نام کاربری:    رمز عبور:






مهر مهتاب: ت

جستجو پیرامون این موضوع:    
[ برگشت به صفحه اصلی | انتخاب موضوع جدید ]



لطايف عارفانه استاد يعقوب قمري شريف آبادي: حروف (ت) برگرفته از كتاب (لطايف عارفانه) و كتاب (زن طائر فردوس يا ساحر دوزخ)

نكته: لطايفي كه داراي علامت ( * ) ستاره هستند برگرفته از كتاب (زن طائر فردوس يا ساحر دوزخ) مي باشند و لطايفي كه اين علامت را ندارند برگرفته از كتاب (لطايف عارفانه) هستند.

 

نكته هاي معنوي و كلمات حكيمانه استاد

 

تابستان

134. مؤمن در مقابل خدا همچون زمین در برابر خورشید است که چهار فصل دارد؛ فصل اوّل، پاییز: برای ریختن رنگ تعلقات. فصل دوم، زمستان: برای سفید شدن از تیرگی‌ها. فصل سوم، بهار: برای دمیدن روح و پديد آوردن ثمرات. فصل چهارم، تابستان: برای چشیدن حلاوت ثمرات.

533. همان‌گونه كه بعد از بهار و تابستان درختان غبارآلود و بي‌ثمر مي‌شوند، بعد از رسالت و ولايت مردمان كفرآلود و بي‌هدف مي‌گردند.

 

 

تابش عشق

791. تابش عشق در قلب، همچون شعاع شمس در قمر است كه ظاهرش نوراني و باطنش روحاني‌ مي‌باشد.

 

 

تابش قمر

771. آنان كه در پرتو شمس خوشحال‌اند، از تابش قمر بيزارند.

 

 

تابش نور

1223. شعله آتش در کوه طور، تابش نورش در كوه حرا و جمال جميلش در كعبه آشكار گرديد.

 

 

*تابلوي هستي

- ما از طریق‌ کمال‌ به‌ سوی‌ جمال‌ می‌ رویم‌ تا به‌ واسطه‌ خلاقیت‌، بر تابلوی‌ هستی‌، الگوی‌ زیبایی‌ گردیم‌.

 

 

*تأثير انگشتر سليماني

- تأثیر انگشتر سلیمانی‌، مختص‌ انگشت‌ سلیمانی‌ است.

 

 

تأثير مثبت و منفي

1012. خوبی‌ها و بدی‌ها در یمین و یسار آدمیان تأثیر مثبت و منفی می‌گذارد.

 

 

تاراج

92. یغماگران دنیا آدمیان را همچون کالایی به تاراج می‌برند؛ مگر آنان كه توسط فرزانگان رباني از چنگ آن‌ها رهيده‌اند.

 

 

تاريخ

802. قلم‌هايي كه با نور مهتاب مزين گرديده،‌ در تاريخ بر صفحات كاغذ مي‌درخشند.

 

 

تاريك

1126.براي اصحاب شمالْ ابرار، تاريك و مقربان، غيب مي‌باشند.

 

 

تاريكي

1143. فرق خورشيد و ماه اين است كه خورشيد به سوي تاريكي و ماه به‌ سمت روشنايي مي‌رود.

 

 

تاريكي آسمان

880. رسالت انبيا در ظلمت زمين با چراغ شريعت، و ولايت اوليا در تاريكي آسمان با نور معرفت مي‌باشد.

 

 

تاريكي جهل

16. همان‌گونه که روشنایی روز تاریکی شب را محو می‌نماید، روشنايي عقل نیز تاريكي جهل را محو می‌گرداند.

 

 

تاريكي دنيا

1039. ارزشمندترین تحفه در تاريكي دنيا، شب قدر مي‌باشد.

 

 

تاريكي شب

16. همان‌گونه که روشنایی روز تاریکی شب را محو می‌نماید، روشنايي عقل نیز تاريكي جهل را محو می‌گرداند.

203. عاقل به کسی گویند که پرنده افکارش در روشنایی روز و طائر احوالش در تاریکی شب به پرواز درآید.

732. نمازها با روشنايي روز و تاريكي شب اقامه مي‌شود؛ همچنان‌كه شريعت در رسالت شمس و معرفت در ولايت قمر محقق مي‌گردد.

 

 

تاريكي مطلق

137. در گفت و شنودی که ماه با خورشید داشت، چنین عرض کرد: ای شمس! ای رازدار مهربان! از اینکه مرا با نور آفتاب عالم‌تاب خود روشن نمودی، سپاسگزارم؛ لیکن از آنجایی که سالیان طولانی است محرمانی در بین زمینیان و آسمانیان ندارم، رنجیده شده‌ام؛ چرا که به واسطه نور آفتاب که در ظلمت شب بر من تاباندی، زمینیان بر من شوریدند و آسمانیان از من بر حذر شدند. ای شمس! از این همه تفضل و عنایتی که بر من رواداشتی و مرا از تاریکی مطلق به روشنایی کامل منور ساختی، بسیار در حضورت شرمنده‌ام؛ اما افسوس! مهتاب لطافت من که نتیجه آفتاب عنایت توست، باعث شد که پرده از روی ظلمت زمینیان بر دارد و آن‌ها را به ظلم و جنایتشان رسوا گرداند و مرا به جُرم روشنایی مهتابم، سرزنش و توبیخ کنند و همین طور آسمانیان که به‌ظاهر، درخشنده جلوه می‌کردند، با رؤیت بدر کاملم آنچنان نسبت به من محو و بر حذر شدند که مجبور به کاهش نور مهتابم شدم.

 

 

تاريكي قرن بيستم

760. امام خميني(س) آفتابي بود مهتاب‌گون كه در تاريكي قرن بيستم پس از رحلتش براي قليلي از مردم همچون زُهره درخشنده مي‌درخشد.

 

 

تأمل

818. ما نتيجه پدران و مادرانمان هستيم. بهترين شيوه درك عيوبمان، تأمل در اعمال آنان مي‌باشد.

 

 

تأمين كننده غذاي روح

660. نفس، مهيا كننده خوراك جسم، و عقل، تأمين كننده غذاي روح مي‌باشد.

 

 

تأييد

639. آن نفسي كه از آتش حيواني به خضراي انساني راه نيابد، به روح قدسي تأييد نگردد.

846. هر انساني كه سرشت او توسط خضر طريق به روح ايمان تأييد نشود، پذيرنده هر شكلي و رونده هر سويي مي‌باشد.

 

 

تباهي

427. بهترين مثال براي شرك، زمين است كه اگر دو خورشيد مي‌داشت، به تباهي كشيده مي‌شد.

 

 

تپش قلب

204. انسان کامل در مرآت دل همچون تپش قلب متذكر به ذكر پروردگارش می‌باشد.

 

 

تجربه

217. انسان كامل به کسی گویند که آنچه از غیب و شهود ‌گوید، خود تجربه کرده باشد.

447. به تجربه يافتم كه تصوير آدميت سببش عشق است.

891. چه بسيار در توكل و صبر تجربه كردم و فراوان سود بردم.

 

 

تجلي

640. قرآن، حور لطيفي است كه اگر بر قلب عاشق تجلي كند، دل را معطر و منور مي‌گرداند.

787. خداوند كمال و جمالش در هستي به صورت خاك و آب تجلي كرد.

1136. خداوند به صورت نور در اعلی عليين و اسفل سافلينِ انسان كامل تجلي كرده.

1173. خداوند ذاتش در صفاتش، صفاتش در افعالش، افعالش در اسمایش و اسمایش در اجسامش تجلی کرده.

*ـ عرش‌ الهی‌، تجلی‌ نهر کوثر است‌ و حجاب‌ تقرب‌ به‌ ذات‌ خداوند رحمان‌ می‌باشد.

*ـ هر جلوه‌ای‌ از مظاهر هستی‌، تجلی‌ وجه‌ واحدیت‌ پروردگار می‌باشد.

 

 

تجليات

141. ما و آیندگان، جوهره گذشتگان هستیم. اگر در اختراعات و اکتشافات ظاهری، موفقیت‌هایی حاصل شده، به همان مقدار در اختراعات و اکتشافات باطنی هم پیشرفت‌هایی به دست آمده؛ همچنانکه روز و شب به اتفاق هم در سیرند. روز بنا بر شدت نور خود، تجلیاتش را آنچنان که هست ظاهر می‌کند و شب هم بنا بر شدت تاریکی خود، تجلیات باطنش را آنچنان که هست ظاهر می‌کند؛ چنانکه اولیای شیطانی و اولیای رحمانی در هر زمان و مکان مقابل یکدیگر قرار دارند.

 

 

تجليات باطن

141. ما و آیندگان، جوهره گذشتگان هستیم. اگر در اختراعات و اکتشافات ظاهری، موفقیت‌هایی حاصل شده، به همان مقدار در اختراعات و اکتشافات باطنی هم پیشرفت‌هایی به دست آمده؛ همچنانکه روز و شب به اتفاق هم در سیرند. روز بنا بر شدت نور خود، تجلیاتش را آنچنان که هست ظاهر می‌کند و شب هم بنا بر شدت تاریکی خود، تجلیات باطنش را آنچنان که هست ظاهر می‌کند؛ چنانکه اولیای شیطانی و اولیای رحمانی در هر زمان و مکان مقابل یکدیگر قرار دارند.

 

 

تجليات خوش رنگ

54. در وجود ما، بذر حقايق است كه با کوثر بی‌رنگ عشق می‌توانیم رؤیت کننده تجلیات خوشرنگ آن باشیم.

 

 

تجليات معنوي

977. براي رسيدن به تجليات معنوي، بايد همانند زمين نسبت به خورشيد تسليم اولياي رحماني گرديد.

 

 

تجلي عشق

617. همان‌گونه كه با طلوع خورشيدْ زمين خنك، هوايش تميز و موجوداتش نمايان مي‌شود، آدمي‌ هم با تجلي عشقْ وجودش شاد، روحش پاك و حقايقش آشكار مي‌گردد.

 

 

تجلي گاه شعله

323. کوه طور تجلی‌گاه شعله، و کوه حرا تجلی‌گاه نور برای رؤیت موسی کلیم الله(ع) و محمد رسول الله(ص) می‌باشد.

 

 

* تجلي گاه مخلوقات خدا

ـ دنیا تجلی‌گاه‌ مخلوقات‌ خدا و سجده‌گاه‌ واحدیت‌ پروردگار است‌. چنانچه‌ در این ‌واحدیت‌ پروردگار، ساجد پیران‌ حقیقت‌ باشیم‌، مسجود جوانان‌ طریقت‌ گردیم‌.

 

 

تجلي گاه نور

323. کوه طور تجلی‌گاه شعله، و کوه حرا تجلی‌گاه نور برای رؤیت موسی کلیم الله(ع) و محمد رسول الله(ص) می‌باشد.

 

 

تجلي گاه واحديت

126. دنیا تجلی‌گاه واحدیت است. چنانچه در این واحدیت، رهرو حقیقت باشیم، راهبر طریقت می‌گردیم.

 

 

تجلي گر جلال و جمال

265. مرد و زن همچون خاک و آب تجلی‌گر جلال و جمال می‌باشند. خاك به منزله عقل، و آب به منزله عشق، روح‌بخش یکدیگرند.

 

 

تجلي گر خورشيد

903. دل انسان كامل همچون درون سياهچاله‌اي است كه سنگ‌هاي اطرافش را در خود فرو برده، همچون ابر رقيقي در فضا تجلي‌گر خورشيدي در آورده.

 

 

تجلي گر ستارگان و سيارات

1067. ظهور هستي توسط دو عنصر آب و آتش به صورت گازهاي نهفته در فضا تجلي‌گر ستارگان و سيارات مي‌گردد. 

 

 

تجلي معرفت

461. همان‌گونه كه خورشيد تجلي نور دارد، آدم نيز تجلي معرفت دارد.

 

 

تجلي نور

461. همان‌گونه كه خورشيد تجلي نور دارد، آدم نيز تجلي معرفت دارد.

 

 

* تحت پوشش رحمان

ـ آدمیان‌ در زیر پوشش‌ شیطان‌اند مگر آنان‌ که‌ تحت‌ پوشش‌ رحمان‌اند.

 

 

تحفه

1039. ارزشمندترین تحفه در تاريكي دنيا، شب قدر مي‌باشد.

 

 

تحفه دنيا

896. آنان كه دنيا را آزمودند، دريافتند كه نيكوترين تحفه دنيا كتاب نيك و بهترين توشه آخرت سيماي نيكو  مي‌باشد.

 

 

تحول

758. با طلوع خورشيد امام خميني(س) آنچنان تحولي در دين ايجاد شد كه تا ظهور باقي خواهد ماند.

775. خُلق و خوي آدميان يا در زمان استقرار نطفه يا در زمان ‌شكل‌گيري جنين و يا هنگام نوجواني تنها توسط اولياي الهي به خُلق و خوي رحماني تحول مي‌يابد.

 

 

تخطي آدم(ع)

329. تخطی ابلیس به جهت آدم(ع) و تخطی آدم(ع) به موجب ابلیس باعث گردید که آن‌ها پس از هبوط از بهشت، در کشاکش یکدیگر به صعود و سقوط برسند.

 

 

تخطي ابليس

329. تخطی ابلیس به جهت آدم(ع) و تخطی آدم(ع) به موجب ابلیس باعث گردید که آن‌ها پس از هبوط از بهشت، در کشاکش یکدیگر به صعود و سقوط برسند.

 

 

تخلف آدم(ع)

413. سرّ تخلف آدم(ع) قبل از ولايت چشیدن از شجره رسالت بود که با خونريزي قابیل مصداق پیدا کرد.

 

 

ترازوي شاهين دار

586. ابرار در نزد مردم همانند ترازوي شاهين‌داري هستند كه ماهيت آدميان را از طريق مقربان مي‌سنجند.

 

 

تربيت

394. انسانی که مُسلِم شده، اما تزکیه نشده، مانند حیوانی است که تسلیم شده، ولي تربیت نشده.

887. انگيزه و هدف اصلي من از تشكيل جلسه «فروغ محفل روح الله» اين بود كه جواناني صديق و صاحب قلم تربيت كنم تا در آثار و نوشتارشان منشأ خدمت به اهداف و ارزش‌هاي والاي امام خميني(س) باشند.

 

 

تربيت كننده نفس ها

810. اولياي الهي تربيت‌كننده نفس‌ها، تقويت‌كننده عقل‌ها و ترسيم‌كننده صورت‌ها مي‌باشند.

 

 

ترجيح دهنده صورت

1098. اكثريت آدميان ترجيح دهنده صورت بر سيرت‌اند.

 

 

ترحم

937. مؤمن يا كاهل است يا كامل. اگر كاهل است، توقع دارد و اگر كامل است، تَرَحُم دارد.

 

 

ترحم مؤمن

848. ترحم مؤمن نسبت به بخيل، جز مصيبت در بر نخواهد داشت.



ادامه مطلب ...






ترديد

472. علت پيروزي اولياي شيطاني، يقين به قدرت ظاهري خويش است و علت شكست اولياي رحماني، ترديد به قدرت باطني خود مي‌باشد.

 

 

ترديد ابراهيم(ع)

784. علت ترديد ابراهيم(ع) در ذبح اسماعيل(ع) پدرش آزر، و تسليم اسماعيل(ع) در ذبح خويش پدرش ابراهيم(ع) مي‌باشد.

 

 

ترس

182. اکثریت آدمیان به موجب ترس از دست دادن جان‌ها و مال‌هایشان کذاب‌اند. از این رو، دشمن راستگویان رحمانی‌اند.

 

 

ترسيم سيرت

730. علم وسيله ترسيم صورت، و عرفان وسيله ترسيم سيرت مي‌باشد.

 

 

ترسيم صورت

730. علم وسيله ترسيم صورت، و عرفان وسيله ترسيم سيرت مي‌باشد.

 

 

ترسيم كننده صورت ها

810. اولياي الهي تربيت‌كننده نفس‌ها، تقويت‌كننده عقل‌ها و ترسيم‌كننده صورت‌ها مي‌باشند.

 

 

ترش رويان

911. جمال قرآن در مقابل گشاده‌رويانْ‌ عيان، و در برابر ترش‌رويان،‌ نهان است.

 

 

ترشرويي

809. خوشرويي و ترشرويي، دو كليد بازگشايي بهشت و دوزخ مي‌باشند.

 

 

ترفند عدل و منش

581. سرمنشأ دجال فريبنده و ستمگر به زمان رسالت موسي كليم الله(ع) باز مي‌گردد كه تا سال‌هاي متمادي رها و ناشناخته بود تا اينكه در زمان سلطنت ذوالقرنين به اسم يأجوج و مأجوج در پشت سد زنداني، و با رسالت محمد رسول الله(ص) به صورت و روشي ديگر با نام دجّال شناسايي شد و با حكومت و ولايت علي وليّ الله(ع) به طور مرموز، گمراهي و ستمگري‌اش را آغاز كرد تا اينكه با تحقق وعده پروردگار در 22 بهمن 1357 سدّ يأجوج و مأجوج شكسته شد و با لباس و لحني فريبنده و در نظر اهل بصيرت همچون اژدهايي يك چشم، از جايگاه خود به حركت درآمد و عوام ملت‌ها را با ترفند عدل و منشش به سمت خود فراخواند.

 

 

تزكيه

394. انسانی که مُسلِم شده، اما تزکیه نشده، مانند حیوانی است که تسلیم شده، ولي تربیت نشده.

1046. علم بدون تزكيه، بزرگ‌ترين حجاب است براي رؤيت جمال روحاني.

1184. اگر بدون تزكيه مطالب عرفانی انسان را به کمال می‌رساند، مطالب کتاب‌های آسمانی عرفانی‌تر می‌باشند.

 

 

تزكيه نفس

130. اگر زن مؤمنه‌ای در خانه خود نامحرمی را در خواب مشاهده نماید و بعد از خواب یکی از محرمانش كه زن مي‌باشد به خانه او بیاید، این رؤیا صحیح است؛ چون مؤمن به واسطه تزکیه نفس همچون بلوری شفاف، و غیر مؤمن همچون سنگی سخت در مقابل شیشه می‌باشد.

 

 

تزلزل

455. همان‌گونه كه خورشيد در بركه‌اي آرام با يك نسيم باد به تزلزل در مي‌آيد، خدا نيز در قلب مؤمن با يك نسيم شرك متزلزل مي‌گردد.

 

 

*تسبيح پروردگار

- اکثریت‌ مردم‌ زیر نور شعله‌هایی‌ زندگی‌ می‌کنند که‌ زاییدهء افکار نفسانی‌ آنها می‌باشد و هیچ‌ گونه‌ بهره‌ای‌ از انوار دو چراغ‌ اللّه‌ و رحمان‌ نمی‌برند و گروهی‌ دیگر، به ‌دور از چراغ‌ رحمان‌ به‌ نور چراغ‌ اللّه‌ بسنده‌ کرده‌ و زندگی‌ را با نور چراغ‌ اللّه‌ به‌ پایان‌ می‌برند و عدّهء قلیلی‌ علاوه‌ بر نور چراغ‌ الله‌، از نور چراغ‌ رحمان‌ نیز بهره‌ می‌گیرند و زندگی‌ را با نور چراغ‌ رحمان‌ به‌ پایان‌ می‌رسانند. و این‌ گروه‌ در دنیا به‌ مقام‌ ابرار رسیده‌ و در بهشت‌ لقا نزد فردوسیان‌ِ مقرب‌ در حال‌ رکوع‌ و سجود و حمد و تسبیح‌ پروردگارشان ‌به‌ سر می‌برند.

 

 

تسبيح گويان حمد پروردگار

655. فرشتگان ظاهر، ابرارند كه عاكفان سفينه عرش و تسبيح‌گويان حمد پروردگارشان بر درياي عشق مي‌باشند.

 

 

* تسبیح گوی حق

کاملان‌ رحمانی‌ تسبیح‌گویان‌ حق‌ و کوههای‌ استوارند. در معابد الهی‌ همراه‌ با کوههای‌ استوار تسبیح‌گوی‌ حق‌ باشیم‌.

 

 

تسليم

154. دنیا سبزه‌زاری است که گل‌های آن سيماي جوانان می‌باشد. در این سبزه‌زار، سيماي خوشبوی جوانی را به دست گلاب‌گیران الهی تسلیم کنیم تا در زمان پیری همچون عطر خوشبو، معطر باشيم.

276. مردم به خیال خود مسلمان‌اند؛ در صورتی که اسلام به تسلیم، و تسلیم به ایمان، و ایمان به یقین، و یقین به مشاهده حق می‌باشد.

394. انسانی که مُسلِم شده، اما تزکیه نشده، مانند حیوانی است که تسلیم شده، ولي تربیت نشده.

*ـ آن‌ کس‌ که‌ به‌ ولایت‌ تسلیم‌ شد، به‌ نور معرفت‌ تکمیل‌ شد و شک‌ و تردیدش‌ به ‌حق‌الیقین‌ تبدیل‌ شد.

*ـ تنها نمازی‌ ما را از فحشا می‌رهاند و به‌ معراج‌ سعادت‌ می‌رساند که‌ با تسلیم‌ به ‌اولیای‌ الهی‌ همراه‌ باشد.

*ـ مردم‌ همانند آیینه‌های‌ تیره‌ و زنگار گرفته‌ می‌باشند و تنها آنهایی‌ که‌ خود را به ‌دست‌ اولیای‌ الهی‌ تسلیم‌ می‌کنند، به‌ جام‌ جهان‌نما و مرآت‌ جمال‌ حق‌ تبدیل‌ می‌گردند.

*ـ هر موجودی‌ صورتگر است‌ و دارای‌ صورتی‌ می‌باشد؛ ابراهیم‌ در ملکوت ‌آسمانها و زمین‌، قهرمان‌ صورت‌ و صورتگری‌ می‌باشد. و هر موجودی‌ تسلیم‌ کننده‌ است‌؛ ابراهیم‌ در ملکوت‌ آسمانها و زمین‌، قهرمان‌ تسلیم‌ کنندگان‌ است‌.

*ـ اولیای‌ خدا به‌ منزلهء‌ سیارات‌ درخشنده‌ در مقابل‌ خورشیدند و مردمان‌ به‌ منزلهء‌ سنگهای‌ پراکنده‌ در برابر سیارات‌ درخشنده‌اند. همان‌ گونه‌ که‌ سیارات‌ منظومه‌ به‌ واسطه ‌تسلیم‌ به‌ خورشید، منوّر و آشکار می‌گردند، اولیای‌ الهی‌ هم‌ به‌ واسطه‌ تسلیم‌ به ‌پروردگارشان‌ منوّر و آشکار می‌شوند. بدین‌ ترتیب‌، چنانچه‌ آدمیان‌ تسلیم‌ اولیای‌ الهی‌شوند، مانند مرواریدهای‌ درخشان‌ منوّر به‌ نور ایمان‌ می‌گردند.

*ـ هر کس‌ می‌تواند به‌ واسطهء‌ تسلیم‌ و ایمان‌ همانند مقداد و مریم‌ به‌ بالاترین‌ مقامات ‌الهی‌ نایل‌ شود.

*ـ نکاح‌، با تسلیم‌ و ایمان‌ به‌ ولایت‌ علی‌بن‌ابی‌طالب‌ جایز و حلال‌ است‌.

*ـ فطرت‌ الهی هر انسانی‌ در وجودش‌ پنهان‌ شده‌. با تسلیم‌ به‌ آتش‌ عشق ‌اولیای‌ الهی‌، همچون‌ شمش‌ طلا عیان‌ شده‌ و با دستان‌ کیمیاگرشان‌ همانند جواهری‌ زیبا پرداخته‌ شده‌، و در محضر لیلی‌ به‌ عنوان‌ مجنون‌، هدیه‌ شده‌.

 

 

تسليم اولياي الهي

977. براي رسيدن به تجليات معنوي، بايد همانند زمين نسبت به خورشيد تسليم اولياي رحماني گرديد.

 

 

تسليم شونده

989. تسليم‌شونده زماني از نفس به روح زنده مي‌شود كه در صداقت و عبادت ربش مجرد باشد.

*ـ جای‌ تعجب‌ است‌ که‌ تسلیم‌ شونده‌ در مقابل‌ انسان کامل، در ظاهر مؤمن‌ و در باطن‌ مشرک‌ و همچنین‌ انسان کامل نسبت‌ به‌ تسلیم‌ شونده‌، در ظاهر دوست‌ و در باطن‌ دشمن می باشد‌.

 

 

تسليم شونده شناگران ماهر

1035. زن، موجودي است همانند دريا كه تسليم‌شونده شناگران ماهر، و غرق‌كننده شناگران ناشي مي‌باشد‌.

 

 

تسليم اسماعيل(ع)

784. علت ترديد ابراهيم(ع) در ذبح اسماعيل(ع) پدرش آزر، و تسليم اسماعيل(ع) در ذبح خويش پدرش ابراهيم(ع) مي‌باشد.

 

 

تسليم شدگان

807. اولياي الهي باغباناني هستند كه تسليم‌شدگان خود را همچون درختان باغ به ثمر مي‌رسانند.

 

 

تشخيص دهنده

718. همان‌طور كه چهارپايان تشخيص دهنده دردهاي جسماني خود نيستند،‌ جاهلان هم تشخيص‌دهنده دردهاي روحاني خود نمي‌باشند.

 

 

تشخيص دهنده حق و باطل

1095. تفاوت انسان با حيوان، عقل او است كه تشخيص دهنده حق و باطل مي‌باشد.

 

 

تشنه وصال

748. خاك‌ها و آب‌ها در جايگاه‌هايشان توسط نور تشنه وصال‌اند.

 

 

تشويش ها

765. تشويش‌ها كُشنده اميدها است؛ همچنان‌كه اميدها گشاينده نيت‌ها مي‌باشد.

 

 

تصديق كلمات اولياي الهي

776. انسان، محال است كه در سير تكاملي از جمادي،‌ نباتي، حيواني و انساني، بدون تصديق كلمات اولياي الهي، همانند عيسي بن مريم(ع) گردد.

 

 

تصفيه

155. مردمان همچون درياي تلخ و پر از املاح کثرت هستند که اگر توسط فرشتگان ابرار در کوهساران مقربین ریخته شوند، مانند چشمه‌ساران حیات‌بخش، تصفیه شده و پس از ایجاد ثمرات بهشتي به سوی آب‌های شیرین دریای وحدت باز می‌گردند.

 

 

تصفيه خانه اولياي الهي

127. دنیا جنگل جنبندگان و زن‌ها همچون آب روان‌اند که توسط آشامیدن حیوانات آلوده شده‌اند. برای رفع آلودگی، از تصفیه‌خانه اولیای الهی بهره‌مند شویم.

 

 

تصور غيب بودن بهشت و دوزخ

688. اكثريت با تصور غيب بودن بهشت و دوزخ به راه‌هاي مختلف و شكل‌هاي گوناگون دچار مي‌گردند.

 

 

تصوير آدميت

447. به تجربه يافتم كه تصوير آدميت سببش عشق است.

 

 

* تصوير دهنده

ـ ولی‌ّ خدا با دو دست‌ شریعت‌ و معرفت‌، از بین‌ صورت‌ حیوانات‌، تصویر دهندهء ‌وجه‌ انسانی‌ به‌ شیعیان‌ و محبّان‌ خویش‌ می‌باشد؛ همچنان‌ که‌ خداوند با دو چراغ‌ خورشید و ماه‌، از بین‌ صورت‌ ظلمات‌ تجلی‌ دهندهء‌ وجه‌ آسمانی‌ می‌باشد.

 

 

تصويرگران الهي

116. مردم توسط تصویرگران الهی و نقش‌آفريني اولیای رحمانی، صورت‌هایشان شکل می‌گیرد.

 

 

* تصویرگران واقعی

ـ تصویرگران‌ واقعی‌ اولیای‌ خدایند. مردم‌ به‌ قدر لیاقت‌ و ایمانشان‌ به‌ اولیای‌ خدا صورتهایشان‌ شکل‌ می‌گیرد.

 

 

تصويرگري ابرار

693. هنر ربّ، تصويرگري ابرار است همچون وجه مقربان رحيمي.

 

 

تضادها

68. تضادها عامل کمال است؛ روز توسط شب، زندگی توسط مرگ، و شادی توسط غم به کمال می‌رسد.

1198.تضادها برای مؤمنانْ مقامات است و برای مکذبانْ مکافات می‌باشد.

 

 

تضادهاي ديني

800. تضادهاي ديني توسط اصحاب شمال و اصحاب يمين است كه در ابتدا و انتهاي راه مي‌باشند.

 

 

تطهير

1123. خداوند هادياني دارد كه از ديد چشم‌ها غايب‌اند. براي رؤيت آنان چشم‌هايي لازم است كه با اشك شوق تطهير شده باشد.

 

 

تطهير شدگان

485. تطهير شدگان بسان طلايي مي‌باشند كه توسط زرگران رحماني به جواهراتي زيبا تبديل مي‌گردند.

525. ابرار، تطهير شدگان غسال‌خانه رحمان و دفن شدگان مقابر مقربان مي‌باشند.

 

 

تطهير شدگان رحماني

666. تطهير شدگان رحماني، با مه‌رويان رحيمي ‌همراه‌ مي‌باشند.

 

 

تعبير

129. مردم رؤیاهای خویش را بر اساس رنگ‌هایی که به خود گرفته‌اند، از سفیدی نور تا سیاهی ظلمت، تعبیر می‌کنند.

876. كلمات عارفانه اولياي الهي توسط عشق تعبير و تفسير مي‌شود.

 

 

تعجيل

298. از احمقی است که در محضر اولیای الهی به جای عشق، عقل و به جای صبر، تعجیل و به جای سکوت، حرف باشد.

 

 

تعصّب

260. تعصب و حساسیتِ دو کس از نادانی است: مریضی که نیازمند طبیب حاذق باشد و معصيت‌کاری که نیازمند ولیّ كامل باشد.

797. بدترين عيب مؤمن در نزد رب، تعصب مي‌باشد.

 

 

تعظيم

576. با تعليم و تعلم، دنيا آباد و با تعظيم و توسل آخرت آباد مي‌گردد.

 

 

تعلق

716. تا در مقابل پروردگارت از تعلق‌ رها نگردي، در نزد او تقرب پيدا نخواهي كرد.

 

 

تعلقات

189. انسان با تمام علوم، به واسطه تعلقات، شاهد حقایق و مقامات باطن خویش نمی‌باشد؛ چنانکه خورشید با تمام نور به واسطه اجرام اطرافش، شاهد کواکب آسمان خود نمی‌باشد.



ادامه مطلب ...






تعليم انسان كامل

250. جوانی نفس در بیست سالگی و جوانی عقل در چهل سالگی می‌باشد. چنانچه در بیست سالگی تحت تعلیم انسان کامل قرار گیرد، در چهل سالگی تبدیل به عقل و در شصت تبدیل به کمال و در هشتاد به جمال خود نایل می‌گردد.

 

 

تعليم و تربيت

777. غير ممكن است بدون تعليم و تربيت نزد اولياي الهي، همچون ابرار اهل معرفت شد.

 

 

تعليم و تربيت انسان كامل

541. كمال و كلام مؤمن توسط تعليم و تربيت انسان كامل، همانند كمال و كلام كودك است توسط تعليم و تربيت مادر.

 

 

تعليم و تربيت مادر

541. كمال و كلام مؤمن توسط تعليم و تربيت انسان كامل، همانند كمال و كلام كودك است توسط تعليم و تربيت مادر.

 

 

تعليم و تعلم

576. با تعليم و تعلم، دنيا آباد و با تعظيم و توسل آخرت آباد مي‌گردد.

 

 

تعويض لباس جسماني

1101.مرگ، تعويض لباس جسماني است براي پوشيدن لباس روحاني.

 

 

تغذيه

521. همان‌گونه كه كودك به واسطه تغذيه و مراقبت به رشد و سخن مي‌رسد، مؤمن هم توسط مائده و مراقبه به كمال و كلام مي‌رسد.

 

 

تفريحگاه

411. برای سالکان الي‌الله، بهترین لذت، جمال اولیا و برترین تفریحگاه، دل‌های آنان می‌باشد.

 

 

تفريط

448. موسي(ع) و خضر(ع) به موجب افراط و تفريط از هم جدا شدند.

 

 

تفسير

876. كلمات عارفانه اولياي الهي توسط عشق تعبير و تفسير مي‌شود.

 

 

تفضل

137. در گفت و شنودی که ماه با خورشید داشت، چنین عرض کرد: ای شمس! ای رازدار مهربان! از اینکه مرا با نور آفتاب عالم‌تاب خود روشن نمودی، سپاسگزارم؛ لیکن از آنجایی که سالیان طولانی است محرمانی در بین زمینیان و آسمانیان ندارم، رنجیده شده‌ام؛ چرا که به واسطه نور آفتاب که در ظلمت شب بر من تاباندی، زمینیان بر من شوریدند و آسمانیان از من بر حذر شدند. ای شمس! از این همه تفضل و عنایتی که بر من رواداشتی و مرا از تاریکی مطلق به روشنایی کامل منور ساختی، بسیار در حضورت شرمنده‌ام؛ اما افسوس! مهتاب لطافت من که نتیجه آفتاب عنایت توست، باعث شد که پرده از روی ظلمت زمینیان بر دارد و آن‌ها را به ظلم و جنایتشان رسوا گرداند و مرا به جُرم روشنایی مهتابم، سرزنش و توبیخ کنند و همین طور آسمانیان که به‌ظاهر، درخشنده جلوه می‌کردند، با رؤیت بدر کاملم آنچنان نسبت به من محو و بر حذر شدند که مجبور به کاهش نور مهتابم شدم.

*ـ از تفضل‌ و کرامت‌ اولیای‌ خداست‌ که‌ مردم‌ را از غفلت‌ حال‌ و هوای‌ بهیمیت‌ به ‌عظمت‌ حال‌ و هوای‌ انسانیت‌ رهنمون‌ می‌گردند.

 

 

تفضل الهي

908. بزرگ‌ترين تفضل الهي، قرآن است كه بر مؤمنين به صورت باطن و بر مسلمين به طور ظاهر آشكار مي‌باشد.

 

 

تفضل پروردگار

476. از بزرگ‌ترين تفضل پروردگار است كه وجه خود را در صورت بندگانش آشكار كرده.

 

 

تفضل مولاي كريم

845. من به واسطه تفضل مولاي كريمم، سال‌هاي طولاني در معرض بزرگ‌ترين تهديد‌ها و  اتهامات ناروا از سوي اجانب دور و نزديك قرار گرفتم.

 

 

تفكر

94. تفکر در اسرار قرآن، همانند تفكر در ژرفای دریا است.

821. بهترين راه شناسايي نقايص وجودمان، تفكر در اعمال و خصلت‌هاي پدران و مادرانمان مي‌باشد.

 

 

تقاضاي دل ها

1022. تقاضاي دل‌ها دو گونه‌ است: دل‌هایی که خواستار دوزخ مُلك‌اند و دل‌هایی که خواهان بهشت ملكوت مي‌باشند.

 

 

* تقاضای معجزه

ـ آنهایی‌ که‌ از پیامبران‌ و اولیای‌ الهی‌ تقاضای‌ معجزه‌ و کرامات‌ می‌نمایند، به‌ حماقت‌ و گمراهی‌ دوری‌ می‌افتند؛ چرا که‌ با کنار رفتن‌ پرده‌ از مقام‌ کبریایی‌ پروردگارشان‌، ناشکری‌ می‌کنند.

 

 

تقرب

716. تا در مقابل پروردگارت از تعلق‌ رها نگردي، در نزد او تقرب پيدا نخواهي كرد.

 

 

* تقوا

ـ علم‌ همانند لباس‌، و تقوا همچون‌ زیرپوشی‌ می‌باشد که‌ بدن‌ را از بیرون‌ محافظت ‌و از درون‌ نرم‌ و لطیف‌ نگه‌ می‌دارد.

 

 

تقويت اجسام

685. تقويت اجسام توسط نفس‌ها و تقويت ارواح توسط عقل‌ها ميسر مي‌گردد.

 

 

تقويت ارواح

685. تقويت اجسام توسط نفس‌ها و تقويت ارواح توسط عقل‌ها ميسر مي‌گردد.

 

 

تقويت جسم

657. انسان داراي دو بُعد روح و جسم است كه هر كدام در جايگاه خود توسط ربّشان روزي‌خوار مي‌باشند. براي تقويت روحشان طعام آسماني و براي تقويت جسمشان طعام زميني مي‌باشد.

 

 

تقويت روح

657. انسان داراي دو بُعد روح و جسم است كه هر كدام در جايگاه خود توسط ربّشان روزي‌خوار مي‌باشند. براي تقويت روحشان طعام آسماني و براي تقويت جسمشان طعام زميني مي‌باشد.

1206. حیات باطنی به واسطه روح، و حیات ظاهری توسط ریح است. تقویت روح، کوثر، و تقویت ریح، آب می‌باشد.

 

 

تقويت ريح

1206. حیات باطنی به واسطه روح، و حیات ظاهری توسط ریح است. تقویت روح، کوثر، و تقویت ریح، آب می‌باشد.

 

 

تقويت كننده عقل ها

810. اولياي الهي تربيت‌كننده نفس‌ها، تقويت‌كننده عقل‌ها و ترسيم‌كننده صورت‌ها مي‌باشند.

 

 

تكذيب عرفان

314. نشان ابلیس در دل، تنفر به انسان كامل و تكذيب عرفان او می‌باشد.

 

 

*تکذیب کنندگان

ـ تکذیب‌ کنندگان‌ کلمات‌ اصحاب‌ یمین‌ در دنیا، اصحاب‌ آتش‌اند.

 

 

* تكذيب كننده

ـ کافر در قیامت‌ می‌گوید: ای‌ کاش‌ در دنیا من‌ خاک‌ بودم‌! تا همچون‌ سنگی ‌سخت ‌تکذیب‌ کنندهء‌ طریقت‌ اولیای‌ الهی‌ که‌ همان‌ هموار کردن‌ زمین‌ وجودم‌ بود، نمی‌شدم‌ و همچنین‌ تکذیب‌ کنندهء‌ کلمات‌ اولیای‌ الهی‌ که‌ همان‌ پاشیدن‌ بذر روح‌ و ریاحین‌ در کشتزار وجودم‌ بود، نمی‌شدم‌ و همین‌طور تکذیب‌ کنندهء وجه‌ اولیای‌ الهی‌ که‌ همان‌ کوثر عشق ‌بود، نمی‌شدم‌ تا امروز از بی‌حاصل‌ بودن‌ زمین‌ سخت‌ وجودم‌ فریاد بزنم‌: ای‌ کاش‌ من ‌خاک‌ بودم‌!

 

 

* تكفل

ـ آدمی‌، زمانی‌ به‌ سوی‌ کمال‌ هدایت‌ می‌شود که‌ تحت‌ تکفل‌ انسان‌ کامل‌ باشد.

 

 

تلسكوپ معرفت

1228. پیشگویی و آینده‌نگری، نوعی علم است. بعضی‌ توسط دوربین علم و بعضی‌ به واسطه تلسکوپ معرفت می‌گويند.

 

 

تمايلات ناپسند و پسنديده صورت

726. تمايلات ناپسند و پسنديده صورت، معيارهاي زشت و زيباي سيرت مي‌باشد.

 

 

تمتعات نفساني

1117.فشارها صابران را از تمتعات نفساني به تمنيات روحاني مي‌رساند.

 

 

تمركز

359. همان‌گونه که تمركز به یک نقطه سیاه باعث ظهور نور می‌شود، توجه به جمال انسان کامل هم موجب ظهور روح می‌گردد.

 

 

تمركز فكر

139. اسپرم‌ها نقش مهم‌ترین عامل حیات و توانمندی را برای سلول‌های بدن، به خصوص مغز و قلب دارند. هر انسان فانی با جذبه عشق و تمرکز فکر، مطمئناً به اتحاد سلول‌ها نایل می‌شود و هرگاه در اثر خوف و ناامنی، اراده‌ای از او به وجود آيد و بخواهد از منافذ هر جسمی عبور کند، برای او سهل است؛ هر چند جسم همچون شیشه‌ای قطور باشد، عبور از آن ممکن است.

159. هر سلولی از سلول‌های بدن می‌تواند عامل ضعف و توانمندی اراده انسان باشد. سلول‌ها هر کدام بنا بر موقعیتی که دارند، می‌توانند نیرو و قدرت یک انسان را داشته باشند. سلول‌ها به تبعیت از سلول‌های مغز که در ارتباط با سلول‌های قلب می‌باشند، هرگاه سپاه خوف در انسان ایجاد ناامنی کند، به اتفاق سلول‌های مغز از طریق تمرکز فکر می‌توانند به کارهای خارق‌العاده دست بزنند.

463. هر قدر تمركز فكر توسط جذبه عشق شديدتر باشد، حقيقت غيب به واسطه مرآت دل نمايان‌تر مي‌گردد.

*ـ انداختن‌ پیراهن‌ یوسف‌ بر سر یعقوب‌، آن‌ چنان‌ شوقی‌ در او ایجاد کرد که‌ منجر به ‌از بین‌ رفتن‌ تمرکز فکر و کوری‌ یعقوب‌ از اغیار شد.

*ـ دشواری‌ فنا با آسانی‌ عشق‌ میسر شود، آسانی‌ عشق‌ با رهایی‌ عقل‌ فراهم‌ شود و رهایی‌ عقل‌ با تمرکز فکر آسان‌ شود.

*ـ با تمرکز فکر و شدت‌ عشق‌ و یا غضب‌ می‌توان‌ بر دوستان‌ و دشمنان‌ مودت‌ خیر و عداوت‌ شر ورزید.

 

 

تمنيات روحاني

1117.فشارها صابران را از تمتعات نفساني به تمنيات روحاني مي‌رساند.



ادامه مطلب ...






تميز

617. همان‌گونه كه با طلوع خورشيدْ زمين خنك، هوايش تميز و موجوداتش نمايان مي‌شود، آدمي‌ هم با تجلي عشقْ وجودش شاد، روحش پاك و حقايقش آشكار مي‌گردد.

622. انسان كامل همچون آب چشمه زلال و تميز، و مردم همانند آب فاضلاب تيره و كثيف مي‌باشند.

 

 

تَن

62. حقیقت عشق با بیرون آمدن جان از تن نمایان می‌شود؛ همچنان‌که ساقه گُل با بیرون آمدن از هسته آشکار می‌گردد.

 

 

تنفر

314. نشان ابلیس در دل، تنفر به انسان كامل و تكذيب عرفان او می‌باشد.

578. بهترين ملاك شناخت به ماهيت خود، توجه و تنفر به كلمات معنوي اولياي الهي مي‌باشد.

 

 

تنفس

150. عشق واقعی، پی در پی همچون تنفس با دوام مي‌باشد.

169. عشق واقعی همچون تنفس، دائمی است که حیات‌بخش نور و سخن‌آفرین روح در جسم می‌باشد.

 

 

تنگ سفالي

44. انسان كامل، همچون تُنگ سفالي است كه درونش آب و بيرونش سبزه ‌باشد.

 

 

* توبه

ـ توبه‌ در زمان‌ حضرت‌ مهدی‌(ع‌) همانند توبهء‌ فرعون‌ در دریا می‌باشد.

 

 

توبيخ

137. در گفت و شنودی که ماه با خورشید داشت، چنین عرض کرد: ای شمس! ای رازدار مهربان! از اینکه مرا با نور آفتاب عالم‌تاب خود روشن نمودی، سپاسگزارم؛ لیکن از آنجایی که سالیان طولانی است محرمانی در بین زمینیان و آسمانیان ندارم، رنجیده شده‌ام؛ چرا که به واسطه نور آفتاب که در ظلمت شب بر من تاباندی، زمینیان بر من شوریدند و آسمانیان از من بر حذر شدند. ای شمس! از این همه تفضل و عنایتی که بر من رواداشتی و مرا از تاریکی مطلق به روشنایی کامل منور ساختی، بسیار در حضورت شرمنده‌ام؛ اما افسوس! مهتاب لطافت من که نتیجه آفتاب عنایت توست، باعث شد که پرده از روی ظلمت زمینیان بر دارد و آن‌ها را به ظلم و جنایتشان رسوا گرداند و مرا به جُرم روشنایی مهتابم، سرزنش و توبیخ کنند و همین طور آسمانیان که به‌ظاهر، درخشنده جلوه می‌کردند، با رؤیت بدر کاملم آنچنان نسبت به من محو و بر حذر شدند که مجبور به کاهش نور مهتابم شدم.

 

 

* توجه

ـ انسان‌ می‌تواند با یک‌ توجه‌ عمیق‌ باطنی‌ به‌ عالم‌ ملک‌، پی‌ به‌ حقایق‌ عالم‌ ملکوت‌ ببرد.

ـ توجه‌ در صورت‌، سبب‌ محبت‌ و فتوت‌ است‌ و توجه‌ به‌ عورت‌، سبب‌ شهوت‌ و غضب‌ می‌باشد.

ـ سجدهء ساجد نسبت‌ به‌ مسجود، رشتهء‌ لطیفی‌ است‌ که‌ به‌ واسطهء‌ توجه‌ از پیشانی ‌عابد به‌ معبود خود متصل‌ می‌ باشد.

 

 

* توحيد

ـ انسان‌ تا زمانی‌ که‌ توحید را درک‌ نکرده‌، ساکن‌ است‌. آن‌گاه‌ که‌ توحید را درک‌ کرد، به‌ حرکت‌ می‌افتد.

ـ هر موجودی‌ را توحیدی‌ است‌؛ ابراهیم‌ در ملکوت‌ آسمانها و زمین‌، قهرمان ‌توحید می‌باشد. و هر موجودی‌ را نوری‌ است‌؛ ماه‌ در ملکوت‌ آسمانها و زمین‌، قهرمان‌ نور می‌باشد.

 

 

تورات

105. میانه‌رو به کسانی گویند که قبل از اسلام، تورات و انجیل، و بعد از آن، محکمات و متشابهات قرآن را سرمشق زندگی خود قرار دهند.

193. چون سرآغاز خلقت از عالم نباتی می‌باشد، تورات در وادي مقدس از شجره طور نازل گرديد.

382. همان‌گونه که تورات و انجیل دو کتاب متفاوت است، محکمات و متشابهات قرآن هم دو کتاب متفاوت می‌باشد. تورات با طریقت ابراهیم خليل‌الله(ع) و محکمات با طریقت علی ولي‌الله(ع) به حقایق می‌رسند.

605. ثمره طور تورات، ثمره قدس انجيل و ثمره كعبه قرآن مي‌باشد.

 

 

توسل

576. با تعليم و تعلم، دنيا آباد و با تعظيم و توسل آخرت آباد مي‌گردد.

 

 

توشه آخرت

896. آنان كه دنيا را آزمودند، دريافتند كه نيكوترين تحفه دنيا كتاب نيك و بهترين توشه آخرت سيماي نيكو  مي‌باشد.

 

 

توقع

937. مؤمن يا كاهل است يا كامل. اگر كاهل است، توقع دارد و اگر كامل است، تَرَحُم دارد.

 

 

توكل

891. چه بسيار در توكل و صبر تجربه كردم و فراوان سود بردم.

 

 

تولد

4. چنانچه عقل به کمال برسد، مولودی به نام عشق تولد می‌یابد و چون عشق به کمال نایل شود، عارف به حقیقت خود واصل گردد.

144. اسپرم‌ها به مثابه سربازان و نیروهای درون انسان می‌باشند. هر اسپرمی که در رحم زن به رشد کامل می‌رسد، پس از تولد مي‌تواند با طی مراتب کمالی به قدرت‌های خارق العاده روحی به صورت اراده خدايي و مافوق بشری دست يابد.

399. آدمی موجودی است که می‌داند از بدو تولد، عشق او را به سوی مادر که مهربان‌ترین پرورش دهنده ملکی است، سوق می‌دهد و نیز باید بداند که عشق او را به سوی انسان کامل که مهربان‌ترین پرورش دهنده ملکوتی می‌باشد، سوق می‌دهد.

 

 

تولد دوباره

122. انسان‌ها کودکان متولد شده بی‌رنگ‌ هستند که در اثر اعمالشان شتابان به سوی تولدي دوباره و صورت‌هايي گوناگون مي‌باشند.

 

 

توهين

852. اگر چه سال‌ها متحمل تهديد و توهين و تهمت‌هاي برخي از آشنايان و نزديكان گرديدم، اما به جايگاهي رسيدم كه لطافت و زيبايي را لمس كردم.

 

 

تهديد

852. اگر چه سال‌ها متحمل تهديد و توهين و تهمت‌هاي برخي از آشنايان و نزديكان گرديدم، اما به جايگاهي رسيدم كه لطافت و زيبايي را لمس كردم.

 

 

تهديدها و اتهامات ناروا

845. من به واسطه تفضل مولاي كريمم، سال‌هاي طولاني در معرض بزرگ‌ترين تهديد‌ها و  اتهامات ناروا از سوي اجانب دور و نزديك قرار گرفتم.

 

 

تهذيب نفس

346. هیچ ریاضتی برای تهذیب نفس بالاتر از صبر در برابر بدخُلقی زن نمی‌باشد.

 

 

تهمت

852. اگر چه سال‌ها متحمل تهديد و توهين و تهمت‌هاي برخي از آشنايان و نزديكان گرديدم، اما به جايگاهي رسيدم كه لطافت و زيبايي را لمس كردم.

 

 

تيرگي

17. همان‌گونه که تمام موجودات به واسطه زُمختيشان دارای سایه هستند الّا خورشید، تمام آدمیان هم به واسطه زمختيشان دارای تيرگي هستند الّا محمد(ص).

134. مؤمن در مقابل خدا همچون زمین در برابر خورشید است که چهار فصل دارد؛ فصل اوّل، پاییز: برای ریختن رنگ تعلقات. فصل دوم، زمستان: برای سفید شدن از تیرگی‌ها. فصل سوم، بهار: برای دمیدن روح و پديد آوردن ثمرات. فصل چهارم، تابستان: برای چشیدن حلاوت ثمرات.

 

 

تيرگي رودخانه ها

1116. عارفان، همانند ماهيان آزاد از تيرگي رودخانه‌ها به زلالي چشمه‌سارها روان‌اند.

 

 

تيرگي كثرت

849. سي سال جويندگي و بيست سال يابندگي سبب گرديد كه از تيرگي كثرت به روشنايي وحدت نايل گردم.

 

 

تيرگي و روشنايي ابرها

746. تيرگي و روشنايي ابرها در روز و شب توسط خورشيد و ماه مي‌باشد.

 

 

تيره

562. سالكان در ابتداي سلوك، تيره و در انتهاي آن درخشنده مي‌باشند.

622. انسان كامل همچون آب چشمه زلال و تميز، و مردم همانند آب فاضلاب تيره و كثيف مي‌باشند.



ادامه مطلب ...