انسانهای‌ این‌ عصر بالاخص ‌مشتاقان‌ فتوت‌ و جوانمردی‌ خویش‌ باز نمود.

 

 

جواني

333. علت بدخُلقی در پیری، عادت بدگویی در جوانی است.

 

 

جواني عقل

250. جوانی نفس در بیست سالگی و جوانی عقل در چهل سالگی می‌باشد. چنانچه در بیست سالگی تحت تعلیم انسان کامل قرار گیرد، در چهل سالگی تبدیل به عقل و در شصت تبدیل به کمال و در هشتاد به جمال خود نایل می‌گردد.

 

 

جواني نفس

250. جوانی نفس در بیست سالگی و جوانی عقل در چهل سالگی می‌باشد. چنانچه در بیست سالگی تحت تعلیم انسان کامل قرار گیرد، در چهل سالگی تبدیل به عقل و در شصت تبدیل به کمال و در هشتاد به جمال خود نایل می‌گردد.

 

 

جواهر

486. انسان‌هاي بي‌رنگ و طلاهاي بي‌غش، به دست مربيان صادق و زرگران حاذق، نوادر و جواهر مي‌گردند.

 

 

جواهرات زيبا

485. تطهير شدگان بسان طلايي مي‌باشند كه توسط زرگران رحماني به جواهراتي زيبا تبديل مي‌گردند.

 

 

جواهر ارزشمند

180. روح ابراهیمی یوسف(ع) همچون شعله‌ای فروزان، فلز نیازمند زلیخا را در کاخ عزیز مصر به جواهری ارزشمند تبدیل ساخت.

 

 

جواهر زيبا

344. اگر گِل انسان با حرارت شعله عشق گداخته گردد، از آن طلایي به وجود می‌آید که توسط زرگر به جواهری زیبا مبدل می‌گردد.

 

 

جوهر معنوي اولياي الهي

1041. اگر آدمیان همانند صفحات کاغذ با جوهر معنوي اولیای الهی نوشته گردند، نظیر کتاب‌های آسمانی مقدس می‌گردند.

 

 

جويندگان امام زمان(ع)

45. جويندگان امام زمان(ع) در عصر حيرت، بر كشتي نجات شيعيان بايد قرار گيرند.

 

 

جويندگان حق

142. جویندگان حق، عالمان عاقل‌اند. یابندگان حق، عارفان عاشق‌اند. بینندگان حق، سابقان باقی‌اند.

 

 

جويندگي

47. زندگی، یعنی جویندگی و یابندگی؛ نه گویندگی و برازندگی.

339. توسط عشق، رویندگی و به واسطه علم، جویندگی می‌باشد.

457. براي مه‌رويان مُلك در روز سوزندگي و در شب درندگي است و براي مه‌رويان ملكوت در روز پويندگي و در شب جويندگي مي‌باشد.

849. سي سال جويندگي و بيست سال يابندگي سبب گرديد كه از تيرگي كثرت به روشنايي وحدت نايل گردم.

 

 

جوينده

523. عقل همانند اسب دونده و عشق بسان براق پرنده، جوينده و يابنده صورت و سيرت خود مي‌باشند.

*- اگر انسانها راه‌ ولایت‌ را نمی‌یابند و به‌ اولیا واصل‌ نمی‌گردند، چون‌ راه‌ اولیای‌ الهی‌ تاریک‌ است‌. در این‌ تاریکی‌ مطلق‌ همچون‌ شهاب‌ آسمانی‌ جوینده‌ باشیم‌.

 

 

جوينده آب حيات

988. در بين راهيان طريق، عده قليلي توسط خضر طريقشان جوينده آب حيات مي‌باشند.

 

 

جوينده كمال مطلق

151. آدمیان جوینده کمال مطلق می‌باشند؛ ولی به سبب شنیدن و دیدن و دل بستن، همچون مگسان در دام عنکبوتان اسیر گشته و از سیر به سوي کمال مطلق باز مانده‌اند.

 

 

جوينده مقربان

1082. اصحاب شمال توسط شعله يابنده ابرار، و اصحاب يمين به واسطه نور جوينده مقربان مي‌باشند.

 

 

جهاد

223. دین با علم و سواد به دست نمی‌آید؛ بلکه با عشق و جهاد حاصل می‌گردد.

 

 

جهنم

352. دنیا برای اولیای الهی جهنم است که اهل آن در ظاهر دشمن بی‌مروت و در باطن دوستان با مروت می‌باشند.

 

 

جهنم شهوت

1146. تا جن از آتش به نور، و انس از گِل به روح نرسند، در دوزخ خشم و جهنم شهوت‌اند.

 

 

جهنم ظلماني مُلك

1190. عاشق، با اتصال به معشوق، بهشت نورانی ملكوتش را در جهنم ظلمانی مُلک نمایان مي‌كند.

 

 

جيره خواران الله

480. آدميان در روز جيره‌‌خواران الله و در شب روزي‌خواران رحمان‌اند. با نام الله در شعف و با نام رحمان در غضب مي‌شوند.



ادامه مطلب ...