نام کاربری:    رمز عبور:






مهر مهتاب: ب

جستجو پیرامون این موضوع:    
[ برگشت به صفحه اصلی | انتخاب موضوع جدید ]



لطايف عارفانه استاد يعقوب قمري شريف آبادي: حروف (ب) برگرفته از كتاب (لطايف عارفانه) و كتاب (زن طائر فردوس يا ساحر دوزخ)

نكته: لطايفي كه داراي علامت ( * ) ستاره هستند برگرفته از كتاب (زن طائر فردوس يا ساحر دوزخ) مي باشند و لطايفي كه اين علامت را ندارند برگرفته از كتاب (لطايف عارفانه) هستند.

 

نكته هاي معنوي و كلمات حكيمانه استاد

 

باد

147. چهار چیز در عالم کثرت، نشانه وحدت است: خاک، آب، آتش و باد. خاک، پاک کننده مرغ؛ آب، پاک کننده مرغابی؛ آتش، پاک کننده پروانه؛ و باد پاك كننده گُل مي‌باشد. مرغ به منزله نفس، مرغابي به منزله عقل، پروانه به منزله عشق، و گُل به منزله وجه می‌باشد.

624. باد بر فراز آب، روح بر فراز عشق، و نور بر فراز روح مي‌باشد.

1208. همان‌گونه که آتش با دمیدن باد منور می‌شود، انسان هم با دمیدن روح مطهر می‌گردد.

 

 

باد تابستاني

613. عشق نسيم بهاري، عقل باد تابستاني و نفس طوفان پاييزي مي‌باشد.

 

 

بادهاي بهاري

569. همچنان‌كه بادهاي بهاري موجب حيات نباتات، و بادهاي پاييزي موجب ممات نباتات مي‌گردد، ارواح مقربان سبب حيات مؤمنان، و ارواح مكذبان سبب ممات مجرمان مي‌شود.

 

 

بادهاي پاييزي

569. همچنان‌كه بادهاي بهاري موجب حيات نباتات، و بادهاي پاييزي موجب ممات نباتات مي‌گردد، ارواح مقربان سبب حيات مؤمنان، و ارواح مكذبان سبب ممات مجرمان مي‌شود.

 

 

باران آسماني

780. همان‌گونه كه باران آسماني براي آدميان گاهي با رعد و گاهي بدون رعد همراه مي‌باشد، كوثر رحماني هم براي مخلَصان گاهي با سخن و گاهي بدون سخن همراه مي‌باشد.

 

 

* باران احديت

- نتیجه‌ قطرات‌ باران‌ احدیت‌ به‌ سرزمینهای‌ واحدیت‌، ثمراتی‌ است‌ که‌ مطلوب ‌جلوه‌های‌ واحدیت‌ می‌باشند. ارزنده‌ترین‌ ثمرات‌ سرزمینهای‌ واحدیت‌، گلهای‌ زیبایی ‌است‌ که‌ عطر دل‌ انگیزشان‌ یعنی‌ عشق،‌ مورد آرزوی‌ اولیای‌ الهی‌، این‌ بهترین‌ جلوه‌های ‌هستی،‌ می‌باشد.

 

 

باران رحمت رحماني

291. قرآن، دریای بیکران الهی و باران رحمت رحمانی و نسیم حیات‌بخش رحیمی است.

 

 

باران رحمت مقربان

1213. ابرار همچون کوه‌های سواحل دریا از باران رحمت مقربان سبزه‌زار مي‌گردند.

 

 

بارش عشق

336. نظر به جمال اولیای الهی، بارش عشق است بر سرزمین دل و ظهور سبزه‌زاري است همچون سبزه‌زار روح و رياحين.

 

 

بازار سود و زيان

361. عالم مُلک بازار سود و زیان است. در این بازار کسانی بهره ملکوتی می‌برند که سرلوحه عقلشان عشق باشد.

 

 

بازماندگان

384. راهیان صراط مستقیم در صفی طولانی و ممتد هستندکه سابقانشان مسرور و بازماندگانشان مغضوب می‌باشند.

 

 

باطن

120. تمام حوادث و حقایقی که از ابتدای عالم تا انقراض عالم در ظاهر و باطن اتفاق می‌افتد، نتیجه اعمال آدمیان نسبت به حالات و مقامات معنوی پیامبران و اولیای الهی مي‌باشد.

160. هر موجودی، دارای ظاهر و باطنی است که ظاهر آن سایه، و باطن آن نور مي‌باشد.

352. دنیا برای اولیای الهی جهنم است که اهل آن در ظاهر دشمن بی‌مروت و در باطن دوستان با مروت می‌باشند.

402. خداوند رحمان دو نور هدایت کننده آسمانی برای بندگانش آشکار ساخت که ظاهر آن‌ها نور شمس و قمر، و باطن آن‌ها نور شریعت و معرفت می‌باشد.

477. خداوند در باطن به صورت جميل، و در ظاهر به صورت جمال هدايتگر بندگانش مي‌باشد.

500. مردم به ظاهر عشق مي‌ورزند و حال آنكه به باطن آتش مي‌افروزند.

535. ظاهر و باطن انسان به دو صورت روشن مي‌گردد: روشنايي ظاهر توسط الله و باطن به واسطه رحمان مي‌باشد.

621. حقيقت در ظاهر همچون خورشيد و زمين، و در باطن همانند ماه و ستارگان براي سالكان الي‌ الله نمايان است.

791. تابش عشق در قلب، همچون شعاع شمس در قمر است كه ظاهرش نوراني و باطنش روحاني‌ مي‌باشد.

815. خدا هم ظاهر است هم باطن. ظاهرش به واسطه عشق و باطنش توسط فنا نمايان مي‌گردد.

858. همان‌گونه كه در شب مي‌توان توسط كواكب درخشنده راه‌هاي مُلك را پيدا كرد، در باطن هم مي‌توان توسط اولياي زيبنده راه‌هاي ملكوت را پيدا نمود.

899. قرآن، ظاهرش شهر الباب، باطنش نهر ابرار و ضميرش وجه اطهار مي‌باشد.

908. بزرگ‌ترين تفضل الهي، قرآن است كه بر مؤمنين به صورت باطن و بر مسلمين به طور ظاهر آشكار مي‌باشد.

910. عده‌اي گمان مي‌كنند كه به ظاهر قرآن راه يافته‌اند؛ در حالي كه ظاهر آن مرتبط به باطن آن مي‌باشد.

922. همان‌طور كه با چشم سَر مي‌توان ظاهر را ديد، با چشم دل هم مي‌توان باطن را رؤيت نمود.

994. آيات قرآن، حقايق عظيمي است كه ظاهر و باطن آن، توسط محكمات و متشابهات آشكار مي‌گردد.

1033. قرآن، ظاهرش عقل، باطنش عشق و سِرّش وجه می‌باشد.

1043. خداوند در باطن، جمال و در ظاهر، جلال می‌باشد.

1080. اكثريت آدميان به صورتْ زيبا و در باطنْ زشت مي‌باشند.

1109. همان‌گونه كه خورشيد در ظاهر حافظ و ناظر موجودات است، خدا نيز در باطن حافظ و ناظر مخلوقات مي‌باشد.

1192. همان‌گونه که هستی ظاهر و باطنی دارد، قرآن هم ظاهر و باطنی دارد. راهنمای ظاهر، محکمات و راهنمای باطن، متشابهات قرآن می‌باشد.

*- ما و آیندگان‌ جوهرهء گذشتگان‌ خود در حقایق‌ علوم‌ ظاهری‌ و باطنی‌ هستیم‌. اگردر اختراعات‌ و اکتشافات‌ علوم‌ ظاهری‌، موفقیتهایی‌ حاصل‌ گشته‌ و تجلیات‌ آن‌ آشکارتر شده‌، به‌ همان‌ مقدار در اختراعات‌ و اکتشافات‌ علوم‌ باطنی‌ هم‌ پیشرفتهایی‌ به‌ دست‌ آمده‌ و تجلیات‌ آن‌ آشکارتر شده‌؛ همچنان‌ که‌ روز و شب‌ به‌ اتفاق‌ هم‌ در سیرند. روز بنا بر شدت ‌نور خود، تجلیاتش‌ را آن‌ چنان‌ که‌ هست‌ ظاهر می‌کند و شب‌ هم‌ بنا بر شدت‌ تاریکی‌خود، تجلیات‌ باطنش‌ را آن‌ چنان‌ که‌ هست‌ ظاهر می‌کند؛ چنان‌ که‌ اولیای‌ شیطانی‌ و اولیای‌ الهی‌ در هر زمان‌ و مکان‌ مقابل‌ یکدیگر قرار دارند.

*- هر کسی‌ در دل‌ خود آیینهء غیب‌ و شهودی‌ دارد که‌ به‌ سبب‌ زنگار شرک‌، ظاهر و باطن‌ خود را نمی‌بیند و تنها با تسلیم‌ شدن‌ به‌ دستان‌ کیمیاگر اولیای‌ الهی‌ می‌توانند مرآت ‌غیب‌ و شهود خود را جلا دهند.

 

 

باطن انسان

1018.ظاهر انسان از خاک و خاک از آتش است. باطن انسان از روح و روح از عشق می‌باشد.

 

 

باطن بين

12. عقل، طلای سفیدی است که مردم ظاهربین را به خود جذب می‌کند و عشق، مغناطیس سیاهی می‌باشد که مردم باطن‌بین را به خود جذب می‌کند.

 

 

باطن جسم

29. آخرت در باطن دنیا، بهشت در باطن جهنم، روح در باطن جسم، عقل در باطن نفس و معرفت در باطن عشق می‌باشد.

 

 

باطن جهنم

29. آخرت در باطن دنیا، بهشت در باطن جهنم، روح در باطن جسم، عقل در باطن نفس و معرفت در باطن عشق می‌باشد.

 

 

باطن دنيا

29. آخرت در باطن دنیا، بهشت در باطن جهنم، روح در باطن جسم، عقل در باطن نفس و معرفت در باطن عشق می‌باشد.

 

 

باطن عشق

29. آخرت در باطن دنیا، بهشت در باطن جهنم، روح در باطن جسم، عقل در باطن نفس و معرفت در باطن عشق می‌باشد.

 

 

باطن كوه ها و خاك ها

751. همان‌گونه كه در باطن كوه‌ها و خاك‌ها آب‌هاي زلال يافت مي‌شود، در باطن مقربان و ابرار نيز كوثر گوارا پيدا مي‌شود.

 

 

باطن محبت

239. همان‌گونه که ملکوت در باطن ملک است، معرفت هم در باطن محبت می‌باشد.

 

 

باطن مقربان و ابرار

751. همان‌گونه كه در باطن كوه‌ها و خاك‌ها آب‌هاي زلال يافت مي‌شود، در باطن مقربان و ابرار نيز كوثر گوارا پيدا مي‌شود.

 

 

باطن مُلك

239. همان‌گونه که ملکوت در باطن ملک است، معرفت هم در باطن محبت می‌باشد.

 

 

باطن نفس

29. آخرت در باطن دنیا، بهشت در باطن جهنم، روح در باطن جسم، عقل در باطن نفس و معرفت در باطن عشق می‌باشد.

 

 

باغ

962. حقايق كوثر در عرش، و حقايق آب در باغ است.

 

 

باغبان

236. مرد به منزله خاك، زن به منزله آب و انسان کامل به منزله باغبان می‌باشد.

615. همان‌گونه كه بذر گل در زمين به واسطه باغبان رشد مي‌كند، فطرت آدمي‌ هم در ولايت به واسطه اوليا به كمال مي‌رسد.

 

 

باغبانان

270. خانه‌های مؤمنان به منزله گلزار معطری است که باغبانانش اولیای الهی می‌باشند.

807. اولياي الهي باغباناني هستند كه تسليم‌شدگان خود را همچون درختان باغ به ثمر مي‌رسانند.

1084. زن‌ها زمين‌هاي مختلفي هستند از براي مردان، و مردان باغبانان و كشاورزان و جنبندگاني مي‌باشند از براي زنان.

 

 

باغبانان بوستان

271. دنیا براي دو گروه، زميني است که در آن کشت می‌کنند. قليلي همچون مقربان، باغبانان بوستان‌اند و كثيري همانند ابرار، كشاورزان صحرايند.

 

 

باغبانان حاذق

951. همان‌گونه كه زمين‌ها توسط باغبانان حاذق زيبا مي‌گردد، زن‌ها نيز به واسطه اولياي كامل وجيه مي‌گردند.

 

 

باغبانان گلزار

23. اربابان بوستان، مقربان فانی‌اند. باغبانان گلزار، عارفان ابرارند. کشاورزان کشتزار، عالمان الباب‌اند. مقربان رحیمی، دسته گُل‌اند. عارفان رحمانی، مست گُل‌اند. عالمان الهی، برگ گُل‌اند.

 

 

باغ زيبا

42. دنيا و آخرت، بسان باغ زيبايي است كه زير زمينش گِل متعفن، و روي زمينش گُل معطر مي‌باشد.

 

 

باقي

241. عصر ما بسان دریای پهناوری می‌باشد که آرامش آن توسط طوفان‌هاي هولناک ناپاکی‌ها از میان رفته و جنبندگان خود را توسط امواج سهمگین آنچنان با بی‌رحمی در اعماق خود غرق می‌کند که اثري از آن‌ها باقی نمی‌گذارد؛ مگر آن‌هایی که در سفینه نجات اولیای الهی می‌باشند.

560. در آخر الزمان مردم توسط بي‌بند و باري گوش‌ها، چشم‌ها و دل‌هايشان آنچنان كر و كور و گنگ مي‌گردند كه با وجود اديان و كتاب‌هاي آسماني، اثري از غيرت و جوانمردي در آنان باقي نمي‌ماند.

631. هرگاه معشوق بر جايگاه عاشق فرود آيد، عاشق فاني و معشوق باقي مي‌گردد.

 

 

بال عشق

88. منازل مُلک و ملکوت با دو بال عقل و عشق در شریعت الهی و معرفت رحمانی طی می‌شود.

527. براي رسيدن به معرفت، بال عشق نياز است؛ نه پاي عقل.

 

 

بال عقل

88. منازل مُلک و ملکوت با دو بال عقل و عشق در شریعت الهی و معرفت رحمانی طی می‌شود.

 

 

بال عشق و فنا

1177.شیطان به صورت جن دام‌های خود را در صراط پهن کرده. تنها ابرار و مقربان‌اند كه با دو بال عشق و فنا از آن می‌گذرند.

 

 

بال عقل و عشق

948. آدم به كسي گويند كه با دو بال عقل و عشق سيركننده مُلك و ملكوت باشد.

 

 

بال هاي پرنده عشق

229. مؤمن، بال‌های پرنده عشق را توسط عورت به آتش شهوت نمی‌سوزاند.

 

 

* بت

- زمانی‌ بود که‌ مردم‌ در مقابل‌ بتها به‌ سجده‌ می‌افتادند و زمانی‌ آید که‌ بتها در برابرمردم‌ به‌ سجده‌ می‌افتند.

 

 

بحر بيكران

874. مؤمن و كافر همانند پروانه و مگس در گلزار و مرداب براي رسيدن به غذاهاي واقعي خود در پروازند.

 

 

بحر بيكران دل انسان كامل

996. حوران فراخ‌چشم همچون ستارگان درخشنده در بحر بيكران دل انسان كامل قابل رؤيت مي‌باشند.

 

 

بحر كَرَم

925. پروردگارم از رحمت و بركاتش نصيب اين حقير گردانيد، ولي در بحر كَرمش شرمنده شكرش گرديدم. 

 

 

بخشنده

481. خداي رحمان در دنيا نسبت به مردم، بخشنده، و مردم در آخرت نسبت به خداي رحمان، شرمنده مي‌باشند.

 

 

بخيل

848. ترحم مؤمن نسبت به بخيل، جز مصيبت در بر نخواهد داشت.

 

 

بدخلقي

333. علت بدخُلقی در پیری، عادت بدگویی در جوانی است.

 

 

بدخلقي زن

346. هیچ ریاضتی برای تهذیب نفس بالاتر از صبر در برابر بدخُلقی زن نمی‌باشد.

 

 

بدن

618. سلول‌ها توسط سلامت بدن، بدن توسط سلامت زمين، زمين توسط سلامت خورشيد،  خورشيد توسط سلامت ستارگان، ستارگان توسط سلامت كهكشان و كهكشان توسط سلامت كيهان سالم مي‌باشند.

 

 

بدن هاي خبيث

412. ارواح طیب در بدن‌های طیب به صورت ملائکه و روح دوستانشان را به اعلی علیین، و اوراح خبیث در بدن‌های خبیث به صورت جن و انس دوستانشان را به اسفل سافلین می‌برند.



ادامه مطلب ...






بدن هاي طيب

412. ارواح طیب در بدن‌های طیب به صورت ملائکه و روح دوستانشان را به اعلی علیین، و اوراح خبیث در بدن‌های خبیث به صورت جن و انس دوستانشان را به اسفل سافلین می‌برند. 

 

 

بدون حجاب

690. نور خدا همچون نور شمس، بدون حجاب بر زمين و آسمان مي‌تابد.

 

 

بدي ها

1012. خوبی‌ها و بدی‌ها در یمین و یسار آدمیان تأثیر مثبت و منفی می‌گذارد.

 

 

بذر

305. دل، به منزله زمین خشکی است که بذر آن نیازمند كوثر باشد.

* - آخر الزمان‌ مانند پاییز است‌. اگر می‌خواهیم‌ زنده‌ بمانیم‌، همچون‌ بذر در خاک ‌اولیای‌ الهی‌ فانی‌ شویم‌ تا در اوّل‌ بهار بقا یابیم‌.

 

 

بذرافشاني

671. زن‌هاي مؤمنه به منزله زمين‌هاي حاصلخيزي هستند كه بذر‌افشاني در آنان توسط مقربان رحيمي مي‌باشد.

 

 

بذر ايمان

282. بذر ايمان را در سرزمین دل انسان كامل با کوثر عشق آبیاری کنیم تا شاهد خضرای آن باشیم.

 

 

بذر حقايق

54. در وجود ما، بذر حقايق است كه با کوثر بی‌رنگ عشق می‌توانیم رؤیت کننده تجلیات خوشرنگ آن باشیم.

968. بذر حقايق در سيماي زن است كه توسط كوثر شعف به ظهور مي‌رسد.

 

 

بذر حقيقت

91. شریعت بذر معرفت، و معرفت بذر حقیقت است که توسط کوثر عرش به ثمر می‌رسند.

 

 

بذر كمالات عشق

66. نور، روح، عقل و نفس جمله بذر کمالات عشق است براي رسيدن به جمال جمیل بی‌منتها.

 

 

بذر گل

615. همان‌گونه كه بذر گل در زمين به واسطه باغبان رشد مي‌كند، فطرت آدمي‌ هم در ولايت به واسطه اوليا به كمال مي‌رسد.

 

 

بذر معرفت

91. شریعت بذر معرفت، و معرفت بذر حقیقت است که توسط کوثر عرش به ثمر می‌رسند.

 

 

براده هاي آهن

111. اولیای خدا به منزله مغناطیس و مردم به منزله فلزات گوناگون‌اند. در مسیر جاذبه مغناطیس، بُراده‌های آهن مي‌باشند.

1079. همان‌گونه كه مغناطيسْ براده‌هاي آهن را با خود همراه مي‌كند، انسان كامل هم فقراي رحماني را با خود همراه مي‌سازد.

 

 

برازندگي

47. زندگی، یعنی جویندگی و یابندگی؛ نه گویندگی و برازندگی.

665. همان‌گونه كه آتش جوّ ديده نمي‌شود، آتش عشق هم ديده نمي‌شود. زماني آتش آن‌ها رؤيت مي‌شود كه در جاي خود از پاشيدگي و پراكندگي به سمت شايستگي و برازندگي روانه گردند.

 

 

برازنده مطهران رحيمي

1175.مقام سدره، برازنده مطهران رحیمی است.

 

 

براق آسماني

249. عشق، بُراق آسمانی است به سوی بهشت. شهوت، الاغ زمینی است به سوی دوزخ.

 

 

براق اعلا

121. عقل، مَرکب صحرا است. عشق، کشتی دریا است. فنا، بُراق اعلا است.

 

 

براق پرنده

523. عقل همانند اسب دونده و عشق بسان براق پرنده، جوينده و يابنده صورت و سيرت خود مي‌باشند.

 

 

براق تيزرو

234. نور رحمان از عالم انوار، عریان نازل می‌شود تا در عالم ارواح روح قدسی را همچون لباسی مقدس بر قامت خود انتخاب و بسان بُراقی تیزرو به سوی جمال بی‌‌نهایت در عوالم لطافت عروج کند.

 

 

براق عشق

184. زن، طائر فردوس یا بُراق عشق به سوی جمال مطلق است؛ در حالي كه بال‌هاي آنان را همچون درندگان به شهوات پرپر می‌كنيم.

 

 

* براق فضاي ملكوت

- عشق‌، سفینهء دریای‌ ملک‌ است‌ و فنا، براق‌ فضای‌ ملکوت‌ به‌ سوی‌ حقایق‌ جلال‌ و جمال‌ بی‌نهایت‌ الهی‌ می‌باشد.

 

 

برتري اسماعيل(ع)

1027. علت برتری اسماعیل(ع) نسبت به ابراهیم(ع)، والدین آنان می‌باشد.

 

 

برتري جسم

973. برتري جسم نسبت به روح، همانند برتري زمين نسبت به خورشيد مي‌باشد.

 

 

برتري حسين(ع)

1105. برتري حسين(ع) پسر فاطمه(س) نسبت به عيسي(ع) پسر مريم(س)، ديد باطني و ظاهري مي‌باشد.

 

 

برتري زمين

973. برتري جسم نسبت به روح، همانند برتري زمين نسبت به خورشيد مي‌باشد.

 

 

بردباري خضر(ع)

1239. شتابندگی موسی(ع) در مقابل بردباري خضر(ع) باعث گردید تا از علم لدنّی بي‌بهره گردد.

 

 

بركات

925. پروردگارم از رحمت و بركاتش نصيب اين حقير گردانيد، ولي در بحر كَرمش شرمنده شكرش گرديدم. 

 

 

بركه آرام

455. همان‌گونه كه خورشيد در بركه‌اي آرام با يك نسيم باد به تزلزل در مي‌آيد، خدا نيز در قلب مؤمن با يك نسيم شرك متزلزل مي‌گردد.

 

 

برگ گل

23. اربابان بوستان، مقربان فانی‌اند. باغبانان گلزار، عارفان ابرارند. کشاورزان کشتزار، عالمان الباب‌اند. مقربان رحیمی، دسته گُل‌اند. عارفان رحمانی، مست گُل‌اند. عالمان الهی، برگ گُل‌اند.

 

 

برودت

954. جاذبه زنان در مقابل دافعه مردان، همچون حرارتي مي‌باشد در برابر برودت.

 

 

برهان

890. جواب نااُميدكننده خضر(ع) نسبت به سؤال اُميدواركننده موسي(ع) سببش بي‌صبري و برهان بود.

 

 

برهنه

627. اسرافيل براي جن و انس دو بار مي‌دمد: اول با صورت رحماني همه را پوشيده مي‌كُشد و در صور دوم با سيماي رحيمي‌ همه را برهنه زنده مي‌كند.

 

 

* بسم الله الرحمن الرحیم

- هر کس‌ که‌ «بسم‌ اللّه‌ الرحمن‌ الرحیم‌« را بی‌توجه‌ بر زبان‌ آورد، چنان‌ است‌ که‌ در ظلمت‌ شب‌، نورش‌ را به‌ آسمان‌ افکند.

- وجود به‌ واسطهء‌ «بسم‌ اللّه‌ الرحمن‌ الرحیم‌« آشکار شد و کمال‌ وجود به‌ واسطهء ‌اسم‌ رب‌ حاصل‌ می‌شود.

 

 

بصيرت

235. بزرگ‌ترین ریاضت اولیای الهی، بصیرت آنان نسبت به بهیمیت آدمیان مي‌باشد.

 

 

بقا

15. عقل، مقدمه عشق است. عشق، مقدمه فنا است. فنا، مقدمه بقا است و بقا، مقدمه رؤیت حقایق مي‌باشد.

27. شریعت رسول الله، انوار روح الأمین است برای فنا، و معرفت ولی الله، انوار روح القدس است برای بقا.

59. عشق، حقیقتی است آسمانی که توسط رؤیا یک‌هزارم آن، و در حال فنا یک‌صدم آن، و در حال بقا صد در صد آن نمایان می‌گردد.

337. نهایت عشق، فنا است و اوج فنا، بقا می‌باشد.

892. صوفي در راه فنا و ساقي در حال بقا به سر مي‌بَرد.

 

 

بقره (سوره)

56. بقره بلندترین سوره قرآن و کوثر کوتاه‌ترین آن می‌باشد. مسلمانان از سوره بقره، و مؤمنان از سوره کوثر بهره‌مند می‌باشند.

 

 

بلبل

20. در بین پیامبران الهی محمد(ص) همچون گلي است که داود نبی(ع) بلبل، و عیسای مسیح(ع) پروانه آن می‌باشد.

253. موسی کلیم الله(ع) به منزله خاک، عیسی روح الله(ع) به منزله آب، محمد رسول الله(ص) به منزله گُل، علی ولیّ الله(ع) به منزله بلبل و فاطمه زهرا(س) به منزله پروانه گُل مي‌باشند.

392. دیده نشده بلبلی به لانه جغدی، یا طاووسی به آشیانه کرکسی برود.

564. همان‌گونه كه بلبل با گُل همراه است، عاشق هم با جمال همراه مي‌باشد.

 

 

بلبلان

202. در گلزار رحيمي سه گروه‌اند: گروهی به مثابه حشرات، روزی‌خوار برگ‌های آن، گروهی مانند بلبلان، روزی‌خوار جمال آن و گروهی بسان پروانگان، روزی‌خوار شهد جمال آن می‌باشند.

331. ابرار، سخنوران جنات‌اند؛ همچنان‌كه بلبلان نغمه‌سراي بوستان مي‌باشند.

995. دين، زيبايي و بويايي گلزار است از براي بلبلان و پروانگان.

1001. زينت بوستان توسط پروانگان و بلبلان، و زينت جنات به واسطه مقربان و ابرار مي‌باشد.

1017. زمانی همچون پروانگان و سالياني همانند بلبلان در گلزار صفا به بوييدن روح و رياحين و  نغمه‌سرایی براي زيبايي گذراندم.

 

 

بلده امين

856. شجره منهيه، آتشي بود كه پس از سال‌ها از جانب غربي شعله‌اش نمايان و در مكان شرقي نورش روشن و در بلده امين معرفتش حيات‌بخش ابرار گرديد.

 

 

بلقیس

387. زن، خواهان محبت است، نه قدرت؛ همچنانکه بلقیس از قدرت عزل و به محبت جذب گردید.

 

 

بلوا

589. انسان دو چشم دارد. اگر چشم چپش ببيند، ايجاد بلوا مي‌كند؛ اگر چشم راستش ببيند، ايجاد آرامش و چنانچه با هر دو چشم ببيند، ايجاد سازندگي مي‌كند.

 

 

بلور

183. چنانچه انسان در آتش عشق همچون بلور، شفاف گردد، نظیر ملائکه و روح به‌سختی رؤیت می‌شود و چنانچه مانند سفال، تیره گردد، بسان جن و انس به‌آسانی رؤیت می‌شود.

 

 

بلور شفاف

130. اگر زن مؤمنه‌ای در خانه خود نامحرمی را در خواب مشاهده نماید و بعد از خواب یکی از محرمانش كه زن مي‌باشد به خانه او بیاید، این رؤیا صحیح است؛ چون مؤمن به واسطه تزکیه نفس همچون بلوری شفاف، و غیر مؤمن همچون سنگی سخت در مقابل شیشه می‌باشد.

659. همان‌گونه كه شيشه‌گران سنگ‌ريزه‌ها را توسط آتش به بلوري شفاف در مي‌آورند، اولياي رحماني هم سالكان را توسط عشق به فرشتگاني مطهر مبدل مي‌كنند.

 

 

بندگان

402. خداوند رحمان دو نور هدایت کننده آسمانی برای بندگانش آشکار ساخت که ظاهر آن‌ها نور شمس و قمر، و باطن آن‌ها نور شریعت و معرفت می‌باشد.

703. بزرگ‌ترين لطف الهي نسبت به بندگان، صورت‌هاي انساني آنان است و بهترين لطف بندگان نسبت به خودشان، سيرت آدميتشان مي‌باشد.

1197. از بزرگ‌ترین الطاف الهی است که بندگان قبل از روز جزاء اعمال خويش را در خواب‌هاي خود می‌بینند.

 

 

بندگان خدا

222. بندگان خدا دل‌هایشان به نور عرش روشن و زبانشان به کلمات رحمان گویا مي‌باشد.

* - دنیا محضر عقد و نکاح‌ اولیای‌ الهی‌ برای‌ بندگان‌ خداست‌. قلیلی‌ در این‌ محضر، به‌ دستان‌ اولیای‌ الهی‌ تسلیم‌اند و کثیری‌ در کمند اولیای‌ شیطانی‌ اسیرند.

 

 

بنده وامانده

753. بنده وامانده‌اي كه غرق گناهان است، مانند كودك درمانده‌اي است كه غرق نجاسات مي‌باشد.

 

 

بنزين موتور

443. همان‌طور كه ماشين توسط ريخته شدن بنزين موتور از حركت مي‌افتد، انسان نيز به واسطه ريخته شدن انرژي عشق از حركت مي‌افتد.

 

 

بوته خار

487. دنيا همچون غنچه گلي است بر بوته خار كه عطر حقايقش براي سالكان الي‌الله در ابتدا پنهان و در انتها پيدا مي‌گردد.

 

 

بوستان

57. بوستان توسط صوت بلبلان و زيبایي پروانگان، و جنات به واسطه سخن ابرار و جمال مقربان، نیکو و خوشنما می‌باشد.

1201. همان‌گونه که صوت بلبل از بوستان به گوش‌ می‌رسد و آدم لذت مي‌برد، کلام اولیا نیز از جنات به گوش می‌رسد و آدم لذت مي‌برد.

 

 

بوستان اولياي الهي

524. ثروت به صورت كود در بوستان اولياي الهي تبديل به گل‌هاي خوشبو مي‌گردد.

 

 

بوستان بي­منتها

303. دل انسان کامل همانند بوستان بي‌منتهايي است که میلیارد‌ها انسان را در گوشه‌ای از آن جای می‌دهد.

 

 

بوسه شيرين زن

115. کام تلخ مرد توسط بوسه شیرین زن شیرین می‌شود.

 

 

بوم نقاشي

104. دنیا برای آدمیان همانند بوم نقاشی است که نقش‌آفرینَش در آخرت مالک آفریده خود می‌باشد.

262. مُلک و ملکوت همانند بوم نقاشي است كه نقش‌آفرينشان قابيليان و هابيليان مي‌باشند.



ادامه مطلب ...






بهار

21. بهار، نشاط عاقلان، و پاییز، نشاط عاشقان می‌باشد.

134. مؤمن در مقابل خدا همچون زمین در برابر خورشید است که چهار فصل دارد؛ فصل اوّل، پاییز: برای ریختن رنگ تعلقات. فصل دوم، زمستان: برای سفید شدن از تیرگی‌ها. فصل سوم، بهار: برای دمیدن روح و پديد آوردن ثمرات. فصل چهارم، تابستان: برای چشیدن حلاوت ثمرات.

533. همان‌گونه كه بعد از بهار و تابستان درختان غبارآلود و بي‌ثمر مي‌شوند، بعد از رسالت و ولايت مردمان كفرآلود و بي‌هدف مي‌گردند.

 

 

بهاي عشق

804. بهاي عشق از براي عقل، افشاي عشق است.

 

 

بهره آدمي

588. بهترين بهره آدمي،‌ فدا كردن عمر كوتاه دنيا است براي عمر بلند آخرت.

 

 

بهره ملكوتي

361. عالم مُلک بازار سود و زیان است. در این بازار کسانی بهره ملکوتی می‌برند که سرلوحه عقلشان عشق باشد.

 

 

بهشت

19. چنانچه عقل و عشق همچون خاک و آب با هم آمیخته گردند، سبزه‌زاری بس زیبا همانند بهشت آشکار می‌گردد.

29. آخرت در باطن دنیا، بهشت در باطن جهنم، روح در باطن جسم، عقل در باطن نفس و معرفت در باطن عشق می‌باشد.

249. عشق، بُراق آسمانی است به سوی بهشت. شهوت، الاغ زمینی است به سوی دوزخ.

329. تخطی ابلیس به جهت آدم(ع) و تخطی آدم(ع) به موجب ابلیس باعث گردید که آن‌ها پس از هبوط از بهشت، در کشاکش یکدیگر به صعود و سقوط برسند.

430. صورت و عورت، نماي دو درگاه بهشت و دوزخ است از براي آدميان.

465. سنگ‌هاي آسماني دوزخشان در خورشيد و بهشت‌شان در زمين مي‌باشد.

619. اعمال بد و خوب آدميان در دوزخ و بهشت همانند صورت‌هاي گوناگون، زشت و زيبا مي‌باشد.

643. خدا به آدم(ع) فهماند كه در بهشت به سمت صورت رود؛ نه در جهت عورت.

707. آدميان متولدان عقل و نفس هستند كه طرفين راست و چپ آنان بهشت و دوزخ مي‌باشد.

861. حوا(س) دو بار نزد آدم(ع) ظاهر شد: بار اوّل توسط اسماء در بهشت، و بار دوم به واسطه اذكار در زمين.

864. همان‌گونه كه زمين در مقابل خورشيد بهشت است، معشوق در برابر عاشق بهشت مي‌باشد.

872. بهشت و دوزخ دو مكان جداگانه، بسان گلزار خوشبو و مرداب بدبويي هستند كه آدميان همانند پروانه‌ها و مگس‌ها توسط قوه بويايي به سمت گلزار و مرداب در حركت مي‌باشند.

873. بهشت،‌ روح و رياحين صورت و سيرت مقربان رحيمي است كه در دنيا براي آرميدگان رحماني به ظهور رسيده.

1193. عورت و صورت، دو نشان مُلک و ملکوت است که توسط آن‌ها دوزخ و بهشت نمايان می‌شوند.

* - آدمیان‌ به‌ کمال‌ و جمالشان‌ انسان‌اند نه‌ به‌ ظن‌ّ و گمانشان‌. انسان‌ نغمه‌سرای ‌بهشت‌ است‌؛ همچنان‌ که‌ بلبل‌ نغمه‌سرای‌ باغ‌ است‌.

* - مردم‌ یا در اعلا علیین‌ هستند یا در اسفل‌ سافلین‌، یا در بهشت‌ به‌ سر می‌برند یا در دوزخ‌، یا در وجه‌ رحمانی‌ هستند یا در صورت‌ شیطانی‌.

* - وجه‌ اولیای‌ الهی‌، بهشت‌ خدای‌ رحمان‌ است‌. نعمات‌ بهشت‌ رحمان‌، کلمات ‌اولیای‌ خداست‌. گروهی‌ از کلمات‌ اولیای‌ خدا به‌ نفع‌ خود سود برند و عده‌ای‌ از وجه‌ اولیای‌ خدا به‌ قلب‌ خود روح‌ دهند.

*- از طریق‌ پیامبران‌ و اولیا، بهشتهای‌ لقا و فردوس‌ آشکار می‌گردد و از طریق‌ علوم ‌الهی‌ و معارف‌ رحمانی‌، وجوه‌ ساجدان‌ لقا و مسجودان‌ فردوس‌ ظاهر می‌گردد. وجوه ‌ساجدان‌، سیمای‌ فرشتگان‌ لقا و وجوه‌ مسجودان‌، سیمای‌ مقربان‌ می‌باشد به‌ صورت ‌جلال‌ الهی‌ و جمال‌ رحمانی‌ آشکار می‌شوند. به‌ همین‌ طریق‌، جلال‌ الهی‌ و جمال‌ رحمانی‌ همچون‌ شمس‌ و قمر می‌روند تا به‌ لطایف‌ انوار و ارواح‌ رحیمیت‌ در عوالم‌ بی‌نهایت‌ غیب‌ و شهود واصل‌ گردند.

* - بهشت‌ روح‌ و ریاحین‌ نعیم‌، متصل‌ به‌ دوزخ‌ متعفن‌ جحیم‌ است‌. در دوزخ‌ دنیا، هر کسی‌ که‌ بهشتی‌ باشد، از رنگ‌ و بویش‌ پیداست‌.

*- بهشت‌ اولیای‌ الهی‌ ولایت‌ آنان‌ می‌باشد. روانهء‌ بهشت‌ اولیای‌ الهی‌ شویم‌ که ‌دارالسلام‌ خدای‌ رحمان‌ است‌.

*- کسی‌ که‌ شیفته‌ کلمات‌ معنوی‌ است‌، بهشتی‌ است‌. کسی‌ که‌ منکر کلمات‌ معنوی ‌است‌، دوزخی‌ است‌ و کسی‌ که‌ بی‌تفاوت‌ به‌ کلمات‌ معنوی‌ است‌ در پرتگاهی‌ قرار گرفته ‌که‌ سرانجامش‌ نا پیداست‌.

 

 

بهشت آسمان

467. غريبان واقعي، اولياي الهي‌اند كه از بهشت آسمان به دوزخ زمين فرود آمدند تا دوزخيان زمين را به سوي بهشتيان آسمان سوق دهند.

983. سير تكاملي انسان از دوزخ دنيا به سمت بهشت آسمان است؛ همچنان‌كه سير تكاملي نور از آتش آسمان است به سمت بهشت زمين.

 

 

بهشت الهي

773. انساني كه وجودش بهشت الهي، قلبش عرش رحماني و ضميرش كوثر رحيمي است، همچون يتيمي تنها در گِل و لاي طبيعت مي‌باشد.

 

 

بهشت خورشيد

1026. از الطاف الهی است که در بهشت خورشيد زندگي مي‌كنيم؛ نه در دوزخ زمين.

 

 

بهشت رحمان

280. دنیا دوزخ شیطان، و آخرت بهشت رحمان است. گذر از دوزخ شیطان توسط کوثر رحمان ممكن مي‌باشد.

1187. عاشق، بهشت رحمان را در سرزمین‌ دل معشوق مي‌يابد.

 

 

بهشت رحماني

1178. اولیای الهی بهشت رحماني را در دل‌های عاشقانشان می‌سازند.

 

 

بهشت زمين

983. سير تكاملي انسان از دوزخ دنيا به سمت بهشت آسمان است؛ همچنان‌كه سير تكاملي نور از آتش آسمان است به سمت بهشت زمين.

 

 

بهشت فردوس

166. بهشت فردوس، قلب مقربان رحيمي است از برای ابرار.

170. انسان در اعلا مرتبه ایمان رهسپار منزلگه خود در بهشت فردوس است تا در آن مکان مقدس، جمال زیبایش را به وجه منور و مطهر رحیمی زینت بخشد.

636. حوران دو گروه‌اند: حوران رحماني در بهشت لقا نزد ابرار، و حوران رحيمي ‌در بهشت فردوس نزد مقربان مي‌باشند.

1090. براي ابرار، بهشت لقا و براي مقربان بهشت نعيم و براي قائدان بهشت فردوس مي‌باشد.

*- قلب‌ مقربان‌ رحیمی‌ جایگاه‌ مقدس‌ و درجات‌ بهشت‌ فردوس‌ است‌ از برای‌ ابرار. هر کس‌ به‌ درجات‌ ایمانش‌، مکانی‌ از مکانهای‌ بهشت‌ فردوس‌ را می‌یابد.

 

 

بهشت لقا

636. حوران دو گروه‌اند: حوران رحماني در بهشت لقا نزد ابرار، و حوران رحيمي ‌در بهشت فردوس نزد مقربان مي‌باشند.

1090. براي ابرار، بهشت لقا و براي مقربان بهشت نعيم و براي قائدان بهشت فردوس مي‌باشد.

1231. پیامبران الهی و اولیای رحمانی همانند شعاع خورشيد و پرتو ماه‌اند که در ظلمات دنیا پيروان عاقل و عاشق را به سوی بهشت لقا و فردوس برين مي‌برند.

*- در بین‌ پیامبران‌ الهی‌ داوود نبی‌(ع‌) بلبل‌ خوش‌نواز بهشت‌ لقاست‌ و عیسای ‌مسیح‌(ع‌) طاووس خوش نمای فردوس‌ اعلاست‌.

 

 

بهشت لقا و فردوس

637. جنيان و انسيان تا به مقام ملائكه و روح نرسند، هرگز به بهشت لقا و فردوس راه نخواهند داشت.

 

 

بهشت نعيم

95. عشق همانند قطرات بارانی است که اگر از آسمان عقل بر زمین نفس ببارد، بهشت نعیمش آشکار می‌گردد.

1090. براي ابرار، بهشت لقا و براي مقربان بهشت نعيم و براي قائدان بهشت فردوس مي‌باشد.

 

 

بهشت نعيم مقربان

526. قلعه ولايت، جايگاه عشق و مكان امن و بهشت نعيم مقربان مي‌باشد.

 

 

بهشت نوراني ملكوت

1190. عاشق، با اتصال به معشوق، بهشت نورانی ملكوتش را در جهنم ظلمانی مُلک نمایان مي‌كند.

 

 

بهشتي

11. کسی که شیفته کلمات معنوی است، بهشتی است و کسی که منکر کلمات معنوی است، دوزخی است و کسی که بی‌تفاوت به کلمات معنوی است، در معرض پرتگاهی است که سرانجامش ناپیدا است.

264. عشق یا بهشتی است یا دوزخی. منشأ عشق بهشتی، صورت و منشأ عشق دوزخی، عورت می‌باشد.

 

 

بهشتيان

192. مردم یا از بهشتیان‌اند و یا از دوزخیان. اگر از بهشتیان‌اند، فرشتگان و ارواح‌اند، و اگر از دوزخیان‌اند، جنیان و انسیان‌اند. 

762. امام خميني(س) براي دوزخيان آفتابي بود كه حرارتش آنان را مغرور، و براي بهشتيان مهتابي بود كه انوارش آنان را مسرور گردانيد.

1003. بهشتيان را با سلامشان و دوزخيان را با دشنامشان مي‌توان شناخت.

 

 

بهشتيان آسمان

467. غريبان واقعي، اولياي الهي‌اند كه از بهشت آسمان به دوزخ زمين فرود آمدند تا دوزخيان زمين را به سوي بهشتيان آسمان سوق دهند.

 

 

بهيميت

577. آدميان توسط كلمات اولياي الهي به صورت بهيميت و آدميت شناسايي مي‌شوند.

 

 

بهيميت آدميان

235. بزرگ‌ترین ریاضت اولیای الهی، بصیرت آنان نسبت به بهیمیت آدمیان مي‌باشد.

 

 

بي­بند و باري

560. در آخر الزمان مردم توسط بي‌بند و باري گوش‌ها، چشم‌ها و دل‌هايشان آنچنان كر و كور و گنگ مي‌گردند كه با وجود اديان و كتاب‌هاي آسماني، اثري از غيرت و جوانمردي در آنان باقي نمي‌ماند.

 

 

بيابان پهناور

286. وادی حیرت برای مريد نسبت به مراد، مانند بیابان پهناوری است که در آنْ فرزند، دست از دست پدر رها کرده.

 

 

بيان

369. کاملان الهی با هیچ بیانی تعريف كننده لطایف رحمانی نمي‌باشند؛ مگر با زبان عشق.

 

 

بي ثمر

533. همان‌گونه كه بعد از بهار و تابستان درختان غبارآلود و بي‌ثمر مي‌شوند، بعد از رسالت و ولايت مردمان كفرآلود و بي‌هدف مي‌گردند.

 

 

بيدار

67. دنیا شب، و آخرت روز است. چنانچه کسی در شب بیدار باشد، قیامتش برپا می‌گردد.

 

 

بيداري

252. نزول روح و ملائکه برای هدایت جن و انس، بسان رؤیایی است در مقابل بیداری.

415. دنیا و آخرت مانند خواب و بیداری است. اعمال ما در دنیا همچون خواب، مجهول و در آخرت همانند بیداری، معلوم می‌باشد.

 

 

بيراهه

255. اکثریت مردها توسط عشق‌ورزی به زن‌ها، بیراهه را بر راه راست ترجیح می‌دهند.

415. دنیا و آخرت مانند خواب و بیداری است. اعمال ما در دنیا همچون خواب، مجهول و در آخرت همانند بیداری، معلوم می‌باشد.

 

 

بي رحمي

341. هر کس لباس عشق بر تن کرد، بر کرسی عرش مَحرم گشت و هر کس که لباس عقل بر تن کرد، بر کرسی فرش مَحرم گشت.

 

 

بيرق

538. در آخر الزمان، دجال‌ها اسلام را توسط بيرق‌هايشان صدها سال به عقب بر مي‌گردانند.

 

 

بي رنگ

735. اگر بي‌رنگ در مقابل رنگ قرار گيرد، يا بايد همرنگ باشد يا كمرنگ.

*- انسانها کودکان‌ متولد شدهء بی‌رنگ‌اند که‌ توسط‌ اعمالشان‌ شتابان‌ به‌ سوی‌ تولد و چهره‌ای‌ دیگر می‌روند که‌ یا خوشایند رحمان‌ است‌ یا خوشایند شیطان‌.

 

 

بي رنگي

752. يك‌رنگي عين بي‌رنگي، و بي‌رنگي آيينه همه رنگ‌ها مي‌باشد.

 

 

بيزار

771. آنان كه در پرتو شمس خوشحال‌اند، از تابش قمر بيزارند.

 

 

بي صبري

890. جواب نااُميدكننده خضر(ع) نسبت به سؤال اُميدواركننده موسي(ع) سببش بي‌صبري و برهان بود.

 

 

بيماران

306. انسان کامل همچون پزشکی است که در بیمارستان، بیماران خود را از جذامیان جدا مي‌كند.

 

 

بيمارستان

306. انسان کامل همچون پزشکی است که در بیمارستان، بیماران خود را از جذامیان جدا مي‌كند.

 

 

بيمناك

1070. هر چه در راه حق آگاه‌تر گرديم، در مقابل خالق بيمناك‌تر و در برابر مخلوق شجاع‌تر مي‌گرديم.

 

 

بينايي جسم

662. بينايي جسم توسط عقل، و بينايي روح به واسطه عشق امكان‌پذير مي‌باشد.

 

 

بينايي روح

662. بينايي جسم توسط عقل، و بينايي روح به واسطه عشق امكان‌پذير مي‌باشد.

 

 

بينندگان حق

142. جویندگان حق، عالمان عاقل‌اند. یابندگان حق، عارفان عاشق‌اند. بینندگان حق، سابقان باقی‌اند.

 

 

بيننده

1194. خداوند در هر موجودي شنونده و بیننده و فهمنده است.

 

 

بيننده اعمال

108. دنیا قبرستانی است و مردم همچون مردگانی هستند که با صُور اولیای الهی زنده شده، شنونده و بیننده اعمال خویش می‌شوند.

 

 

* بيننده مُلك

ـ نفس‌ آدمی‌ توسط‌ غذای‌ جسم‌ بینندهء ملک‌ است‌ و عقل‌ آدمی‌ توسط‌ غذای‌ روح‌ بینندهء‌ ملکوت‌ می‌باشد. با کوری‌ نفس‌ در ملک‌ به‌ رویت‌ عقل‌ در ملکوت‌ آراسته‌ گردیم‌.

 

 

بينا

796. اگر چراغ عقل به سبب شعله عشق روشن گردد، گوش و چشم دل شنوا و بينا مي‌گردد.

 

 

بينايان

789. گوش‌ها، چشم‌ها و دل‌ها به واسطه خواسته‌هاي نفس و عقل، شنوايان، بينايان و مشتاقان مظاهر مُلك و ملكوت مي‌باشند.

 

 

بي­ نهايت

935. نقش‌آفريني تا عالم سومْ هنر الله، تا عالم ششم هنر رحمان، تا بي‌نهايت هنر رحيم مي‌باشد.

*- راه‌های‌ به‌ سوی‌ خدا و شیطان‌ دو راه‌ مختلف‌ می‌باشد: راه‌ نور و راه‌ ظلمت‌. درحقیقت‌، راه‌های‌ نور و ظلمت‌ چهار راه‌ است‌؛ دو راه‌ صعودی‌ ملائکه‌ و روح‌ به‌ وجه‌ الهی‌ اعلی‌ علیین‌ بی‌نهایت‌، و دو راه‌ نزولی‌ جن‌ و انس‌ به‌ وجه‌ شیطانی‌ اسفل‌ سافلین‌ بی‌نهایت‌. منظور از ملائکه‌ و روح‌، ابرار و مقربین‌ و مراد از جن‌ و انس‌ شکاکین‌ و مشرکین‌ هستند. مشرکین‌ در رسالت‌ به‌ شرک‌، و شکاکین‌ در ولایت‌ به‌ شک‌ دچار می‌شوند.

 

 

بي­ هدف

533. همان‌گونه كه بعد از بهار و تابستان درختان غبارآلود و بي‌ثمر مي‌شوند، بعد از رسالت و ولايت مردمان كفرآلود و بي‌هدف مي‌گردند.



ادامه مطلب ...