نام کاربری:    رمز عبور:




             شرایط موفقیت در سلوک


شرایط موفقیت در سلوک«صراط سلوک از مو باریک‌‌‌‌‌‌تر و از شمشیر برنده‌‌‌‌‌‌تر است.»(1)
و عبور از این صراط و وصول به مقصد، مستلزم مراعات شروطی است که در صورت بی‌توجهی به آنها، خطر لغزیدن و افتادن در ورطه ظلالت و تباهی، سالک را به شدّت تهدید می‌کند.
مهم‌ترین و اساسی‌ترین شروط تضمین کننده سلامت و موفقیت در سلوک و نیل به مقصود را می‌توان در قالب سه عنوان زیر تشریح کرد:

1. آگاهی به معارف دینی

نخستین امری که سالک برای مصونیت از خطا در سلوک بدان نیازمند است، آگاهی عمیق به حقایق و معارف دینی است که شامل عقاید اسلامی و دستور العمل‌‌‌‌‌‌های اخلاقی و فقهی دین، در تمام عرصه‌های فردی و اجتماعی، مادی و معنوی، و ظاهری و باطنی می‌باشد. علت اصلی گمراهی بسیاری از کسانی که در سلوک عرفانی به بیراهه رفته‌اند، ناآگاهی، بی‌اطلاعی و بسنده کردن به درک عوامانه و آمیخته با حدس و گمان و خرافه، از آموزه‌های دین بوده است.

امام صادق(ع) در بیان عواقب طی طریق بدون بصیرت و معرفت می‌فرمایند: «کسی که بدون بصیرت و شناخت دست به کار می‌شود، همچون کسی است که در بیراهه راه می‌سپارد که سریع‌تر راه سپردن او ثمری جز دور شدن بیشتر از مقصد نخواهد داشت.»(2) اما آنچه در این زمینه بسیار اهمیت دارد، منبعی است که شخص از آن کسب علم و آگاهی می‌کند؛ زیرا اگر از صلاحیت لازم برخوردار نباشد، آموخته‌های شخص، اصالت و صحت کامل نخواهد داشت و چه بسا سبب گمراهی و به بیراهه رفتن او می‌‌‌‌‌‌شود.

با توجه به دلایل فراوان عقلی، قرآنی و روایی که در کلام شیعی، در مبحث امامت مطرح است، تنها مرجع بدون خطا و کاستی‌‌‌‌‌‌ناپذیر در عرصه معرفت و شناخت دین، علاوه بر کتاب آسمانی قرآن، پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت(ع) می‌باشند. امام باقر(ع) به دو تن از فقیهان غیر شیعی عصر خود فرمودند: «به شرق و غرب عالم بروید، هرگز علم صحیحی جز آنچه از نزد ما اهل بیت بیرون می‌‌‌‌‌‌آید، نخواهید یافت.»(3)

 

2. صدق و اخلاص عاشقانه

دومین امری که لازمه سلامت در سلوک و نیل به کعبه مقصود است، صدق و اخلاص در طریق سلوک می‌باشد؛ به این معنی که شخص در طی طریق باید از هر گونه اغراض نفسانی خالی باشد. سالک باید صرفاً به قصد اینکه بنده‌ای مؤدب برای پروردگار خود باشد و به وظایف بندگی به شایستگی عمل کند، قدم در مسیر سلوک گذارد و انتظار هیچ پاداشی در قبال آنچه انجام می‌دهد، نداشته باشد.

قرآن کریم در مورد کسانی که به دیدار پروردگار خود امید بسته‌اند، می‌فرماید: «فمن کان یرجو لقاء ربه فلیعمل عملا صالحا و لا یشرک بعباده ربه احداً؛(4) هر کس امید به دیدار پروردگارش دارد، باید عمل صالح انجام دهد و احدی را در عبادت و بندگی پروردگارش شریک نسازد.» بر این اساس، تنها کسانی توفیق نیل به لقاء الهی نصیبشان می‌شود که در اعمال صالح خویش در مسیر بندگی پروردگار خلوص داشته باشند و احدی، از جمله خودشان را شریک نکنند.

آنچه می‌تواند منشأ عمل خالص شود، جز محبت و عشق نیست؛ زیرا عاشق جز معشوق هیچ چیز نمی‌بیند. پیامبر اکرم(ص) می‌فرمایند: «حبک للشیء یعمی و یصم؛(5) محبت تو نسبت به چیزی، تو را کور و کر می‌کند.» یعنی محب از دیدن غیر محبوب، کور و از شنیدن صدای غیر او، کر می‌شود؛ در نتیجه، خود را نیز نمی‌بیند. بنابر این، کسانی که در جذبه محبت و عشق الهی قرار می‌گیرند، از شائبه هر گونه قصد و غرض نفسانی مبرا و منزه می‌شوند و در اعمال و عبادات خود جز رضایت حق چیزی را نمی‌جویند.

معرفت به فقر مطلق ذاتی خود و محبت به پروردگار جمیل، دو گوهری است که سالک را به صدق و اخلاص می‌رساند و این دو، او را از بیراهه رفتن و یا در میانه راه ماندن مصونیت می‌‌‌‌‌‌بخشند.

 

3. راهبر و مربی ذی صلاح

سومین عاملی که تضمین کننده سلامت سلوک و نیل به مقصد و مقصود می‌باشد، بهره‌مندی از راهبر و مربی ذی صلاح است. گام نهادن در مسیر سلوک بر اساس حدس و گمان و به اتکای دانسته‌های ناقص و آمیخته به خطای خود و بدون بهره‌گیری از راهنمایی‌ها و دستگیری‌های مربی لایق، سالک را به صورت جدی در معرض خطر گمراهی و یا در میانه راه ماندن و به مقصد نرسیدن قرار می‌دهد.

امام باقر(ع) به یکی از یارانش در زمینه نیاز به راهبر و راهنما در پیمودن راه آسمانی معنا می‌فرمایند: «یکی از شما برای رفتن به چند فرسخی، از خانه خود بیرون می‌آید و در پی راهنمایی برای خود برمی‌آید و تو به راه‌های آسمان (معنا) به مراتب از راه‌های زمین ناآگاه‌تری، پس برای خود به دنبال دلیل و راهنمایی باش!»(6) و نیز آن حضرت در بیان خطر بی-راهنما طی طریق کردن می‌فرمایند: «هلک من لیس له حکیم یرشده؛(7) کسی که حکیمی نداشته باشد تا او را ارشاد و راهنمایی کند، هلاک می‌شود.»

در سلوک دو گونه استاد قابل تصور است: یکی استاد عام که شامل هر موعظه‌گر و راهنمای شایسته‌ای است که انسان را به تأمل وامی دارد، او را از غفلت رها و به خدا و ارزش‌های الهی متوجه می‌کند. استاد عام ممکن است شخصی اهل معنا و یا حتی نوشته و کتابی معنوی باشد. دیگری استاد خاص است و آن سالک به مقصد رسیده و عارف کاملی است که سالک زیر نظر او و طبق دستورالعمل‌های وی رفتار می‌کند و با بهره‌‌‌‌‌‌مندی از فیوضات و امدادهای باطنی او، منازل سلوک را تا مقصد یکی پس از دیگری طی می‌کند.

 

پی‌نوشت‌ها:

1. الامالی، شیخ صدوق، ص 177، ح 4، از امام صادق(ع)؛ 2. همان، ص 43؛ 3. همان، ص 399؛ 4. کهف/ 110؛ 5. من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 380؛ 6 . الکافی، ج 1، ص 184؛ 7. بحار الأنوار، ج 75، ص 159.

نویسنده: ابوالقاسم هاشمی نسب

(نشریه تجلی)



بازگشت ...




مرتبط باموضوع :

 مریم(س) در پناه تعالیم آسمانی زکریا(ع)  [ يكشنبه، 2 آذر ماه، 1393 ] 2884 مشاهده
 فجر آسمانی در قیام حسینی(ع)  [ يكشنبه، 2 آذر ماه، 1393 ] 927 مشاهده
 صیانت علی(ع) از فاطمه زهرا(س)  [ يكشنبه، 2 آذر ماه، 1393 ] 1435 مشاهده
 هنر انقلاب و انقلاب هنر  [ يكشنبه، 2 آذر ماه، 1393 ] 953 مشاهده
 آرامش کجاست؟  [ يكشنبه، 2 آذر ماه، 1393 ] 1701 مشاهده

 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نام شما (ضروری): 
ایمیل شما (ضروری): 
نظر:
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]

بازدیدکنندگان غیر عضو حق ارسال نظر و پیشنهاد در مورد مطالب این سایت ندارند .
برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید .