نام کاربری:    رمز عبور:






لطايف عارفانه استاد يعقوب قمري شريف آبادي: حروف (ج) برگرفته از كتاب (لطايف عارفانه) و كتاب (زن طائر فردوس يا ساحر دوزخ)

نكته: لطايفي كه داراي علامت ( * ) ستاره هستند برگرفته از كتاب (زن طائر فردوس يا ساحر دوزخ) مي باشند و لطايفي كه اين علامت را ندارند برگرفته از كتاب (لطايف عارفانه) هستند.

 

نكته هاي معنوي و كلمات حكيمانه استاد

 

جاذبه

69. دین، جاذبه و دافعه است. در رسالت انبیا، جاذبه و در ولایت اولیا، دافعه می‌باشد.

850. گرايش مرد به زن همانند گرايش آهن به مغناطيس است. همان‌گونه كه آهن به واسطه مغناطيس جاذبه پيدا مي‌كند، مرد نيز توسط زن جاذبه پيدا مي‌كند.

1008. همان‌گونه که آهن توسط مغناطیس جاذبه پیدا می‌کند، عاشق توسط معشوق روح پیدا می‌کند.

 

 

جاذبه انسان كامل

1023. جاذبه انسان کامل نسبت به آدمیان، همانند جاذبه زمین است نسبت به سنگ‌های آسمانی.

 

 

جاذبه زمين

1023. جاذبه انسان کامل نسبت به آدمیان، همانند جاذبه زمین است نسبت به سنگ‌های آسمانی.

 

 

جاذبه زنان

954. جاذبه زنان در مقابل دافعه مردان، همچون حرارتي مي‌باشد در برابر برودت.

 

 

جاذبه معشوق

375. خالص نشود دل عاشق، مگر با جاذبه معشوق و ظاهر نشود معشوق در دل عاشق، مگر با نظر به معشوق.

 

 

جاذبه مغناطيس

111. اولیای خدا به منزله مغناطیس و مردم به منزله فلزات گوناگون‌اند. در مسیر جاذبه مغناطیس، بُراده‌های آهن مي‌باشند.

 

 

جاري كردن عقد

799. جاري كردن عقد از كسي مقبول است كه داراي شريعت مصطفوي و معرفت مرتضوي باشد.

 

 

جام جهان نما

593. الله همچون خورشيد، و خورشيد همچون محمد(ص)، و محمد(ص) همچون جام جهان‌نماي عالميان مي‌باشد.

*- زن‌، نور صفات‌ کلمات‌ است‌. زن‌، آب‌ حیات‌ ظلمات‌ است‌. زن،کلید گنج‌ ملکات ‌است‌. زن‌، مرآت‌ تمام‌نمای‌ جام‌ است‌. زن‌، جام‌ جهان‌نمای‌ جان‌ است‌.

 

 

جامعه

1141. علم اندوزي و ثروت‌اندوزي كه براي جامعه نباشد، وبال است.

 

 

جان

62. حقیقت عشق با بیرون آمدن جان از تن نمایان می‌شود؛ همچنان‌که ساقه گُل با بیرون آمدن از هسته آشکار می‌گردد.

182. اکثریت آدمیان به موجب ترس از دست دادن جان‌ها و مال‌هایشان کذاب‌اند. از این رو، دشمن راستگویان رحمانی‌اند.

 

 

جانب غربي

856. شجره منهيه، آتشي بود كه پس از سال‌ها از جانب غربي شعله‌اش نمايان و در مكان شرقي نورش روشن و در بلده امين معرفتش حيات‌بخش ابرار گرديد.

 

 

جاهل

226. انسان هر چه عارف‌تر، ساکت‌تر؛ همچنانکه انسان هر چه جاهل‌تر، پُر حرف‌تر مي‌باشد.

287. منزلگاه جاهلان، قبرستان است. چنانچه عالمی در خانه جاهلی باشد، همانند زنده‌ای است که در قبر مرده‌ای باشد.

354. من جاهلم يا عاقلم یا عاشقم؟ هر چه هستم، همدرد دوست هستم.

371. بدا به حال کسی که توسط علم جاهل شد و خوشا به حال کسی که به واسطه حلم کامل گردید.

 

 

جاهلان

275. همان‌گونه که حیوانات برای امراض جسمانی خود به نزد پزشک نمی‌روند، جاهلان نیز برای امراض روحانی خود به نزد اولیای الهی نمی‌روند.

582. هويت جاهلان شناسنامه، هويت عالمان كتابخانه و هويت عارفان شفاخانه آنان مي‌باشد.

718. همان‌طور كه چهارپايان تشخيص دهنده دردهاي جسماني خود نيستند،‌ جاهلان هم تشخيص‌دهنده دردهاي روحاني خود نمي‌باشند.

 

 

جايگاه آتشي

860. صراط از هفت طبقه زمين به هفت طبقه آسمان مي‌باشد؛ از جايگاه آتشي به آسمان خاكي، از زمين خاكي به آسمان نباتي، از زمين نباتي به آسمان حيواني، از زمين حيواني به آسمان انساني،‌ از زمين انساني به آسمان ملكوتي، از زمين ملكوتي به آسمان جبروتي،‌ و از زمين جبروتي به آسمان لاهوتي. هر طبقه نسبت به طبقه بالاتر از خود، زمين،‌ و نسبت به طبقه پايين‌تر از خود، آسمان محسوب مي‌شود.

 

 

جايگاه بهشت يا دوزخ

817. دل‌ها جايگاه بهشت يا دوزخ است. صعود و نزول نفس‌ها پديدآورنده جايگاه‌ها مي‌باشند.

 

 

جايگاه بهشتيان و دوزخيان

جايگاه بهشتيان و دوزخيان همانند جايگاه ستارگانِ آسمان و موجوداتِ زمين مي‌‌باشد.

 

 

جايگاه جبر

1002. جايگاهِ جبرْ لاهوت، و مكانِ اختيارْ ناسوت مي‌باشد.

 

 

*جایگاه جن و انس

- دنیا جایگاه‌ جن‌ و انس‌ است‌. نزول‌ روح‌ و ملائکه‌ برای‌ هدایت‌ آنان‌، بسان‌ رؤیایی‌ است‌ در مقابل‌ بیداری‌.

 

 

جايگاه خدا

237. آن که جایگاه خود را بداند، عالِم است و آن که جایگاه خدا را بداند، عارف است.

 

 

جايگاه خواب

103. از دیوانگی است که دنیا را مکان خور، و آخرت را جایگاه خواب بدانیم.

 

 

جايگاه رحمان

606. شكم جايگاه شيطان، و دل جايگاه رحمان است. نيرومندي شيطان توسط شكم، و نيرومندي رحمان توسط دل مي‌باشد.

 

 

جايگاه زشت

397. انسان، موجودی است که از جايگاه زشت آمده تا به جايگاه زیبا برود.

 

 

جايگاه زيبا

397. انسان، موجودی است که از جايگاه زشت آمده تا به جايگاه زیبا برود.

 

 

جايگاه ستارگان آسمان و موجودات زمين

1051. جايگاه بهشتيان و دوزخيان همانند جايگاه ستارگانِ آسمان و موجوداتِ زمين مي‌‌باشد.

 

 

جايگاه سعادت

383. دنیا سرای شقاوت و جایگاه سعادت است. قافله‌سالار شقاوت و سعادت، اولیای شیطانی و رحمانی می‌باشند.

 

 

جايگاه شعور

1235.عرفات، مكان معرفت و مشعر الحرام، جایگاه شعور مي‌باشد.

 

 

جايگاه شيطان

606. شكم جايگاه شيطان، و دل جايگاه رحمان است. نيرومندي شيطان توسط شكم، و نيرومندي رحمان توسط دل مي‌باشد.

 

 

جايگاه طواف كنندگان

238. زادگاه اولیای خدا، جایگاه طواف کنندگان و آرامگاه آنان، منزلگاه زیارت کنندگان می‌باشد.

 

 

جايگاه عاشق

631. هرگاه معشوق بر جايگاه عاشق فرود آيد، عاشق فاني و معشوق باقي مي‌گردد.

 

 

جايگاه عشق

526. قلعه ولايت، جايگاه عشق و مكان امن و بهشت نعيم مقربان مي‌باشد.

 

 

جايگاه محافظت

404. دل به واسطه عشق، مکان خلقت و مغز توسط عقل، جایگاه محافظت می‌باشد.

 

 

جايگاه مقربان

551. جايگاه مقربان، آسمان و مكان ابرار، زمين مي‌باشد. مقربان همچون كواكب درخشنده براي ابرار، و ابرار همانند دُرّهاي زيبنده براي الباب مي‌درخشند.

 

 

جايگزين

1159. نیروهای روحی، به‌زودي جایگزین نیروهای صوري می‌گردد.

 

 

*جباريت

- رحمانیت‌ و قهاریت‌ و جباریت‌، مختص‌ّ صابران‌ الهی‌ می‌باشد.

 

 

جبر

1000. جبر و اختيار زماني مورد بحث قرار مي‌گيرد كه مردم توسط عقل به علم رسيده باشند.

1004. رام‌شدگان ملكوتي را جبر، و رهاشدگان ناسوتي را اختيار مي‌باشد.

1034.جبر و اختیار، دو حقيقت عشق و عقل در غيب و شهود مي‌باشد.

1076. جبر و اختيار، دو حقيقتي است كه ثمراتش توسط عشق و عقل ظاهر مي‌گردد.

1078. درهاي آسمان ‌توسط جبر، و درهاي زمين به واسطه اختيار گشوده مي‌گردد.

1096.جبر و اختيار، لازم و ملزوم هم مي‌باشند.

 

 

جبرائیل

632. جبرائيل و اسرافيل با نام‌هاي عبدالله و عبدالرحمن راهنمايان جن و انس در مسير مُلك و ملكوت مي‌باشند.

 

 

جبروتي

697. كلمات يا جبروتي يا ملكوتي و يا ناسوتي است. كلمات جبروتي زبان روحانيان، كلمات ملكوتي زبان فرشتگان و كلمات ناسوتي زبان جنيان مي‌باشد.

 

 

جذاميان

306. انسان کامل همچون پزشکی است که در بیمارستان، بیماران خود را از جذامیان جدا مي‌كند.

 

 

جذبات عشق

808. هرگاه در جذبات عشق قرار گيري، نسيم روح‌بخش جنت نعيم در گلزار قلبت وزيدن مي‌گيرد.

 

 

جذب كننده بُراده هاي آهن

823. ولايت اولياي الهي همانند مغناطيس است كه تنها جذب كننده بُراده‌هاي آهن مي‌باشد.

 

 

جذبه

456. جذبه، نسيم روح‌بخشي است كه اگر در قلب وزيدن گيرد، آن را به جنبش در مي‌آورد.

964. كثيري توسط روضه به عزا، و قليلي به واسطه جذبه به سماع مي‌افتند.

*- جذبهء‌ وجه‌ یوسف(ع)‌ برای‌ زلیخا و جذبهء‌ جمال‌ زلیخا برای‌ یوسف‌ آن‌ چنان‌ آتشی ‌در دلهایشان‌ روشن‌ کرد که‌ با رفتن‌ در سیلاب‌ مخوف‌ عزیز مصر، همچون‌ مغناطیسی ‌فولادین‌ ربایندهء‌ دلهای‌ جوینده‌ عشق‌ گردیدند.

 

 

جذبه عشق

139. اسپرم‌ها نقش مهم‌ترین عامل حیات و توانمندی را برای سلول‌های بدن، به خصوص مغز و قلب دارند. هر انسان فانی با جذبه عشق و تمرکز فکر، مطمئناً به اتحاد سلول‌ها نایل می‌شود و هرگاه در اثر خوف و ناامنی، اراده‌ای از او به وجود آيد و بخواهد از منافذ هر جسمی عبور کند، برای او سهل است؛ هر چند جسم همچون شیشه‌ای قطور باشد، عبور از آن ممکن است.

463. هر قدر تمركز فكر توسط جذبه عشق شديدتر باشد، حقيقت غيب به واسطه مرآت دل نمايان‌تر مي‌گردد.

 

 

جذبه هاي عشق

952. جذبه‌هاي عشقْ نهرهاي بهشت، و كلمات عشقْ مظاهر بهشت است.

 

 

جرقه عشق

174. گازهای متعفن نفس را با جرقه عشق شعله‌ور کنیم تا همچون شمس فروزان، سرزمین تاریک و مرده دل‌هایمان را به روح و ریاحین الهی منور و معطر نماییم.

 

 

جرقه معرفت

338. عشق، جرقه معرفت است برای راهیابی به جمال بی‌نهایت.

 

 

جُرم

117. اگر می‌دانستیم که در عالم ارواح جلوه‌های لطیف ملکوتیان حضور دارند و اگر می‌دانستیم که دنیا جنگل درندگان و دوزخ جنبندگان است و یا اگر می‌دانستیم که در دنیا از مجرمین هستیم و به واسطه جرم به زندان می‌افتیم، هیچ‌گاه به خود اجازه نمی‌دادیم که در دنیا طرفة العینی آزاد و از محدوده اولیای الهی دور باشیم.

 

 

جرم روشنايي

137. در گفت و شنودی که ماه با خورشید داشت، چنین عرض کرد: ای شمس! ای رازدار مهربان! از اینکه مرا با نور آفتاب عالم‌تاب خود روشن نمودی، سپاسگزارم؛ لیکن از آنجایی که سالیان طولانی است محرمانی در بین زمینیان و آسمانیان ندارم، رنجیده شده‌ام؛ چرا که به واسطه نور آفتاب که در ظلمت شب بر من تاباندی، زمینیان بر من شوریدند و آسمانیان از من بر حذر شدند. ای شمس! از این همه تفضل و عنایتی که بر من رواداشتی و مرا از تاریکی مطلق به روشنایی کامل منور ساختی، بسیار در حضورت شرمنده‌ام؛ اما افسوس! مهتاب لطافت من که نتیجه آفتاب عنایت توست، باعث شد که پرده از روی ظلمت زمینیان بر دارد و آن‌ها را به ظلم و جنایتشان رسوا گرداند و مرا به جُرم روشنایی مهتابم، سرزنش و توبیخ کنند و همین طور آسمانیان که به‌ظاهر، درخشنده جلوه می‌کردند، با رؤیت بدر کاملم آنچنان نسبت به من محو و بر حذر شدند که مجبور به کاهش نور مهتابم شدم.




بازگشت ...




مرتبط باموضوع :

 لطايف عارفانه استاد (س)  [ شنبه، 11 مهر ماه، 1394 ] 393 مشاهده
 لطایف عارفانه استاد (گ)  [ سه شنبه، 31 شهريور ماه، 1394 ] 1016 مشاهده
 لطايف عارفانه استاد (س)  [ شنبه، 11 مهر ماه، 1394 ] 687 مشاهده
 لطایف عارفانه استاد (ه)  [ پنجشنبه، 11 دي ماه، 1348 ] 1638 مشاهده
 لطایف عارفانه استاد (ب)  [ سه شنبه، 15 دي ماه، 1394 ] 615 مشاهده

 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نام شما (ضروری): 
ایمیل شما (ضروری): 
نظر:
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]

بازدیدکنندگان غیر عضو حق ارسال نظر و پیشنهاد در مورد مطالب این سایت ندارند .
برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید .