نام کاربری:    رمز عبور:




             آزادي تا چه حد؟


مفهوم آزادي آزادي اصطلاحي است كه در چند قرن اخير، در جهان متداول شده و مورد توجه قرار گرفته است و اهميتش به قدري است كه در مواد اوليه منشور سازمان ملل متحد و همچنين اعلاميه جهاني حقوق بشر، اين واژه زيبا و پر معنا تلالؤ دارد و به تبع آن در اولين اصول قانون اساسيكشورهاي جهان خود را نشان مي­دهد، اما معناي اين كلمه از گذشته ­هاي دور در ذهن بشر وجود داشته و در افق آرزوهايش مي ­درخشيده است.


آزادي، نشأت گرفته از اصلي طبيعي و تكويني در وجود آدمي است به نام اراده، و اراده حالتي است نفساني كه انسان را به عمل وا مي­دارد و از بين رفتن و نابودي اراده مساوي با از بين رفتن حس و شعور و آزادي، و در نتيجه از بين رفتن اصل انسانيت است. اما چون انسان موجودي اجتماعي است و طبيعتش او را به زندگاني در اجتماع سوق مي­دهد، براي اينكه بين اراده و افعال او و اراده و افعال ديگران برخورد و تزاحم رخ ندهد، به ناچار بايد از قانوني كه حدودي براي اراده ­ها و اعمال مردم معين كرده است تا آنها را به حالت تعديل برساند، پيروي و اطاعت نمايد. بنابر اين همان طبيعتي كه به انسان اراده و آزادي عمل داده است، باعث مي­گردد، آزادي و اراده او محدود و مقيّد شود.

به هر حال، آزادي، حقيقتي است كه همه ابناء بشر چه متديّن و صالح و چه بي ­دين و مفسد، دوستدار و طالب آن مي­باشند، اما هر كدام آزادي را به گونه­اي كه با نوع نگرش و جهان ­بيني خودشان همسويي دارد، تفسير مي ­كنند و به قول «منتسكيو»: «هيچ كلمه­ اي به اندازه كلمه آزادي، اذهان را متوجه به خود نساخته و به هيچ كلمه ­اي معاني مختلف، مانند كلمه آزادي داده نشده است.»(1)

چه بسيار ظلم­ها و تعدّي­ها و استعمار ملت­ها كه به نام زيبا و دلنشين آزادي و در پشت ظاهر زيبنده و فريبنده آن در جهان رخ داده و مي ­دهد و چه بسيار بي ­بند و باري­ها و ستيز با ارزش­هاي مسلّم اخلاقي كه با حربه آزادي در نزد مسلمانان به سبب وجود ديدگاه عميق توحيدي، به معناي بي ­بند و باري و رهايي از هر قيد و بند (آن­گونه كه ماديگرايان معنا مي ­كنند) نمي­ تواند باشد. مسلمانان آزادي را واقعيتي مقدس مي ­دانند كه در سايه عبوديت و بندگي حق تعالي حاصل مي شود و آدمي را از قيد بندگي غير حق رهايي مي ­بخشد و موانع درست انديشيدن و عمل كردن را از سر راه او بر مي ­دارد.

اقسام آزادي

آزادي داراي اقسام متعددي است كه در ذيل، بعضي از اقسام مهم آن به همراه ديدگاه اسلام در خصوص هر قسم بيان مي­ گردد:

1. آزادي شخصي:

يكي از حقوق طبيعي انسان، آزادي شخصي است؛ به اين معنا كه هر فردي مالك اراده و عمل خود مي ­باشد و حق دارد در مورد چگونگي زندگي و سرنوشت خويش تصميم بگيرد و زير نفوذ مستبدانه ديگران نباشد. بر اين اساس هيچ كس حق ندارد انساني را تحت مالكيت خويش در آورد و مالك بر جان و مال و اراده و عمل او شود و آزادي شخصي او را سلب نمايد.

اسلام به اين حق احترام گذاشته و با نفي برده ­داري به ­وسيله برنامه وسيعي كه آزادي تدريجي بردگان را در مدت زمان كوتاهي (تا پايان قرن اول هجري) سبب گرديد، همواره معتقد بوده كه همه افراد بشر با هم برابر و مساوي هستند و هيچ ­گونه امتيازي نسبت به يكديگر ندارند، مگر از نظر تقوا و پاكدامني: «انَّ اَكْرَمَكُم عِنداللهِ اَتْقاكُم.»(2)

حضرت علي(ع) مي ­فرمايد: «اي مردم! آدم نه غلامي توليد كرده و نه كنيزي و همانا مردم همگي آزادند.»(3) و گفته شده زماني كه ايشان در دوران خلافت خويش، در راه رفتن به شام (سوريه) به شهر انبار (شهري در عراق) رسيد، عده ­اي از مردم و بزرگان شهر از روي عادتي كه داشتند در مقابل او به خاك افتادند، حضرت با ناراحتي فرمود: «اين چه كاري بود كه انجام داديد؟ گفتند: اين خوي ما است كه سرداران و حكمران خود را اين­گونه احترام مي ­كنيم. پس فرمود: سوگند به خدا! حكمرانان شما با اين كار سود نمي ­برند و شما نيز در دنيا و آخرت با اين كار، خود را به مشقت و سختي گرفتار مي­ كنيد، چه بسيار زيانبار است رنجي كه كيفر به دنبال دارد و چه بسيار سودبخش است آسودگي و راحتي كه ايمني از آتش را به همراه دارد.»(4) امام علي(ع) با اين سخنان به آنان فهماند كه از نظرگاه آيين الهي اسلام، انسان آزاد آفريده شده است و كرنش بيش از حد مردم در برابر همنوعان خود روا نيست و عبوديت و بندگي تنها در برابر حضرت حق مشروع مي ­باشد.

2. آزادي انديشه

آزادي فكر و انديشه به اين معنا است كه هر كسي حق دارد درباره هر موضوعي كه دلخواه او است، به تفكر بپردازد و هيچ كس نبايد در راه انديشيدن او مانع ايجاد كند. دين اسلام بيش از هر آيين و مكتبي بر آزادي انديشه تأكيد نموده و پيروان خود را به تفكر و تعقل و استفاده از فهم و شعور دعوت مي­نمايد. البته انديشه ­اي مورد توجه اسلام است كه مفيد باشد و انسان را در كشف واقعيات ياري كند.

آيات بسياري در قرآن كريم به انديشيدن درباره جهان هستي و واقعيات موجود در آن تشويق مي نمايد، بدون آنكه چارچوب انديشه را محصور و محدود بنمايد.

اسلام براي چنين انديشه ­اي به ­قدري ارزش قائل است كه برترين عبادت را فكر كردن مي­ داند (افضل العبادة الفكر)(5) و موانعي كه ممكن است بر سر راه آن قرار گيرد، يكي پس از ديگري بر مي ­چيند.

موانع آزادي انديشه

آزادي انديشه موانع متعددي دارد كه يكي از آنها تقليدهاي كوركورانه و خرافه ­پرستي است. قرآن درباره كساني كه به تقليد غلط از پدرانشان، پيروي از دين معقول و وحي الهي را رها كرده ­اند، مي ­فرمايد: «چون به آنان گفته شود از كتابي كه خدا فرستاده پيروي كنيد، پاسخ دهند كه ما پيرو كيش پدران خود خواهيم بود. آيا بايد تابع آن باشند، اگرچه آن پدران، بي­عقل و نادان بوده و هرگز به حق و راستي راه نيافته باشند؟»(6)

حق همي گويد كه اي مغرور كور

ني ز نامم پاره پاره گشت طور

از من ار كوه احد واقف بدي

پاره گشتي و دلش پر خون شدي

از پدر و ز مادر اين بشنيده­اي

لاجر غافل در اين پيچيده­اي

گر تو بي ­تقليد ازو واقف شوي

بي­نشان، بي­جاي چون هاتف شوي(7)

يكي ديگر از اين موانع، تلاش براي بي ­اطلاع نگهداشتن مردم از واقعيات و حقايق است. در بسياري از جوامع چون خيلي از مطالب و مقررات ساخته و پرداخته ذهن كارگردانان جامعه و بر طبق خواسته ­هاي نامشروع آنان است، همواره از اين خوف دارند كه اگر واقعيت­ها و مطالب بر مردم كشف شود، سيل اعتراض به رويشان جاري شود و منافعشان به خطر افتد. درست به همين جهت است كه كشورهاي استعمارگر پيوسته مي­ كوشند تا مردم استعمارزده را در جهالت و بي اطلاعي از حقايق امور نگه دارند. پيش ­تر از اين نيز كليساي مسيحيت (و مراكز روحاني ديگر اديان) حق تعبير و توضيح معارف ديني و بيانات كتب مذهبي را به خود اختصاص داده و حق تفكر آزاد را از مردم سلب كرده و بر آنان الزام مي ­نمودند كه هر چه كليسا مي­ گويد، بدون بحث و تحقيق و كنجكاوي بپذيرند.

اما اسلام، چون بر طبق قانون فطرت و آفرينش تنظيم شده، بر خلاف ساير روش­هاي مذهبي و غير مذهبي ديگر، هيچ مطلب حقي را پوشيده نمي ­گذارد و به پيروان خود نيز اجازه كتمان حق را نمي ­دهد و كتمان حق را از گناهان بزرگ معرفي مي ­كند. خداوند متعال در قرآن آنان كه حق را كتمان و پنهان مي­ كنند، با صراحت مورد مؤاخذه و لعنت قرار مي ­دهد: «كساني كه دلايل آشكار و هدايت را كه فرستاديم كتمان و مخفي مي ­كنند، پس از آنكه آنها را براي مردم آشكار كرديم، آنان هستند كه خداوند بر ايشان لعنت مي ­كند و لعنت­كنندگان نيز به آنان لعنت مي ­فرستند.»(8)

همچنين، اسلام به پيروان خود توصيه نموده كه اگر در راه تفكر آزادانه به كوچك ­ترين ابهامي برخورد كردند و در موضوعي به شك و شبهه دچار شدند، توقف كنند و از آن پيروي ننمايند؛ بلكه با كمال انصاف در جهت رفع آن بكوشند. قرآن چنين مي ­فرمايد: «از آنچه علم و آگاهي بر آن نداري، پيروي نكن!»(9)

بنابر اين با وجود تلاشي كه آيين ما براي كنار زدن اين موانع و موانع ديگري كه مزاحم انديشه و تفكر آزادانه است دارد، اگر ادعا شود: يگانه آييني كه بيشترين اهتمام را به آزادي انديشه دارد، اسلام است، مبالغه نخواهد بود.

3. آزادي قلم و بيان

از ديگر حقوق اساسي انسان، آزادي قلم و بيان است كه به موجب آن هر فردي حق دارد نظرات و آراي خود را آزادانه اظهار و ابراز نمايد، اسلام براي اين آزادي به ­ويژه درباره راهنمايي و اظهار نظر سازنده مردم نسبت به امور جاري مملكت و دولت اسلامي ارزش و احترام خاصي قائل است؛ چنان­ كه مولا علي(ع) در خطبه­اي در صفين فرموده است: «با من آن­ چنان كه با حاكمان جبار سخن مي ­گويند، سخن مگوييد و از من، آن­ سان كه از مردم عصباني و تندخو فاصله مي­ گيرند، فاصله مگيريد و وقتي به من نزديك مي ­شويد، ظاهر سازي نكنيد! تصور نكنيد كه اگر حقي به من گفته شود، بر من سنگين خواهد بود و گمان نكنيد كه من ميل دارم مرا بزرگ بداريد؛ زيرا اگر كسي چنان باشد كه وقتي حقي به او گفته شود، بر او سنگين آيد يا عدالتي به او گوشزد شود، ناراحت شود، بي ­گمان از اجراي حق و عدالت، بيشتر ناراحت خواهد شد.»(10)

اين مطالب خود بارزترين مصداق امر به معروف و نهي از منكر است و وجود چنين اصلي بهترين دليل بر آزادي بيان در نظام اسلامي است. در قرآن مي ­خوانيم: «اي پيامبر! بشارت بده به كساني كه همه گونه سخني را مي ­شنوند و نيكوترينش را مي ­پذيرند، اينان كساني هستند كه از ناحيه خدا هدايت يافتند و اينان صاحبان خرد و عقل ­اند.»(11) اين آيه علاوه بر آزادي استماع و شنيدن اقوال، آزادي بيان و قلم را هم شامل مي ­شود و لكن اين آزادي را به كساني مي ­دهد كه مستمعين و شنوندگانشان قدرت تشخيص حق از باطل را داشته باشند و بتوانند قول نيكوتر را انتخاب نمايند.

در آيه­اي ديگر، مرز اين آزادي را تا روشن شدن حق و حقيقت معرفي نموده است: «مردم يك دسته بيشتر نبودند، سپس در ميان آنها اختلافات به ­وجود آمد. خداوند پيامبران را بر انگيخت تا مردم را بشارت دهند و انذار كنند و كتاب آسماني كه به سوي حق دعوت مي­ كرد، بر آنها نازل نمود تا در ميان مردم در آنچه اختلاف داشتند، داوري كند و كساني كه كتاب را دريافت داشتند و نشانه ­هاي روشن به آنها رسيد، اختلاف نكردند، مگر به خاطر ستمگري و انحراف از حق.»(12)

بر طبق اين آيه، بيان نظر، تضارب آرا و بحث و اختلاف تا قبل از رسيدن به علم و آگاهي به حق، آزاد است؛ چه اينكه اين آزادي خود زمينه پيدايش علوم و معارف و حقايق مي ­باشد. امام علي(ع) مي ­فرمايد: «هر كسي كه با آراي گوناگون رو به رو شود، موارد خطا را از درست باز خواهد شناخت.»(13)

اما بعد از اينكه حق و حقيقت به ­واسطه وحي و رسالت معلوم گرديد، ديگر اظهار نظر شخصي و اختلاف با مسلمات ديني فتنه مي ­باشد و آزادي در اين صورت لغو و بلكه مضر خواهد بود. به همين جهت است كه در قانون اساسي كشور اسلامي ­مان مي ­خوانيم: «نشريات و مطبوعات در بيان مطالب آزادند، مگر آنكه مخل به مباني اسلام يا حقوق عمومي ­باشد.»(14)

به سبب اين واقعيت است كه افرادي همچون «سلمان رشدي» كه حقانيت اسلام و رسول گرامي آن را ناديده گرفته و به مقدسات مسلمانان هتك حرمت مي­ كنند، نمي ­توانند آزادي قلم را دستاويز نيات شوم خود كه همانا خوش خدمتي به اربابان كور دل جهانخوار است بنمايند؛ چرا كه آنان از مرز آزادي تعدي و تجاوز نموده و با عملشان، تباهي و فساد را به ­دنبال مي ­آورند.

4. آزادي عقيده

آزادي عقيده داراي ابعادي است از جمله: آزادي در اصل داشتن مذهب و اعتقاد، آزادي در اظهار عقيده، و آزادي در تغيير مذهب، و اينك شرح هر كدام:

آزادي در اصل داشتن مذهب و اعتقاد

چنين آزادي و حريتي خود به خود محقق است؛ چون اعتقاد امري است قلبي و طبيعت اعتقادات قلبي طوري است كه اكراه و اجبار در آن راه پيدا نمي­ كند و به بيان ديگر عقيده نه قابل تحمل است و نه قابل سلب. بنابر اين هر كسي در عقايدي كه دارد، آزاد است. قرآن نيز اين حقيقت را در آياتي چند، بيان نموده است:

«لا اكراه في الدين قد تبين الرشد من الغي؛(15) در دين اكراه و اجبار نيست؛ زيرا راه سعادت و كمال از گمراهي و ضلالت، باز شناخته شده است.» و در آيه ديگري مي ­فرمايد: «و لو شاء ربك لأمن من في الارض كلهم جميعا أفانت تكره الناس حتي يكونوا مؤمنين؛(16) اگر پروردگارت بخواهد، همگي مردم زمين ايمان مي ­آورند. آيا تو براي آنكه مردم ايمان بياورند، مي ­خواهي آنها را مجبور كني؟»البته ناگفته نماند كه چون عقايد قلبي و معتقدات مذهبي متوقف بر يك سلسله علل و مقدمات خاصي از قبيل: شرايط زماني و مكاني زندگي افراد، شرايط جسمي و روحي و چگونگي تعليم و تربيت مي ­باشد و به سبب همين مقدمات است كه افكار و عقايد گوناگون به وجود مي ­آيد. از اين ­رو راه تغيير دادن يك عقيده نادرست، آن است كه از راه منطق و استدلال و تعليم و تربيت صحيح، مبادي و مقدمات آن عقيده تغيير داده شود و اين غير از اجبار و اكراه است.

آزادي در اظهار عقيده و مذهب

آزادي به اين معنا در محافل علمي و در مباحثات آزاد كه صاحب نظران به تبادل افكاري مي پردازند و نظرات و شبهات علمي يا اعتقادي را مطرح مي­ كنند، وجود دارد و هر صاحب انديشه اي مي ­تواند آزادانه عقايدش را در اين گونه محافل اظهار نمايد. اما خارج از محافل علمي و در سطح وسيع جامعه اسلامي، به هر كس نمي ­توان اين حق را داد كه مردم را به نظر و عقيده خودش دعوت كند و عقيده ­اش را پيش از آنكه در معرض تجزيه و تحليل قرار دهد، بين مردم منتشر سازد؛ چرا كه اين كار منجر به اختلاف بين مردم شده و در نتيجه وحدت و انسجام را كه مايه دوام و پايداري جامعه است، از بين مي ­برد و چه بسا خسارات جبران ­ناپذيري را به بار مي­ آورد. و از طرفي چنانچه به اسم آزادي، شخص يا اشخاصي بخواهند دست به تبليغ و ترويج عقايد شرك ­آميز و الحادي در جامعه اسلامي بزنند، در حقيقت با اصل و اساس و پايه نظام اسلامي به مخالفت و دشمني برخاسته ­اند و لذا چنين اجازه­ اي به آنان داده نخواهد شد.

آزادي در تغيير مذهب

اسلام ديني است متكي بر عقل و منطق كه تمامي معارفش را با استدلال بيان مي ­دارد و از پيروانش هرگز پيروي كوركورانه را نمي ­پذيرد و انتظار دارد كه آنان اصول و معارف دين را از روي دليل و برهان باور نمايند.

بدين ترتيب قبل از آنكه كسي را به عنوان مسلمان و پيرو دين اسلام بپذيرد، به او اجازه تحقيق و بررسي پيرامون حقايق و دلايل آيين اسلام را مي ­دهد و از او مي ­خواهد كه درباره ديني كه مي خواهد انتخاب كند، آزادانه و به ­طور كامل بينديشد و آن­گاه آن را بپذيرد. خداوند در قرآن به پيامبرش چنين دستور مي ­دهد: «اگر يكي از مشركان به تو پناه آورد كه از دين آگاه شودف به او پناه بده تا گفتار خدا را بشنود. آن­گاه او را به مأمن و منزلش برسان؛ زيرا كه آنان مردمي نادان هستند.»(17)

با توجه به اين مطالب اگر كسي از روي تحقيق و بررسي كامل در زمره پيروان اسلام درآيد، ديگر اسلام به او اجازه تغيير مذهب را نمي­ دهد؛ زيرا اگر چنين اجازه ­اي بدهد، اثرات سوئي را به­ دنبال خواهد داشت؛ چه اينكه با خارج شدن مسلمان از دين خود و پيوستن به آيين ديگر، موجبات بي اعتباري و تزلزل آن در اذهان عمومي فراهم مي ­آيد. علاوه بر اين ممكن است افراد سودجو و مغرض به منظور ضربه زدن مدتي اسلام اختيار كنند و سپس با استفاده از آزادي تغيير مذهب از دين اسلام خارج شوند و بدين ترتيب صدمات بزرگي بر پيكره جامعه مسلمين وارد آورند. قرآن مي ­فرمايد: «گروهي از اهل كتاب گفتند: به دين و كتابي كه بر مسلمانان نازل شده، اول روز ايمان آوريد و آخر روز كافر شويد، شايد با اين حيله آنها نيز از دين اسلام برگردند.»(18)

مهدي رضواني پور
 

پي نوشتها:

1. اسلام و حقوق بشر (زين العابدين قرباني)، ص 185.

2. حجرات / 13: «گرامي­ترين شما نزد خدا با تقواترين شما است.»

3. نهج السعادة، ج 1، ص 198.

4. نهج البلاغه، حكمت 36.

5. غرر الحكم، سخن مولا علي(ع).

6. بقره / 170.



بازگشت ...



  

مرتبط باموضوع :

 نرم افزار نورالولایة  [ پنجشنبه، 11 دي ماه، 1348 ] 910 مشاهده
 ارمغان بعثت براي بشريت  [ پنجشنبه، 11 دي ماه، 1348 ] 865 مشاهده
 ريزترين نامه دنيا  [ پنجشنبه، 11 دي ماه، 1348 ] 746 مشاهده
 اصول و مباني تأويل قرآن ازديدگاه امام خميني2  [ پنجشنبه، 11 دي ماه، 1348 ] 845 مشاهده
 مقام محمود  [ پنجشنبه، 11 دي ماه، 1348 ] 1012 مشاهده

 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نام شما (ضروری): 
ایمیل شما (ضروری): 
نظر:
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]

بازدیدکنندگان غیر عضو حق ارسال نظر و پیشنهاد در مورد مطالب این سایت ندارند .
برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید .