نام کاربری:    رمز عبور:




             زن مغناطیس عشق


زن مغناطیس عشقدر گسترهء‌ جهان‌ ملک‌ و عرصهء‌ عالم‌ ناسوت‌، وجود زن‌، تصویر پر جاذبهء‌ عشق‌ است‌ که‌ به‌ صراحت‌ «اِن‌َّ اللّه‌َ تَبارَک‌َ وَ تَعالی‌' جَعَل‌َ الشَّهْوَة‌َ عَشْرَة‌َ أَجْز'اءٍ تِسْعَة‌ٌ مِنْها فِی‌ النِّساءِ وَ و'احِدَة ‌ٌفِی‌ الرِّجال‌ِ؛ به‌ درستی‌ که‌ خداوند تبارک‌ و تعالی‌ شهوت‌ را ده‌ جزء قرار داد که‌ نُه‌ جزء آن ‌در زنان‌ و یک‌ جزء آن‌ در مردان‌ است» همچون‌ مغناطیس‌ قوی‌، وجود آهن‌گونهء‌ مرد را جذب‌ جلوهء‌ فریبای‌ خویش‌ کرده‌ و تسلیم‌ تمنیات‌ عطشناک‌ شهوانی‌ و خواسته‌های‌ سیری‌ناپذیر ملکی‌ می‌نماید؛ خواهشهایی‌ که‌ به‌ بیان‌ مولای‌ متقیان‌، علی‌(ع‌) جز تمنای‌ زر و زیور دنیایی‌ و ظهور فساد و تباهی‌ نمی‌باشد: «اِن‌َّ النِّساءَ هَمُّهُن‌َّ زینَة‌ُ الْحَیوة‌ِ الدُّنْیا وَالفَسادُفیها؛ همانا همت‌ زنان‌، زینت‌ زندگانی‌ دنیا و فساد در آن‌ است».


در این‌ میان‌، وظیفهء‌ محافظت‌ از زن‌ در برابر آمال‌ غفلت‌زا و آرزوهای‌ نفسانی‌، به ‌اشارت‌ (اَلرِّجال‌ُ قَوّ'امُون‌َ عَلَی‌ النِّساءِ) بر عهدهء مرد نهاده‌ شده‌ است‌؛ چه‌ اینکه‌ روح ‌بصیرت‌ و آگاهی‌ به‌ دلالت‌ (عَلَّم‌َ ا'دَم‌َ الْأَسْماءَ کُلَّها) بر وجود مرد دمیده‌ شده‌ و به‌ تصریح ‌علوی‌ «عُقُول‌ُ النِّساءِ فی‌ جَمالِهِن‌َّ وَ جَمال‌ُ الرِّجال‌ِ فی‌ عُقُولِهِم‌ْ» مرد مظهر عقل‌ و اندیشه‌ در جهان‌ می‌باشد. بنابراین‌، چنانچه‌ در مقابل‌ تمنیات‌ ملکی‌ زن‌ استقامت‌ نورزد و بسان‌ براده‌های ‌آهن‌، بی‌اختیار تسلیم‌ جاذبهء‌ این‌ معشوقهء‌ ظاهری‌ و اسیر شهوات‌ حیوانی‌ او شود، از آسمان ‌طهارت‌ و نورانیت‌ بر ارض‌ جهالت‌ و ظلمت‌ تنزل‌ نموده‌ و در پس‌ ساحر دوزخ‌ به‌ اسفل ‌تاریک‌ کثرات‌ هبوط‌ می‌نماید.

اما اگر در برابر خواهشهای‌ نفسانی‌ زن‌، طریق‌ بردباری‌ و شکیبایی‌ را در پیش‌ بگیرد، همچون‌ وزنهء‌ فولادین‌، استوار و مستحکم‌، وجود پرجاذبهء زن‌ را به‌ سوی‌ خود جذب‌ نموده‌ و او را در حریم‌ ایمان‌ و مأمن‌ ولایی‌اش‌، از ظلمت‌ نفسانیت‌ حفظ‌ کرده‌ و در پرتو عشقی‌ پاک‌، وجودش‌ را به‌ فرشته‌ای‌ آسمانی‌ تبدیل‌ می‌نماید. آن‌گاه‌ نهاد آسمانی‌ و مغناطیس‌ روحانی‌ چنین‌ زنی‌ به‌ عنوان‌ طائر فردوس‌ براق‌ تیز رو عروج‌ مرد به‌ فراخنای ‌فردوس‌ برین‌ خواهد بود.

چنان‌ که‌ یوسف‌ صدیق‌(ع‌) در برابر تمنیات‌ نفسانی‌ زلیخا، صبر و بردباری‌ را طریقهء ‌خویش‌ ساخت‌؛ صبر و استقامتی‌ که‌ به‌ تصریح‌ (لَوْلا' أَن‌ْ رَأی‌' بُرْهان‌َ رَبِّه‌ِ) نتیجهء‌ تأییدات ‌ربوبی‌ و ثمرهء‌ اتصال‌ و پیوند به‌ شجرهء‌ طیبهء‌ نبوت‌ می‌باشد و به‌ موجب‌ آن‌، هم‌ زلیخا درنهایت‌ به‌ زینت‌ طهارت‌ آراسته‌ شد و قلب‌ سرشار از اشتیاق‌ او از گذرگاه‌ عشق‌ ظلمانی‌ به‌ گلشن‌ عطرآگین‌ عشق‌ نورانی‌ رفعت‌ یافت‌، و هم‌ یوسف‌(ع‌) توسط‌ او، مناهج‌ طهارت‌ و تعالی‌ را پیمود، و به‌ سیرت‌ زیبای‌ بهشتی‌ و جمال‌ دلربای‌ ملکوتی‌ نایل‌ گردید.

در گسترهء تاریخ‌ رسولان‌ الهی‌، والاترین‌ جلوهء محبت‌ و بارزترین‌ نماد عشق‌ نورانی‌،حضرت‌ عیسی‌ مسیح‌(ع‌) می‌باشد که‌ چون‌ بدر کامل‌، آسمان‌ انسانیت‌ را به‌ عشق‌ و حب ‌ّنورانی‌ مزین‌ ساخت‌، در حالی‌ که‌ جوهرهء روح‌ قدسی‌ و عشق‌ الهی‌ را از کوثر مطهر مادرش‌، مریم‌ عذرا(س‌) به‌ ارث‌ برده‌ بود؛ زن‌ فرشته‌سیرتی‌ که‌ به‌ تأییدات‌ ربوبی‌، مراتب‌ (أَنْبَتَها نَباتاً حَسَناً) را طی‌ نموده‌ و تحت‌ تکفل‌ ربّانی‌ زکریای‌ نبی‌(ع‌) از رزق‌ بهشتی‌ و جذبهء‌ معنوی‌ عشق‌ چشید و در حریم‌ محافظت‌ و محبت‌ آن‌ پیامبر الهی‌، نهال‌ وجودش‌ به ‌ثمر نشست‌ و یگانه‌ مولود روحانی‌، به‌ نوید ملائکة‌اللّه‌ بر صحیفهء‌ هستی‌ نقش‌ بسته‌، رخسارهء کلمة‌الله‌، عطرافشان‌ عشق‌ در فضای‌ بهشت‌ مقربین‌ گردید که‌:

(اِذْ قالَت‌ِ الْمَلا'ئِکَة‌ُ یا مَرْیَم‌ُ اِن‌َّ اللّه‌َ یُبَشِّرُک‌ِ بِکَلِمَة‌ٍ مِنْه‌ُ اسْمُه‌ُ الْمَسیح‌ُ عیسَی‌ ابْن‌ُ مَرْیَم‌َ وَجیهاً فِی‌الدُّنْیا وَالا'خِرَة‌ِ وَ مِن‌َ الْمُقَرَّبین‌َ)؛ «هنگامی‌ که‌ ملائکه‌ گفتند: ای‌ مریم‌! به‌ درستی‌ که‌ خداوندبشارت‌ می‌دهد تو را به‌ کلمه‌ای‌ از خود، اسمش‌ مسیح‌، عیسی‌ پسر مریم‌، صاحب‌ و جاهت‌ و منزلت‌ در دنیا و آخرت‌ و از مقربین‌ است‌».

در دو سوی‌ این‌ سمبل‌ عشق‌ و شاخص‌ حب‌ّ نورانی‌، حضرت‌ عیسی‌ روح‌الله‌(ع‌)، دو مصداق‌ آشکار و نمونهء‌ بارز کمال‌ انسانی‌ تلالؤیی‌ ویژه‌ دارد: در یک‌ سو، سرگذشت‌ آدم ‌صفی‌الله‌(ع‌) به‌ عنوان‌ نخستین‌ الگوی‌ عبرت‌آمیز در مسیر کمال‌ بشری‌ قرار گرفته‌ و درسوی‌ دیگر، زندگانی‌ مملو از عشق‌ و طراوت‌ قدسی‌ محمد حبیب‌الله‌(ص‌) به‌ عنوان‌ کامل‌ترین‌ اسوهء‌ حرکت‌ معنوی‌ جلوه‌گر شده‌ است‌.

سرسلسلهء‌ انبیا، آدم‌ صفی‌الله‌(ع‌) که‌ مفتخر به‌ تشریف‌ آسمانی‌ (اِن‌َّ مَثَل‌َ عیسی‌' عِنْدِ اللّه‌ِکَمَثَل‌ِ ا'دَم‌َ) گردیده‌، می‌بایست‌ بر تمثال‌ جمیل‌ رحیمی‌ و مظهر نور فاطمی‌، امة‌الله‌(س‌)، عارفانه‌ بنگرد و با قدم‌ عشق‌ نورانی‌ به‌ سوی‌ این‌ مرآت‌ جمال‌ قدس‌ ربوبی‌ گام‌ بردارد و در آیینهء‌ تمام‌نمای‌ وجود او، خود را به‌ زیور کمال‌ و جمال‌ بی‌نهایت‌ آراسته‌ نماید؛ اما به‌سبب‌ غفلت‌ از معارف‌ ولایی‌، خود و زوجه‌اش‌ را به‌ آلایش‌ (ماءٍ مَهین‌ٍ) آلوده‌ ساخت‌ و در کنار خویش‌ مولودی‌ ظاهربین‌ و بی‌نصیب‌ از معارف‌ رحمانی‌ چون‌ قابیل‌ را به‌ وجود آورد، و در نتیجه‌، محروم‌ از ریاض‌ نعیم‌ ربوبی‌ بر محنت‌سرای‌ ناسوتی‌ هبوط‌ کرده‌، در دوزخ‌ جان‌سوز کثرات‌ گرفتار آمدند.

اما خاتم‌ انبیا، محمد مصطفی‌(ص‌) که‌ برخوردار از نوید عیسوی‌ (وَ مُبَشِّراً بِرَسُول‌ٍیَأْتی‌ مِن‌ْ بَعْدِی‌ اسْمُه‌ُ أَحْمَدُ) می‌باشد، به‌ جهت‌ توجه‌ ولایی‌ و محافظت‌ رحمانی‌ نسبت‌ به ‌وجود رحیمی‌ فاطمهء‌ زهرا(س‌)، این‌ گوهر دردانهء‌ هستی‌ را جلا و صفایی‌ مضاعف‌ بخشیده ‌و به‌ سبب‌ عشق‌ به‌ جمال‌ ملکوتی‌ فاطمه‌، که‌ خود می‌فرمود: «هر زمان‌ اشتیاق‌ به‌ رایحهء ‌بهشت‌ در من‌ پدید آید، فاطمه‌ را می‌بوسم‌«، دیدهء‌ قلب‌ مبارکش‌، ژرفای‌ حقایق‌ قرآنی‌ رادر مرآت‌ تمام‌نمای‌ زهرهء‌ اطهر، فاطمهء‌ زهرا(س‌) به‌ رویت‌ می‌نشست‌ و این‌ طائر فردوس ‌برین‌ را به‌ بیان‌ قدسی‌ «وَ لَوْلا' فاطِمَة‌ُ لَما خَلَقْتُکُما» یگانه‌ هدف‌ خلقت‌ و والاترین‌ مظهر عشق‌ پاک‌ معرفی‌ کرده‌، شجرهء طیبهء‌ وجود خویش‌ را با ترنم‌ «أُم‌ِّ أَبیها» بر این‌ جوهرهء ‌عشق‌ استوار می‌دانست‌.

شایان‌ ذکر است‌، انسان‌، کامل‌ترین‌ تجلی‌ الهی‌ و آیت‌ کبرای‌ رحمانی‌ است‌ که‌ به ‌صراحت‌ قرآنی‌ (فَاءِنّا خَلَقْناکُم‌ْ مِن‌ْ تَر'اب‌ٍ) از خاک‌ زمین‌ خلق‌ شده‌ و نسخهء‌ کامل‌ جهان ‌هستی‌ است‌ که‌ به‌ دو دست‌ جلال‌ و جمال‌ ربوبی‌، از آمیخته‌ شدن‌ آب‌ و خاکی‌ پاک‌ و مقدس‌ صورت‌ یافته‌؛ (اَلَّذی‌ أَحْسَن‌َ کُل‌َّ شَی‌ْءٍ خَلَقَه‌ُ وَ بَدَأَ خَلْق‌َ الْاءِنْسان‌ِ مِن‌ْ طین‌ٍ)؛ «خدایی‌که‌ هر چیز را به‌ نیکوترین‌ وجه‌ آفرید و خلقت‌ انسان‌ را از گل‌ آغاز نمود»؛ چنان‌ که‌ در داستان‌ پر رمز و راز خلقت‌، خمیرمایهء‌ مبارک‌ آدم‌(ع‌) از آب‌ و خاک‌ روی‌ زمین‌ سرشته‌ شد که‌: «اِنَّما سُمِّی‌َ ا'دَم‌ُ، ا'دَم‌َ لِأَنَّه‌ُ خُلِق‌َ مِن‌ْ أَدیم‌ِ الْأَرْض‌ِ؛ همانا آدم‌، آدم‌ نامیده‌ شد، زیرا از روی ‌زمین‌ آفریده‌ شد».

و نور قدس‌ فاطمی‌ از نهانخانهء‌ عرش‌ الهی‌ بر نهاد مطهر او تابیدن‌ گرفت‌ که‌ به‌ بیان ‌روایی‌ «فَلَمّا خَلَق‌َ اللّه‌ُ عَزَّ وَ جَل‌َّ ا'دَم‌َ، عُرِضَت‌ْ عَلی‌' ا'دَم‌َ؛ آن‌گاه‌ که‌ خداوند بزرگ‌ مرتبه‌ آدم‌ را آفرید، [فاطمه] بر آدم‌ عرضه‌ شد»، جوهرهء عشق‌ رحیمی‌ در ضمیر مصفایش‌ به‌ ودیعت ‌سپرده‌ شد تا به‌ هدایت‌ (أَلَّذی‌ خَلَقَکُم‌ْ مِن‌ْ نَفْس‌ٍ و'احِدَة‌ٍ وَ خَلَق‌َ مِنْها زَوْجَها) از درون‌ منوّر آدم‌(ع‌) پدیدار شود.

و به‌ بیان‌ دیگر، ولیدهء علم‌الاسماء، آدم‌ صفی‌الله‌(ع‌)، مظهر عقل‌ الهی‌ است‌ و حوا، امة‌الله‌(س‌)، مظهر عشق‌ رحیمی‌ می‌باشد که‌ از باطن‌ آدم‌(ع‌) به‌ ظهور رسید، تا ستارهء ‌شب‌افروز هدایتش‌ در ظلمت‌سرای‌ عالم‌ ملک‌ شده‌، جذبهء‌ آسمانی‌اش‌، براق‌ راهوار او به ‌سوی‌ جایگاه‌ رفیع‌ خلیفهء اللهی‌ و مقام‌ کمال‌ و جمال‌ مطلق‌ گردد؛ چه‌ اینکه‌ عروج‌ و تعالی‌ مرد، به‌ عنوان‌ مظهر جلال‌ رحمانی‌ و جلوهء عقل‌ الهی‌، به‌ دلالت‌ روایی‌ «اَلْعَقْل‌ُ رَقِی‌ٌّ اِلی‌'عِلِّیّین‌َ» به‌ سوی‌ فردوس‌ لقا می‌باشد و در این‌ سیر معنوی‌، براق‌ تیز رو و مرکب ‌آسمانی‌اش‌، به‌ اشارت‌ نبوی‌ «الشَّوق‌ُ مَرْکَبِی‌»، جاذبهء‌ صورت‌ و سیرت‌ این‌ جلوهء جمال‌رحیمی‌ و جذبهء‌ شوق‌انگیز عشق‌ است‌.

در تمثیل‌، وجود زن‌، بسان‌ تودهء رقیق‌ و بی‌دود مواد مذاب‌ در ژرفای‌ زمین‌ است‌ که‌ به‌ واسطهء ظهور در ظلمتکده‌ ملک‌ و آمیختگی‌ با خار و خاشاک‌ سطح‌ زمین‌ به‌ تیرگی‌ گراییده‌، وجود شفاف‌ و مطهرش‌، دودآلود می‌گردد. از این‌رو، به‌ هدایت‌ «ان‌َّ الْمَرْأَة‌َ خُلِقَت‌ْ مِن‌َ الرَّجُل‌ِوَ اِنَّما هِمَّتُها فِی‌ الرِّجال‌ِ فَأَحِبُّوا نِسائَکُم‌ْ؛ به‌ درستی ‌که‌ زن‌ از مرد خلق‌ شد و همانا همتش‌ در مردان‌ است‌، پس‌ زنانتان‌ را دوست‌ بدارید» سزاوار است‌ همواره‌ مرد، با نفحهء‌ رحمانی‌ و نسیم‌ حیات‌بخش‌ عشق‌ روحانی‌، در شعلهء‌ تیره‌گون‌ وجود زن‌ بدمد و پیوسته‌ بر شعله‌های ‌او بیفزاید تا از یک‌ سو، زن‌ را از آلودگی‌ به‌ کثرات‌ پاک‌ نموده‌ و شعلهء وجودش‌ را در عالم‌ ملک‌، به‌ نور قدس‌ فاطمی‌ مبدل‌ سازد و از سوی‌ دیگر، خار و خاشاک‌ شرک‌ را به‌ واسطهء‌ حرارت‌ سوزندهء‌ چنین‌ عشق‌ پاکی‌ از زمین‌ وجود خویش‌ زدوده‌ و در پرتو انوار عالم‌افروزش‌، راه‌ تکامل‌ و تعالی‌ را بپیماید.

اما چنانچه‌ مرد، به‌ جای‌ دمیدن‌ نسیم‌ روح‌نواز عشق‌، او را در غفلت‌ کثرات‌ و تیرگی ‌تمنیات‌ رها کند و به‌ آلایش‌ نفسانی‌ (ماءٍ مَهین‌ٍ) دچار سازد، نه‌ تنها از فروغ‌ جهان‌تاب‌ او کاسته‌ و شعلهء‌ وجودش‌ را به‌ خاموشی‌ می‌کشاند، بلکه‌ خود را نیز در بیابان‌ تفتیدهء‌ دنیا به ‌تباهی‌ کشانده‌ و چراغ‌ هدایتگر عقل‌ الهی‌اش‌ را به‌ خاموشی‌ گرفتار می‌نماید که‌: «مَن‌ْاسْتَمْتَع‌َ بِالنِّسا´ءِ فَسَدَ عَقْلُه‌ُ؛ کسی‌ که‌ از زنان‌ کامجویی‌ نماید، عقلش‌ تباه‌ می‌گردد».

نغمهء‌ «بِالرِّجال‌ِ تُحْیَا النِّساءُ» بیانگر این‌ معناست‌ که‌ حیات‌ زن‌ توسط‌ مرد حاصل‌می‌گردد؛ زندگانی‌ و حیاتی‌ که‌ به‌ بیان‌ «لا'حَیاة‌َ اِلاّ' بِالدِّین‌ِ» چون‌ نسیم‌ روح‌بخش‌ بهشتی‌ ازگلشن‌ با طراوت‌ دین‌ برمی‌خیزد و بر قلوب‌ شیفتهء‌ محبت‌ وزیدن‌ می‌گیرد و به‌ صراحت‌روایی‌ «اَلدّین‌ُ هُوَ الْحُب‌ُّ وَ الحُب‌ُّ هُوَ الدّین‌ُ» جز حقیقت‌ حب‌ و عشق‌ خالصانه‌ نمی‌باشد.

القای‌ چنین‌ عشقی‌ به‌ زنان‌ بر عهدهء‌ مرد نهاده‌ شده‌؛ چرا که‌ وجود زن‌ جلوهء‌ لطیف‌ قدسی‌ و ریحانهء‌ دلنواز بهشتی‌ است‌ که‌ کوچک‌ترین‌ بی‌مهری‌ و بی‌توجهی‌ مرد به‌ او، موجبات‌ رنجش‌ باطنی‌ و روی‌گردانی‌ قلبی‌اش‌ را فراهم‌ می‌آورد و به‌ تصریح‌ «کُل‌ُّ نِسائِکُم‌ْ اِماءُ اللّه‌ِ» کنیز زیباروی‌ الهی‌ و جمال‌ پرده‌نشین‌ رحیمی‌ است‌ که‌ کم‌ترین‌ بی‌محبتی‌ و بی‌صداقتی‌ نسبت‌ به‌ او، حجاب‌ شرک‌ را بر رخسارهء آسمانی‌اش‌ می‌افکند و غفلت‌ مرد در صیانت‌ عاشقانه‌ از او، سبب‌ آلودگی‌ این‌ گوهر درخشان‌ صدف‌ غیب‌ می‌گردد؛ چنان‌ که ‌رسول‌اکرم‌(ص‌) مرد را از بی‌توجهی‌ و بی‌محبتی‌ به‌ زن‌ برحذر داشته‌ و اهمیت‌ عشق ‌صادقانه‌ و رفتار عارفانه‌ نسبت‌ به‌ او را این‌گونه‌ تبیین‌ فرموده‌ است‌: «برادرم‌ جبرئیل‌، مرا خبر داد و پیوسته‌ سفارش‌ زنان‌ را نمود، تا حدی‌ که‌ گمان‌ کردم‌ برای‌ شوهر جایز نیست‌ که‌ به‌ زنش‌ اف‌ بگوید».

مأوای‌ ولایی‌ مرد مومن‌، بسان‌ «کورهء بلورسازی‌« است‌ که‌ به‌ سبب‌ بهره‌مندی‌ ازشعله‌های‌ سوزنده‌ و بی‌دود، در آن‌ به‌ ساختن‌ ظروف‌ بلورین‌ زیبا مبادرت‌ می‌ورزد. و خود نیز بسان‌ ابراهیم‌ خلیل‌(ع‌) به‌ واسطهء‌ معارف‌ رحمانی‌، در شعله‌های‌ عشق‌ روحانی‌، از هرگونه‌ آلایش‌ کفر و شرک‌ مبرا گردیده‌، به‌ منزلت‌ فنا از کثرات‌ ملکی‌ و بقا به‌ وحدت ‌ربوبی‌ نایل‌ می‌شود و ثمرات‌ شفاف‌ بلورین‌ همچون‌ اسماعیل‌(ع‌) را به‌ بار می‌نشاند.

و این‌گونه‌، مأوای‌ سرشار از صداقت‌ و محبت‌، و مشحون‌ از معارف‌ و اذکار رحمانی‌ مومن‌ صاحبدل‌، جنة ‌الماوای‌ نفحات‌ حب‌ّ نورانی‌ و دارالسلام‌ صیانت‌ معنوی‌ زن‌ از آلودگی‌ شهوات‌ حیوانی‌ می‌باشد و در دامان‌ تطهیرشدهء‌ چنین‌ زن‌ خوش‌سیرتی‌، فرزندان ‌روشن ‌ضمیری‌ تربیت‌ می‌شوند که‌ قلب‌ مصفایشان‌ جام‌ جهان‌نمای‌ عشق‌ غیبی‌ گشته‌، نور قدس‌ رحیمی‌ در آن‌ جلوه‌ می‌یابد. در پرتو ذکر عارفانه‌ و تسبیح‌ عاشقانه‌ به‌ رب‌ّ است‌ که ‌در چنین‌ خانه‌هایی‌، هیچ‌گونه‌ غفلت‌ نفسانی‌ و تیرگی‌ شیطانی‌ راه‌ ندارد که‌ (فی‌ بُیُوت‌ٍ أَذِن‌َاللّه‌ُ أَن‌ْ تُرْفَع‌َ وَ یُذْکَرَ فیهَا اسْمُه‌ُ یُسَبِّح‌ُ لَه‌ُ فیها بِالْغُدُوِّ وَالْا´صال‌ِ)؛ «در خانه‌هایی‌ که‌ خداوند رخصت‌ داده‌ که‌ آنجا رفعت‌ یابد و در آن‌ ذکر نام‌ خدا شود و صبح‌ و شام‌ تسبیح‌ او گویند».

اما حریم‌ مرد غافل‌ و بی‌نصیب‌ از معارف‌ الهی‌، همانند «کورهء‌ سفالگری‌« است‌ که‌چون‌ ظروف‌ گلی‌ را در معرض‌ حرارت‌ کوره‌ قرار دهند، سفالهای‌ گوناگون‌ مکدر را نتیجه ‌می‌بخشد. و بدین‌ ترتیب‌، مأوای‌ زندگانی‌ مرد غفلت‌ پیشه‌ که‌ به‌ اشارت‌ قرآنی‌ (فَتِلْک‌َبُیُوتِهِم‌ْ خاوِیَة‌ٌ بِما ظَلَمُوا) از ترنم‌ اذکار ولایی‌ مهجور و از طراوت‌ عشق‌ روحانی‌ محروم ‌است‌، موجبات‌ گرفتاری‌ زن‌ را در لذّات‌ زودگذر و کثرات‌ غفلت‌زای‌ دنیایی‌ فراهم ‌می‌آورد و آن‌گاه‌ در دامان‌ آلودهء‌ چنین‌ زنی‌، فرزندان‌ بدسیرتی‌ به‌ بار می‌نشیند که‌ قلب‌زنگار گرفتهء ‌شان‌ در عالم‌ ملک‌ به‌ زر و زیور ناسوتی‌ فریفته‌ شده‌ و از انوار رحمانی‌ و تجلیات‌ وجه‌ رحیمی‌ محروم‌ می‌باشد.

استاد یعقوب قمری شریف آبادی، اسوهء طائران فردوس و نماد ساحران دوزخ (برگرفته از کتاب زن طائر فردوس یا ساحر دوزخ)



بازگشت ...




مرتبط باموضوع :

 دریای درد  [ يكشنبه، 2 آذر ماه، 1393 ] 1478 مشاهده
 زندگی یعنی امید  [ يكشنبه، 2 آذر ماه، 1393 ] 1412 مشاهده
 مگر خدا نبود!!  [ يكشنبه، 2 آذر ماه، 1393 ] 1053 مشاهده
 How to know if you have been benefitted from the book  [ يكشنبه، 2 آذر ماه، 1393 ] 916 مشاهده
 فجر آسمانی در قیام حسینی(ع)  [ يكشنبه، 2 آذر ماه، 1393 ] 1041 مشاهده

 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نام شما (ضروری): 
ایمیل شما (ضروری): 
نظر:
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]

بازدیدکنندگان غیر عضو حق ارسال نظر و پیشنهاد در مورد مطالب این سایت ندارند .
برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید .