نام کاربری:    رمز عبور:




             گلزار بهار


نویسنده: ابوالفضل هاشمی‌نسب «شفیق دیوانه»

(چاپ شده در نشریه تجلی، شماره 72)

 

وقت شادی و طرب، وصلت دلدار آمد

لحظۀ شور و شعف، وعدۀ دیدار آمد...


گشته مشهود و عیان، چهرۀ رخشندۀ دوست

ماه‌سلطان شب و سرور و سالار آمد

روشنی‌بخش سماوات، جمال مه اوست

آن تجلیگه انوار شرربار آمد

عکس زیبندۀ او بر در و دیوار بهشت

نور تابندۀ او در همه آثار آمد

سبزه‌زار است و گلستان دلارا و لطیف

فصل زیبای بهار و گل و گلزار آمد

باده از ساغر مستی جنون می‌نوشیم

ساقی کوثر ما چشمۀ سرشار آمد

می‌کند ناز و کرشمه به تمام عشاق

روی محبوب قمر دلبر خمّار آمد

جذب معشوق نماید همه را جذبۀ عشق

هر کسی دیده رخش را به سر دار آمد

بر سر حلقۀ گیسو چه گرفتار شدیم

دام صیاد جنون، رشتۀ زنّار آمد

مات و مبهوت چنین صورت جذاب نگار

مست و «دیوانۀ» یار عاشق بیمار آمد



بازگشت ...




مرتبط باموضوع :

 گمگشته دیرینه‌  [ پنجشنبه، 11 دي ماه، 1348 ] 947 مشاهده
 عشق الهی  [ پنجشنبه، 11 دي ماه، 1348 ] 1073 مشاهده
 کلام خدا  [ پنجشنبه، 11 دي ماه، 1348 ] 705 مشاهده
 صخره بی ­قرار  [ پنجشنبه، 11 دي ماه، 1348 ] 1352 مشاهده
 محفل عشق  [ پنجشنبه، 11 دي ماه، 1348 ] 709 مشاهده

 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نام شما (ضروری): 
ایمیل شما (ضروری): 
نظر:
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]

بازدیدکنندگان غیر عضو حق ارسال نظر و پیشنهاد در مورد مطالب این سایت ندارند .
برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید .